هدایت شده از سرچشمه نور
10.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به جرم تسلیم نشدن یک ملت درمقابل تمایل مستکبرانه قدرت های جهانی، این ملت محکوم می شود که به شدت باآن مبارزه شود؛ با همه ابزارها ازجمله ابزارهنری.
سازمان سیا بخش هنری دارد. فیلم هایی که بعداز انقلاب علیه ما و شیعه و اسلام و... درست کردند.
ایا هیچ تکلیف مردمی وجود ندارد؟
این توقعیست به طور طبیعی از هرهنرمندی.
چطوریک هنرمند می تواند نسبت به این قضیه بی تفاوت بماند؟!
#قطره166
#بیانات_نورانی
#هنر_از_دیدگاه_مقام_معظم_رهبری
https://eitaa.com/joinchat/1473380440Cb2e7adf8ca
11.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥۱۴سال پیش آقا چه پیش بینی دقیقی در مورد این روزها و فناوری کردند و چه جفا کردند آنها که شنیدند این دستورات صریح نایب امام زمان عج را اما کمترین اقدامی نکردند.....
#حوزه
#دانشگاه
#مدرسه
#آموزش_مجازی
﷽؛اینجا با هم یاد میگیریم. با هم ریشه می کنیم. با هم ساقه می زنیم و برگ می دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس.
نشانی باغ🔻
https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741
نمایشگاه باغ🔻
https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
#داستان_کوتاه
#هدیه
#براساس خاطرهای واقعی
با چشمانی نمدار، نگاهم کرد.
لبخندی به رویش زدم و پلکهایم را باز و بسته کردم.
به معنای" خیالت راحت باشد."
سرعتش را کم کرد که کنارش قرار بگیرم.
فرزند کوچکش را به سینه چسباند.
قدمهایش را تند میکرد تا از همسرم عقب نماند؛ ولی وقتی میدید من پا به پای بچه کوچک، نمیتوانم به آنها برسم. با نگرانی میایستاد و نگاهم میکرد.
تیلههای رنگی زیبایش، میان دریای سفید و مواج
چشمانش، این سو و آن سو میدوید.
لبخند و نگاه توام با آرامش من هم چاره کارش نبود.
نگرانی و ترس در جوار امام رئوف برایم معنا نداشت. اما درکش میکردم.
وقتی که مسئول امور گمشدگان که از آشنایانمان بود، او را به ما سپرد تا به هتلش برسانیم، خوشحال بودم که برای زائر امام رضا کاری میکنیم.
اما در طول مسیر ترس و نگرانی لحظهای رهایش نکرد.
بدبختی آنجا بود که زبانش را نمیفهمیدم.
زنی جوان و زیبا با چشمان رنگی از سرزمین ترکنشین تبریز، همراه طفلی چندماهه که به آغوش داشت.
آدرسی از هتلش نداشت، جز نام هتل.
که همنام هتل ما بود.
نزدیک هتل که شدیم وحشتزده، عقب عقب رفت.
درکش میکردم، زنی که بیاجازه همسرش و به ذوق زیارت بیرون زده و حالا هیچ آدرسی ندارد.
دستش را گرفتم و نوازش کردم.
-نگران نباش عزیزم، حتما هتلتون رو پیدا میکنیم.
قفسه سینهاش بالا و پایین میرفت و اشکش سرازیر شد.
دوباره راه افتادیم. کوچه به کوچه و هتل به هتل.
پرسان، پرسان.
تا بالاخره بعد از ساعتی چرخیدن در کوچههای تنگ و باریک هتلش را پیدا کردیم.
وقتی جلوی هتلش رسیدیم، مثل پرندهای که از قفس رها شده، بدون خداحافظی داخل رفت.
کلیدش را گرفت و به سمت اتاقش دوید.
اشک شوق در چشمانم حلقه زد. همسرم با متصدی هتل کمی صحبت کرد. وقتی مطمین شدیم که به خانوادهاش رسیده، برگشتیم.
شب آخری بود که مشهد بودیم.
تصمیم گرفتم تا نیمه شب، حرم بمانم و استفاده کنم.
گوشهای از صحن زیر قپه آقا ایستادم و بدون توجه به شلوغی جمعیت و دعوا سر جلو رفتن، با آقا درد دل میکردم.
اشکم سرازیر بود و لبم به ذکر و دعا باز.
در میان جمعیتی که دور ضریح میچرخیدند و شلوغ میکردند، ناگهان دیدم زنی با لبی خندان، به سمتم آمد. از پشت پرده اشک، درست نمیدیدمش. نزدیکتر شد و با آن چشمان رنگی و زیبایش، که دیگر نشانی از ترس و نگرانی درش نبود، خیره نگاهم کرد.
هنوز در حال و هوای خودم بودم که شروع کرد به بوسیدن و دعا کردنم.
چند لحظه طول کشید تا فهمیدم او کیست.
با زبان شیرین ترکی، کلی دعایم کرد و بابت آن روز تشکر کرد.
خدا میداند که چه حال خوشی پیدا کردم.
گویی امام رئوف صدایم را شنیده و دعایم را مستجاب کرده. مثل یک هدیه بود. هدیهای از طرف امام مهربانیها.
خدایا شکرت.
فرجام پور
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ترجمه آیه الکرسی به صورت شعر!
﷽؛اینجا با هم یاد میگیریم. با هم ریشه می کنیم. با هم ساقه می زنیم و برگ می دهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس.
نشانی باغ🔻
https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741
نمایشگاه باغ🔻
https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
😲https://eitaa.com/PatuqBasiji
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
ترجمه آیه الکرسی به صورت شعر! ﷽؛اینجا با هم یاد میگیریم. با هم ریشه می کنیم. با هم ساقه می زنیم و بر
شعر آیت الکرسی
سر آغاز گفتار نام خداست که رحمت گر و مهربان خلق راست
نباشد جز الله پروردگار که زندست و پاینده آن کردگار
نگیرد خدا راکسالت فرا نه هرگز به خواب اندر آید خدا
زمین و سماوات از آن اوست همه ملک گیتی به فرمان اوست
چه کس راست در پیش یزدان سزا شفاعت کند جز به اذن خدا ؟
ز روز ازل تا به شام ابد بداند همه چیز ا ز خوب و بد
به چیزی زعلم یگانه اله احاطه ندارد کسی هیچگاه
جزآنچه بخواهدخدای نکو که مردم بدانند از علم او
بود وسعت علم او بیکران فراتر ز ارض است و هفت آسمان
ندارد براو زحمتی حفظشان علی و عظیم است آن بی نشان
در آئین حق نیست اجبار و زور شده آشکارا ضلالت ز نور
پس آنکس که از سرکشی دست شست بگرد ید مومن به ایزد درست
زده دست بر رشته ای استوار که همواره دارد ثبات و قرار
گسستن نباشدچنان رشته را سمیع و علیم است حقا خدا
خداوندبا مومنین است یار بود یاور مومنان کردگار
کند مومنان را ز ظلمت برون سوی روشنائی شود رهنمون
کسانی که گشتند کافر به دین خدا بود دیو و شیطانشان همنشین
که خارج نمایدکسان را ز نور در اندازد ایشان به ظلمات دور
از اصحاب نارند ایشان تمام بسوزند در آتش آن مدام
ترجمه شعراز :امید مجد
💎•﴿ باغ انار ﴾•💎
ترجمه آیه الکرسی به صورت شعر! ﷽؛اینجا با هم یاد میگیریم. با هم ریشه می کنیم. با هم ساقه می زنیم و بر
ترجمه منظوم از فردوسی نیست..بلکه از آقای امید مجد است. سپاس از دوستی که تذکر دادند و ما را از جهل بیرون آوردند.
لطفاً نپردازید!
«پرداختن» و خانوادهاش مثل خوره به جان نوشتار فارسی افتاده است. «پرداختن» در جملههای زیر غلط نیست؛ اما بهشدت زبان را مصنوعی و رباتگونه میکند:
به نجف رفت و در آنجا به تحصیل پرداخت.
«به نجف رفت و در آنجا تحصیل کرد.»
پیش از آنکه به اصل مطلب بپردازیم، لازم است مقدمهای را از نظر بگذرانیم.
«پیش از ورود به اصل مطلب، لازم است مقدمهای را از نظر بگذرانیم.»
پرداختن به این مسئله، به دانش بسیاری نیاز دارد.
«حل این مسئله، به دانش بسیاری نیاز دارد.»
برای اینکه مردم به جاسوسی علیه یکدیگر نپردازند، باید فرهنگسازی کرد.
«برای اینکه مردم علیه یکدیگر جاسوسی نکنند، باید فرهنگسازی کرد.»
در آینده به این موضوع نیز خواهیم پرداخت.
«در آینده دربارۀ این موضوع، بیشتر سخن خواهیم گفت.»
نخست به ذکر این نکته میپردازم که...
«نخست یادآور میشوم که...»
موسی(ع) از فرعون خواست به تزکیه و خودسازی بپردازد.
«موسی(ع) از فرعون خواست که خود را پاک و تزکیه کند.»
در سالهای پایانی عمر به استراحت پرداخت.
«در سالهای پایانی عمر استراحت کرد.»
انگیزۀ ما از طرح مسئلۀ اختیار، پرداختن به فواید و آثار آن نیست؛ بلکه میخواهیم جایگاه حقوقی آن را بررسی کنیم.
«انگیزۀ ما از طرح مسئلۀ اختیار، شمردن فواید و آثار آن نیست؛ بلکه میخواهیم جایگاه حقوقی آن را بررسی کنیم.»
شبها به رازونیاز با خدا میپرداخت.
«شبها با خدا رازونیاز میکرد.»
خدا دوست دارد بندگانش از روی میل و اقبال قلبی، به عبادت و بندگی او بپردازند.
«خدا دوست دارد بندگانش از روی میل و اقبال قلبی، او را بندگی کنند.»
او در کتابهای خود به مبارزه با این جریان خزنده پرداخته و به موفقیتهای مهمی رسیده است.
«او در کتابهای خود با این جریان خزنده مبارزه کرده و به موفقیتهای مهمی رسیده است.»
فرشتگان الهی به اذن پروردگار به تدبیر امور هستی میپردازند.
«فرشتگان الهی به اذن پروردگار، امور هستی را تدبیر میکنند.»
بیایید به نجات جان و اموال مردم بپردازیم.
«بیاید برای نجات جان و اموال مردم بکوشیم.»
رضا بابایی
fb.com/reza.babaei.1253?fref=nf
#کلیشه #دقتورزی_معنایی #پرداختن
@virastaran @heydarisani