🔸عمل لازمه ایمان
قال الناصر للحق عليه السلام: أخبرني أحمد بن محمد بن عيسى القمي عن محمد بن أبى عمير عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أبى جعفر عليه السلام قال: الإيمان إقرار وعمل، والإسلام إقرار ولا عمل. (کتاب البساط اطروش، ص23)
عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلْإِيمَانُ إِقْرَارٌ وَ عَمَلٌ وَ اَلْإِسْلاَمُ إِقْرَارٌ بِلاَ عَمَل (الكافي ط - الإسلامية، ج2، ص24)
امام باقر (يا امام صادق) عليه السّلام:
ايمان، یعنی اقرار [به حقانیت دین الهی] همراه با عمل؛ و اسلام، یعنی اقرار بدون عمل
@alAthar
▪️جنگهای درونی خانهبرانداز
«ایلامیها یک نوع تمدن و صنایعی، پرورده و خطی برای خود ترتیب داده بودند؛ ولیکن از حیث تشکیلات سیاسی هیچ گاه نتوانستند از حال ملوکالطوایفی بیرون آیند؛ به خصوص مردمان کوهستانی آن که همیشه نیممستقل یا مستقل بودند. با وجود این، ایلامیها در مدت چندهزار سال قومیت خود را در مقابل مردمانی نیرومند، مانند سومریها، اکدیها و دولتهای توانا مانند بابل و آشور حفظ کردند. گاهی هم به آنها شکستهای فاحش دادند. بالاخره اگر ایلام به زانو درآمد، از جهت جنگهای درونی خانهبرانداز بود. به هر حال از ۶۴۵ قبل از میلاد، دولت ایلام از صفحه روزگار، محو و گذشتههای آن به مرور از خاطرهها فراموش گردید.»
📚حسن پیرنیا و ایراندخت مرزبان، مشرق قدیم و تاریخ تمدن مادها، نشر محور، ۱۳۸۷، ص۱۲۸.
@AlAthar
🌺 استغفار و خواندن انا انزلناه
أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ النَّهْدِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع عَلِّمْنِي شَيْئاً إِذَا أَنَا قُلْتُهُ كُنْتُ مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ قَالَ فَكَتَبَ بِخَطٍّ أَعْرِفُهُ أَكْثِرْ مِنْ تِلَاوَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ وَ رَطِّبْ شَفَتَيْكَ بِالاسْتِغْفَارِ (شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ص۱۶۵).
از اسماعیل بن سهل روایت شده است که گفت: برای امام جواد ع نامه نوشتم: «به من چیزی بیاموز که اگر آن را بگویم، در دنیا و آخرت با شما باشم.» پس به خطّ خودش که میشناختم برای من نوشت: «سوره انّا انزلناه را بسیار بخوان و دو لبت را به استغفار تر کن.»
سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ص إِنِّي قَدْ لَزِمَنِي دَيْنٌ فَادِحٌ فَكَتَبَ أَكْثِرْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ وَ رَطِّبْ لِسَانَكَ بِقِرَاءَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ (شیخ کلینی، الكافی، ج۵، ص۳۱۶).
در روایت دیگر از اسماعیل بن سهل روایت شده است که گفت: برای امام جواد ع نامه نوشتم که دچار قرض سنگینی شدهام. حضرت پاسخ نوشت: «بسیار استغفار کن و زبانت را به قرائتِ سوره انّا انزلناه تر کن».
دو روایت بالا شرح یک مکاتبه است که به علّت تقطیع نامناسب، یا سهو راویان یا خود اسماعیل در نقل به معنا، دو گونه روایت شده شده است. (دربارۀ اسماعیل، نگر: نجاشي، ص28) روایات دیگری نیز در نقش استغفار در ادای دین در دست است. (نمونه: مكارم الأخلاق، ص347)
@AlAthar
▪️مؤمن خیانت نمیکند
حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ ...
وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْكَرِيمِ الْهمدانِيُّ عَنْ أَبِي تَمَامَةَ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ (ع) وَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي رَجُلٌ أُرِيدُ أَنْ أُلَازِمَ مَكَّةَ وَ عَلَيَّ دَيْنٌ لِلْمُرْجِئَةِ فَمَا تَقُولُ؟ قَالَ قَالَ ارْجِعْ إِلَى مُؤَدَّى دَيْنِكَ وَ انْظُرْ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ تَعَالَى وَ لَيْسَ عَلَيْكَ دَيْنٌ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يَخُونُ.
📚علل الشرائع، ج۲، ص۵۲۸
روایت شده است که ابوتمامة گفت: بر ابوجعفر (علیه السلام) وارد شدم و عرض کردم: میخواهم ملازم مکه [یا مدینه] شوم؛ ولی دَینی [از مرجئه] بر گردنم است. شما چه میفرمایید؟ فرمود: به جایی که باید دَینت را ادا کنی برگرد و مراقب باش که خدای متعال را در حالی ملاقات کنی که دَینی بر گردنت نباشد؛ زیرا مؤمن خیانت نمیکند.
▪️▪️▪️▪️▪️
✍ توضیحات:
۱. در برخی نسخ و مصادر به جای ابو تمامة، ابو ثمامة ضبط شده است.
۲. در برخی نسخ کافی، فقیه و تهذیب الأحکام، ابو جعفر الثاني آمده که مقصود امام جواد ع است.
۳. متن کافی، فقیه و تهذیب چنین است: «إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَلْزَمَ مَكَّةَ أَوِ الْمَدِينَةَ وَ عَلَيَّ دَيْنٌ» که ظاهرا یا «المدینة» تصحیف «المرجئة» است یعنی در اصل بوده: «أُرِيدُ أَنْ أَلْزَمَ مَكَّةَ وللمرجئة عَلَيَّ دَيْنٌ» و یا بر عکس «المدینة» به «المرجئة» تصحیف شده است. هر دو احتمال، در ترجمه، داخل کروشه آورده شد.
۴. مرجئه یکی از مذاهب کلامی عامه است و در این گونه احادیث معمولاً بر مخالفان شیعه اطلاق میشود.
۵. در کافی و تهذیب به جای، الهمداني، «من أهل همدان» آمده که نشان میدهد مقصود، شهر همدان است نه قبیله همدان. خود ابو ثمامة نیز احتمالا در همین نواحی میزیسته، چون در روایت دیگری با سند مشابه، به امام میگوید: «سرزمین ما سردسیر است.» (الکافی، ج۶، ص۴۵۰)
۶. ابوثمامة، عبدالکریم و عثمان بن سعید ناشناسند. در مشیخه فقیه، ابراهیم بن هاشم مستقیماً از ابوثمامة روایت کرده است (الفقیه، ج۴، ص۵۱۹-۵۲۰) که ظاهراً درست نیست و مانند بسیاری از اسناد مشیخه، دچار اختلال است. از آن جا که ابراهیم بن هاشم در اسناد دیگر از عثمان بن سعید، روایت کرده، ممکن است در سند مشیخه، دو واسطه افتاده باشد.
#حدیث
@AlAthar
▪️نگاه آخرالزمانی ابوحمزة المصری از مبلغانِ مرتبط با القاعده
«ابوحمزة عاشق بحث یمن بود. او اعتقاد داشت که انقلاب جهانی اسلام از یمن شروع میشود. مدام میگفت: "[این انقلاب] از عدن طلوع میکند." معتقد بود اگر در یمن شریعت حاکم شود، بقیه نظامهای سکولار مثل قطعات دومینو فرومیافتند. تلاش میکردم همه اینها را برای مارک و الکساندر توضیح بدهم؛ ولی هیچ کدامشان نمیتوانستند درک کنند که چرا ابوحمزه (که مصری است) باید اینقدر روی یمن تمرکز داشته باشد. با آنها درباره "مهدی" صحبت کردم؛ همان موعود نجاتبخش بزرگ که مسلمانها معتقدند جهان را پیش از روز قیامت، تبدیل به جامعه اسلامی ایدهآل میکند. علائمی برای ظهور مهدی وجود دارد؛ و یکی از آنها، آتش بزرگ در عدن [در جنوب یمن] است. ابوحمزه فقط بلندپروازیهای سیاسی نداشت؛ دیدگاه او، یک دیدگاه آخرالزمانی هم بود ...
... دغدغه او فقط یمن بود ... مشکلات ابوحمزه از سال ۱۹۹۸ شروع شده بود؛ همان وقت که اسم او در قضیه ربایش ۱۶ جهانگرد غربی در یمن به میان آمد ...»
📚از افغانستان تا لندستان (خاطرات منسوب به جاسوس فرانسه در شبکه تکفیریهای اروپا در دهه ۹۰ میلادی با نام مستعار عمر الناصری)، ترجمه وحید خضاب، انتشارات شهید کاظمی، ۱۴۰۰ش، ص۵۱۴-۵۱۵، ۵۲۶
⚠️ نمونهای است از انحراف در آموزههای مهدوی و برنامهریزی بر اساس تطبیقات آخرالزمانی بدون ملاک.
@AlAthar
▪️خداوند، اطعام و ریختن خون (عقیقه و قربانی) را دوست دارد
أَبُو عَلِيٍّ اَلْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اَلْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَجَاءَهُ رَسُولُ عَمِّهِ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ فَقَالَ لَهُ يَقُولُ لَكَ عَمُّكَ إِنَّا طَلَبْنَا اَلْعَقِيقَةَ فَلَمْ نَجِدْهَا فَمَا تَرَى نَتَصَدَّقُ بِثَمَنِهَا فَقَالَ لاَ إِنَّ اَللَّهَ يُحِبُّ إِطْعَامَ اَلطَّعَامِ وَ إِرَاقَةَ اَلدِّمَاءِ.
از عبدالله بن بکیر روایت شده است که گفت: نزد امام صادق (ع) بودم که فرستاده عمویش عبدالله بن علی آمد و گفت: عمویت میگوید: دنبال عقیقه گشتیم ولی نیافتیم؟ نظرتان چیست؟ پولش را صدقه بدهیم؟ فرمود: نه؛ خداوند اطعام غذا و ریختن خون را دوست دارد.
📚الكافي، ج۶، ص۲۵
عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ وَ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ أَبِي أَيُّوبَ اَلْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: وُلِدَ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ غُلاَمَانِ جَمِيعاً فَأَمَرَ زَيْدَ بْنَ عَلِيٍّ أَنْ يَشْتَرِيَ لَهُ جَزُورَيْنِ لِلْعَقِيقَةِ وَ كَانَ زَمَنُ غَلاَءٍ فَاشْتَرَى لَهُ وَاحِدَةً وَ عَسُرَتْ عَلَيْهِ اَلْأُخْرَى فَقَالَ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَدْ عَسُرَتْ عَلَيَّ اَلْأُخْرَى فَتَصَدَّقْ بِثَمَنِهَا فَقَالَ لاَ اُطْلُبْهَا حَتَّى تَقْدِرَ عَلَيْهَا فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ إِهْرَاقَ اَلدِّمَاءِ وَ إِطْعَامَ اَلطَّعَامِ.
از محمد بن مسلم روایت شده است که گفت: برای ابوجعفر باقر علیه السلام دو پسر با هم به دنیا آمد. به زید بن علی دستور داد که دو شتر برای عقیقه بخرد. در آن زمان، گرانی بود و زید، یک شتر خرید و نتوانست شتر دوم را بخرد. به ابوجعفر (ع) عرض کرد: نتوانستم شتر دوم را بخرم؛ پولش را صدقه بده. حضرت فرمود: نه؛ دنبالش بگرد تا پیدا کنی؛ زیرا خداوند ریختن خون و اطعام غذا را دوست دارد.
📚الكافي، ج۶، ص۲۵
@AlAthar
🌷امام شناسی، مصونیت در غیبت
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اعْرِفْ إِمَامَكَ فَإِنَّكَ إِذَا عَرَفْتَ لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ.
🔸امام صادق ع : امام خویش را بشناس. پس زمانی که امامت را شناختی برتو (دین تو وعاقبت تو) اسیبی نمیرساند که امر ظهور جلو بیفتد یا عقب (در هر حال تو اهل نجات و سعادت هستی)
📚 الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص371، ح1 به سند صحیح، و در همین باب، ح2 و 5 هر دو از فضیل بن یسار، ح3 از ابوبصیر و ح7 از عمر بن ابان. الغيبة للنعماني، ص331 از حمران بن اعین.
@AlAthar
چون امام باقر (ع) آمدند...
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيسَى بْنِ السَّرِيِّ أَبِي الْيَسَعِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَخْبِرْنِي بِدَعَائِمِ الْإِسْلَامِ...
ثُمَّ كَانَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ أَبَا جَعْفَرٍ وَ كَانَتِ الشِّيعَةُ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ هُمْ لَا يَعْرِفُونَ مَنَاسِكَ حَجِّهِمْ وَ حَلَالَهُمْ وَ حَرَامَهُمْ حَتَّى كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ فَفَتَحَ لَهُمْ وَ بَيَّنَ لَهُمْ مَنَاسِكَ حَجِّهِمْ وَ حَلَالَهُمْ وَ حَرَامَهُمْ حَتَّى صَارَ النَّاسُ يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا كَانُوا يَحْتَاجُونَ إِلَى النَّاسِ...
- أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عِيسَى بْنِ السَّرِيِّ أَبِي الْيَسَعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع
الكافي ط - الإسلامية، ج2، ص20. نیز: تفسير العياشي، ج1، ص252؛ کشی، ص425 جعفر بن احمد عن صفوان.
شيعيان پيش از ابو جعفر مناسك حج و حلال و حرام خود را نمیدانستند. چون ابو جعفر آمد، در علم را گشود و مناسك حج و حلال و حرام مردم را بيان فرمود، تا آنجا كه مردمى كه شيعه به آنها محتاج بودند (در امر مناسك و حلال و حرام) خود محتاج شيعه گشتند...
در این روایت به طور خاص در کنار حلال و حرام از حج یاد شده، و این از موضوعاتی است که عامه در آن روایات متعددی از امامین صادقین (ع) دارند. (نمونه)
@AlAthar
هدایت شده از میراث امامان
🌹 فقهای اصحاب امام باقر و امام صادق ع
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا حَضَرَتْ أَبِي ع الْوَفَاةُ قَالَ يَا جَعْفَرُ أُوصِيكَ بِأَصْحَابِي خَيْراً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ اللَّهِ لَأَدَعَنَّهُمْ وَ الرَّجُلُ مِنْهُمْ يَكُونُ فِي الْمِصْرِ فَلَا يَسْأَلُ أَحَداً. (الكافي ط - الإسلامية، ج1، ص306)
روایت است از حضرت ابو عبد الله صادق (ع) که فرمود: چون پدرم به حال احتضار افتاد به من گفت: «اى جعفر! تو را به نیکی درباره اصحابم وصیت میکنم». گفتم: فدایت شوم. به خدا سوگند، چنان (دانشی) را برایشان به ودیعه گذارم كه مردی از ایشان در شهر مسائلش را از دیگری نپرسد (یعنی به فقه و دانش ديگران محتاج نباشد).
در روایات زیر نمونهای از این صحابیان مشترک این دو امام همام ع یاد شدهاند:
- حَدَّثَنِي حَمْدَوَيْهِ بْنُ نُصَيْرٍ، قَالَ حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ وَ غَيْرِهِ، قَالُوا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) رَحِمَ اللَّهُ زُرَارَةَ بْنَ أَعْيَنَ لَوْ لَا زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ لَوْ لَا زُرَارَةُ وَ نُظَرَاؤُهُ لَانْدَرَسَتْ أَحَادِيثُ أَبِي (ع) (کشی، ص136، ح217).
از امام صادق ع: اگر زراره و امثال او نبودند، احادیث پدرم از میان میرفت.
- حَدَّثَنِي حَمْدَوَيْهِ بْنُ نُصَيْرٍ، قَالَ حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ بْنُ يَزِيدَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ، قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ بِالْجَنَّةِ بُرَيْدُ بْنُ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ وَ أَبُو بَصِيرٍ لَيْثُ بْنُ الْبَخْتَرِيِّ الْمُرَادِيُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةُ، أَرْبَعَةٌ نُجَبَاءُ أُمَنَاءُ اللَّهِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِهِ، لَوْ لَا هَؤُلَاءِ انْقَطَعَتْ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ انْدَرَسَتْ (کشی، ص170، ح286).
@Al_Meerath
برقة الهادئة.pdf
حجم:
8.7M
📘برقة الهادئة
✍ الجنرال رودولفو غراسياني
ترجمة: إبراهيم سالم بن عامر
نویسنده، حاکم نظامی برقه از سوی حکومت فاشیست ایتالیا بوده و در این کتاب اقدامات خود در لیبی را شرح داده است. این کتاب، اطلاعات جالبی درباره استعمار ایتالیا، مقاومت لیبی، رهبران طریقت سنوسیه و به ویژه عمر مختار دربردارد.
#کتاب
@AlAthar
▪️صدقه دادن در روز عرفه و پایان آن
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ اَلْحَلَبِيِّ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ وَ حَفْصِ بْنِ اَلْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: فِي اَلرَّجُلِ يُعْتِقُ اَلْمَمْلُوكَ قَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُعْتِقُ بِكُلِّ عُضْوٍ مِنْهُ عُضْواً مِنَ اَلنَّارِ قَالَ وَ يُسْتَحَبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَقَرَّبَ إِلَى اَللَّهِ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ وَ يَوْمَ عَرَفَةَ بِالْعِتْقِ وَ اَلصَّدَقَةِ.
📚الکافي، ج6، ص180
از امام صادق (ع) روایت شده است که مستحب است انسان در شامگاه عرفه (یعنی پایان روز عرفه) و روز عرفه با آزاد کردن برده و صدقه دادن به سوی خداوند تقرّب جوید.
@AlAthar
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذَا كَانَ يَوْمُ عَرَفَةَ لَمْ يَرُدَّ سَائِلاً
ثواب الأعمال، ص142
از امام باقر علیه السلام روایت است که چون روز عرفه میشد، هیچ سائلی را با دست خالی رد نمیکرد.