اعتراضِ معیشتی، وقتی از دل مردم میآید، زبانش روشن است: نان، کار، کرامت. اما آنچه امروز در بخشی از خیابانها میبینیم، دیگر اعتراض نیست؛مصادره اعتراض مردم است. ماجرا از جایی منحرف شد که پس از شکلگیری مطالبات اقتصادی، عناصر نفوذیِ منافقین، ضدانقلاب و سرویسهای جاسوسیِ غربی و اسرائیلی مثل همیشه وارد میدان شدند؛ نه با مطالبه، بلکه با سلاح سرد و گرم، با تخریب، آتشزدن و بستن خیابان و تبدیل فضای مطالبهگری به میدان جنگ. در همین نقطه، یک قشر آشنا هم به صف مدعیان اضافه میشود: مرفهانِ بیدرد. سلبریتیهای سینمایی و فوتبالی، مدیران سابق و چهرههایی که سالهاست از واقعیت زندگی مردم جدا افتادهاند؛ کسانی که نه صف نان دیدهاند، نه شب با استرس اجاره خوابیدهاند و نه تورم را با گوشت و استخوان لمس کردهاند. اینها از خارج کشور یا از خانههای امن، با چند استوری و توییت «آتشبیار معرکه» میشوند.علی کریمی، گلشیفته فراهانی، اشکان خطیبی و امثال اینها نه خودشان پای هزینه میایستند و نه یک روز کنار مردم در خیابان بودهاند، اما جوانِ مردم را هل میدهند وسط خطر و بعد با ژست انساندوستی میپرسند: «چرا برخورد میکنید؟» هیچکدامشان اما جواب یک سؤال ساده را نمیدهند: این چه اعتراضی است که با سلاح گرم همراه میشود؟ کجای دنیاست که بستن خیابان، تخریب و حمله مسلحانه اسمش شود «صدای مردم»؟ بیایید مسیر بحث را دقیق کنیم. گاهی میگویند «در انقلاب ۵۷ هم انقلابیون اسلحه داشتند»، اما این قیاس غلط است و صورت مسئله را عوض میکند. بحث این نیست که تاریخ چه بوده؛ بحث این است که امروز، اگر چیزی اسمش اعتراض است، از لحظهای که دست به اسلحه برده میشود، دیگر اعتراض نیست.
از همان لحظهای که اسلحه وارد میدان میشود، امنیت عمومی مختل میگردد و جان مردم عادی و مأموران به خطر میافتد، طرف حساب دیگر «معترض» نیست؛مخل امنیت عمومی است. این قاعده، جهانی است. در هیچ جای دنیا؛ نه اروپا، نه آمریکا، اعتراضِ مسلحانه تحمل نمیشود. پاسخ، سریع، قاطع و بدون تعارف است؛ نه سلبریتی مصونیت میآورد، نه موج رسانهای و نه اشک تمساح حقوق بشری. نکته مهمتر آنکه بسیاری از همین آتشبیارهای امروز، دیروز در کمپینهای انتخاباتیِ سیاسیون خودشان را خرج کردند؛ برای قدرت، برای دیدهشدن، برای سهم. حاصل همان سیاستها، بخشی از مشکلات اقتصادی امروز مردم است، اما حالا بهجای پذیرش مسئولیت، سوار موج خشم مردم شدهاند. تمایز روشن است و نباید مخدوش شود:اعتراضِ معیشتی حق مردم است، اما آشوب و خشونت مسلحانه تهدید علیه جامعه. اولی برای اصلاح است و دومی برای ویرانی.
امروز، در شرایطی که تهدید خارجی همزمان از بیرون فشار میآورد، بیش از هر زمان به آرامش، عقلانیت و اتحاد درونی نیاز داریم. معترض واقعی کشورش را آتش نمیزند و درد مردم؛ ابزار پروژه بیگانه و جاهطلبی سلبریتیِ خارجنشین نمیشود . اگر واقعاً نگران مردم و ایرانیم، باید صریح و بدون تعارف بگوییم: اعتراض با اسلحه معنا ندارد. با اخلال در امنیت عمومی، برخورد قاطع نهفقط حق، بلکه وظیفه حاکمیت است و فریب جوانِ مردم از خارج، دلسوزی محسوب نمیشود. این حرف توجیه بیعدالتی یا انکار درد مردم نیست؛ دقیقاً دفاع از همان مردمی است که با مشکل معیشت زندگی میکنند و حق اعتراض دارند. اما اعتراض، وقتی به سلاح، تخریب و ناامنکردن خیابان برسد، اولین قربانیاش خود مردم عادیاند، نه سلبریتیِ خارجنشین و نه آتشبیارِ مرفه.حفظ امنیت جامعه شرط اولیهی هر اصلاحی است. هیچ مطالبهای با ناامنکردن زندگی مردم به نتیجه نمیرسد و هیچ کشوری در هیچ جای دنیا ؛آشوب مسلحانه را «اعتراض» نمیداند. دفاع از امنیت مردم، دفاع از آیندهی همین اعتراضاتِ بهحق است، نه بستن چشم بر مشکلات.
#اعتراضات #اغتشاش #جنگ #اقتصاد #دشمن #ایران #سلبریتی
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
بعضیها اپوزیسیون نیستند؛ اخراجیِ قدرتاند. مصطفی تاجزاده سالها در قلب ساختار بود؛ معاون وزیر کشور، رئیس ستاد انتخابات، سرپرست وزارت کشور، مشاور رئیسجمهور، مشاور وزیر علوم. آن روزها همهچیز قانونی بود، قانون اساسی مسئلهای نداشت، ولیفقیه بحران نبود و نظام «اُمالفساد» محسوب نمیشد. اما بهمحض اینکه دستش از قدرت کوتاه شد، همان قانون اساسی شد بنبست، همان نظام شد ریشه همه فسادها و همان ساختار شد عامل تمام بدبختیها. واقعیت این است که اگر امروز این ساختار دچار ضعف، انفعال و ناکارآمدی است، بخش مهمی از آن دقیقاً محصول حضور امثال تاجزاده و جریان فکری اوست؛ کسانی که سالها در بدنه نظام نفوذ کردند، سیاستگذاری کردند، مدیر تربیت کردند و با تصمیمها و مصلحتجوییهایشان ساختار را از درون فرسوده کردند. مشکلی که امروز به آن معترضاند، نتیجه مستقیم همان سالهایی است که خودشان در رأس تصمیمسازی بودند. نهتنها بیرون از این ماجرا نیستند، بلکه جزئی از مسئلهاند.سؤال ساده این است؛ اگر این نظام فاسد بود، چرا سالها پستهایش را درو کردید؟ اگر قانون اساسی معیوب بود، چرا همان قانون شما را تا قلب قدرت بالا کشید؟ این نامش اپوزیسیون شدن نیست؛ «فرار رو به جلو و شانه خالی کردن از مسئولیت تاریخی» است. مسئله این جریان؛ دلسوزی برای مردم یا اصلاحطلبی نیست؛ مسئله این است که وقتی سهمشان از قدرت قطع شد، ناگهان ژست منتقد رادیکال گرفتند. امل خطرناکتر از خود این چهرهها، مخاطبانی هستند که تصور میکنند کسانی که دیروز مجری، طراح و نگهدارنده همین ساختار بودهاند، امروز منجی آزادیاند. اپوزیسیون واقعی از ابتدا هزینه میدهد؛ نه آنکه ساختار را بسازد، تضعیف کند و بعد، بدهیهایش را گردن همان ساختار بیندازد.
#تاجزاده #اعتراضات #آگاهی #جلاد #شهید #ایران #اصلاحات #اغتشاش
🔰 برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
تحلیل تضاد در نارضایتیها: از اقتصاد تا انحراف امنیتی
این روزها فشار اقتصادی، گرونی و تورم، زندگی میلیونها ایرانیاز جمله خود من و اطرافیانم رو تحتتأثیر قرار داده. اعتراض به این شرایط و عاملین اون کاملاً حق و منطقیه؛ اما مسیری که بعضیها دارن سعی میکنن این اعتراض رو به سمتش ببرن، نهتنها راهحل نیست، بلکه میتونه مثل دفعه های قبلی به تضعیف امنیت ملی ختم بشه . مشکل دقیقاً از جایی شروع میشه که نارضایتی بهحق اقتصادی، توسط جریانهای فرصتطلب داخلی و خارجی، از مسیر اصلیش منحرف میشه و تبدیل میشه به ابزار بحرانسازی.من دو تا مصداق خیلی روشن از این انحراف میبینم: ۱. رفتارهای خشونتآمیز و امنیتی:حمله به فروشگاههای غذایی و آسیب به اموال مردم ،بوق زدن نصف شب جلوی بیمارستان، حمله به فرمانداری و پاسگاه، پرتاب نارنجک به داخل اونها و ایجاد ناامنی گسترده در مناطق غربی کشور دقیقاً کدوم مشکل معیشتی و اقتصادی رو حل میکنه ؟ جز ایجاد ناامنی برای مردم و به خطر انداختن جان و مالشون، چه خروجیای داره؟ این اسمش اعتراض سازنده نیست، اقدام علیه امنیت و هیجانات مخربه.۲. شعارهای متناقض و بیپایه تاریخی: عجیبتر اینجاست که گفتمان از «گرونی و فساد» یهو میرسه به «پهلوی برگرده».واقعاً این شعار بر چه مبنای تاریخی یا عقلانیه؟اگه دوره پهلوی واقعاً دوره طلایی رفاه و آزادی بود، پس چرا سال ۵۷ یک انقلاب سراسری علیه همون نظام شکل گرفت؟ و تناقض بزرگتر اینه که اگر بعضیها( اونایی که تاریخ نمیخونن و کاری با نظر متخصصین ندارن)معتقدن آمریکا پشت انقلاب علیه محمدرضا بود، چرا امروز همین جریانها دارن به سمت همون آمریکاییها و حامیان خارجیشون سر تعظیم فرود میارن و سجده میکنن؟
این تناقضها نشون میده که این شعارها نه از سر دلسوزی برای مردم، بلکه حاصل بیتوجهی به تاریخ، منطق و منافع ملیه؛ و دقیقاً همون چیزیه که دشمنان این کشور ازش سود بردن و میبرن. در حالی که میبینیم خیلی از کارشناسان اقتصاد، سیاست و روابط بینالملل دارن هشدار میدن که رادیکالکردن فضا فقط به تضعیف امنیت کشور و سوءاستفاده دشمن ختم میشه، اما انگار کسی حاضر نیست به حرف تخصص گوش بده. سؤال من اینه:اگه واقعاً به علم، تخصص و شایستگی باور داریم، چرا گفتمانمون پر از نفرت، فحاشی و هیجانه؟ کشور با این روشها آباد نمیشه. من معتقدم اصلاح، فقط از مسیر مطالبهگری آگاهانه، عقلانی و مسئولانه ممکنه؛ نه با شعارهای توخالی و آدرس غلط دادن، نه با تحریف تاریخ، و نه با بازیکردن تو زمینی که آخرش به ضرر همین مردمه.
#امنیت #اغتشاش #ایران #مردم #دین #دشمن
🔰برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
واقعیت تلخ این روزها را هیچکس نمیتواند انکار کند؛ تصمیمات بد، بیتدبیریهای پیدرپی و اصرار بر سیاستهایی که نفس مردم را بریده است. اقتصاد کشور دیگر فقط بیمار نیست؛ روی تخت شکنجه گرفتار است. سفرهها کوچکتر شده، امید در دلها ته میکشد و صدای اعتراض از دل رنج واقعی مردم برمیخیزد. من بیپرده میگویم: با ادامه این وضع دیگر امیدی به بهبود شرایط در کوتاهمدت ندارم. این خشم قابل فهم است، این اعتراض حق است، اما درست همانجا که خشم به اوج میرسد، عقل باید وسط میدان بیاید. امروز با دشمنی روبهرو هستیم که از این فرسایش روانی لذت میبرد؛ دشمنی که دقیقاً فهمیده نقطه ثقل اقتدار ایران کجاست و تمام توان رسانهای، سیاسی و امنیتیاش را برای نامشروع جلوه دادن رهبری بسیج کرده، چون میداند اگر مردم از محور انسجام جدا شوند، دیگر نیازی به شلیک گلوله نیست و ایران از درون فرسوده میشود. در این میان باید صادق بود: بخشی از اعتراضات برحق، با ورود عناصر و عوامل دشمن به حاشیه رانده شد و هزینههای جانی و مالی جبرانناپذیر و تلخی بر کشور تحمیل کرد؛ هزینههایی که ناخواسته پیام ضعف خطرناکی به بیرون مخابره کرد و امروز نتیجهاش را در صفآرایی آشکارتر دشمن میبینیم. اینجاست که تاریخ دوباره معنا پیدا میکند؛ آنجا که علی(ع) گفت: «فَصَبَرتُ وَ فِی العَینِ قَذًی وَ فِی الحَلقِ شَجا». سکوتش از ترس نبود، از فهم فاجعه تفرقه بود. میدانست اگر امت از هم بپاشد،حق زیر آوار فروپاشی دفن می شود. ما امروز در همان نقطهایم؛ میبینیم، میفهمیم، میسوزیم، اما باید خویشتندار بمانیم. این صبر، عقبنشینی نیست؛ بصیرت است. صبر برای حفظ ریشههاست، تا بتوان درخت را اصلاح کرد، نه آنکه با خشم ریشه را از جا کند. ما ملتی هستیم که در برابر فشار، تحریم و تهدید ایستادهایم و امروز هم، در برابر قدرت نظامی آمریکا و صفبندی ابرقدرتها، راه ذلت را انتخاب نمیکنیم. انسجام ما همان سدی است که دندان قدرتها را میشکند؛ همان نیرویی که نشان میدهد ایران نه با ناو میترسد و نه با تهدید فرو میریزد. اگر ایران بماند، میتوان دولتها را عوض کرد و پاسخ خواست؛ اما اگر ایران فروبپاشد، نه حسابی میماند و نه کسی برای پسگرفتن حق.
#ایران #آمریکا #جنگ #بصیرت #اتحاد #آگاهی #تبیین #رهبر
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
برشی از یک کتاب
حسن روحانی همان کسی است که گفت «من صبح جمعه فهمیدم»؛ جملهای که نه یک لغزش زبانی، بلکه اعتراف به بیخبری از تصمیمی بود که کشور را به آبان ۹۸ رساند.دولتی که بنزین را گران کرد، جامعه را منفجر کرد و بعد، مسئولیت را در مهِ «من خبر نداشتم» رها کرد. او همان رئیسجمهوری است که ۸ سال کشور را معطل یک توافق تقریباً هیچ کرد؛ توافقی که قرار بود «همهچیز» را حل کند و در عمل به «خسارت محض» تبدیل شد. اقتصاد شرطی شد، تولید خوابید، سرمایه فرار کرد، دانشمندان ترور شدند و معیشت مردم گروگان وعدهای شد که طرف مقابل حتی امضایش را هم تضمین نکرد و نهایتاً ماشه فعال شد .در همان سالها، هر بار پشت تریبون رفت، بهجای پاسخگویی، دوقطبی ساخت؛ یا به نهادهای حاکمیتی طعنه زد،یا منتقد را «بیسواد» و «کاسب تحریم» نامید. زبان دولتش زبان تحقیر بود نه تدبیر.
جالب اینجاست:همین جریان،سعید جلیلی را بهخاطر جلسات«دولت سایه» مسخره میکرد؛برای اینکه چرا با کارشناسان جلسه میگذارد،چرا مسئلهمحور فکر میکند، چرا قبل از قدرت، دنبال فهم مسئله است.امروز اما چه میبینیم؟ حسن روحانی،خارج از مسئولیت رسمی،گاهی در جایگاه دانای کل مینشیند،وزرای دولت خودش دورش حلقه میزنند،و «تحلیل» میدهد؛بیآنکه حتی یکبار صریح بگوید کجای کار اشتباه کرد.مسئله این نیست که کسی حرف بزند. مسئله این است که کسی که هزینههای سنگین امروز ریشه در تصمیمات دیروز او دارد، هنوز طلبکار حرف میزند.سؤال ساده است: چند بار باید از یک تفکر زخم بخوریم؟ چند بار باید همان مسیر آزموده و شکستخورده، دوباره با ادبیات جدید فروخته شود؟ چرا کسی که کشور را در حساسترین مقطع، شرطی و معطل کرد، امروز بدون حسابکشی، تریبون دارد؟این نقد، انتقام نیست. این مطالبهی حداقلی عقل سیاسی است: قدرت بدون پاسخگویی، فاجعه را بازتولید میکند.و تا وقتی گذشته صادقانه نقد نشود،آینده فقط تکرار همان خطاهاست؛با چهرهای آشنا و ادبیاتی بزکشده.
#جنگ #تبیین #رهبر #ایران #مردم #دشمن #کتاب
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
در منطق سیاست بین الملل، نیت مهم نیست؛ «برداشتی که طرف مقابل میکند مهم است» .وقتی کشوری همزمان زیر فشار اقتصادی و تهدید نظامی است و باز هم پیام مذاکره میفرستد، طرف مقابل معمولاً اینطور ترجمه میکند:
«فشار جواب داده، ادامه بده.»
اینجا مسئله مخالفت با مذاکره نیست.مسئله این است که «مذاکره وقتی معنا دارد که طرف مقابل چیزی برای از دست دادن داشته باشد»
اگر هزینهای ندهد، چرا کوتاه بیاید؟
تجربه بارها نشان داده:سازش زیر فشار، فشار را کم نمیکند؛فقط توقعات را بیشتر میکند.در مقابل؛ مقاومت حتی اگر پرهزینه باشد حداقل طرف مقابل را وادار به حسابوکتاب میکند.در سیاست جهانی،ضعف را با لبخند هم نشان بدهی، باز هم ضعف است.و ضعف؟ معمولاً ارزان تمام نمیشود ؛فقط ممکن است دیرتر صورتحسابش برسد ...
#مذاکره #جنگ #ایران #آمریکا #مقاومت #شهید #کتاب
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
بخشی از کنشگری سیاسی، با نیت مبارزه مدنی و «تلنگر زدن» آغاز میشود، اما بهدلیل خطای تحلیلی، در عمل به نتیجهای معکوس میرسد و نهایتاً به زیان همان جامعهای تمام میشود که قرار بوده از آن دفاع کند. نمونه روشن آن، تحریم انتخابات با این تصور است که عدم مشارکت، پیام روشنی از نارضایتی به نظام حکمرانی منتقل میکند. این در حالی است که در منطق سیاست و روابط بینالملل، مشارکت پایین پیش از آنکه نشانه اعتراض باشد، بهعنوان سیگنال کاهش انسجام اجتماعی و فرسایش سرمایه ملی خوانده میشود.این سیگنالها بیهزینه و خنثی باقی نمیمانند. بازیگران بینالمللی بر اساس همین دادهها کنش میکنند؛ از تشدید فشار اقتصادی و تحریم، تا محاسبه سناریوهای پرهزینهتر، از جمله اقدام نظامی، با این امید که جامعه دچار شکاف، شورش خیابانی، جنگ داخلی و در نهایت فروپاشی از درون شود. بهبیان ساده، آنچه در داخل بهعنوان «اعتراض مدنی» تصور میشود، در بیرون از مرزها اغلب بهعنوان «فرصت راهبردی» تفسیر میگردد.امروز در نقطهای ایستادهایم که نیازمند تحلیل دوبارهایم، نه واکنشهای هیجانی و برساخته رسانهای. نظام غربی به رهبری ایالات متحده، با همه شبکه همپیمانانش، در آرایش تقابلی علیه کشور قرار گرفته؛ نه با دکترینهای محدود و گزینشی، بلکه با الگوی ضربه فوقسنگین و برقآسا. الگویی که در آن، اقتصاد، سیاست و زیرساخت بهطور همزمان هدف قرار میگیرند. در چنین سناریویی، اساساً «براندازی سیاسی» معنای کلاسیک خود را از دست میدهد؛ هدف، تغییر دولت نیست، بلکه از کار انداختن کلیت سیستم و بازگشتناپذیر کردن بحران است.در همین چارچوب است که مفهوم «باید مأیوس شوند» معنا پیدا میکند. مأیوسسازی دشمن نه یک شعار احساسی است و نه صرفاً مبتنی بر الهیات دینی؛ بلکه یک منطق عقلانی در سیاست و امنیت ملی است. نمایش اراده جمعی، انسجام اجتماعی و حضور میدانی مردم به خصوص در مناسبتهایی مانند ۲۲ بهمن ، برای بازیگران بیرونی، صرفاً یک مراسم نیست، بلکه یک پیام بازدارنده است: این جامعه، با وجود اختلافها و فشارها، فرو نپاشیده و قابل شرطبندی برای سناریوهای پرهزینه نیست.در نهایت، انتخاب با خود ماست. یا بار دیگر بر اساس تحلیلهای هیجانی، دادههای ناقص و موجهای رسانهای تصمیم میگیریم و مسیری را میرویم که دودش دیر یا زود به چشم خودمان میرود؛ یا راهی را انتخاب میکنیم که مبتنی بر عقلانیت سیاسی است .راهی که شاید همه مشکلات را حل نکند، اما حداقل این حسرت را برای فردا باقی نمیگذارد که با دست خودمان، خودمان را بیپناهتر کردهایم.
#دشمن #۲۲بهمن #مردم #اتحاد #راهپیمایی #تکلیف #رهبر
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
زمان:
حجم:
7.6M
آخرین نبرد ...
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed
ایران این روزها در یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخی خود ایستاده است؛ فشاری از بیرون که دندان نشان میدهد، و زخمی از درون که درد میکشد.روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، مردم به خیابان آمدند؛ نه برای ویرانی، نه برای نفی ایران، بلکه برای نان، برای کار، برای کرامت. آنها مردم بودند؛ همان مردمی که سالهاست زیر بار تورم، بیثباتی و تصمیمات اشتباه خم شدهاند. اما در همان روزها، جریان اعتراضِ بهحق، به دست منافقین، عوامل نفوذی و لیدرهای شناختهشده، از مسیر مطالبه خارج شد و به حاشیهای خونین کشانده شد؛ جایی که خشونت عریان، صدای مردم را خفه کرد و خون بیگناهان، صفحهای تلخ در تاریخ ثبت کرد.در ۲۲ دی، دوباره مردم آمدند؛ اینبار برای گفتن یک «نه» روشن: نه به اسلحه، نه به آتش، نه به هر مسیری که اعتراض را به جنگ داخلی شبیه میکند. این هم مردم بودند.و در ۲۲ بهمن، شاید شلوغتر و معنادارتر از بسیاری از سالها، مردم باز هم آمدند؛ نه برای انکار مشکلات، بلکه برای فرستادن یک پیام صریح به غرب و ایالات متحده:
«ایران ایستاده است. اختلاف داریم، درد داریم، مطالبه داریم؛ اما این خانه را خودمان تعمیر میکنیم.»
اینها هم مردم بودند.حقیقتی که باید با صدای بلند گفت این است: آنهایی که برای گرانی فریاد زدند، و آنهایی که خشونت را محکوم کردند، و آنهایی که برای تمامیت ایران به میدان آمدند، همه از یک ملتاند. دوقطبیِ «اینها» و «آنها» دروغی است که فقط به کار دشمن میآید.ایالات متحده ناو میآورد، تهدید میکند، محاصره میچیند، چون خوب میداند شکاف داخلی، کمهزینهترین سلاح علیه ایران است.مشکلات داخلی واقعیاند؛ انکارشان خیانت است. اما ویرانی، مطالبه نیست و خشونت، راهحل نیست. ایران اگر بماند، میشود دولت را نقد کرد، میشود تصمیم را اصلاح کرد، میشود مسئول را پاسخگو کرد؛ اما اگر انسجام فروبریزد، نه مطالبه میماند، نه اصلاح، نه حتی حقیقت.امروز، بیش از هر زمان، ایران به عقلانیتِ شجاعانه نیاز دارد: شجاعتِ گفتن درد، شجاعتِ مرزبندی با خشونت، و شجاعتِ ایستادن کنار هم. این کشور با هم ساخته میشود یا با هم آسیب میبیند؛ و انتخاب، همیشه انتخاب مردم است.
#ایران #مردم #وحدت #دشمن #جنگ #ولایت #رهبر #کتاب #آگاهی
🔰 کانال برشی از یک کتاب :
http://eitaa.com/joinchat/1542979584C75868f9aed