حسرت خوردن با حسرت گذشته رو خوردن فرق داره!
توی این بخش من قراره از حسرت گذشته بگم•-•
اول از همه این رو باید بدونید که همهی انسان ها براشون پیش اومده که به "ای کاش" ها فکر کنن و این مختص یک فرد خاص -که شما باشید- نیست خوشگلا!
اما وقتی این حسرت طولانی و تکراری بشه، میتونه آسیبزا باشه TT
مثلا حتی از کار های فعلی هم بندازدت که باعث میشه در آینده حسرت این لحظه رو بخوری.
بزار شفاف تر بگم...
①فرسودگی ذهنی (نشخوار فکری)
وقتی مدام به گذشته فکر میکنیم، مغز وارد چرخهی تکراری تحلیل و سرزنش خود یا حتی بقیه میشه.
این نشخوار فکری(Over-think) میتونه باعثِ...:
تمرکز کم بشه
تصمیمگیری سختتر بشه
انرژی ذهنی تحلیل بره
در واقع ذهنت در گذشته قفل میکنه و برای حال و آینده ظرفیت کمتری میمونه.
②افزایش اضطراب و افسردگی :(
تحقیقات روانشناسی نشون داده ارتباط مستقیمی بین فکر پی در پی به اشتباهات گذشته و علائم افسردگی
وجود داره!
چون معمولاً وقتی حسرت میخوریم همچبن چیزهایی میگیم:
من خراب کردم،من گند زدم ،اگه اون کار رو میکردم،اگه اون اتفاق میوفتاد،اگه اون حرف رو نمیزدم و...
این فکر های عزت نفس رو کم میکنه باعث میشه شما فکر کنی شایسته نیستی کم کاری کردی یا مشکل کاملا تقصیر تو و همچین چیزایی.
③کاهش اعتماد به نفس🦢
اگر اشتباهات گذشته رو به عنوان «هویت خودت» ببینی نه «تجربه»، کمکم باور میکنی "من ناکافیم همیشه اشتباه میکنم لایق خوشبختی و خوشحالی نیستم هر چی سرم میاد حقمه نباید دیگه بجنگم با سختی هام چون بدتر خراب میکنم"
در حالی که اشتباه کردن و پند گرفتن ازش بخشی از رشده و باعث پیشرفتت میشه .
④از دست دادن فرصتهای حال🥀
همونطور که بالاتر هم بهتون گفتم خوشگلا
شما وقتی توجهتون روی گذشتهست فرصتهای الان رو نمیبینی
تصمیمهای جدید رو با استرس و ترس میگیری یا اصلا نمیتونی تصمیم بگیری ، ریسک پذیریت کم میشه و فرصت های فوق العاده ای رو ممکنه از کف بدی ،
و در نتیجه، حسرتِ جدید تولید میشه!
⑤تأثیر روی روابط👭
آدمی که در گذشته گیر کرده کمتر حضور عاطفی داره، بیشتر مقایسه میکنه خودش رو، ممکنه اعتماد به نفس نداشته باشه، ممکنه حتی گاهی به خاطر نشخوار فکری ش به یک سری سو تفاهم ها خیلی جدی دامن بزنه ،ممکنه خشم یا پشیمونی دفن شده توی وجودش رو وارد رابطه کنه و ... که همه اینا آسیب زاست حتی اگه گاهی ناخودآگاه باشن در صورتی که ریشه در یک رویدادی دارن که میتونسته یه زمان توی ابتدای راه کنترل بشن!.
حالا چه کار کنیم که از این فکر های بد و منفی دور شیم؟؟؟..
①مطلق نبین،جمله بندی رو عوض کن!
تکنیک: وقتی تو ذهنت میاد که من گند زدم ، اولش یه 'ذهنم میگه' بزار.
"الان ذهنم میگه من خراب کردم" خب ذهنت میتونه اشتباه کنه این جمله بندی باعث میشه شک کنی که آیا واقعا همینه یا فکر میکنم اینطوریه و شاید مطلقا این اتفاق یک پوینت منفی نیست!
②زمانبندی🕰
شاید نتونی بگی من کلا روی این مبحث فکر نمیکنم ولی میتونی بگی اوکی من الان این کار رو دارم ساعت ۶ میام راجع بهش فکر میکنم! یا فقط ۱۰ دقیقه راجع بهش فکر میکنم! و بعد از اون stop!
اینطوری مغز یاد میگیره که دائماً نشخوار نکنه.
③یه نتیجه ازش بگیر
چه اتفاقی افتاد؟
من چی یاد گرفتم؟
اگر دوباره پیش بیاد، چی متفاوت انجام میدم؟
چه کاری رو دوباره میکنم چه کاری رو اصلا نمیکنم؟
(ولی شروع نکنید به دعوای فکری ساختگی توی مغزتون!!!!!!!)
فقط یه درس بگیرید و تمام!
④نفس عمیق
آره واقعا نفس عمیق چون گاهی افکار منفی به خاطر حس بد لحظه ای ،استرس،خشم یا ناراحتی ن
تمرین ۳ دقیقهای:
۴ ثانیه دم
۴ ثانیه نگه دار
۶ ثانیه بازدم
۱۰ بار تکرار
بازدم طولانیتر، سیستم عصبی رو آروم میکنه!!
⑤یک موفقیت یا هدف کوچک که حس خوب بهت بده!
گذشته تغییر نمیکنه ولی یه قدم کوچیک امروز میتونه آینده رو عوض کنه
پس نگاه کن ببین تو امروزت چه کارهای مفیدی میتونی انجام بد
میتونی قبل خواب کارهای مفیدت رو لیست کنی برای خودت🤲🏻
اینا احتمالا حال ترو خوب میکنن...
حتی یه تماس ساده ، یادگیری یه مهارت کوچیک ، یه عذرخواهی ، یه شروع جدید!
⑥از بیرون به قضیه نگاه کن🌆
اگر بهترین دوستت یا یه فرد عزیز برات همون اشتباه رو میکرد،باهاش چطور حرف میزدی و رفتار میکردی یا چه توصیه هایی بهش میکردی؟
معمولاً ما با خودمون بیرحمتر از دیگرانیم:)
امیدوارم به کارتون بیاد
یادتون باشه حسرت یعنی تو الان آگاهتر شدی. اگه اون موقع اونجور تصمیم گرفتی، با همون سطح آگاهی و شرایطت بهترین انتخاب ممکن رو کردی(امیدوارم) پس حالا با خودت جنگ نکن بابتش
دیگه گذشته!
بوس بوس
Love yourself!!
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
HEY GIRL, RIGHT NOW IS THE BEST TIME TO REACH YOUR GOALS, SO PUSH YOURSELF BEFORE "GOOD MORNING!!"
🪀دیسیپلین یعنی: «انجام دادنِ کاری که باید انجام بدی، حتی وقتی اصلاً حال و حوصلهاش رو نداری!» 🤨
.
🪀فرض کن قراره فردا صبح ساعت ۷ بیدار شی تا ورزش کنی یا درس بخونی.
- حالت عادی: وقتی زنگ ساعت میخوره، با خودت میگی «ای بابا، چقدر خوابم میاد، بذار نیم ساعت دیگه بخوابم، الان که بیدار شدم حال ندارم...» و تهش نمیشی. (این یعنی نبودِ دیسیپلین).
- حالت دیسیپلیندار: وقتی زنگ میخوره، با اینکه هنوز چشمات سنگینه و دوست داری تو بغل پتو مچاله بشی، ولی با خودش میگی «نه، من قرار گذاشتم ۷ بیدار شم، پس الان بلند میشم.» (این یعنی دیسیپلین).
.
دیسیپلین یعنی برنده شدنِ «عقل و اراده» از «احساس و تنبلی». 🧠💪
.
🪀۱. تکرار، نه انفجار: دیسیپلین یعنی یه کارِ کوچیک رو هر روز انجام بدی، نه اینکه یه روز ۱۰ ساعت درس بخونی و بعد یه هفته کلاً بیخیال بشی. دیسیپلین یعنی «تداوم».
.
۲. کنترلِ خودت روی خودت: یعنی تو باشی رئیسِ خودت، نه اون حسِ تنبلی یا اون میلِ لحظهای به چرخیدن توی اینستاگرام.
.
🪀۳. سازگاری با برنامه: یعنی اگه یه روز حالت بد بود یا بارون میاومد، باز هم اون حداقلِ کاری که با خودت قرار گذاشتی رو انجام بدی.
.
🪀یه نکتهی خیلی مهم برای تو:
خیلیها فکر میکنن دیسیپلین یعنی سختگیریِ زیاد و شکنجه دادنِ خود. اما حقیقت اینه که دیسیپلینِ واقعی، به تو آزادی میده!
چطوری؟ وقتی دیسیپلین داشته باشی، کارات رو سر وقت انجام میدی، استرست کم میشه، حسِ گناه که «چرا امروز هیچی کار نکردم» از بین میره و اونوقت میتونی با خیال راحت و بدون نگرانی، واقعاً استراحت کنی. 😊
.
🪀پس دیسیپلین یعنی ساختنِ یه «نسخهی قویتر» از خودت که میتونه به قول خودش برسه.
.
تا یه پست دیگه بای بای