eitaa logo
اَنارستــــــون
36.4هزار دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
275 ویدیو
2 فایل
[خدا مرا برای تو انــــــار آفریده است🌱] ✅ فوروارد :) تبلیغات 👈 @TarefeAnarestun
مشاهده در ایتا
دانلود
هر روز قبله‌ام متمایل به گوشه‌ای‌ست یکجا بمان و قبله‌ی ما را به هم نزن...
همه چیز را رها کن، جز دلی که برای خوشحال کردنت، دست به هر کاری می‌زند.
او‌ کسی است که حتی تصور آغوشش مرا از غم‌ نجات می‌دهد.
پاییز فصل قشنگیست در هوایش شعر دم می‌کشد... 🍁
پاییز بارش را زمین گذاشت و چمدانش را گشود البته که می‌دانی سوغاتی‌اش چیست؟ برای همین خواستم بگویم شعر وُ شال گردن‌ام را همیشه همراه خودت داشته باش تا سرمای استخوان افکنِ دلتنگی به انزوایِ روزهایت نفوذ نکند. پاییز است، مراقبِ تنهایی‌ات باش... 🍁
روزی گفتیم فقط مرگ می‌تواند ما را از یکدیگر جدا کند. مرگ دیر کرد و ما از یکدیگر جدا شدیم.
‏صداش می‌کنم: عزیزِ دلِ هزار زخمم
می‌خواهم اقلا یک نفر باشد، که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف می‌زنم.
‌چند سالی بود ندیده بودمش... عمر رفاقتمون بیست سال بود ولی خب زندگی هر کدوم از ما رو پرت کرده بود یه جای دنیا... قبل از سلام اولین چیزی که گفت این بود« دیدی بالاخره ترک کردم». امکان نداشت کسی که از پونزده سالگی جلوی چشم خودم روزی دو بسته سیگار می کشید حالا انقدر راحت از ترک کردن بگه... خندیدم و گفتم توقع نداری که باور کنم؟ گفت باور کن، یه شب به خودم اومدم و دیدم انقدر سرفه هام شدید شده که دیگه بدنم نمی‌کشه، آخرین نخ رو کشیدم و بوسیدمش گذاشتم کنار! به همین راحتی... وسط حرفامون سراغ کسی رو گرفت که دیگه تو زندگیم نبود، گفتم بالاخره تموم شد... یه اخم کرد و گفت توقع نداری که باور کنم؟ گفتم باور کن، یه شب به خودم اومدم و دیدم دیگه مغزم نمی‌کشه، دیگه نمی‌تونم جایی بمونم که جایی برام نیست... هر چی خاطره بود رو بوسیدم و گذاشتم کنار! به همین راحتی... ولیعصر رو قدم می‌زدیم و حرف نمی‌زدیم. اولین دکه‌ای که دید رفت و‌ سیگار خرید، شروع کرد سیگار کشیدن... نگاش کردم و گفتم اینطوری ترک کردی؟ نگام کرد و گفت «هیچ آدمی کامل ترک نمی‌کنه!» خود تو تمام خاطراتش رو ترک کردی؟ خندیدم و گفتم بیخیال، سیگارت رو بکش!!
پاییز از شانه‌های درخت پایین می‌ریزد و من در آغوش تو فراموش می‌کنم زمین کجاست. 🍁