مدرسه معارف علامه طباطبایی
🔸در مدار امام (۱) اگر کسی میخواهد در مدار امامت قرار بگیرد، اگر میخواهد جزء مجریان حضرت ولیعص
🔸در مدار امام (۲)
نکته دوم برای اینکه ولیعصر سلامالله علیه فردی را انتخاب کند؛ «استمرار در بندگی» است. مثلا کسی که در حال تحصیل هست، اگر مسافرتی برایش پیش بیاید، یک هفته، ده روز نباشد، روحش استقرار پیدا نمیکند؛ ولو زیارت امام حسین برود، یا مشهد مشرف بشود! عرضم این نیست که نرود، ولی مشغلههای مادی و اجتماعی داشتن با آن استقرار سازگار نیست. مثل ورزشکار حرفهای که به مربیاش میگوید یک هفته با من کاری نداشته باش! مثل یک نهالی که به باغبانش بگوید یک هفته با من کاری نداشته باش؛ من را آبیاری نکن! خُب میخشکد.
خدا آقای جبرئیلی را رحمت کند؛ یک وقتی در مسجد مرحوم آقای بهجت داشت وضو میگرفت، رفتم کنارش به ایشان عرض کردم مرا یک نصیحتی بکنید. ایشان همینطور که داشتند وضو میگرفتند گفتند فلانی نَفَسهای خیلیها به من خورده، آسید احمد خوانساری را دیدم، فلانی و فلانی را دیدم، خیلی از اسرار را به من گفتند، ولی در یک مجلسی که نباید میرفتم رفتم، -دستش را باز کرد و فوت کرد- اما هر چه به دست آوردم از بین رفت! مثل کسی که صد تا پله بالا میرود، ولی سقوط میکند.
کسی که خودش را از تحت تربیت بیرون میبرد، و از محیط استمرار بندگی دور میکند، کأنّه از زیر دست باغبان فرار میکند، از آبیاری فرار میکند؛ او هیچوقت به جایی نمیرسد! باید برود دوباره از اول شروع کند، چون خشکیده، و خودش کارش را سخت کرده؛ اگر هم خشک نشده باشد، از آن طراوتی که باغبان با شوق آبیاریاش میکند، خودش را دور کرده است.
لذا بعد از اعتقاد به اینکه باید خودش را زیر چتر مربی قرار بدهد که امام معصوم سلامالله علیه است؛ کون و مکان در اختیار اوست، و میخواهد از درون و بیرون مدیریت او را به عهده بگیرد؛ در عین حال باید استمرار در بندگی داشته باشد. باید با اراده پولادینی که امام کاظم علیهالسلام فرمود: «وقَد عَلِمتُ أنَّ أفْضَلَ الزّادِ لِلرّاحِلِ إلَيكَ عَزمُ إرادَةٍ يَختارُكَ بِها»(اقبالالأعمال، ج۳، ص۲۷۶) -یعنی میدانم كه برترين توشهی رهرو به سوى تو، ارادهی استوارى است كه با آن تو را بر میگزيند- آن ارادهی محکمی که در مورد حضرت آدم علیهالسلام گفته شد: «وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا»(طه-۱۱۵) در او ندیدیم؛ اما حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی، و پیغمبر اکرم علیهمالسلام اولوالعزم شدند، اینها عزم داشتند، مصمم بودند.
لذا اگر کسی میخواهد که امام زمان علیهالسلام او را انتخاب کند، نمیتواند با علقههای زیاد، خودش را تحت مدیریت قرار بدهد. یکی از عواملی مهمی که افرادِ تحتِ تربیت به نتیجهای نمیرسند، این است که زیر چترِ باغبان نمیمانند؛ هوا و هوسها، خواهشها، و علایقی دارند، و میخواهند که استاد با همان قالبی که دارند، هدایتشان بکند. در حالی که اگر کسی میرود تحت تربیت یک ولیِّ خدا -البته پیدا کردنش هم کار سختی است، کار راحتی نیست- باید بگوید قالب مرا بشکن، تو به من قالب بده! نه اینکه با همین قالبی که دارم، در همین ظرفم بریز؛ بگوید ظرفم را بشکن، برایم ظرف جدید بساز! ما معمولا با قالبهایی که داریم میرویم، با همان اصولی که داریم میخواهیم تحت تربیت قرار بگیریم؛ و این نمیشود.
مرحوم آقای بهجت فرمودند غیر از واجبات و محرّمات، اگر تسلیم محض هستید بسم الله؛ اگر پذیرفتید که سلم محض باشید، من کوتاهی نمیکنم. اگر کسی از امامت درون نتواند استفاده بکند، امام زمان علیهالسلام هم او را نمیپذیرد. وقتی این امامت که همیشه با او هست و مدیریتاش را میخواهد به عهده بگیرد، نمیپذیرد؛ هدایت بیرونی را به طریق اولی نمیپذیرد!
👤 بخشی از بیانات یکی از شاگردان سلوکی مرحوم سعادتپرور(ره)
👁 «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید:
تلگرام | اینستا | ایتا | توییتر | بله | آپارات
11.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 رازِ اولیاء خدا
آیتالحق مرحوم #جعفریتهرانی رضوانالله علیه
«أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» (یونس-۶۲)
اولیاء خدا کسانی هستند که همه چیز را مال خدا میدانند؛ خودشان را مالک هیچ چیز نمیدانند!
👁🗨 برای مشاهده مشروح این جلسه، و جلسات دیگر مرحوم آیتالله سیدعبدالله جعفری تهرانی رحمتاللهعلیه صفحه آپارات «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید.
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 معامله با خدا
آیتالحق مرحوم #جعفریتهرانی رضوانالله علیه
امیرمؤمنان علی علیهالسّلام میفرماید:
«إنَّ لِلَّهِ عِبَاداً عَامَلُوهُ بِخَالِصٍ مِنْ سِرِّهِ فَشَكَرَ لَهُمْ بِخَالِصٍ مِنْ شُكْرِهِ فَأُولَئِكَ تَمُرُّ صُحُفُهُمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فُرَّغاً فَإِذَا وُقِفُوا بَيْنَ يَدَيْهِ مَلَأَهَا لَهُمْ مِنْ سِرِّ مَا أَسَرُّوا إِلَيْهِ»
مرحوم علامه فرمودند: مراد از این عباد اولیاء خدا هستند؛ انبیاء، ائمه و کسانی هستند مثل سلمان و ابوذر و اینها با خدا معامله کردند...
📌 بخشی از جلسه اول شرح رساله الولایة مرحوم علامه طباطبایی رضواناللهعلیه؛ سال ۱۳۸۹
👁 برای مشاهده مشروح این جلسه، و جلسات دیگر مرحوم آیتالله سیدعبدالله جعفری تهرانی رحمتاللهعلیه صفحه آپارات «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید.
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 اثر ذکر کثیر
آیتالحق مرحوم #جعفریتهرانی رضوانالله علیه
«يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوااللّه ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا هُوَ الَّذِي يصَلِّي عَلَيكُمْ وَ مَلَائِكَتُهُ لِيخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ كَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا»(احزاب-۴۱،۴۲،۴۳)
ای اهل ایمان زیاد یاد خدا بکنید، دائماً به یاد خدا باشید، و دائماً تنزیه کنید، تسبیح کنید شب و روز حضرت حق را، هم به یادش باشید هم تسبیحش کنید، این ذکر خدا و تسبیح اثرش چیست؟ اگر کسی مواظب باشد که این رحمت خاص شامل حالش بشود سعادت عقبیٰ و فلاح مؤبّد مال اوست؛ این رحمت خاصّه چه خاصیتی دارد؟ از تمام ظلمتها ظلمت معاصی، اخلاق رذیله توجّه به غیر خدا شرک خفی، همه اینها را برطرف میکند حتّی أنیّت، خودبینی، خودخواهی! تمام اینها ظلمت است دیگر؛ نور مطلق کیست؟ حضرت حقّ است: «اللّه نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»
👁🗨 برای مشاهده مشروح این جلسه، و جلسات دیگر مرحوم آیتالله سیدعبدالله جعفری تهرانی رحمتاللهعلیه صفحه آپارات «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید.
🔶 سلوکِ زنانه (۱)
اولین سؤالی که از این عنوان به ذهن میرسد این است که چرا صفت «زنانه» در اینجا آمده؟ آیا «زنانگی» چیزی جدای از انسانیت است؟
بخش مهمی از مشکلات زنان به دلیل تمایز جنسیتی آغاز شده، و با برداشتن این تمایز، و نگاهِ انسانی، درست خواهد شد. «نگاه انسانی» یعنی اینکه همه انسانها از شرایط و امکاناتی برخوردار، و زندگی کامل و تمامی دارند؛ و هیچ انسانی به دلیل رنگ و فکر و جنسیت خود نباید از چیزی محروم باشد. چنین تفکیکی باعث غیر انسانی کردن مسائل و تبعیض بیشتر میشود؛ به عبارت دیگر این تفکیک ناشی از «فضا و مرجعیت اجتماعی» هست که از ابتدا نیز عامل آن بوده است. حتی گروهی ادعا کردهاند که چنین نگاهی که تا حدی بر فضای فمنیسم در کشور ما هم حاکم است؛ به نوعی «نگاهِ نادرستِ مردانه» به «مسائلِ زنان» است و در نهایت حتی «فمنیسمِ ما هم مردانه است!»
پس دلیل این عنوان چیست؟ دلیل اصلی این است که ما از «گرفتاریها» و «بحرانهای روحی، روانی و فکری» و از درد و رنجی حرف میزنیم که زنان بیشتر از دیگران در معرض آن هستند، آسیب بیشتری از آن میبینند، و راه برونرفت آنان سختتر، عوامل آسیبزا بیشتر، و احساس و لمس درد آنان بسیار فراتر از مردان است.
آری، چنین است که تمام عوامل سختی، درد و مشقت در زنان بیشتر است. در واقع این رنج و سختی، اگرچه مختص زنان نیست؛ اما آنچه زنان –مخصوصا در جامعهی ما- بدان گرفتار میشوند، شدیدترین و رنجآورترین نمونهی آن است.
«سلوکِ زنانه»، یعنی مسیری که زنان برای رهایی از بدترین مصائبی که به آن گرفتار میشوند، باید بدانند، یاد بگیرند و تمرین کنند؛ و در میان آنان به ندرت کسی را میتوان یافت که گرفتار این مشکل، و نیازمند راهحل مقابله با آن نباشد. ناگفته پیداست که مردان بسیاری نیز دچار همین مصائب هستند و همین مسیر را –با کمی اختلاف- باید برای رهائی خود بپیمایند.
یکی از عواملی که این مشکل را در زنان شدیدتر میکند، ناآگاهی و حس نکردن مشکل است. در واقع این درد و رنج چنان در زنان شدید است، که درصد بالایی از آنان منکر آن هستند! شایعترین علامت این بحران «تعارضهای فکری، روحی و روانی» است. اکثر افراد چنین تعارضاتی را لمس نمیکنند و نمیدانند که این تضادهای درونی –به هر شکل آن- چگونه در حال تباه کردن زندگی، و فسادِ روح و فکر آنهاست. با کمال تأسف باید اقرار کرد که در شرایط امروز جامعه ما، کمتر کسی را میتوان یافت که اختلال ناشی از این «تعارضات» در کلام و رفتار او قابل مشاهده نباشد!
توجه به طوفانها و گردنههای درونی، گاهی به راحتی رخ میدهد؛ اما آنچه که افراد بسیاری در آن به خطا میروند، برآورد نقطه اصلی بحران، و محاسبهی عمیق و یا سطحی بودن آن است. گاهی تعارضات فکری و روحی افراد برای «ناظر بیرونی» که «متخصص در شناخت انسان» باشد، قابل مشاهده است؛ اما خودِ فرد -حتی بعد از هشدار ناظرِ متخصص- توجه اندکی به آن تعارض نموده و یا حتی انکار میکند.
برخلاف تصور رایج، پس از درک و توجه به این بحرانها، اولین مرحله توجه به نیازهای ساده و سطحی است. کسی که دچار بحران میشود، بسیاری از نیازها و مسائل عادی زندگیاش دچار مشکل میشود؛ گاه این مشکل چنان حاد است که خواب و خوراک و ارتباطات عادی و زندگی روزمرهاش تا مرز تعطیلی پیش میرود؛ چرا که تمام اینها در اثر «بحرانِ زیربنایی هویتی» دچار هرج و مرج شده است. اولین شرط ضروری برای ورود به راهحل بنیادین، این است که فرد «ضروریات اولیهی زندگی عادی» خود را به جایگاه اصلیاش برگرداند، و حساب آنها را از بحران جدا کند.
ادامه دارد ...
📚 #محمدحسینقدوسی
#درمکتبعلامهطباطبایی
👁 «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید:
تلگرام | اینستا | ایتا | توییتر | بله | آپارات
مدرسه معارف علامه طباطبایی
🔶 سلوکِ زنانه (۱) اولین سؤالی که از این عنوان به ذهن میرسد این است که چرا صفت «زنانه» در اینجا آمد
🔶 سلوکِ زنانه(۲)
قدم بعدی این است که انسان بتواند توجه دوبارهای به ساختار فکری خود کرده، و «نگاه خود به جهان، زندگی و محیط پیرامون» را ارزیابی کند. بیعدالتی، ظلم و تباهی در زندگی بشر همیشه وجود داشته، و جهان با درد و رنج و غم آمیخته است؛ اما با همهی اینها، «نگاهِ انسان به خویشتن و جهان» باید نگاهی متعادل و دارای «حداقل عناصر مثبت» باشد، تا بتواند برای زندگی خود اندوختهی حرکتی لازم را فراهم کند، و انگیزههایش از اساس نابود نشود. در ضرورت این امر فرقی بین مؤمن و بیایمان نیست؛ بلکه عدم تعادل و تفکرِ «کج و معوج» در میان مؤمنان این زمانه به مراتب بیشتر است!
انسانی که در دریای توهمات خود غرق است، و با هر نگاهْ موجی از پیشساختههای خود را بر زندگی واقعیاش میریزد؛ امکان رهایی از این طوفانها برایش وجود ندارد؛ چرا که منبعِ طوفان، نگاه و اندیشهی خود اوست. حال اگر فرد مؤمن باشد، تنها نتیجهی ایمانش این میشود که زاویه جدیدی در نگاه فرد اضافه شود، که پیوسته او را طلبکار کرده، و تبدیل به تکیهگاهی برای «اقدام نکردن» و «دوری از عقل و زندگی عاقلانه» شود.
(برای مطالعهی بیشتر به مطلب «انتخابهای ابتر» مراجعه کنید.)
فهمِ اینکه «بسیاری از امور، انتخاب خودمان است؛» کاری سخت، و نیاز به توجه، تأمل و «بازگشت به خویشتن» و «تمرکز بر روی خود» است. مشکل اساسیِ درک این معارف این است که نه تنها انسان مسئولیت انتخابهای خود را به عهده نمیگیرد، و «آن را به دوش دیگری میاندازد»؛ بلکه در بسیاری از موارد، معارفی که او را «مقصر و مسئولِ مشکلات خود» تلقی میکند، را «توهینآمیز» دانسته و به راحتی امکان گفتگو با او فراهم نیست. درکِ این دوراهیها و انتخابها، و امکان انتخاب برای انسان، مرحلهی مهمی است که به سادگی صورت نمیگیرد؛ و چه بسا مدتها زمان باید صرف آن کند، و آمادهی شنیدن «کیفرخواستهای عمیق» و پذیرشِ «اتهامهای عمقی» باشد.
پس از طی مراحل قبل، و رسیدن به این برداشت که ما در یک «بحران روحی، روانی و فکری» هستیم؛ و پس از «جدا کردن نیازهای ابتدایی» و «تأمین حداقلی آنها»؛ سه مانع جدی در پیش خواهیم داشت: «تعارضها»، «نگاه معیوب و ابتر به خویشتن و جهان» و در نهایت «معرفت انتخاب».
این سه مرحله، در ساحت فکر و اندیشه رخ میدهد، و اگر نیازهای عملی همراه آن باشد، تنها مقدماتی است که برای فکر کردن بهتر لازم است؛ همچون گفتگو، تمرکز و مانند آن. اما همه اینها مقدماتی است برای «اقدام اصلی» که عملی و اجرایی است، و بدون آن نتیجهای از این مقدمات حاصل نمیشود یا اندک است. اجرایی بودن برنامه اصلی به این معنی است که نتیجهی کامل و نهایی، تنها با «عملِ درست» و «استمرار در عمل» حاصل میشود؛ و بدون آن امکان نتیجه فراهم نیست.
اما برنامهی اصلی که تمام این مقدمات برای آن است، عبارت است از «پیمایش خویشتن»؛ یعنی بازگشتِ انسان به خود، و نگاهِ کامل و تمام عیار به خود کردن، و استمرار داشتن در این نگریستن، تا کشفِ ابعاد و مشکلات خود، و رسیدن به راهحلها و آزمودن آنها، و ادامهی این حلقهی کاری تا مرحلهای که بتواند مدیریت خود را به دست بگیرد؛ و ادامهی این مدیریت تا آنجا که احساس اقتدار نسبت به خود و زندگیاش بنماید؛ و به کار گرفتن این اقتدار، و ادامهی این گردونه در زندگی تا انتهایی که قابل وصف نیست...
«پیمایشِ خویشتن» برنامهی مشترک و مورد ادعای بسیاری از دورههای رایج موفقیت، برنامههای روانشناسی و رواندرمانی، و عرفانها و شبهعرفانهای رایج، اصیل و یا بازاری است. بسیاری از آنها هیچ نتیجهای برای انسان ندارند؛ برخی از آنها نتایج متوسطی دارند، و اندکی از آنها میتوانند نتایج معجزهآسایی داشته باشند. درک این تقسیمبندی و پیداکردن مصادیق آنها کار سخت و شاقی است. برای هر فرد راه و روشی نتیجهبخش است که با «ظرفیت وجودی» و «عمق معرفتی» او سازگار باشد. اگر کمتر از این باشد، بینتیجه و عاملِ اتلاف وقت خواهد بود؛ و اگر بیشتر و عمیقتر از توان و ظرفیت او باشد، باعثِ سرگردانی و حیرت میشود.
نتیجهی «پیمایشِ وجودی» –در صورتی که به خوبی انجام گیرد- رسیدن به «عمقِ انتخابی» است که انسان انجام داده است. البته درک این انتخاب –همان طور که توضیح داده شد- به راحتی صورت نمیگیرد. انسانی که «راحتی و آسایش به هر قیمتی» را ترجیح داده، و آن که «مراتب متوالی تعالی» را میجوید، مساوی نیستند. حداقل چیزی که در یک پیمایشِ درست رخ میدهد، «خودآگاهی انسان نسبت به خویشتن» و درک و معرفت این حقیقت است که «در زندگی او چه چیزی در حال رخ دادن است؟» و «چرا و چگونه؟»
📚 #محمدحسینقدوسی
#درمکتبعلامهطباطبایی
👁🗨 «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید:
تلگرام | اینستا | ایتا | توییتر | بله | آپارات
13.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 کرامت راستین
آیتالحق مرحوم #جعفریتهرانی رضوانالله علیه
مرحوم کاشفالغطاء را نقل میکنند که در اصفهان نماز جماعت میخواند، قبل از این که نماز بخواند مبلغی سهم امام پیشش بوده و سادات و غیرسادات میآیند او اینها را تقسیم میکند. نماز را میخوانند، سیّدی بینالصّلاتین میآید میگوید آقا به من هم بدهید. ایشان میفرماید هیچی باقی نمانده؛ این سیّد ناراحت میشود آب دهان میاندازد روی محاسن شریف شیخ (کاشف الغطاء) شیخ بلند میشود عبایش را به دست میگیرد در صف جماعت صف اول دوم سوم و چهارم و میگوید هر کسی که ریش شیخ را دوست دارد برای این سیّد پول بریزد، اینها کجا تربیت شده بودند!
👁🗨 برای مشاهده مشروح این جلسه، و جلسات دیگر مرحوم آیتالله سیدعبدالله جعفری تهرانی رحمتاللهعلیه صفحه آپارات «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید.
16.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 اینگونه باش!
آیتالحق مرحوم #جعفریتهرانی رضوانالله علیه
امیر مؤمنان علی علیهالسّلام در وصیّتی به فرزندش محمّدبن حنفیّه سفارش کردند:
«أَحسِن ألی جَمیعِ النّاس، کَما تُحِبُّ أَن یُحسَنَ أِلَیک، وَارضَ لَهُم ما تَرضاهُ لِنفسِک، وَاستَقبِح لَهُم ما تَستَقبِحوهُ، وَ حَسِّن مَعَ النّاس خُلقَکَ حَتّی إذا غِبتَ عَنهُم حَنَّو أِلَیک، وَ إذا مِتَّ بَکَوا عَلَیک و قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ، وَ لاتَکُن مِنَ الّذین یُقالُ عِندَ مَوتِهِ ألحَمدُلـلّه ربّ العالَمین»
به همه همانطور احسان کن، که دوست داری به تو احسان بشود؛ و راضی شو برای ایشان، به آنچه که دوست داری و تو را خشنود میکند؛ و آنچه را که از غیر قبیح میدانی، از خودت هم قبیح بدان؛ جوری احسان کن که وقتی غایب شدی، مشتاق زیارت و لقاء تو باشند، و (بر مرگت) گریه کنند، کلمه استرجاع را جاری کنند؛ مبادا از کسانی باشی که وقتی مُردی، مردم بگویند: الحمدلـلّه راحت شدیم از شرّ او!
👁🗨 برای مشاهده مشروح این جلسه، و جلسات دیگر مرحوم آیتالله سیدعبدالله جعفری تهرانی رحمتاللهعلیه صفحه آپارات «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید.
15.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔆 عنایت امیرالمؤمنین علیهالسلام
آیتالحق مرحوم #جعفریتهرانی رضوانالله علیه
کسی که علاقه و ارادت به یکی از ائمه داشته باشد ولو نشناسد اثر دارد؛ این قضیه را مرحوم علاّمه از آقای خوئی نقل میکرد که ...
👁🗨 برای مشاهده جلسات مرحوم آیتالله سیدعبدالله جعفری تهرانی رحمتاللهعلیه صفحه آپارات «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید.
🔸از قضاء گریختن!
❓ در روایت هست که امیرالمؤمنین علیهالسلام از دیوار در حال ریزش فرار کرده، و در پاسخ کسی که گفت از قضای الهی میگریزی؟ فرمودند: از قَضای خداوند به قَدَر خدا فرار میکنم؛ این فرمایش حضرت یعنی چه؟
«إِنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَدَلَ مِنْ عِنْدِ حَائِطٍ مَائِلٍ إِلَى حَائِطٍ آخَرَ فَقِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ تَفِرُّ مِنْ قَضَاءِ اَللَّهِ فَقَالَ أَفِرُّ مِنْ قَضَاءِ اَللَّهِ إِلَى قَدَرِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» (التوحيد، ج۱، ص۳۶۹)
💡 تقدیرات مثل فیلمنامهی یک فیلم است؛ آنجا شخصیتی نوشته شده به نام عمروعاص، ولی اینکه چه کسی عمروعاص بشود، به اختیار افراد است. گاهی فرد از دایرهی پذیرش آن نقش یا شخصیتی که نوشته شده، کنار میرود و میگذارد کسی دیگر آن را به عهده بگیرد. قضاء بر او تعلق گرفته بود، ولی او استغفار کرد و کسی دیگر جای او آمد؛ در واقع از قضاء فرار کرد، یعنی تحققی را که به اعتبار اعمالش به او میخورد، با استغفارش جبران کرد. او کنار میرود، و فرد دیگری میآید این قضاء را پیاده میکند؛ یعنی آن عمروعاص در عالم باطن هست، ولی اینکه چه کسی عمروعاص بشود، به اختیار خود افراد است. مالک اشتر در تقدیرات هست، ولی اینکه چه کسی مالک اشتر بشود، با اختیار محقق میشود.
هر موجودی یک قضا و قدری دارد؛ دیوار هم یک قضا و قدری دارد. تقدیر دیوار فروریختن است، و قضائش هم تحقق ریزش است؛ قضا یعنی پیاده شدن قَدَر! حضرت میفرماید من هم یک قضا و قدری دارم؛ اگر قضاءِ من مرگ است، مرگ سراغ من خواهد آمد؛ چه از اینجا بلند شوم، چه بلند نشوم، مرگ میآید. ولی من به تقدیرم پناه میبرم، که اگر تقدیرم مرگ باشد، من که نمیدانم زیر دیوار میمیرم یا نه؛ وظیفه ظاهریام این است که از زیر دیوار بلند شوم؛ دیوار وقتی دارد میریزد باید بلند شوم.
البته در روایت هست که امام باقر علیهالسّلام از مادرشان –که در میان مادرهای اهلبیت از همه برجستهتر بوده- نقل میکنند که وقتی دیوار داشت میریخت، با دست به طرف دیوار اشاره کرد و فرمود: «لا بحقّ المصطفی» به حق پیغمبر قَسَمَت میدهم نریز؛ پس دیوار در هوا معلق ماند تا او کنار رفت؛ و پدرم برای او صد دینار صدقه داد!
امیرالمؤمنین هم میتوانست به دیوار بگوید نریز، و جلوی ریختنش را بگیرد؛ ولی میخواستند درس بدهند، که از زیر دیوار کج بلند شو؛ اگر مریض شدی دنبالِ دکتر برو؛ اگر یک بیماری همهگیر آمد، دستهایت را بشور؛ اگر لازم است دستکش دستت کن؛ این کار را بکن، ولی اصالت را به دستکش نده که دستکش نگهدار توست؛ نه، خدا نگهدار است!
امیرالمؤمنین سلاماللّهعلیه از پای دیوار کج بلند شد، یعنی اینکه وظیفه ظاهری بلند شدن است؛ وظیفه ظاهری طبیب رفتن است. این دیوار هم یک قضا و قدری دارد که باید پیاده شود؛ من هم یک قضا و قدری دارم. من وظیفه ظاهریام را انجام میدهم به دنبال قدر میروم، تقدیرم هر چه باشد همان اجرا میشود.
👤 بخشی از بیانات یکی از شاگردان سلوکی مرحوم سعادتپرور(ره)
👁 «مدرسه معارف علامه طباطبایی» را دنبال کنید:
تلگرام | اینستا | ایتا | توییتر | بله | آپارات