eitaa logo
ذاکرین آل الله
278 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
1.4هزار ویدیو
299 فایل
( متن اشعار؛سبکها وفایلهای صوتی ایام ولادت و شهادت ائمه اطهار(ع) ومناسبتها ی ملی و مذهبی التماس دعا حاج غلامرضا سالار 09351601259 . شماره جهت ارتباط با مدیر کانال...
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5960891046039655344.mp3
15.71M
- تو یک سال گذشته چه چیزهایی دیدیم و شنیدیم! دنیا چقدر داره سریع میگذره .. حواسمون هست؟!!! .
و توسل به حضرت ام البنین سلام الله علیها به نفس استاد حاج منصور ارضی •✾• از اول هرکجا که حرفی از مادرترین بوده همیشه بعد اسم فاطمه، ام البنین بوده کنیزی کرد زینب را؛ مقامش رفت بالاتر اگر ام البنین، ام البنین شد؛ این‌چنین بوده خودش را روز اول، پای زینب روی خاک انداخت کسی‌که پیش اقوام خودش، بالانشین بوده ادب را شیر کرد و نوش‌جان بچه‌هایش کرد که بی‌شک همسر شیرخدا، شیرآفرین بوده برای بچه‌ های فاطمه، مادر شدن کم ‌نیست فقط او لایق این مرتبت روی زمین بوده *کسی دیگه نمی تونست برا حسین مادری کنه .. لذا وقتی از مدینه میخواست بیاد بیرون ابی عبدالله خداحافظی کنه ، گفت اُماه .. * اگر او را بخواهم در عناوینی بگنجانم علی تاج ولایت بود و این بانو، نگین بوده اگر نانی به سائل داده، گفته یادتان باشد که نان سفره‌اش، نان امیرالمؤمنین بوده *اومد دم خونه ام البنین بعد از واقعه کربلا .. گفت من هر سال از این خانه خرجی سالم رو میگیرم .. بی بی براش بهش خراج داد گفت یه آقایی بود که هر سال به من این عنایت رو داشت ، حضرت فرمود به خدا اون آقا رو تو کربلا شهید کردن .. سائل نشست شروع کرد گریه کردن ..* هزار عباس اگر می‌داشت، تقدیم علی می‌کرد نخوان ام البنین او را که ام‌ العارفین بوده از این‌که عالمی حاجت گرفت از دست پرمهرش یقین دارم، خودش دست خدا در آستین بوده شبیه کربلایی‌ها بخواه اول از او حاجت چرا که پیش از عباسش به فکر زائرین بوده امام دین در عاشورا به عباسش پناه آورد از این منظر ببینی، زیر دینش رکن دین بوده علمدارش زمین افتاد اگرچه‌ روز عاشورا علمدارِ بساط روضه، بعد از اربعین بوده *همه جا روضه به پا میکرد بعد اربعین .. طوری گریه میکرد که دشمن به گریه می افتاد ، مروان  لعنت الله از کنار بقیع رد میشد از سوز به داغ شیرخواره، گریه کرده؛ نه به شیرانش فداکاری ببین؛ انگار امِّ بی‌بنین بوده به سینه می‌زد و می‌گفت: ای تنهای بی‌مادر تمام فکر و ذکرش لحظه‌ی هَل مِن معین بوده نبایستی برایش از حسین این‌گونه می‌گفتند که ساعاتی به زیر زانوی شمر لعین بوده .
و توسل به حضرت ام البنین سلام الله علیهابه نفسِ حاج احمد واعظی •✾• ای به حیدر دلبر و دلدار یا ام البنین مادر آزادی و ایثار یا ام البنین ای پس از زهرا علی را یار یا ام البنین *به روضه ی ام البنین خیلی حواستون باشه..شخص قمر بنی هاشم داره ویژه، نگاهت میکنه عرض می کنم آقاجان، بیش از سه ماهه دارن میگن وای مادرم این چند روزم که ویژه ی مادر شما، قربونت برم..* گلشن زیبای تو گلهای احساس آورد شأن تو این بس که دامان تو عباس آورد حضرت عشق حضرت عباس تسلیت گویمت عزیز خدا جان به قربان قلب پر خونت مادر از دست داده ای آقا *سرت سلامت آقا، اما یه عرضی دارم با عذر خواهی..* مادر از دست داده ای اما بازویش زخمدار و خسته نشد پشت در هیچکس نزد او را دل و پهلوی او شکسته نشد مادر از دست داده ای اما ماه رخسار او نشد نیلی یک حرامی نبست راهش را پیش چِشمت نزد به او سیلی جان به قربان آن غریبی که دید لبریز درد جانش را هر که با هر چه داشت در دستش می زند مادر جوانش را «وای مادرم.....» من ایستاده بودم دیدم که مادرم را دشمن گهی به کوچه گه بین خانه میزد *خانم ام البنین سلام الله علیها گریه می کرد شعر می سرود روضه میخوند به نحوی که دشمن رو به گریه مینداخت. اما دوباره تاکید می کرد عباس جان! من برا تو گریه نمی کنم. به من اومدن گفتن عمود به فرقت زدن، گفتم مگه میشه ، اصلا مگه کسی میتونه مگه قدش می رسه کسی به عباس من؟؟!گفتن چشماتو پاره کردن ، باور نکردم مگه کسی میتونه چشم تو چشم تو عباس من! اما وقتی گفتن اول دستاتو به نامردی بریدن گفتم حالا ممکنه، عباسم دست نداشته..با اینهمه به تو گریه نمی کنم من به آقایی گریه میکنم که مادر نداره براش گریه کنه..به اون آقایی که ریختن سرش، نیزه دار با نیزه، حسین.....* .
|⇦•پیرزن آمده هنگام خزانش.. و توسل به حضرت ام البنین سلام الله علیها به نفسِ کربلایی سید مهدی حسینی •✾• صل الله علیک یا ام البنین پیرزن آمده هنگام خزانش چه‌کند اینهمه داغ ربوده است توانش چه‌کند خبر آمد که پسرهای تو را نیزه زدند رفت از دست خدایا ضربانش چه‌کند هرچه گفتند چه آمد سرشان گفت: حسین گفت بی سایه‌ی آن سروِ روانش چه‌کند تا که گفتند عصای تو هم اُفتاد زمین خم شد و ماند که با قدِ کمانش چه‌کند پیشِ طفلانِ حرم پیش رُباب و زینب غمِ شرمندگی اُفتاده به جانش چه‌کند روضه‌ها را همه خواندند و فقط داد کشید اشک آبش شد و غم تکه‌ی نانش ، چه‌کند بعد از آن هیچ زمان پیشِ تنوری ننشست جگرش سوخته و... سوخته جانش چه‌کند *در مکاشفه ای به مرحوم میرزای نائینی ، خانم ام البنین رو دیدن ، فرمودن میرزای نایینی اگر در شدائد و مصائب گرفتار شدی از یاد و ذکر من قافل نشید، صدیقه‌ی طاهره خیلی به من آبرو داده .. لذا میرزای نایینی به شاگردانش دستور داده بود مشکلات بزرگی که گرفتار می‌شید از این ذکر قافل نشید ، کدام ذکر ؟! دخیلک یا مولاتی ، یا ام البنین اغیثینی .. بانی برپایی جلسات روضه ابی عبدالله خانم ام البنین بوده .. میگه زن ها از منازلشون حرکت میکردن به سمت خانه ام البنین ، خانم خودش دم در می نشست بی بی زینب میومدن مجلس روضه میگرفتن .. * خواند زینب دو سه خط روضه و اُفتاد زمین مانده با خاطره‌ی چند جوانش چه‌کند خواهری که به برش پنج برادر را داشت پنج، سرنیزه نشین بُرده امانش چه‌کند همسفر بودنِ با شمر برایش کم نیست آه با حرمله و زخم زبانش چه‌کند این سر از چند جهت وا شده ، آهسته بران وای اگر نیزه دهد باز تکانش چه‌کند می‌رود شامِ پُر از سنگ و غم و زخم ولی مانده با جمعیت چشم چرانش چه‌کند نفس آخر و چشمش به در و بی پسر است پیرزن مانده که بی فاتحه‌خوانش چه‌کند آنکه نامادری‌اش آبروی مادرهاست گر نیایند دگر گریه کنانش چه‌کند شاعر : حسن لطفی *عمۀ سادات به همه بنی هاشم می‌فرمود هرکسی واقعه ای رو تو کربلا دیده بازگو کنه، صدای ناله ها بالا می رفت ، وقتی روضه خوان از عباس میخواند میگن خانم سرش رو پایین می‌انداخت سکوت میکرد این دستاش رو جمع میکرد تا حرف از عباس میشد میدیدن دختر امیرالمومنین دستاش داره میلرزه .. ام البنین اومد صدا زد چیه زینب جان چرا به روضه عباس میرسه به این وضع می افتی و پریشان میشی؟ .. نوشتن خانم غش میکرد انقدر گریه میکرد .. ساعتی بعد که به هوش میآمد فقط بنی هاشم مونده بودن میگفت بزارید مصیبت عباس رو من نقل کنم .. وقتی رسیدیم به کربلا من خودمو انداختم رو قبر حسین ، هرکی یه قبری رو بغل گرفت یه گوشه ای زبون گرفت .. همینجور که ناله میزدیم دیدیم یه صدای گریه ای همه رو بهم ریخته پرسیدیم از امام سجاد و دیگران کیه داره ناله میزنه .. فرمودن بی بی جان از کنار نهر علقمه ست ، سکینه رفته داره با عموش درد و دل میکنه .. میگه همه هاشمیان دویدیم سمت قبر عباس .. این جای مصیبت که رسید تو مدینه مقتل میگه هی به صورتش میزد هی موهاش رو میکشید .. صدا زد ام البنین رفتیم سمت قبر همه صدا میزدیم عباس موقع غارت و آتش خیمه ها کجا بودی .. عباس وقتی بچه اومدن تو مجلس اون حرومی کجا بودی .. عباس وقتی رفتیم تو بازار کجا بودی .. عباس موقع ذبح حسینم کجا بودی .. میگه والله از زیر قبر یه صدایی شنیدم یا خجلتا .. وا حسرتا یا عزیزت امیر .. صدای خجالت عباس به گوش همه رسید .. دیگه باید مردونه گریه کنی .. بزرگان ما میگن هرکی میخواد تو زندگیش مشتش وا نشه برا عباس داد بزنه .. دیگه امام سجاد توان از کف داد جواب عمه ما رو داد والله به خدا عمه جان عباس دیگه کاری از دستش بر نمی اومد .. امام سجاد می فرمایید وقتی من به کمک بنی اسد ابدان مطهر رو دفن کردم رفتیم سمت نهر علقمه عباس رو دفن کنیم والله دیدم بدن مبارکش مثه شیرخواره ها شده بود .. آخه چرا ؟؟ قطعت يداه ورجلاه في واقعة الطف .. وقتی ابی عبدالله اومد دید سری نمونده .. سر از هم پاشیده .. حسین ..* .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
سید مهدی حسینی.mp3
19.56M
میگفت جوری نشه تو قلاب بگیری همه به امام حسین برسن ولی خودت بری جهنم! حرف حکیمانه ای زد!
#⃣ #⃣ #⃣ باغِ گُل یاس سلامٌ علیک مادرِ عباس سلامٌ علیک ای همه از خود سفرت تا حسین *میدونی اِذن دخول حرم اُم البنین چیه؟ میدونی چی باید بگی وارد بشی؟* ای همه از خود سفرت تا حسین اِذن دخول حرمت یا حسین سایه‌نشینِ حرمِ آفتاب غرق شده در کرمِ آفتاب فاطمه‌ی دوم حیدر شدی مادر یک ماه و سه اختر شدی طوبی، طوبی لَکَ زین احترام دختر زهرا به تو گوید سلام قدر تو گوی شرف از ناس بُرد ارث ادب را ز تو عباس بُرد جز تو که بر شیر خدا شیر زاد؟ جز تو که بر شیر علی شیر داد؟ *کی میتونه عباس به دنیا بیاره؟ کی میتونه صلابت و اُبهت و محبت و معرفت رو همه ی جهات رو توی یک وجود جمع کنه؟ کی می تونه؟فقط کار،کارِ اُم البنین ِ و بس... وقتی بچه اش رو داد دست امیرالمؤمنین،فقط تو چشمای علی نگاه می کرد،اولین پسر اُم البنینِ،اولین بچه ی علیِ،تصور کن خونه ای که داغ دیده،ماتم دیده،خونه ای که درِ سوخته دیده، خونه ای که ماتم بی مادری کشیده،از همه بالاتر،اولین اتفاق خوشایند،اولین خبر خوب برا بچه ها اینه،خدا بهشون برادر داده،دیدن بابا بغلش کرد، اول از همه بندای قنداقه رو باز کرد، دیدن دارن دستای این بچه رو در میاره، هی به بازوهاش نگاه کرد،هی بوسه زد،هی گریه کرد،کی دلش میاد اینارو جدا کنه،شادی مبدل به عزا و روضه شد....* جز تو که در کرب و بلای حسین چار پسر کرده فدای حسین؟ *نه یه شهید،نه دو شهید،مادر چهار شهیدِ* چار پسر دادی و زین افتخار شد حرم چار امامت مزار پاسخ آن وفا و احساس تو فاطمه شد مادرِ عباس تو چار پسر داشتی ای جان پاک رفت غریبانه تنت زیر خاک *معمولاً اگر یه مادری از دنیا برِ،اگه تشییع جنازه اش خلوت باشه،میگن:پسر نداشته،پسر ِ که ارتباط عمومیِ،دوست،فامیل میان،وقتی می بینند تشییع جنازه شلوغِ،میگن:برا پسرش اومد سر سلامتی بگن....میخوام بگم:فردا میخوان بدن این مادر رو زیر خاک کنند،ای کاش یکی از پسراش زنده بود،ای کاش لااقل یکی از بچه هاش زیر تابوت رو می گرفتند* دیده ی اوتاد برایت گریست حضرت سجاد برایت گریست نیست عجب اینکه به ترفیع تو فاطمه آید پی تشییع تو باز هم ای ماه شهادت فروز مراسم دفن تو می‌بود روز *باز جای شکرش باقیِ،اگه پسرات نبودن،لااقل تو روز بدنت رو برداشتن،بی بی جان!جای شکرش باقیِ...* بر دَرِ بیت تو شرارت نشد بر گُل روی تو جسارت نشد ضربه به بازوت نزد هیچکس لگد به پهلوت نزد هیچکس *اما زهرا بین در و دیوار قرار گرفت،فاطمه رو توی کوچه ها زدن،مادر مارو تنهایی،نه یک نفر،نه دو نفر..بی بی جان!کسی به شما جسارت نکرد،ولی مادر مارو جلو چشم علی زدن...سیلی زدن...تازیانه زدن...وای.... چند تا صحنه تو تاریخ بوجود اومد،باورش سخت بود،توی همه ی تاریخ اگه ورق بزنی خصوصاً تو حادثه ی کربلا،همه با تحیُّر و تعجب از این صحنه ها نقل می کنند...دیدی وقتی خبری بهت میرسه،با تعجب برخورد می کنی،میگی:دروغِ،این حرفا نیست...اما خبر حقیقتِ، من سه چهارتاش رو بگم: یکی از اون صحنه هایی که ابی عبدالله نتونست باور کنه،نوشتن:" فنظر الیه نظراً مُتحیرا " اونجایی بود که رسید بالا سر علی اکبرش،دید یه بدن تیکه تیکه داره دست و پا میزنه،دید این بچه پاهاش رو داره رو زمین میکشه،هر کاری کرد باور کنه این جوون خودشِ،اگه علی اکبر منی،پاشو بابا!...پاشو یه بار دیگه برام اذون بگو بابا...حسین.... یه جای دیگه رو برات بگم،برا سکینه اتفاق افتاد،نتونست باور کنه،اومد تو گودال،دید عمه اش یه بدن رو بغل کردِ،عمه این بدن کیه داره می بوسی؟ تا گفت:این بدن بابات حسینِ،این بچه یه خوردرفت عقب،اگه بابامِ،چرا لباس تنش نیست؟چرا سر نداره؟کی رگاش رو پاره کرده؟بگو:حسین.... دو تا از کربلا گفتم یکی تا از شام بگم،دوتا کربلا رو میتونی تحمل کنی،اما شام رو نمیدونم،یه صحنه ای که زینب دید و نتونست باور کنه،اونجایی که دید دارن با چوب خیزران میزنن به لب و دندان برادر...، کی دلش میاد؟باور نمیکنم جلو چشم زینب،با چوب خیزران بزنن،حسین... صحنه ی آخر مالِ امشبِ،وقتی بشیر اومد مدینه، یکی یکی روضه خوند،همه حرفاش رو که زد،همه روضه هارو خوند،برا اُم البنین روضه خوند،چی گفت؟گفت: اُم البنین شیرت حلالِ پسرت..یه حرفی زد بشیر که این مادر باورش نشد،کشیدش کنار،گفت: لابه لای حرفات یه جمله ای گفتی،دوباره بگو، چی گفتم؟ گفتی به سر بچه ام عمود زدن،آیا این حرف درستِ؟ گفت:آره درستِ..گفت:باور نمیکنم،کسی که جرأت نمی کرد به سر عباس من عمود بزنه..گفت باور کن،میخوای بگم چرا؟ قبل از اینکه عمود بزنن،اول دستاش رو جدا کردن،بعد تیر به چشمش زدن،سرش رو خم کرد، با دوتا زانوهاش تیررو در بیاره، کلاه خود از سرش افتاد.. نانجیب اومد با دو تا دستش عمود....بگو:حسین... .
میرداماد۲.mp3
7.21M
گفت:باور نمیکنم، کسی که جرأت نمی کرد به سر عباس من عمود بزنه..گفت باور کن، قبل از اینکه عمود بزنن،اول دستاش رو جدا کردن،بعد تیر به چشمش زدن...
|⇦•آه، چه شد عباس آب آور .. و توسل به حضرت ام البنین سلام الله علیها به نفس کربلایی سید مهدی حسینی •✾ بی پناهم ، غرق آهم در مدینه شرمند‌م، از ربابُ و از سکینه دل شکستم زار و خسته‌م دل حزینم من همان اُم البنینم .. آه ، اَیْنَ عثمان ، اَیْنَ جعفر .. آه ، چه شد عباس آب آور .. آه ، مادر ای مادر .. اباالفضل ، بر دردم تسکینی گل باغِ اُم البنینی شنیدم ، رجز خواندی اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني اباالفضل ، سقای طفلانم .. کربلا و قحط آب و مشکِ پاره کشته من را روضه هایِ شیرخواره بی قرارم، گریه دارم سر پیری یک پسر هم من ندارم، در کنارم آه، روضه می‌خوانم روز و شب آه، پسرانم نذر زینب آه ، جان شده بر لب تو رفتی ، تشنه لب برگردی جدا کرد ، دستت را نامردی اباالفضل ، شیرم حلالِ تو امان نامه را پاره کردی اباالفضل ، سقای طفلانم .. ای بشیر از عصر عاشورا نگفتی از حسینِ یکه و تنها نگفتی نیزه باران شد تنی که زار و زخمی زیر مرکب مانده بی سر در بیابان آه ، در بیابانِ طف دیده آه ، پیکرش را زینب دیده آه ، لب خشکیده .. نبودم من همراهِ زینب فدای اشک و آه زینب شنیدم در تنور خولی سیه شد روی ماه زینب حسین جان، جانم جانم جانم .. .
سید مهدی حسینی زمینه.mp3
13.58M
میرزا حسینقلی همدانی: «هر وقت تونستی کفش کسانی رو که باهاشون مشکل داری رو جفت کنی، اون وقت آدم شدی»
(حرم حضرت زینب) شیعه بنگربه زینبش حساس است او دختر زهراست و عطرِ یاس است ای دشمن اسلام به جایت بنشین حافظ به حریم حرمش عباس است بیقرار اصفهانی‌
تقدیم به امام خامنه ای ای پسر فاطمه، سَیّد علی دلخوشیِ ما همه، سَیّد علی ای خَلَفِ صالحِ روحِ خدا ای زِ رَهِ غیرِ خدایی، جدا رهبر فرزانه ی ایران تویی دلخوشی غزه و لبنان تویی ای عَلَمِ شیعه به دستان تو لشکر عشّاق به فرمانِ تو زِ سوی حق به ما وَدیعه تویی باعث اِعتلای شیعه تویی کاش که باشم همه جا یار تو دست خداوند نگهدار تو حاج امیر عباسی @navaye_asheghaan
4_5961009307964149855.mp3
12.56M
🎵 ای کاش که ما نیز کمی یاد تو بودیم 🎙 . عجل الله فرجه ای کاش که ما نیز کمی یاد تو بودیم در هر نفس و هر قدمی یاد تو بودیم هنگام خوشی یاد تو از خاطرمان رفت با دیدن هر درد و غمی یاد تو بودیم اینگونه به بی راهه نمی رفت دل ما هر روز اگر قدر دمی یاد تو بودیم امروز جهان تشنه‌ی عدل است؛ کجایی؟ ما با خبر هر ستمی یاد تو بودیم ما گریه کنان حسن و فاطمه هستیم در روضه‌ی هر بی حرمی یاد تو بودیم ما فکر گناهیم و تو فکر غم مایی ای کاش که ما نیز کمی یاد تو بودیم @navaye_asheghaan
امان از شام دل فغان می کند، فغان ازشام آتشم می زند بیان از شام زخم دارند واژه ها به جگر لکنت افتاده در زبان ازشام دردمندان آشنا در جان زخم دارند بیکران از شام از مصیبت شکست پشت زمین خون شده قلب آسمان از شام شعله ها سرکشید تا به فلک سوخت سرتاسر جهان از شام داشت کم کم به چشم می آمد ازپس جاده ها نشان از شام فاطمه داشت زیر لب می گفت نگذرد کاش کاروان از شام کربلا رفت روبه پایان، نه تازه شد باز داستان از شام خیزران خورد روی مروارید دود برخاست ناگهان از شام آنچه دیدند اهل بیت کجا؟ وآنچه گفتند دیگران از شام روضه این است: حضرت زینب(س) پیربرگشته این جوان از شام می نویسم فقط به جای غزل بارها، بارها، امان از شام @navaye_asheghaan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
1_15483226319.mp3
1.75M
❣﷽❣ 🎙 🎙 شنیدم عباسم سپر نداشت مشکو به دندونش گرفت اثر نداشت عمودو بی هوا زدن خبر نداشت فدا سر حسینی که مادر نداشت خودم میشم مادرش قدمو تا میکنم خاک میریزم رو سرم عزا به پا میکنم 🎙یوما یوما یوما یوما شنیدم عباسم جوشن نداشت یه جای سالم توی بدن نداشت بدن همه زخمی و سر به تن نداشت فدا سر حسینی که کفن نداشت خودم برا غربتش خدا خدا میکنم بقیعو با گریه هام کرب و بلا میکنم 🎙یوما یوما یوما یوما شنیدم عباسم چاره نداشت غیر دو تا چشمی که میباره نداشت دستی که باش علم رو برداره نداشت فدا سر حسین که شیرخواره نداشت خودم برا بچه هاش کنیزیا میکنم روضه میگیرم براش نذری ادا میکنم 🎙یوما یوما یوما یوما 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام اللہ علیها (صلوات)🌹 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈    @navaye_asheghaan
babolharam_mirdamad_1580977370.mp3
1.52M
ام البنین فرشتۀ مهرُ وفا ام البنین مادرِ مهربونیا ۲ )۲ ام البنین دلش به شورُ شِینِ ام البنین ذکرِ لبش دم همه دم حسینِ می گفت به عباس پسر ارباب تو حسینِ تو شبهای غربتُ و غم مهتابِ تو حسینِ (ام البنین فرشتۀ مهرُ وفا ام البنین مادرِ مهربونیا ۲ ) ۲ یه کاروون برگشته اما بی سپاه ۲ یه آسمون ستارۀ بدونِ ماه ۲ براش خبر آوردن از کربلا  از علقمه ، از ماهِ نخلستونا از سرایی که رفت روی نیزه ها میگفت چهارتا پسرم فدای نور عینم میگفت به زینب عزیزم  بگو کجاست حسینم (ام البنین فرشتۀ مهرُ وفا ام البنین مادرِ مهربونیا ۲ ) ۲ زینب حالا دارِ میده شرحِ سفر ۲ با اشک میگه از چل تا شامِ بی سحر (غریبونه گُلایِ یاسُ چیدن ماهِ منُ به خاکُ خون کشیدن پیش چشام ، حسینُ سر بریدن ...)۲ پیشونیِ حسینمُ  با سنگاشون شکستن... سر ابوالفضل تورو به روی نیزه بستن ..... اِی حسین ........... ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ @navaye_asheghaan
4_5904321469143318529.m4a
1.3M
☑️ بند اول ام بنینم من و ، همسر مولا منم مادر سقایم و ، کنیز زهرا منم همه هستم فدای حسین همه عالم گدای حسین ( یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه ) ۲ ☑️ بند دوم نور دو چشم ترم ، کجایی ای پسرم وقت رفتن شده ، بیا به بالا سرم اشک غم می بارم از دو عین کی بیایی سقای حسین ( یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه) ۲ ☑️ بند سوم آمده در یاد من ، واقعه ی کربلا سکینه گفته برام ، از سر بر نیزه ها قدم از داغتان خم شده سوء چشمان من کم شده ( یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه ) ۲ ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ @navaye_asheghaan
4_5803103190354233221.mp3
7.38M
👤 سیدمجید_بنی_فاطمه 🎧 زمینه ▪️وفات_حضرت_ام_البنین .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.... الا مادر؛ به قربونِ جمالت ●♪♫ رخ چون بدر و ابروی هلالت ●♪♫ شنیدم؛ کامِ عطشان جان سپردی… ●♪♫ گلِ ام البنین؛ شیرم حلالت ●♪♫ ابوفاضل… ابوفاضل… ابوالفضل… ●♪♫ شنیدم؛ دست هایت را بریدند ●♪♫ شنیدم؛ چشمِ نازت را دریدند ●♪♫ چو طفلان این سخن ها را شنیدن ●♪♫ همه از هم خجالت می کشیدند… ●♪♫ ابوفاضل… ابوفاضل… ابوالفضل… ●♪♫ انیسِ گریه هایم، را گرفتند ●♪♫ توانِ دست و پایم، را گرفتند ●♪♫ کمانی تر شدم، از زینب ●♪♫ افسوس! سرِ پیری؛ عصایم را گرفتند… ●♪♫ ابوفاضل… ابوفاضل… ابوالفضل… ●♪♫  مسلمانان! حسین، مادر نداره… ●♪♫ غریب است و کسی بر سر نداره ●♪♫ ز جورِ ساربانِ بی مروت؛ دگر انگشت و انگشتر نداره ●♪♫ ابوفاضل… ابوفاضل… ابوالفضل… ●♪♫ گلِ احساس، را از من مگیرید ●♪♫ شمیمِ یاس، را از من نگیرید ●♪♫ همه دار و ندارم را بگیرید؛ فقط عباس را از من نگیرید ●♪♫ ابوفاضل… ابوفاضل… ابوالفضل… ●♪♫ تموم زندگیم؛ مالِ حسینه… ●♪♫ دلم همواره دنبالِ حسینه ●♪♫ کجایید؛ ای شهیدان خدایی؟ ●♪♫ بلا جویانِ دشتِ کربلایی ●♪♫ کجایید؛ ای سبک بالانِ عاشق؟ ●♪♫ پرنده تر، ز مرغانِ هوایی ●♪♫ @navaye_asheghaan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
1_12813833291.mp3
18.26M
(خدا براش ساخته هر کی سفره‌ی اُمَّ البنین و انداخته) ۲ (۱خدا براش ساخته هر کی دل به علمدار کربلا باخته) ۲ (گرفتاااار .میگه دستم رو بگیر علمدار بدهکار میگه دستم رو بگیر علمدار) ۲ ای امیر ما، بی نظیر ما دستِ باز تو دست‌گیرِ ما ای علم‌گیرا، ای علم‌دارا حل می‌شه با تو همه‌ی کارا اَلمُطیعُ لِله اباالفضلِ ... اباعبدالله (دلم براش میره زنده. می‌شه .اونی که برا تو می‌میره) ۲ دلم براش میره بی‌.دسته. ولی دست گدا رو می‌گیره پناهم، گوش میده به حرف تو خدا هم پناهم، تو بخوای می‌گذره از گناهم پناهم، کی به علقمه میفته راهم (شاه، علقمه، ماه علقمه) ۲ میره تا خدا، ماه علقمه قلبنا لَدَیک، روحنا فِداک (ساقی حرم، ساقی حرم نَحنُ بِحِماک) ۲ @navaye_asheghaan
4_5785355840026317250.mp3
1.02M
. دم غروبای مدینه کنج بقیع میره میشینه این که میگه لا تدعونی ام الادب ام البنینه توسلش بوده همیشه به مادر حسین و زینب میگه خودم با چهار تا بچه م فدا سر حسین و زینب تا میاد صداش یا حسین رو لباش همه گریه میکنن با صدای ناله هاش وای.           حسین بند دوم باز روی خاکا قد خمیده تصویر چند تا قبر کشیده ویلی علی شبلی می خونه این مادر چهار تا شهیده میفته رو پای رباب و غروب پیش سکینه میره به یاد مشک پاره پاره میخواد حلالیت بگیره میخوره زمین شده ام بی بنین میگه بچه مو زدن با عمود آهنین وای.          حسین هر جا که می‌ره پا می‌زاره ابر بهار میشه میشه می باره از صبح تا شب حرفش همینه مردم حسین مادر نداره شنیده سر ها رو بریدن شنیده معجرا رو بردن شنیده توی کوچه بازار چجوری دخترا رو بردن از کفن میگه واسه مرد و زن میگه از جای پاهای اسب روی یک بدن میگه وای.       حسین @navaye_asheghaan
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد شاید دعای مادرت زهرا بگیرد آقا بیا تا با ظهور چشمهایت این چشم‌های ما کمی تقوا بگیرد آقا بیا تا این شکسته‌کشتی ما آرام راه ساحل دریا بگیرد آقا بیا، تا کی دو چشم انتظارم شب‌های جمعه تا سحر احیا بگیرد پایین بیا، خورشید پشت ابر غیبت تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد آقا خلاصه یک نفر باید بیاید تا انتقام دست زهرا را بگیرد ✍
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد شاید دعای مادرت زهرا بگیرد آقا بیا تا با ظهور چشمهایت این چشم‌های ما کمی تقوا بگیرد آقا بیا تا این شکسته‌کشتی ما آرام راه ساحل دریا بگیرد آقا بیا، تا کی دو چشم انتظارم شب‌های جمعه تا سحر احیا بگیرد پایین بیا، خورشید پشت ابر غیبت تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد آقا خلاصه یک نفر باید بیاید تا انتقام دست زهرا را بگیرد ✍
(حضرت ام البنین س) عالمی را غم گرفته هر دلی ماتم گرفته ای خدا گشته پرپر گل یاس رفته از این جهان مام عباس تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ شهر یثرب در عزا شد شور عاشورا به پا شد زین جهان همسر مرتضی رفت ناله ی شیعیان بر سما رفت تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ همسر ساقی کوثر تالی زهرای اطهر گرچه بانو تو ام البنینی باب حاجات اهل زمینی تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ روح جسم و جان دل ها رفته از این دار دنیا گلبن فاطمی گشته پرپر در جنان سوزد و گرید حیدر تسلیت تسلیت یا ابالفضل۲ یا اباالفضل بی قرارم حال اشک و ناله دارم ای مه هاشمی پور حیدر تسلیت گویم از داغ مادر تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ تو امید عالمینی تو علمدار حسینی کربلا با تو کرب و بلا شد من بمیرم دو دستت جدا شد تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ @navaye_asheghaan
173.9K
کربلایی هادی صالحی
حاج محمد رضا بذری خیلی سخته با رفیق بری بی رفیق برگردی به خصوص وقتی برگشتی نگاه بچه های رفیق بیچارت میکنه خیلی سخته... من امشب روضم میخوام حرف بزنم وقتی قافله برگشت مدینه بدون حسین بدون علی اکبر بدون ابوالفضل برگشت مدینه بشیر زود تر اومد تا خبر برسونه ای اهل مدینه دیگه نمونید دیگه حسینی نیست چقدر مردم گریه کردن یه وقت دیدن دوتا آقازاده اومدن طرف بشیر گفتن بشیر بابای ما اومده بریم لباس مرتب بپوشیم یا این که بریم لباس عزا بپوشیم گفت آقا زاده ها شما باباتون کیه؟ گفتن با بچه های ابوالفضلیم بشیر با گریه گفت برید لباس عزا به تن کنید یعنی انتظار داشتین باباتون بی حسین برگردین ام البنین اومد روبه روی بشیر قرار گرفت همون اول نگفت عباسم کو،عثمانم کو، جعفرم کو،عون ام کو بشیرم میدونست این یل شجاعت محبوب دلشه گفت آروم آروم بهش بگم گفت خانم عثمان تو کشتن گفت اخبرنی عن الحسین؟ از حسین چه خبر؟ گفت ام البنین عون تم کشتند گفت اخبرنی عن الحسین؟ گفت برم جلوتر آروم تر میشه گفت جعفرتم کشتن گفت اخبرنی عن الحسین؟              گفت الان اسم عباس و بگم مادر می افته زمین گفت دیگه ام البنین بگم گفت بگو گفتم عباستم کشتن گفت بشیر از بچه هام نگو ذهنمو جای دیگه نبر گفت اخبرنی عن الحسین؟ فقط بگو از حسین چه خبر؟ تا گفت حسین و کشتن نشست رو زمین أولادی وَمَن تَحتَ الخَضراء کُلُّهُم فداءُ لأبی عَبدِاللهِ الحُسین بچه های من و هرچی زیر این آسمون کبوده همه فدای حسین روز اول * هزار بار شنیدی بازم بشنو روز اول تو عرب رسمه فامیلای درجه یک میان تو خونه ی داغ دیده گریه میکنن یکی اومد گفت زینب جان سیدتی و مولاتی یه خانم اومد پشت در هر چی میگیم بیا نمیاد سختشه شما بیا بهش بگو شاید اومد اومد پشت در دید ام البنینه سر به دیوار گذاشته همه اومدم تو دارن گریه میکنن چرا تو نمیای؟ گفت خانم امروز روز بنی هاشمه من کنیز شمام بذار همین جا گریه کنم گفت مادر شما برگرد ما باید برسیم خدمت شما رفت تا فهمید بی بی زینب  دارن میان صدا زد آب جارو کنین دم در رو خودش کارارو کرد اولین دسته راه افتادن تا رسیدن در خونه ی ام البنین چشم دو داغ دیده به هم افتاد زینب ام البنین و می دید میگفت جانم عباس ام البنین زینب و می دید می گفت جانم حسین غروبا میومد کنار قبرستان بقیع چهار قبر خاکی درست میکرد با انگشتاش چهار قبر درست میکرد میگفت دیگر مرا ام البنین نخوانید دیگر من پسر ندارم گفتن عمود آهنین به فرق سرش زدن...
4_5915798214463717461.mp3
5M
گفتن ندارد نشسته کنج بقیع و غیر از محن ندارد ای وای مردم حسین من مانده بین صحرا کفن ندارد حسین حسین حسین واست بمیره مادر ضیاء هر دوعین  حسین واست بمیره مادر (ام البنین وای مادر )4 گفتن ندارد آلاله ای که پژمرده دیگه چیدن ندارد در بین کوفه کسی شبیه حرمله دست بزن ندارد رباب رباب رباب عباسمو حلال کن اگه علی نخورده آب عباسمو حلال کن (ام البنین وای مادر )4 گفتن ندارد بیچاره زینب که جای سالم به تن ندارد از کوچه ای که با گریه میگفت ظالمان زن زدن ندارد یه وقتایی دلگیری یه وقتایی دلخونی برا خودت میخونی وای زینب وای زینب خدا خدا خدا زینب و کوچه بازار که بیشتر از کرببلا زینب و داده آزار کرببلا واآآآآ واآآآآ شاعر:کربلایی @navaye_asheghaan
(حضرت ام البنین س) عالمی را غم گرفته هر دلی ماتم گرفته ای خدا گشته پرپر گل یاس رفته از این جهان مام عباس تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ شهر یثرب در عزا شد شور عاشورا به پا شد زین جهان همسر مرتضی رفت ناله ی شیعیان بر سما رفت تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ همسر ساقی کوثر تالی زهرای اطهر گرچه بانو تو ام البنینی باب حاجات اهل زمینی تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ روح جسم و جان دل ها رفته از این دار دنیا گلبن فاطمی گشته پرپر در جنان سوزد و گرید حیدر تسلیت تسلیت یا ابالفضل۲ یا اباالفضل بی قرارم حال اشک و ناله دارم ای مه هاشمی پور حیدر تسلیت گویم از داغ مادر تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ تو امید عالمینی تو علمدار حسینی کربلا با تو کرب و بلا شد من بمیرم دو دستت جدا شد تسلیت تسلیت یا اباالفضل۲ @navaye_asheghaan
#⃣ #⃣ #⃣ اُم البنین تازه عروسِ،تازه عروس رو با رسم و رسوم میارن،وقتی هم قبیله ای هاش،طایفه کلابیه،با سر و صدا داشتن عروس رو میآورن،نزدیکا که رسیدن گفت:دیگه برید،از این جا به بعد نمیخوام کسی بیاد...چی شده فاطمه؟ گفت:این کوچه حرمت داره،این همون کوچه ای است که فاطمه رو زدن...لحظه ی وارد شدنش به خونه ی امیرالمؤمنین چارچوب خونه رو بوسه زد... رسید دم در خانه،چرا تو نمیای؟ گفت: بگید خانوم خونه بیاد...خانم خونه کیه؟ بگید زینب بیاد... دوبار با زینب اینجور رو برو شد،یه بار اینجا روبرو شد،منتظر شد زینب رسید،یه بار دیگه هم دم دروازه ی مدینه،هی دنبال حسین می گشت،چرا مرد تو این کاروان نیست،پس جوونا کوشن؟ یکی اومد گفت:ام البنین! پسرات رو کشتن...حسین کجاست؟ یه وقت دید یه پیرتر ازخودش.. مگه پیر زن میدوه؟دید یه پیرتر از خودش داره میدوه،نزدیک شد،ای وای زینبِ،بغلش رو باز کرد،افتاد تو بغل ام البنین،مادر!مادر!...کتکم زدن...گفت:مادر امونم رو بریدن،بغض کرده بود،ام البنین می زد به کمرش،گریه کن دخترم، چی شده؟ گفت: نامحرم.....پرده ی محملم رو.... ام البنین یه فریادی زد،مگه بچه ام مرده بود؟ صدا زد نه اتفاقاً داشت می دید،رباب دوید صدا زد:خوب شد نبودی اُم البنین،آره نگاه می کرد،اما از رو نیزه... صدا زد رباب:ام البنین! دوتا سر رو نیزه وانمی ایستاد،یکی شیر خوار.....یکی سر علمدار... گفت: رباب!سر شیرخوار،سر علمدار.... گفت: مگه خبر نداری؟ عباس عمود تو سرش اومد،سر واشد شد،هر کار کردن سر رو نیزه وانمی ایستادبا روسری سر رو.... سر بچه ی من هم که از نوک نی کوچک تر بود، با هر سنگ می افتاد.حسین.... ┅┅┅┅┄❅[﷽❅┄┅┅┅┅┄ @navaye_asheghaan