سید مهدی حسینی4_6043915353736614158.mp3
زمان:
حجم:
11.24M
| شور #عربی #شهادت_حضرت_زهرا |
الا یا ایهاالعشاق الا یا امت الزهرا
علیکم یا عباده الله بذکر الماتم الحورا
کوکب المنیر زوجه الامیر
اسمُکِ مُجیر زهرا زهرا
سیده النساء یا زهرا
یا غایه اللقا یا زهرا
الا یا ایهاالاوتاد بنور ذکر و الاوراد
علیک ایهاالاخوه بحزن العلت الایجاد
ام العاشقین بضعه الامین
اسمُکِ العظیم زهرا زهرا
سیده النساء یا زهرا
یا غایه اللقا یا زهرا
#فاطمیه
#شور_حضرت_زهرا
سید مهدی حسینی4_6043915353736614153.mp3
زمان:
حجم:
32.7M
| مرثیه #شهادت_حضرت_زهرا |
غم تنهاییات را علی جان من خوب دانستم
که با این چادرِ خاکی کمر بر یاریات بستم
اگر نُه سال بودم با تو در هر شادی و هر غم
حلالم کن که من امروز و فردا رفتنی هستم
چه غم از رنج بیماری تویی تنها پرستارم
حلالم کن نباید رو بگیرم از تو ناچارم
به آرامی قدم بردارم از بیم زمین خوردن
فقط کافیست دستم را من از دیوار بردارم
نشستن بر زمین مشکل زِ جا برخواستن مشکل
ولی مشکلتر از این دو، غمِ تنهاییِ یارم
به بازو سر که بگذارم به خود از درد میپیچم
به بستر ظاهراً خوبم ولی تا صبح بیدارم
کنار هم نشد بالا بگیرم هر دو دستم را
که با یک دست ناچارم قنوتم را به جای آرم
مناجات حسن را میشنیدم زیر لب میگفت
خدایا کاش میشد دست ثانی را نگهدارم
اغلب کسان که پردهی حُرمت دریدهاند
در کودکی محبّت مادر ندیدهاند
من از آغوش گرم مادرم تا کِی جدا باشم؟
شفایش میدهی تا سر به روی سینه بگذارم
پیکرتو برمیگردونم خیمه
من سرتو برمیگردونم خیمه
خیالت از حال رقیه راحت باشه
دخترتو برمیگردونم خیمه
جوری ناله میزنم اشک شمرو درمیارم پاشه
جوری ناله میزنم نمرده زینب که سرت دعوا شه
جوری گریه میکنم که پیرهن کهنهی تو پیدا شه
جوری ناله میزنم اشک شمرو درمیارم پاشه
#فاطمیه
#روضه_حضرت_زهرا
سید مهدی حسینی4_6003774503488852152.mp3
زمان:
حجم:
9.45M
| شعر واحد #شهادت_حضرت_زهرا |
یاکه باید چون علی با تیغِ عریان ایستاد
یاکه باید مثل زهرا پیش طوفان ایستاد
ریشه وقتی در میان خاک باشد میتوان
در هجوم باد مانند درختان ایستاد
میشود در گرگ و میشِ فتنه هرجایی نرفت
پشت دربِ خانهی زهرا مسلمان ایستاد
مثل فضه میشود بالانشین این حرم
آنکه در پایِ حجابش غرق ایمان ایستاد
فاطمه یعنی اگر باشید کم هم ، میشود
مثل مقداد و ابوذر مثل سلمان ایستاد
فیض میبُرد از قنوتِ نافلههایش علی
در سحر خوب است گاهی زیر باران ایستاد
پشت در گفتند جمعش از چهل تَن هم گذشت
پشت در زهرا ولی تا حَدِ امکان ایستاد
فاطمه میماند آنجا حیف میخِ لعنتی
تاکه او جان داشت پیش ضربههاشان ایستاد
بچههای فاطمه مانند زهرایند ، پس
محسنش هم پیشِ ضربِ نامسلمان ایستاد
فاطمه این ایستادن را به زینب یاد داد
تاکه بِینِ آتشِ شام غریبان ایستاد
جای طفلان سنگ خورد و جای طفلان چوب خورد
عمه اما بین صدها چشم حیران ایستاد
هرگز از یادش نخواهد رفت اما قتلگاه
شمر با دامان خونین و پریشان ایستاد
#واحد_حضرت_زهرا
#فاطمیه
سید مهدی حسینی | شب سوم مراسم فاطمیه دوم 14014_5879811791592099477.mp3
زمان:
حجم:
26.02M
| مرثیه #شهادت_حضرت_زهرا |
قیامت است تماشای صبح دولت او
که محشری ست مقامات بی نهایت او
فقط نه روز قیامت، یکایک ایام
به یمن لیله قدرند زیر منت او
کسی که ماه و ستاره ست گردن آویزش
شده ست نُقل دهان فلک کرامت او
شبیه زهره کنیزش درخششی دارد
زحل که بسته کمر گوئیا به خدمت او
غبار درگه او فضه می شود قطعا
عیار سنجش پیغمبران محبت او
قیام فاطمه گرچه خمیده بود ولی
قیامت است رکوع یکی دو رکعت او
توسلات خلائق به ذیل چادر او
امام، معتکف خیمه امامت او
جنان ز غنچه لبخند او شده پیدا
نهان رضای خداوند در رضایت او
خیال خاک به درک ضریح او نرسید
کشیده سرمه به چشمان عرش تربت او
دمی که بی کفن اهل قبور بر خیزند
حریر و سُندُس و اِستبرَق است خلعت او
به روی ناقه ای از نور در مسیر صراط
روانه سوی جنان، محمل جلالت او
عنان ناقه او را گرفته جبرائیل
حریر بال ملک پرده دار حرمت او
چه آبشار رفیعی است چادر زهرا
که جاری است از آن، رشته شفاعت او
پیمبران همگی سر به زیر اندازند
که چشم را نزند آفتاب طلعت او
در آن میانه فدک ایستاده با دل خون
خزان زده است هنوز از غم مصیبت او
کسی که مادر آب است حرمتی دارد
لهیب آتش دوزخ کجا و ساحت او ؟!
من از حوادث روز جزا ندارم بیم
قیامت است فقط لحظه شهادت او
گمان کنم که اگر میخ هم شود محشور
سرش بلند نمی گردد از خجالت او
به جست و جوی حسین است در صف محشر
که مرهمی بنهد بر روی جراحت او
شکوه پیرهنی کهنه است روسری اش
میان مرثیه کمتر شده ست طاقت او
اگر چه محسن او هم شهید شد اما
گلوی زخمی طفلی شده شکایت او
#فاطمیه
سید مهدی حسینی | شب سوم مراسم فاطمیه دوم 14014_5879811791592099479.mp3
زمان:
حجم:
19.95M
| تک #شهادت_حضرت_زهرا |
طواف اول مادر شروع میشه از پشت در
برای نجات حیدر تو آتیش زده بال و پر
میگه با اینکه پر درده لبیک یا حیدر لبیک
دور امامش میگرده لبیک یا حیدر لبیک
طواف دوم مادر رفته بین آتیش و دود
بین هیاهوی دشمن ناله های مادر گم بود
با رویی که سرخ و زرده لبیک یا حیدر لبیک
دور امامش میگرده لبیک یا حیدر لبیک
طواف سوم با محسن میون در و دیواره
فضه کمک کن که مادر حاجی شیش ماهه داره
روضه شد اینجا بی پرده لبیک یا حیدر لبیک
دور امامش میگرده لبیک یا حیدر لبیک
طواف چهارم تو کوچه دنبال حیدر میدوید
افتاده بود روی زمین اما خودش رو میکشید
خاک این کوچه ها سرده لبیک یا حیدر لبیک
دور امامش میگرده لبیک یا حیدر لبیک
طواف پنجم تو مسجد میخواد مو پریشون کنه
میخواد استغاثه کنه مدینه رو ویرون کنه
دست علی رو وا کرده لبیک یا حیدر لبیک
دور امامش میگرده لبیک یا حیدر لبیک
طواف ششم تو خونه داره وصیت میخونه
جای منو پُر کن زینب امامم تنها نمونه
مادر ما خیلی مَرده لبیک یا حیدر لبیک
دور امامش میگرده لبیک یا حیدر لبیک
طواف هفتم تو مقتل کنار سر بریده
میفته رو جسم بی سر مادر با قد خمیده
با پهلویی که پُر درده لبیک یا حیدر لبیک
دور حسینش میگرده لبیک یا حیدر لبیک
#فاطمیه
#تک_حضرت_زهرا
سید مهدی حسینی | شب دوم مراسم فاطمیه دوم 1401Sh 2 Fatemieh 2 - Masjed Beheshti [Vahed] 4.mp3
زمان:
حجم:
30.33M
| واحد #حضرت_زهرا
#شهادت_حضرت_زهرا |
هزاران سالِ نوری راه ِدرکِ ماست تا زهرا
خدا حق داشت فرماید وَ ما اَدراکَ ما زهرا
ملالش نیست از برزخ خیالی نیست از دوزخ
هرآنکه کار و بارِ او گره خوردهاست با زهرا
اگر دستاس میچرخاند در فکرِ من و تو بود
مراقب بوده از اول به آب و نانِ ما زهرا
و ما منظورِ او بودیم و ما همسایهاش بودیم
اگر قبل از خودش کرده به همسایه دعا زهرا
یهودی را پَرِ چادر سیاهِ او مسلمان کرد
برای بچههای خود چهها کرده چهها زهرا
به ما آموخت پیروز است هرکس فاطمی باشد
به ما آموخت جان دادن به پای مقتدا زهرا
چهل سال است میبینیم لطف مادریاش را
نمیسازد رها ما را در این آشوبها زهرا
خودش اصلِ ولایت بود و در پای ولایت سوخت
نزن که بر نخواهد داشت دست از مرتضی زهرا
مُغیره از نفس اُفتاد و قُنفد هم نفس میزد
علی را حفظ کرد اما به زیرِ دست و پا زهرا
سرِ مویی نشد کم از علی اما سرش را زد به در نامرد
به در خورد و زمین خورد و… مکرر ، بی هوا زهرا
زمین اُفتاد اما هیچکس یاری نکرد او را
حواسش هست بعد از آن زمین اُفتاده را زهرا
#فاطمیه
#واحد_حضرت_زهرا
4_5956355917057363321.MP3
زمان:
حجم:
13.43M
| زمینه #شهادت_حضرت_زهرا |
دستی که شکسته بودن دیگه بالا نیومد
بعد اون ضربه محکم نفست جا نیومد
پسرم هم که به دنیا نیومد
بعد از اینکه پشت در موندی
موندن تو غیر ممکن شد
بمیرم که چوب تابوتت
چوب گهواره محسن شد
آه پسرم اگه دنیا میومد بود مثه ماه پسرم
پشت در ناله زدی آه پسرم
****
میخ در وقتی با سینت در افتاد
شیشه عمر علی بود که پشت در افتاد
مثل کوچه جلوی چشم حسن مادر افتاد
فاطمه ناله زد و حیدر افتاد
واسه این خونه کوچیکم
احتیاجی که به هیزم نیست
پشت درب خونه زهرا
جای ازدحام مردم نیست
بد زدنت بی گناهی فقط از روی حسادت زدنت
تو رو با خیال راحت زدنت بد زدنت
#فاطمیه
#زمینه_حضرت_زهرا
4_5956355917057363325.MP3
حجم:
37.66M
#شور_حضرت_زهرا
#شهادت_حضرت_زهرا
یه دل تنگ و یه دل مجنون برات آوردم
یه دل زار و بی سر و سامون برات آوردم
مادر
مادرونه منو دعا کن
مادرونه منو صدا کن
مادرونه منو نگاه کن
دنیامی و عقبامی و به لطف تو مدیونم
هر لحظه و هر ثانیه به عشق تو میخونم
میخونم یا فاطمة اغیثینی
حب علی و بچه های تو برام مداله
طی بشه عمرم یه جای دیگه اصاً محاله
مادر
سایه ی روی سر من باش
علت چشم تَرِ من باش
پناهِ تو محشر من باش
دلبسته و وابسته و اسیر تو میمونم
هر لحظه و هر ثانیه به عشق تو میخونم
میخونم یا فاطمة اغیثینی
خیر حقیقی با دعای تو میشه مقدر
اسم تو دائم جاری روی لبای نوکر
مادر
دخیله چادرت ملائک
اصل اساسی مناسِک
روحی و قلبی بفدائک
بیچاره و آواره و غریب و سرگردونم
هر لحظه و هر ثانیه به عشق تو میخونم
میخونم یا فاطمة اغیثینی
#فاطمیه
.
🏷#زمینه #فاطمیه | ازت خجالت میکشم
#شهادت_حضرت_زهرا(۹۵روز)
#مورخ_۰۱_۰۹_۱۴۰۴
#مصطفی_مروانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
ازت خجالت میکشم راه که میری همش خمیده
زن جوونو اینجوری هیچکی ندیده
به کی بگم جلو چشام زده تورو نامرد کشیده
ازت خجالت میکشم حق داری که روتو بگیری
با مقنعه رو زخم ابروتو بگیری
میخوای که پاشی راه بری مجبوری پهلوتو بگیری
نشد برای تو کاری کنم زهرا
چهل نفر بودن اما تو پشت در تنها
جلو چشام سوختی بین در و دیوار
آتیش در بس نبود ای وای
اضافه شد مسمار
تو پشت در بودی ولی علی رو سوزوندن
حرمتمو جلو در و همسایه شکوندن
۰
ای وای زهرا
۰
ازت خجالت میکشم شبا تو اصلا خواب نداری
کارت شده از غصه ها گریه و زاری
تا صب فقط درد میکشی
خودم دیدم همش بیداری
ازت خجالت میکشم بخاطرم چیا کشیدی
از بعد بابات بخدا خوشی ندیدی
کاری باهات کردن که از این زندگی دیگه بریدی
بازوت ورم کرده،چشات ورم داره رو پیرهنت جای خونابهی مسماره
با صورتت زهرا آتیش چیکار کرده
نصفش سیاهه ای وای
نصف دیگش زرده
گلبرگ زندگیمونو از ریشه سوزوندن
حرمتمو جلو در و همسایه شکوندن
۰
ای وای زهرا
۰
ازت خجالت میکشم نماز که میخونی نشسته
من بمیرم بال و پرت شده شکسته
عجل وفاتی میخونی معلومه که شدی تو خسته
ازت خجالت میکشم نشد که حقتو بگیرم
اینجوری سرفه میکنی میخوام بمیرم
یه بی حیا تو رو زده ای با حیای سر به زیرم
راهتو سد کردن،باهات چه بد کردن
چند نفری ریختن سرت از بس که نامردن
جلو چشه بچت سیلی زدن روتو
خوردی با صورت به دیوار
شکستن ابروتو
بخاطر علی تورو تو کوچه کشوندن
حرمتمو جلو در و همسایه شکوندن
۰
ای وای زهرا
۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻
.
🏷واحد| دستم یه ذره تیر میکشه بالا میاد
#شهادت_حضرت_زهرا(۹۵روز)
#مورخ_۰۲_۰۹_۱۴۰۴
#مصطفی_مروانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
دستم یه ذره
تیر میکشه بالا میاد دستم یه ذره
میسوخت پلکم
گاهی اگه چشمامو هم بستم یه ذره
روزای خوبی بود
نُه سال دنیام بودیو دنیای خوبی بود
خونه تا پیش تو بودم من جای خوبی بود
دنیای خوبی بود
۰
علی خدانگهدار
۰
کارم نمیشه
هر مرحمی رو بازو میزارم نمیشه!
وقت قنوتم
دست و میخوام بالا نگه دارم نمیشه!
روزم با غم سر شد
امروز یکم نون پختمو کارم سبک تر شد
پیراهنم اما با خون سرفه هام تر شد
روزم با غم سر شد
زخمم شِکُفته
زینب با تو چیزی از این زخما نگفته
بی جونه دستم
هر چی که برمیدارم از دستم میوفته
روحم ترک داره
آخه چقدر کینه با ما چرخ فلک داره
دستای دنیا واسه زخمای من نمک داره
روحم ترک داره
خستم کلافم
شرمنده که رو شونه هات بار اضافم
اما تا هستم پیراهن این تشنه رو باید ببافم
خیلی برام سخته
اینکه قراره لحظهی ذبحش بیام سخته
پیراهنش رو میبرن پیش چشام سخته
خیلی برام سخته
۰
علی خدانگهدار
۰
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻
واحد|کربلایی مصطفی مروانیfatemiyeh_dovom1404_shab4 (7).mp3
زمان:
حجم:
14.3M
🏷#واحد| چاره ای بر این غم سربار کن
#شهادت_حضرت_زهرا(۹۵روز)
#مورخ_۰۲_۰۹_۱۴۰۴
#مصطفی_مروانی
#هیئت_مکتب_الزهرا_اهواز
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
چارهای بر این غم سربار کن بعدا برو
یک دعا در این شب دشوار کن بعدا برو
تو که روی حرف من حرفی نداری فاطمه
راه مرگم را خودت هموار کن بعدا برو
آخرش بی اذن تو پوشیه را برداشتم
شکوه ای از مشت ناهنجار کن بعدا برو
آخر این ویرانه را خانه تکانی بهر چه؟
فکر خون مانده بر دیوار کن بعدا برو!
با دعای تو دل همسایه ها راضی شده
لااقل نفرین به این مسمار کن بعدا برو
بازویت که پر ورم هر دندهات که جا به جا
هر چه را که دیدهام انکار کن بعدا برو
روزه نذرت کردهام یک بار دیگر پاشوی
لااقل پیشم بمان افطار کن بعدا برو
ناسزاهایی شنیدم از همه وقت سلام
فکر داغ حیدر کرار کن بعدا برو
هر چه گفتم گوشواره کو؟حسن چیزی نگفت
جان من یک بار تو اسرار کن بعدا برو
کاسهی آب از کسی دیگر نمیگیرد حسین
عشق خود را نیمه شب بیدار کن بعدا برو
پیروهَن را بافتی اما یکی کافی نبود!
باز هم روی کفن ها کار کن بعدا برو
زینبت بوسه به جای تو به حنجر میزند
چارهای بر نیزهی اشرار کن بعدا برو
دخترت دق میکند وقتی اسارت میرود
فکر معجر بر سر بازار کن بعدا برو
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
🚩 مراسم فاطمیه دوم_شب چهارم
به روایت نود و پنج روز
.
.
🎙 #حاج_محمود_کریمی
#️⃣ #شهادت_حضرت_زهرا
#️⃣ #فاطمیه
#️⃣ #زمینه
#️⃣ #احساسی
چه بگویم نگفته هم پیداست
غم این عشق مگر یکی و دوتاست
به همم ریخته است گیسویی
به همم ریخته است مدت هاست
یا برگرد یا آن دل را برگردان
یا بنشین یا این آتش را بنشان
آه ای جان آخر تا کی سرگردان
آه ای جان آه ای جان
چه امیدی پس از تو در دل هاست
همه گویند عمر دست خداست
ترسم از زندگی بعد از توست
مثل لب تشنه ای که در صحراست
یا روح من را بیرون کن از تن
یا برگرد که این ماندن شد جان کندن
دلتنگم عشق من
یا برگرد یا آن دل را برگردان
یا بنشین یا این آتش را بنشان
آه ای جان آخر تا کی سرگردان
آه ای جان آه ای جان
چه بساطی شده است در خانه
همه شمع و علی است پروانه
بوی خون است روی دست من
بوی یاس است بر روی شانه
یا در خانه با زینب گریانم
یا شب ها در کوچه سرگردانم
میبینی حیرانم
چه عزایی شده است هر شب من
روضه توست مانده بر لب من
که قرار من و تو ای بانو
لحظه التماس زینب من
یا برگرد یا آن دل را برگردان
یا بنشین یا این آتش را بنشان
آه ای جان آخر تا کی سرگردان
آه ای جان آه ای جان
یا اباالفضل برادرت تنهاست
تیر و نیزه مگر یکی و دوتاست
به همم ریخته است فرق سرت
سر تو روی شانه زهراست
میمانی با پیکر صدپاره
میمانم سرگردان و آواره
میمیرد شیرخواره
یا برگرد یا آن دل را برگردان
یا بنشین یا این آتش را بنشان
آه ای جان آخر تا کی سرگردان
آه ای جان آه ای جان
باد گرمی وزید در گودال
شمر آمد پرید در گودال
به روی سینه حسین نشست
خنجرش را کشید در گودال
یا بردار از روی حنجر دشنه
یا تر کن لب های این لب تشنه
واویلا واویلا واویلا
👇