سفیدبرفی در داستان اصلی انتقام میگیرد
سفیدبرفی و هفت کوتوله از سال ۱۹۳۷ نسلهای متوالی را با سیبهای سمی و آینههای جادویی سرگرم کرده است. دیزنی در ساخت این انیمیشن به غیر از خون و خونریزی، نسبتاً به افسانه اصلی برادران گریم وفادار ماند.
در هر دو نسخه، ملکه شیطان شدیدا به زیبایی سفیدبرفی حسادت میکند. با این حال، دیزنی هرگز به چهار سوءقصد ناموفق برای ترور شاهزاده خانم اشاره نکرد. سفیدبرفی با خوشی به پایان رسید، اما نه بدون انتقامی درخور. ساخته دیزنی با نجات شاهزاده اسنو به پایان میرسد، اما داستان گریم با انتقام گرفتن از ملکه شیطان به پایان میرسد.
ولی وجدانا
سفید برفی تحفه ای نبود
ملکهه به کدوم زیباییش حسودی میکرد؟؟؟؟؟
صحنهای که در تابلوی شب پرستاره (۱۸۸۹) به تصویر کشیده شده، منظرهای است که ونگوگ از اتاق خود در بیمارستان روانی سنت پل میدید، بیمارستانی که این نقاش به دنبال فروپاشی روانی خود در دسامبر سال ۱۸۸۸ که گوش خود را برید، به طور داوطلبانه در آن بستری شد.
منظرهای که در این تابلو میبینید از پنجره شرقی اتاق ونگوگ در شهر سنت رمی دو پراوینس فرانسه کشیده شده است اما روستای موجود در تابلو زاده تصورات این نقاش معروف هلندی است.
درخشانترین ستاره در مرکز این تابلو نیز ونوس (ستاره صبح) است که در زمان کشیدن تابلو قابل رویت بود.
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
صحنهای که در تابلوی شب پرستاره (۱۸۸۹) به تصویر کشیده شده، منظرهای است که ونگوگ از اتاق خود در بیما
یادتونهههههه
من اینارو گفته بودم قبلا بتووووووون
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
صحنهای که در تابلوی شب پرستاره (۱۸۸۹) به تصویر کشیده شده، منظرهای است که ونگوگ از اتاق خود در بیما
و اونایی که خیلی وقته باهامونن میدونن ونگوگ چرا گوششو برید 🙂
همش بخاطر یه عشق ناکام بود...
یه عشق شاید شیطانی؟
دختره ی... استغفرالله
هدایت شده از °•𝓮𝓾𝓹𝓱𝓸𝓻𝓲𝓪•°
یک حمایت بزرگ از ما داشته باشید ۴۰۰رد کنیم🙂✨