السلام علیکِ یافاطمهً الزهرا س
دریغ از درد و داغِ بیکرانه
که غم از دل زند هر شب جوانه
مدینه من سؤالی از تو دارم
چه کردی با علی در آن زمانه؟
چه کردی که علی در نیمه ی شب
که می شد سوی نخلستان روانه
چه کردی با علی تا رازِ خود را
به نخل و چاه گوید محرمانه
چرا باید که قبرِ یاسِ پرپر
بماند تا همیشه بی نشانه
چرا مولای ما مظلوم و تنها
بماند سالها در کنجِ خانه
چه کردی تو؟ بگو با جانِ زهرا
در و دیوار بود و تازیانه
مگر روزِ خدا پایان گرفته؟
که مولا غسل داد او را شبانه!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi
#السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا_س
قامتِ سروِ علی وقتی از این غصه خم است
نُه ستونِ فلک از غم شکند باز کم است
تا شنیدم چه کشیده ست علی ، فهمیدم
کشتیِ عرش خداوند چرا غرقِ غم است!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#صلی_الله_علیک_یافاطمه_الزهرا
#مرثیه_زبانحال_حضرت_زینب
یک دستِ تو به پهلو یک دستِ تو به بازو
امشب چرا تو مادر از من گرفته ای رو
ماندی میانِ بستر خون میچکد ز مویت
گویا که کرده از خون امشب خضابِ گیسو
گاهی حسن به دورِ بستر کند طوافی
بر گردِ تو بگردد مانندِ بچه آهو
دیشب چرا نخفتی مادر ز دردِ سینه
پیشِ پدر نگفتی پس لااقل به من گو
مادر میانِ جامه یک زخمِ کهنه داری
دیدم که جای زخمت اصلا نداره دارو
حالِ سخن نداری با یک اشاره گویی
کن خانه را برایم زینب تو آب و جارو
وقتِ وداعم آمد چادر بکش به رویم
یکدم ز جنت آمد عطرِ گلابِ خوشبو
زینب برات بمیرد ای مادرِ غریبم
گو تا دمی گذارم مرهم به زخم پهلو
چشم از جهان تو بستی یاسِ کبود بابا
گویا که رهسپاری در سایه سارِ مینو!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
🏴نذر_شهادت_حضرت_زهرا_س🏴
فرو می ریزد امشب از نگاهت بغضِ سنگینم
چنان محصور در اشکم که جایی را نمی بینم
دلم خون است از صحن و سرای بی نشانِ تو
تو می بینی که می سوزم تو می دانی که غمگینم
رواقت را تصوّر می کنم در خاطرم گاهی
دلم می خواهد آنجا رو به روی روضه بنشینم
پُرم از گریه آری مقتلِ تاریخِ اندوهم
که من مجموعه ای از دردهای تلخِ دیرینم
در آغوش دعا می گیرم امشب آن ضریحت را
به گردش در طوافم تا سحر فریادِ آمینم
دلم می خواهد اینجا معتکف باشم کنارِ تو
که بی شک می رسد از سمتِ چشمانِ تو تسکینم
جهانم از تو آباد است دنیای منی بی شک
تویی آرامشِ جانم تویی هم دین و آیینم
چنان دلگرمِ آن لطفِ فراوانم که می گویم
همین یک شعر در وصفِ تو خواهد کرد تضمینم
اگر بیتی نباشد حاوی مدحِ تو ننویسم
اگر جایی نباشد محفلِ ذکرِ تو ننشینم!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
زمزمه روضه حضرت زهرا(س)
بند اول:
(دیدم توی کوچه ، جای ردّ خونه
خدایا گُلِ من ، چرا نیمهجونه) 2
//////////////////////////////////////////
وای امون ــ از خَزون
چرا روی ماهم زمین خوردهای
وای مظلوم ــ وای بانوم
بمیرم نبینم که آزُردهای
وای زهرا ــ وای تنها
پاشو یاسِ زخمی جونِ زینبت
وای نیلی ــ وای سیلی
چی داری میگی تو به زیرِ لبت
****
بند دوم:
(شنیدم که گفتی ، زیرِ لب یواش
خدایا هوایِ ، علیم داشته باش) 2
//////////////////////////////////////////
نازنین ــ پاشو ببین
دارن نانجیبا نِگات میکنن
دلغمین ــ مَهجبین
با خنده به اشکِ چِشات میکنن
ای جونم ــ دلخونم
میخندن بَرا معجرِ سوختهات
بمیرم ــ نبینم
اینجور واسه بال و پَرِ سوختهات
وای خانوم ــ نیلی روم
نبینم گُلم چوبِ کین میخوره
توی خون ــ او بیجون
میخواد هِـی بُلن شِه زمین میخوره
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#زبانحال_حضرت_زهرا(س)
#هجوم_به_بیت_وحی
میانِ خانه ام بود و، بساطِ خون به پا کردند
سفارش کرد بابایم، عجب حقش ادا کردند
هنوز این جسمِ بابا را، نه تغسیل و عزا کردند
به جای تسلیت بر ما، امامت ادّعا کردند
ببین بابا که این امت، به حقِ ما چِها کردند
مرا با پیکرِ خونین، به بستر مبتلا کردند
جلویِ دیده ی طفلان چنان ظلم و جفا کردند
میان کوچه جانم را، گرفتارِ بلا کردند
امان از این همه غمها، ز بعدِ رفتنت بابا
علی را جانبِ مسجد، طنابی از قفا کردند
قسم بر زخمِ بازویم، که قلبم را جدا کردند
همانا بدترین ظلم و، شقاوت بهرِ ما کردند
برای اخذِ یک بیعت، چه آشوبی به پا کردند
مرا با محسنِ زارم، میانِ خون رها کردند
خدا داند که درحقٌم، چه ظلمِ ناروا کردند
بسا این کودکانِ من پیمبر را صدا کردند
که این جسم نحیفم را، ز میخِ در جدا کردند
امان از این همه غمها، ز بعدِ رفتنت بابا
#هستی_محرابی
@Asharemehrab313
#نذر_شهادت_حضرت_زهرا_س
#فاطمیه_روضه_غربت_مادر
الهی آتشی بر در نیفته
شرارش دامنِ مادر نیفته
الهی هیچ مردی پیشِ چشمش
زنش در خون خاکستر نیفته
الهی رحم کن تا غنچه ی یاس
به زیرِ دست و پا پَرپَر نیفته
دعا کرده علی در بینِ کوچه
که زهرا چادرش از سر نیفته
به مسجد می برن با تازیونه_
که چشمش توو چشِ حیدر نیفته
به زیرِ لب دعا می کرد زینب
که در هیچ خونه ای مادر نیوفتد
تو میدونی خدا زینب غریبه
مدد کن تا گلش بستر نیفته
خدایا کربلا در پیش داره
مدد کن از سرش معجر نیفته
مدد کن تا حسینش تووی گودال
به گیرِ اون همه لشکر نیفته
که شمر، اَر می بُرَد انگشتِ او رو
به دستِ شمر انگشتر نیفته
مدد کن کنجِ ویرونه دلِ شب
سرش بر دامنِ دختر نیفته
کنارِ پیکری بی سر می گفت
الهی قسمتِ خواهر نیفته
به شمرِ پستِ دون تا حشر لعنت
که دیگر دستِ او خنجر نیفته
همین عالم عذابش کن که دیره
حسابش عرصه ی محشر نیوفته
#الهی_آتشی_بر_در_نیفتد
#شرارش_دامن_مادر_نیفتد
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#سبک_نوشته_فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا_س
اشکِ دلتنگیم بی تو نم نم باره
شمعِ جانسوز تو شعله ی غم داره
غربتت در دلِ چاه و نخلستانم
علی بی تو در آن شورِ عالم داره
حال و روزم که میدونی
بارِ آخر تو رو دیدم
کوچه با معجرِ خونی
می چکید خون ز پیشونی
آه ای گلِ بی خارم
آه خسته ی بیمارم
آه شمعِ شام تارم
وااااای زهرای من مرو، واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
بس که در سینه ات بوده آهِ جانسوز
شب نشد بی نواهای تو وصلِ روز
کی شریکِ غم و دردِ کوثر می شد
دردِ شبهای سردِ تو باور می شد
مانده با دردِ تنهایی
ظالم از او چی میخواهی
شد گلم خسته وُ بیمار
دیگه دست از سرش بردار
وای تو ز دنیا سیری
وای امان از آن سیلی
وای کرده رویت نیلی
وای، زهرای من مرو
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
آتش افتاده بر باغ و بستانِ تو
اوج غربت نشست بر دل و جانِ تو
جای محسن شده خونِ دامانِ تو
کوی غربت شده بیت الاحزانِ تو
چه کنم من ز داغِ تو
از غمِ اشتیاقِ تو
روی قبرت بنالم از
درد و رنجِ فراقِ تو
وای خسته وُ دلگیرم
وای بی تو در زنجیرم
وای از زمانه سیرم
آه! این بوَد تقدیرم
آه لاله ی پرپر مرو
آه گلِ پیغمبر مرو
آه خسته ی بستر مرو
آه سینه ی مضطر مرو(۲)
واااای زهرای من مرو.واااای زهرای من مرو، زهرای من مرو
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
◾️السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَة◾️
فاطمیه ای رُخِ خورشیدِ غم
با طلوعت می رسد تشدیدِ غم
چهره ی گل می شود رنگِ شفق
زخم می گیرد دلِ تنگِ شفق
فاطمیه نغمه های بی کسی ست
مادری در بسترِ دلواپسی ست
ماجرایش شرحِ داغِ کوثر است
شالِ غم بر گردنِ پیغمبر است
دخترِ او کشته ی تیغِ در است
انتقامش ذالفقارِ حیدر است
فاطمیه ابر گریان می شود
سینه ها از درد بریان می شود
تیره می گردد خورشید از خزان
رنگ می بازد گل از تیر و سنان
فاطمیه سینه ها مضطر شود
لاله ای در کوچه ها پرپر شود
حربه های تیغ بی رحمی کنند
پشتِ در این لاله را زخمی کنند
فاطمیه سیلِ غم جاری شود
دل اسیرِ درد و بیزاری شود
فاطمیه عشق معنا می شود
حیله ی پنهان هویدا می شود
با بیانِ خطبه ی خیرالنّسا
چهره ی شیّاد رسوا می شود
فاطمیه یاس پرپر می شود
از فراقش دل مکدّر می شود
فاطمیه الوداعِ کوثر است
اشکِ خون لبریزِ جام و ساغر است
چون به آخر می رسد صبرِ علی(ع)
این حقیقت صحنه ای از محشر است!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
بانوای مداح اهلبیت ع🎧
کربلایی_محسن_اخوان🎤
#السلام_علیک_ایتها_الرضیه_المرضیه
در دفترِ عالم ز خطِ خون بنگارید
مظلوم تر از فاطمه مظلوم نداریم
در غربتش این بس نه فقط بی حرم است او
ما هیچ اثر از این گلِ معصوم نداریم!
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#السلام_علیک_یا_اول_مظلوم_عالم
درد است ببینی جگرت می سوزد
در آتشِ کین بال و پَرت می سوزد
دستانِ تو بسته پیشِ چشمت دارد_
هم همسرِ تو هم پسرت می سوزد!
#یا_محسن_ابن_علی
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313
#زبانحال_حضرت_زهرا(س)
#هجوم_به_بیت_وحی
میانِ خانه ام بود و، بساطِ خون به پا کردند
سفارش کرد بابایم، عجب حقش ادا کردند
هنوز این جسمِ بابا را، نه تغسیل و عزا کردند
به جای تسلیت بر ما، امامت ادّعا کردند
ببین بابا که این امت، به حقِ ما چِها کردند
مرا با پیکرِ خونین، به بستر مبتلا کردند
جلویِ دیده ی طفلان چنان ظلم و جفا کردند
میان کوچه جانم را، گرفتارِ بلا کردند
امان از این همه غمها، ز بعدِ رفتنت بابا
علی را جانبِ مسجد، طنابی از قفا کردند
قسم بر زخمِ بازویم، که قلبم را جدا کردند
همانا بدترین ظلم و، شقاوت بهرِ ما کردند
برای اخذِ یک بیعت، چه آشوبی به پا کردند
مرا با محسنِ زارم، میانِ خون رها کردند
خدا داند که درحقٌم، چه ظلمِ ناروا کردند
بسا این کودکانِ من پیمبر را صدا کردند
که این جسم نحیفم را، ز میخِ در جدا کردند
امان از این همه غمها، ز بعدِ رفتنت بابا
#اجرا: کربلایی_مجید_منصوری
#هستی_محرابی
@Asharemehrabi313