eitaa logo
آثار | صحف مطهرة
187 دنبال‌کننده
13 عکس
2 ویدیو
4 فایل
کانال موازی دو کانال تلگرامی «وبلاگ آثار» و «صحف مطهرة» در راستای نشر معارف اهل بیت (ع) درباره دین و علوم دینی نکات پراکنده علمی و تاریخی
مشاهده در ایتا
دانلود
☀️شدت عبادت و بخشندگی امام کاظم (ع) «أَخْبَرَنَا الحسن بن أبي بكر، قَالَ: أَخْبَرَنَا الحسن بن محمد بن يحيى العلوي، قَالَ: حَدَّثَنِي جدي، قَالَ: كان موسى بن جعفر يدعي العبد الصالح من عبادته واجتهاده روى أصحابنا: أنه دخل مسجد رسول الله صلى الله عليه وسلم فسجد سجدة في أول الليل، وسمع وهو يقول في سجوده: عظم الذنب عندي ‌فليحسن ‌العفو ‌من ‌عندك، يا أهل التقوى، ويا أهل المغفرة، فجعل يرددها حتى أصبح. وكان سخيا كريما، وكان يبلغه، عن الرجل أنه يؤذيه، فيبعث إليه بصرة فيها ألف دينار، وكان يصر الصرر ثلاث مائة دينار، وأربع مائة دينار، ومائتي دينار، ثم يقسمها بالمدينة، وكان مثل صرر موسى بن جعفر، إذا جاءت الإنسان الصرة فقد استغنى» (تاريخ بغداد ت بشار، ج15، ص14. مانند آن: الإرشاد، ج‌2، ص231 ظاهراً از همین کتاب یحیی بن حسن بن جعفر) موسی بن جعفر (ع) به جهت شدّت عبادت «العبد الصالح» نامیده می شد. روایت کرده‌اند که ایشان وارد مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله شد و در آغاز شب به سجده رفت و در سجود می گفت: «عظم الذنب عندی، فلیحسن العفو من عندک، یا اهل التقوی و یا اهل المغفرة» و این مناجات را تا صبح تکرار کرد. [شاید صحیح «عظم الذنب من عبدک» باشد.] ایشان سخاوتمند و بخشنده بود و چون از کسی به او آزاری می‌رسید، کیسه‌ای هزاردیناری برای می‌فرستاد و کیسه‌های 300، 400 و 200 دیناری را در مدینه تقسیم می‌کرد. کیسه‌های موسی بن جعفر مَثَل است، هرگاه به‌کسی می‌رسد، غنی می‌شود. @AlAthar
آثار | صحف مطهرة
📘برقة الهادئة ✍ الجنرال رودولفو غراسياني ترجمة: إبراهيم سالم بن عامر نویسنده، حاکم نظامی برقه از س
▪️نصیحت یک اشغالگر! ژنرال گراتزیانی فرماندار نظامی برقه از سوی حکومت اشغالگر ایتالیا درباره محاصره استقلال‌طلبان لیبی به فرماندهی عمر مختار می‌نویسد: «... ومن هنا يلاحظ أن الصحافة الإسلامية بدأت حملتها من جديد ضد سياستنا وتصرفاتنا ولكن أريد أن أقول لهم على السواء السنوسية وجميع المؤيدين لها بدل أن يهرجوا بالمظاهرات والخطب والمؤتمرات كان من واجبهم أن يسعفوا إخوانهم الثوار بالمؤن والسلاح لكي يقاموا أكثر ويستمروا في الضغط علينا إلى وقت آخر ربما يتغير فيه وجه السياسة ولكنهم لم يفعلوا.» 📚غراسياني، البرقة الهادئة، ترجمة: إبراهيم سالم بن عامر، مكتبة الأندلس، ١٩٨٠ م، ص٢٩٠ «... مطبوعات اسلامی بار دیگر کارزار رسانه‌ای خود را علیه سیاست‌ها و رفتارهای ما آغاز کردند. اما می‌خواهم به آنان، چه سنوسی‌ها و چه همه هوادارانشان، بگویم که به جای سر و صدا کردن با تظاهرات، سخنرانی‌ها و همایش‌ها، وظیفه‌شان این بود که برادران انقلابی خود را با آذوقه و سلاح یاری دهند تا بتوانند بیشتر مقاومت کنند و فشار بر ما را تا زمانی دیگر ادامه دهند؛ زمانی که شاید چهره سیاست تغییر کند. اما آنان چنین نکردند ...» @Alathar
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️منطق اشغالگر - کارشناس اسرائیلی: نیروگاه‌های برق ایران، برق لازم برای شکنجه مردم در بازداشتگاه‌ها را فراهم می‌کنند! - کارشناس فرانسوی: یعنی برق فقط به درد همین کار می‌خورد؟! برای به کار انداختن دستگاه شکنجه می‌توان پدال هم زد! - کارشناس اسرائیلی: برای مردم ایران اصلاً اهمیتی ندارد که برق داشته باشند یا نه! منبع: کاوش‌مدیا @Alathar
🌤فرج در حين نا امیدی مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:: سَأَلْتُ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ ... فَقَالَ: «مَا أَحْسَنَ الصَّبْرَ وَ انْتِظَارَ الْفَرَجِ! أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ الْعَبْدِ الصَّالِحِ [قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ]: ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ* فَعَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّهُ إِنَّمَا يَجِي‌ءُ الْفَرَجُ عَلَى الْيَأْسِ، وَ قَدْ كَانَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ أَصْبَرَ مِنْكُمْ. بزنطى از امام رضا عليه السّلام روايت كند كه فرمود: صبر و انتظار فرج چه نيكوست، آيا سخن خداى تعالى را نشنيدى كه فرمود: چشم به راه باشيد كه من نيز با شما چشم براهم و فرمود: منتظر باشيد كه من نيز با شما از منتظرانم. پس بر شما باد كه صبر كنيد كه فرج در حال يأس مى آيد و پيشينيان شما از شما صابرتر بودند. 📚 قرب الإسناد (ط - آل البیت)، ص:379-380؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج‌2، ص645، ح5 بِالْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو صَالِحٍ خَلَفُ بْنُ حَمَّادٍ الْكَشِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ. @AlAthar
▪️هفت بار خواندن انا انزلناه در زیارت قبور مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ قَالَ‌: كُنْتُ بِفَيْدَ فَمَشَيْتَ مَعَ عَلِيِّ بْنِ بِلاَلٍ‌ إِلَى قَبْرِ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ بِلاَلٍ‌ قَالَ لِي صَاحِبُ هَذَا اَلْقَبْرِ عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ‌ قَالَ مَنْ أَتَى قَبْرَ أَخِيهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى اَلْقَبْرِ وَ قَرَأَ «إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ» سَبْعَ مَرَّاتٍ أَمِنَ يَوْمَ اَلْفَزَعِ اَلْأَكْبَرِ أَوْ يَوْمَ اَلْفَزَعِ. 📚الکافی، ج3، ص229؛ تهذیب الأحکام، ج6، ص104 ترجمه: «محمد بن احمد بن یحیی بن عمران گفت: در فید [شهری در راه کوفه به مکه] بودم. با علی بن بلال کنار قبر محمد بن اسماعیل بن بزیع رفتم. علی بن بلال گفت: صاحب این قبر برای من از امام رضا (ع) روایت کرد که فرمود: هر کس نزد قبر برادرش بیاید و دستش را بر آن بگذارد و هفت بار سوره «انا انزلناه» را بخواند، از هراس بزرگتر [روز قیامت] در امان است. ➖➖➖➖➖ ✍️ همین حدیث را ابن قولویه علاوه بر کلینی، از پدرش و دیگر مشایخش نقل کرده است. (کامل الزیارات، ص319؛ مزار المفید، ص216؛ و نیز نک‍: المقنعة، ص492) تحریر دیگری از روایت محمد بن احمد بن یحیی، با اندکی اختلاف در دست است: «و قال محمد بن يحيى العطار : أخبرنا محمد بن أحمد بن يحيى قال: كنت بفيد ، فقال لي محمد بن علي بن بلال : مر بنا إلى قبر محمد بن إسماعيل بن بزيع لنزوره، فلما أتيناه جلس عند رأسه مستقبل القبلة و القبر أمامه، ثم قال: أخبرني صاحب هذا القبر - يعني محمد بن إسماعيل - أنه سمع أبا جعفر عليه السلام يقول : من زار قبر أخيه و وضع يده على قبره و قرأ إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ سبع مرات أمن من الفزع الأكبر.» (رجال النجاشی، ص331) این حدیث را کشی از کتاب محمد بن الحسین بن بندار القمی از محمد بن یحیی از محمد بن احمد بن یحیی (رجال الکشی، ج6، ص836) و ابن قولویه از محمد بن الحسین بن مت الجوهری از محمد بن احمد بن یحیی (کامل الزیارات، ص320) نقل کرده‌اند. در این نقل به جای «علی بن بلال»، «محمد بن علی بن بلال» و به جای امام رضا (ع)، امام جواد (ع) ذکر شده است. البته نقل کامل الزیارات بین دو امام (ع) مردد است. روایت دیگری وجود دارد که بسیار شبیه روایت بالا است. اما دو طرف ماجرا به جای «محمد بن احمد بن یحیی» و «[محمد بن] علی بن بلال»، «احمد بن محمد بن عیسی» و «ابراهیم بن هاشم» هستند: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ‌ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ‌: كُنْتُ أَنَا وَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ‌ فِي بَعْضِ اَلْمَقَابِرِ إِذْ جَاءَ إِلَى قَبْرٍ فَجَلَسَ مُسْتَقْبِلَ اَلْقِبْلَةِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى اَلْقَبْرِ فَقَرَأَ سَبْعَ مَرَّاتٍ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ‌ ثُمَّ قَالَ حَدَّثَنِي صَاحِبُ اَلْقَبْرِ وَ هُوَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ‌ أَنَّهُ مَنْ زَارَ قَبْرَ مُؤْمِنٍ‌ فَقَرَأَ عِنْدَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ‌ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ وَ لِصَاحِبِ اَلْقَبْرِ. (ثواب الأعمال، ص199؛ و نیز: جامع الأخبار، ص168؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص181؛ الهدایة، ص121) احتمال می‌رود واقعه متعدد باشد و چون ابن بزیع در منطقه فید میانه کوفه و مکه، دفن شده، هر دو راوی در سفر حج قبر او‌ را زیارت کرده و این حدیث را از او نقل کرده باشند. احتمال دیگر این است که اختلالی رخ داده و بین راویان خلط شده باشد. @AlAthar
◾️ماه محرّم... صلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه وَ عَلیَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَینَ یَدَیکَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُه ▼ حدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ قَالَ الرِّضَا ع: إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يُحَرِّمُونَ فِيهِ الْقِتَالَ فَاسْتُحِلَّتْ فِيهِ دِمَاؤُنَا وَ هُتِكَ فِيهِ حُرْمَتُنَا وَ سُبِيَ فِيهِ ذَرَارِيُّنَا وَ نِسَاؤُنَا وَ أُضْرِمَتِ النِّيرَانُ فِي مَضَارِبِنَا وَ انْتُهِبَ مَا فِيهَا مِنْ ثَقَلِنَا وَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِي أَمْرِنَا إِنَّ يَوْمَ الْحُسَيْنِ أَقْرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسْبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِيزَنَا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ وَ أَوْرَثَتْنَا [يَا أَرْضَ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ أَوْرَثْتِنَا] الْكَرْبَ [وَ] الْبَلَاءَ إِلَى يَوْمِ الِانْقِضَاءِ فَعَلَى مِثْلِ الْحُسَيْنِ فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ فَإِنَّ الْبُكَاءَ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ ثُمَّ قَالَ ع كَانَ أَبِي ع إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا يُرَى ضَاحِكاً وَ كَانَتِ الْكِئَابَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَيَّامٍ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْعَاشِرِ كَانَ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكَائِهِ وَ يَقُولُ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي قُتِلَ فِيهِ الْحُسَيْنُ ع‌ 🔹امام رضا «علیه السلام» فرمود: محرم ماهى بود كه اهل جاهليت نبرد را در آن حرام مى‌دانستند و [ولي اين امت] خون ما را در آن حلال شمردند و حرمت ما را هتك كردند و ذرارى و زنان ما را اسير كردند و آتش بخيمه‌‌هاى ما زدند و آنچه بنه در آن بود چپاول كردند و در امر ما رعايتى از رسول خدا «ص» نكردند روز شهادت حسين «ع» چشم ما را ريش كرد و اشك ما را روان ساخت و عزيز ما را در زمين كربلا خوار كرد و گرفتارى و بلا بما دچار ساخت تا روز قيامت بر مانند حسين بايد گريست اين گريه گناهان بزرگ را بريزد سپس فرمود پدرم را شيوه بود كه چون محرم ميشد خنده نداشت و اندوه بر او غالب بود تا روز دهم روز دهم روز مصيبت و حزن و گريه‌‌اش بود و می‌فرمود در اين روز حسين كشته شد. 📚 الأمالي للصدوق، ص129؛ وسائل الشّیعة، ج 14، باب 66: استحباب البكاء لقتل الحسين سلام الله عليه، ص 504 @AlAthar
📜 بازتاب تفکر عثمانی در حادثه کربلا محمدرضا هدایت پناه فصلنامه حوزه و دانشگاه، شماره33 چکیده بازشناسی تفکر سیاسی - مذهبی نیروهایی که در مقابل قیام امام حسین (ع) صف آرایی کردند و به انحای مختلف در شکست آن سهیم بودند از موضوعات مهمی است که می تواند در شناخت دقیق این برهه ی بسیار حساس تاریخ تشیع راه گشا باشد. این مقاله با ارائه ی برخی ادله و شواهد، حاکمیت تفکر عثمانی را بر این نیروها چه در کوفه و چه در کربلا نشان داده و آشکار ساخته که کوفی بودن نیروها را با تشیع آنان مساوی و ملازم دانستن، مغالطه ای تاریخی است که برخی از محققان در نوشته ها و گفت و گوهای خود تبلیغ می کنند و با محکوم کردن شیعیان (رافضه امامیه) به عنوان تنها عامل به وجود آورنده ی حادثه ی کربلا، مراسم عزاداری در روز عاشورا را زیر سؤال می برند. این نوشتار به تعریف مفاهیم عثمانی و ملاک های آن، برای شناخت نیروهای این تفکر و نیز عوامل و زمینه های رشد و توسعه ی آن در کوفه و بازتاب تفکر عثمانی در کوفه و کربلا و حاکمیت آن بر نیروهای مقابله کننده با قیام امام حسین (ع) پرداخته است. واژگان کلیدی: مذهب علوی، دین علی (ع)، مذهب عثمانی، دین عثمان، تشیع سیاسی، تشیع مذهبی، شیعه، شیعه ی آل ابی سفیان، ناصبی، غلو. متن مقاله: hawzah.net/fa/Article/View/13100 @AlAthar
امامت در نگاه یزیدیان امام حسین (ع) و یارانش هنگام حرکت به سوی کوفه، در جایی به نام ثعلبیه فرود آمدند. بشر بن غالب بر ایشان وارد شد و گفت: ای پسر رسول خدا مرا آگاه کن از معنای این سخن خدا "يوم ندعوا كل أناس بإمامهم." (روزی که هر گروهی را با امامشان فرامی خوانیم) امام حسین فرمود: امامی به هدایت دعوت کرده و گروهی او را اجابت کرده اند و امامی به گمراهی فراخوانده و قومی دعوتش را پذیرفته اند. آنان در بهشت اند و اینان در دوزخ. و این همان سخن خدا است که "فريق في الجنة و فریق فی السعیر" (امالی الصدوق، ص۲۱۷) در شناخت انگیزه قاتلان امام حسین (ع) بیش از هر چیز باید به برداشت آنان از "امامت" توجّه داشت؛ برداشت باطلی که مطابق با مذهب رسمی اهل سنّت و تبلیغات حکومت اموی بود. یزیدیان از آغاز تا فرجام، بر این تاکید داشتند که آن چه می کنند، با معیارهای ولایتمداری، درست و ارزشمند است. به چند نمونه توجّه کنید: ۱. والی کوفه، نعمان بن بشیر، پس از ورود مسلم بن عقیل به منبر رفته، زبان به تهدید گشوده و چنین می گوید:... إن أبديتم صفحتكم لي، و نكثتم بيعتكم، و خالفتم امامكم، فوالله الَّذِي لا إله غيره لأضربنّكم بسيفي مَا ثبت قائمه فِي يدي، و لو لَمْ يَكُنْ لي مِنْكُمْ ناصر. أما إني أرجو أن يكون من يعرف الحق مِنْكُمْ أكثر ممن يرديه الباطل. (تاریخ الطبری، ج۵، ص۳۵۶) ... اگر رودرروی من بایستید و بیعت خود را بشکنید و با امام خود [یعنی یزید] مخالفت کنید، سوگند به الله که جز او خدایی نیست، تا وقتی که قبضه شمشیر در دستم بماند، شما را با شمشیر میزنم؛ اگر چه هیچ یک از شما مرا یاری نکند. امیدوارم در میان شما حقّ شناسان بیش از کسانی باشند که باطل به هلاکتشان می کشاند. ۲. همچنین عبیدالله بن زیاد پس از دستگیری هانی بن عروه، بر فراز منبر خطبه می خواند: ... أَيُّهَا النَّاسُ، فاعتصموا بطاعة الله و طاعة أئمتكم، وَ لا تختلفوا وَ لا تفرقوا فتهلكوا... (تاريخ الطبري، ج۵، ص۳۶۸) ... ای مردم! به طاعت خدا و طاعت امامان خود درآویزید و اختلاف و تفرقه نورزید که هلاک خواهید شد... این جمله ظاهراً تفسیری است بر آیه شریفه "و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرّقوا" ۳.مسلم بن عقیل را دستگیر کرده و به قصر ابن زیاد آوردند. بر درگاه قصر میان او و مسلم بن عمرو الباهلی گفتگویی درگرفت. مسلم بن عمرو، مسلم بن عقیل را سرزنش کرده و گفت: ... انا ابن من عرف الحق إذ أنكرته، و نصح لإمامه إذ غششته، و سمع و أطاع إذ عصيته و خالفت... (تاريخ الطبري، ج۵، ص۳۷۶) من فرزند کسی هستم که حقّ را شناخت، آن گاه که تو آن را نشناختی و برای امامش [یعنی یزید] خیرخواهی کرد، آن گاه که تو به او خیانت کردی و حرف شنید و اطاعت کرد، آن گاه که تو نافرمانی کرده و مخالفت ورزیدی. ۴. ابن زیاد نامه ای به حرّ بن یزید نوشت و دستور داد کاروان امام حسین (ع) را متوقّف کند و این نامه را به همراه شخصی از قبیله کنده فرستاد. ابوالشعثاء یزید بن زیاد بن المهاصر _که هم قبیله او بود_ به آن شخص گفت: مادرت به عزایت بنشیند، این چیست که برایش آمده ای؟ آن شخص نیز با حالت حقّ به جانب پاسخ داد: "و ما جئت فِيهِ! أطعت إمامي، و وفيت ببيعتي" (برای چه آمده ام؟ امام خود را فرمان برده ام و به بیعت خویش وفا کرده ام‌.) ابوالشعثاء گفت: "عصيت ربك، و أطعت إمامك فِي هلاك نفسك، كسبت العار و النار، قَالَ اللَّه عَزَّ وَجَلَّ: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ، فهو إمامك." (خدایت را نافرمانی کردی و امامت را در هلاک خویش فرمان بردی. ننگ و آتش برای خود به دست آوردی. خداوند فرموده: "و آنان را امامانی قرار دادیم که به آتش فرا می خوانند و روز قیامت یاری نمی شوند.‌" مقصود، امام تو است.) (تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۰۸) ۵. یکی از فرماندهان سپاه یزید به نام عمرو بن للحجاج الزبیدی در روز عاشورا می گفت: يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ، الزموا طاعتكم و جماعتكم، وَ لا ترتابوا فِي قتل من مرق من الدين، و خالف الإمام. (تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۳۵) ای کوفیان! بر فرمانبرداری خود و همراهی جماعت بمانید و در کشتن کسانی که از دین بیرون رفته و با امام [یعنی یزید] مخالفت کرده اند تردید به خود راه ندهید. ادامه دارد. @AlAthar
... ۶. روایت کرده اند که شمر بن ذی الجوشن پس از نماز صبح می‌گفت: خدایا تو شریفی و شرافت را دوست داری و می دانی که من هم شریفم، پس مرا بیامرز! ابواسحاق به او گفت: چگونه خدا تو را بیامرزد در حالی که به سوی پسر دختر رسول خدا (ص) بیرون رفته و بر کشتن او یاری دادی؟! شمر گفت: وَيْحَكَ، فَكَيْفَ نَصْنَعُ، إِنَّ أُمَرَاءَنَا هَؤُلاءِ أَمَرُونَا بِأمرٍ، فَلَمْ نُخَالِفْهُمْ، وَ لَوْ خَالَفْنَاهُمْ كُنَّا شَرًّا مِنْ هَذِهِ الْحُمُرِ (تاریخ الاسلام، ج۵، ص۱۲۵-۱۲۶) ای وای، چه می کردیم؟! امیران ما چنین دستور دادند و ما با آنها مخالفت نکردیم و اگر با آنها مخالفت می کردیم از این خران پست تر بودیم! ۷. قاتل بریر بن خضیر به نام کعب بن جابر نیز در شعری می گوید: فأبلغ عُبَيْد اللَّهِ إما لقيته... بأني مطيع للخليفة سامع (اگر عبیدالله را دیدی به او خبر بده که من گوش به فرمان خلیفه ام) و همو سالهای بعد همچنان به جنایات خود افتخار کرده و می گوید: یا رب إنا قَدْ وفينا، فلا تجعلنا يَا رب كمن قَدْ غدر. (خدایا ما وفا کردیم پس ما را مانند کسانی که خیانت کردند قرار مده) (تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۳۳) امّا دیدگاه امام حسین (ع) و شیعیان درست در برابر برداشت آنان قرار داشت. آنان همواره بر شروط امامت و معیارهای شرعی آن تاکید داشتند. امام (ع) در پاسخ نامه کوفیان، برخی شروط را برشمرده است: "... فلعمري مَا الإمام إلا العامل بالكتاب، و الآخذ بالقسط، و الدائن بالحق، و الحابس نفسه عَلَى ذات الله." (تاريخ الطبري، ج۵، ص۳۵۳) به جانم سوگند که امام نیست، مگر کسی که به کتاب خدا عمل کند؛ عدالت در پیش گیرد؛ حقّ را دین خود قرار دهد [یا به حقّ حکم کند] و خودش را در راه خدا وقف نماید. و خطاب به سپاه حرّ بن یزید فرمود: أَيُّهَا النَّاسُ، فإنكم إن تتقوا و تعرفوا الحق لأهله يكن أرضى لِله و نحن أهل البيت أولى بولاية هَذَا الأمر عَلَيْكُمْ من هَؤُلاءِ المدعين مَا ليس لَهُمْ، و السائرين فيكم بالجور و العدوان... (تاريخ الطبري، ج۵، ص۴۰۲) ... ای مردم اگر تقوا پیشه کنید و حق را برای اهلش بشناسید نزد خدا پسندیده تر است. ما اهل بیت به ولایت این امر (یعنی حکومت) سزاوارتریم از این افراد که چیزی را ادّعا می کنند که حقّ آنان نیست و در میان شما به ستم و تجاوز رفتار می کنند... @AlAthar
🏴 یاری آسمانی ابو مخنف از عقبة بن بشیر الاسدی روایت کرد که ابو جعفر محمد بن علی بن الحسین (=امام باقر ع) به من فرمود: ما از شما بنی اسد، خونی طلب داریم! گفتم: ای ابا جعفر، خدا رحمتت کند، گناه من چیست؟ کدام خون؟ حضرت فرمود: کودکِ حسین را برایش آوردند؛ در آغوش او بود که یکی از قبیله شما بنی اسد، او را با تیر زد و ذبحش کرد. پس حسین خون او را گرفت و وقتی دو دستش را از خون او پر کرد؛ بر زمین ریخت؛ سپس عرضه داشت: خدایا، اگر یاری آسمانی را از ما بازداشتی؛ پس آن را برای چیزی که بهتر است قرار بده و انتقام ما را از این ستمکاران بگیر! «قَالَ أَبُو مخنف: قَالَ عقبة بن بشير الأسدي: قَالَ لي أَبُو جَعْفَر مُحَمَّد ابن عَلِيّ بن الْحُسَيْن: إن لنا فيكم يَا بني أسد دما، قَالَ: قلت: فما ذنبي أنا فِي ذَلِكَ رحمك اللَّه يَا أَبَا جَعْفَر! وما ذَلِكَ؟ قَالَ: أتي الْحُسَيْن بصبي لَهُ، فهو فِي حجره، إذ رماه أحدكم يَا بني أسد بسهم فذبحه، فتلقى الْحُسَيْن دمه، فلما ملأ كفيه صبه فِي الأرض ثُمَّ قَالَ: رب إن تك ‌حبست ‌عنا النصر من السماء فاجعل ذَلِكَ لما هُوَ خير، وانتقم لنا من هَؤُلاءِ الظالمين» (طبری، التاریخ، 5/ 448). @AlAthar