شور مقتلی|کربلایی مصطفی مروانیfatemiyeh_Aval1404_shab1(9).mp3
زمان:
حجم:
4.26M
🖋 #شور_مقتل| چه خبره توی قتلگاه
🎤 #کربلایی_مصطفی_مروانی
🚩 مراسم #فاطمیه اول_شب اول
به روایت هفتادو پنج روز
#شور_امام_حسین
📆دوشنبه ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۴ ه ش
.
🏷#زمینه| یار وفادار علی
#شهادت_حضرت_زهرا
#مورخ_۱۲_۰۸_۱۴۰۴
#کربلایی_مصطفی_مروانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
یار وفادار علی
تویی کس و کار عل
غمخوار علی
از زردی چهرهی تو
خزونِ بهار علی
خستهای زهرا،میدونم
افتادی از پا،میدونم
بیداری شب ها،میدونم
زخم هاتو اینقده پنهوون نکن
ازم رو نگیر،ای خانوم
تورو جون علی دست به پهلو نگیر
ای خانوم ای خانوم
۰
شده التماس آخرم همین،جون علی
نرو فاطمه میشم خونه نشین،جون علی
۰
ای سر و سامون علی
بمون تو رو جون علی
خاتون علی
از دیدن قد خمت
حسابی دلخونه علی
همش خمیده راه میری
دست به دیوار میگیری
با درد و غصه درگیری
شب ها از درد تا صب بیداری
منم بیدارم،ای خانوم
از غم و غصه هات
سر به چاه میزارم،ای خانوم
۰
شده التماس آخرم همین،جون علی
نرو فاطمه میشم خونه نشین،جون علی
۰
تویی تو پناه علی
یه تنه سپاه علی
ای ماه علی
بمون و از پیشم نرو
ای یار دلخواه علی
صبر تو از هم پاشیده
دلت گرفته رنجیده
جوون مثل تو کی دیده
خمیده…
کاری داری فقط بگو به من
پرستار نگیر،ای خانوم
دستتو بده به من
به دیوار نگیر،ای خانوم
۰
شده التماس آخرم همین،جون علی
نرو فاطمه میشم خونه نشین،جون علی
۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
#فاطمیه
🔻
زمینه|کربلایی مصطفی مروانیfatemiyeh_Aval1404_shab1(4).mp3
زمان:
حجم:
17.58M
🖋 #زمینه| یار وفادار علی
🎤 #کربلایی_مصطفی_مروانی
🚩 مراسم فاطمیه اول_شب اول
به روایت هفتادو پنج روز
#زمینه_حضرت_زهرا
📆دوشنبه ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۴ ه ش
.
🏷#شور_مقتل| ریختن تو خونهم
#شهادت_حضرت_زهرا
#مورخ_۱۲_۰۸_۱۴۰۴
#مصطفی_مروانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
ریختن تو خونم،با داد و بیداد
این اولین باره دیدم فاطمه افتاد
اون نانجیبه بی شرفِ پست
سر زن و بچهی من میزنه فریاد
اومد زد
چجور بگم چقدر زد
پهلوشو با لگد زد
ناموسمو مغیره
میون کوچه بد زد
میون کوچه
دستامو بستن
بازوی فاطمم رو پیش من شکستن
خونابه میریخت
از زخم پهلوش
جلوی چشم من همه رد شدن از روش
دَر افتاد
فاطمه با سر افتاد
بچه با مادر افتاد
تموم پیکرش سوخت
یه گوشه پر پر افتاد
قنفذ نامرد،کوتاه نیومد
بانوی پا به ماهمو خیلی کتک زد
بشکنه دستش که توی انظار
یه جوری زد که دستشم افتاده از کار
بمیرم
از غصه سر به زیرم
از این زمونه سیرم
زهرا همه کسم بود
چجور آروم بگیرم؟!
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
#هجوم_به_بیت_وحی
#دیوار_و_در
🔻
شور مقتلی|کربلایی مصطفی مروانیfatemiyeh_Aval1404_shab1(5).mp3
زمان:
حجم:
12.14M
🖋 #شور مقتلی| ریختن تو خونم
🎤 #کربلایی_مصطفی_مروانی
🚩 مراسم فاطمیه اول_شب اول
به روایت هفتادو پنج روز
📆دوشنبه ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۴ ه ش
.
🏷#شور| رفیق لحظههای بی پناهی من
#شهادت_حضرت_زهرا
#مورخ_۱۲_۰۸_۱۴۰۴
#مصطفی_مروانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفیق لحظه های بی پناهیِ من
جبرانِ تصمیمای اشتباهیِ من
همیشه بین خیر و شر کی میرسه تو
اونی که دائما سر دوراهیِ من
حتی شبم مونده توی سیاهی ِمن
بار دو عالم،رو شونه دارم
نشونه دارم،از کل دنیا یه دل دیوونه دارم
آره شکستم،ولی هنوز گریهی بچگونه دارم
دنیای بی تو برا من شُگون نداره
دلم ستاره ای تو آسمون نداره
راست و حسینی اونی که برات نمیره
میگه دوست داره ولی بدون نداره
اگه که دوست داره چرا و چون نداره
یادم نمیره با چشم خون بار،با غم بسیار
به هیئت اومدم برای اولین بار
با گریه گفتم که دیگه خستم
اگه میشه منو پیش خودت نگه دار
خودت میدونی بندهی محبتم من
ببخش اگه اینطوری با تو راحتم من
با اونیکه دوسش دارم خیلی میجوشم
مزاحمم آره یکم بد عادتم من
خوبم یا بد یه عمره زیر سایتم من
یه خورده دیگه تحملم کن
باز بغلم کن
نگو که سر باره توام،نگو ولم کن
ببین خرابم،ببین
باز یه نگاه از اون نگاها به دلم کن
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
#ذاکر #خادم #مداح
🔻
.
🏷#زمنیه_حضرت_زهرا| صدای تو خستهی خسته
#شهادت_حضرت_زهرا
#مورخ_۱۳_۰۸_۱۴۰۴
#مصطفی_مروانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
صدای تو خستهی خسته
سلام شکستهِ شکسته
کار خونه میکنی زهرا
حق داری نشستهِ نشسته
نفس بریده بریده
میشینی خمیده خمیده
میسوزی یه ذره یه ذره
تو دیگه بمونی بعیده…!
من میرم واسه غمت گریه کنم گریه کنم
واسه این عمر کمت گریه کنم گریه کنم
اگه جبریل اومده سر بزنه سر بزنه
بگو دیگه نمیخواد در بزنه در بزنه
از حال و احوالته معلوم
عمرت به دنیا نیست خانوم
شوهرتو مظلومه مظلوم
داری میری معلومه معلوم
خونه رو سپردی به زینب
میگی دیگه خانومِ خانوم
حق بده با حسنت گریه کنم گریه کنم
این که مردا زدنت گریه کنم گریه کنم
اگه سلمان اومده سر بزنه سر بزنه
بگو دیگه نمیخواد در بزنه در بزنه
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻
زمینه اول|کربلایی مصطفی مروانیfatemiyeh_Aval1404_shab2 (6).mp3
زمان:
حجم:
19.45M
🖋 #زمینه | صدای تو خسته ی خسته
🎤 #کربلایی_مصطفی_مروانی
🚩 مراسم #فاطمیه اول_شب دوم
به روایت هفتادو پنج روز
📆سه شنبه ۱۳ آبان ماه ۱۴۰۴ ه ش
.
🏷#واحد| قسمتم این بود
#شهادت_حضرت_زهرا
#مورخ_۱۳_۰۸_۱۴۰۴
#مصطفی_مروانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمتم این بود جلو چشم همه من اشک بریزم
سر من بدجور کتک خوردی بمیرم ای عزیزم
بعد پیغمبر مدینه شهر غم،رنج و عذابه
توی این شهر زنمو سیلی زدن حالم خرابه
بمیرم که
تو پیر شدی به پای من زهرا
نزاشتی کم برای من زهرا
یادم نمیره تا قیامت
بمیرم که
نشد دوباره تو بشی مادر
نزاشتی کم برای این حیدر
محسنمو گرفته میخِ در
۰
نرو زهرا نرو نرو نرو نرو زهرا
۰
خیلی حرف دارم ولی من دیگه روی گفتنم نیست
من که مَرد جنگم اینقدر زخم کاری رو تنم نیست!
همه میگن پیش چشم شوهرش زهرا زمین خورد
همه میگن نمیدونن که علی تو کوچه ها مُرد
نمیخواستم
با دشمنم بری و درگیرشی
اینجوری خسته و زمین گیرشی
من از خجالتت میمیرم
دیگه زهرا
مغیره شاده و منم گریون
نصیب من شده دل پر خون
ازت حلالیت میگیرم
۰
قسم میدم تو رو زهرا نرو زهرا نرو زهرا
۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻
واحد|کربلایی مصطفی مروانیfatemiyeh_Aval1404_shab2 (9).mp3
زمان:
حجم:
11.22M
🖋 #واحد_حضرت_زهرا | قسمتم این بود
🎤 #کربلایی_مصطفی_مروانی
🚩 مراسم فاطمیه اول_شب دوم
به روایت هفتادو پنج روزشش
📆سه شنبه ۱۳ آبان ماه ۱۴۰۴ ه ش
.
#زمینه
#فاطمیه
#حضرت_زهرا(س)
#علی_میرحیدری✍
توی این شهر بی کسی
که پر از آتیش غمه
در زدم خونه ی تو رو
اومده ام سلمه
آه روز و شب همش چشمام تره
آه شب غم چرا دیر میگذره
آه رد خون هنوز روی دره
شبای پر دردُ
چطور سحر کردی
بگو که با زخمات
چجوری سر کردی
بمیرم برات زهراجان
بنددوم:
قصه ی غصهت رو بگو
خونه تون غرق ماتمه
سر بزار رو شونه ی من
گریه کن راحت فاطمه
آه تمومی نداره غصه هات
آه داری آب میشی جونم فدات
آه کاشکی پشت در بودم به جات
تموم این روزا
تو بستر افتادی
تو رو زدن انقد
که آخر افتادی
بمیرم برات زهرا جان
بندسوم:
اشکای زینب رو ببین
حالِ تو می پرسه ازم
میگه مادر خوب نمیشه!
من جوابش رو چی بدم...؟
آه داره خون میباره آسمون
آه حسنت میگه مادر بمون
آه لالایی برا زینب بخون
بدون تو دیگه
یتیم میشه زینب
میخوابه با گریه
حسین تو هرشب
بمیرم برات زهرا جان
توضیحات:گزارش تاریخی میگوید: آنگاه که دختر پیامبر(ص) به بستر افتاد، بانوی بزرگوار، امّسلمه، به عیادت و دیدار ایشان رفت. در این ملاقات ناگزیر سخنان زیادی ردّ و بدل شده است؛ اما تاریخ بیش از این گزارش نکرده است که امّسلمه به محضر دختر پیامبر(ص) عرضه داشت: ای دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح کردید و حال شما چطور است؟ کلماتی که عیادت امّسلمه در جواب شنید، از رنج و دردی عظیم خبر میداد.
دختر پیامبر(ص) فرمود: «در میان اندوه و سختی! غم و اندوه فقدان پیامبر و بزرگی ستمی که بر وصیّ و جانشینش رفته است، به خدا قسم، حرمت وصیّ پیامبر(ص) را زیر پای گذاردند و ...
.👇