آهی کشیدی و رخ آیینه مات شد
اشک زلال چشم تو آب حیات شد
خون دل تو خون دلم را به شیشه کرد
تا از تو خواستم بنویسم دوات شد
این شهر را ادامه دهی، آب می برد
بانو بقیع از ابر دو چشمت فرات شد
ای نوحه خوان ممتدِ از صبح تا به ظهر
قدری نفس بگیر که وقت صلاة شد
وقت قنوت، اشک تو افتاد روی خاک
فردا خبر رسید که آنجا قنات شد
او ماند و دختران یتیم قبیله اش
امّ البنین بی پسر، امّ البنات شد
آری پسر، قمر به شب مؤمنین که شد
مادر، ستاره ی سحر مؤمنات شد
«سید میلاد حسنی»
#شعر
#مدح_و_روضه
#حضرت_ام_البنین
@Arshiv_Gholam
💡وقایع تاریخی متعلّق به گذشته است؛ ولی اندیشه هایی که از دل آن وقایع بیرون میآیند، متعلّق به گذشته نیست.
دکتر موسی نجفی
کتاب بصیرت تاریخی، ص 18
#کتاب
#بصیرت_تاریخی
#دکتر_موسی_نجفی
@Arshiv_Gholam
🔆 اسلام برای کشتن نیامده، بلکه آمده است تا به انسانها حیات و زندگی بدهد، أمّا زندگی حقّ همه است؛ لذا اگر برخی بخواهند در مقابل انسانیت و حیات جمعی بایستند، باید با آنها مبارزه کرد.
سید علی خامنه ای
تفسیر سوره برائت، ص 114
#کتاب
#تفسیر_سوره_برائت
#سید_علی_خامنه_ای
#رهبر
@Arshiv_Gholam
⚠️ آنها که به جنگ و جهاد پشت کرده و از مقابل دشمن گریخته بودند، برای پذیرش توبه شان، باید به میدان جنگ برمیگشتند؛ نه اینکه در حال گریز بگویند "أستغفراللّه".
سید علی خامنه ای
تفسیر سوره برائت، ص 177
#کتاب
#تفسیر_سوره_برائت
#سید_علی_خامنه_ای
#رهبر
@Arshiv_Gholam
🔰و يكفي في جلالة قدرها و نبالة شأنها ما ورد في بعض الأخبار من أنّها دخلت على الحسين (عليه السّلام) و كان يقرأ القرآن، فوضع القرآن على الأرض، و قام لها إجلالا.
📜عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال، ج11، ص 956
#کتاب
#عوالم_العلوم
#شیخ_عبدالله_بحرانی
@Arshiv_Gholam
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) قَالَ:
🔸مَنْ ظَلَمَ مَظْلِمَةً أُخِذَ بِهَا فِي نَفْسِهِ أَوْ فِي مَالِهِ أَوْ فِي وُلْدِهِ.
🔹نيز حضرت صادق (عليه السّلام) فرمود:
هر كه ستم به كسى كند به همان ستم گرفتار شود، در خودش باشد يا در مالش يا در فرزندش.
📜الكافي، ج2، ص 332
#شعر
#الکافی
#امام_صادق
@Arshiv_Gholam
هر گرفتاری سراغ آستانش را گرفت
رزق و روزیِ تمام خاندانش را گرفت
خوش به حالِ سائلی که سائلِ عبّاس شد
خوش به حال آن که از عبّاس نانش را گرفت
روزِ محشر دست هايش دستگيري مي كند
دستِ خود را داد دستِ دوستانش را گرفت
هيچ كس اندازه ي عبّاس شرمنده نشد
كربلا بدجور از او امتحانش را گرفت
از خجالت آب شد، آب آورِ كرب و بلا
عصرِ تاسوعا امان نامه امانش را گرفت
چشم هايش پاسبان هاي بَناتِ خيمه بود
حرمله با تير چشمِ پاسبانش را گرفت
تيرها در پيكرش وقتِ زمين خوردن شكست
بس كه خون رفت از تنش آخر توانش را گرفت
صارَ کَالْقُنْفُذ برايِ تيرها جايي نماند
ناگهان سر نيزه اي حجمِ دهانش را گرفت
قتل او کار عمود آهن و نیزه نبود
تیرهایی که به مشکش خورد جانش را گرفت
از بغل تا که سرش را بر سر نیزه زدند
گریه های ناتمامی خواهرانش را گرفت
«رضا قربانی، گروه یا مظلوم»
#شعر
#مدح_و_روضه
#حضرت_عباس
@Arshiv_Gholam