یکی از ضربه های بزرگی که جنگ بهم زد و هنوز بخاطرش ناراحتم اینه که توییترم مشکل پیدا کرد و مجبور شدم از اکانتم بیام بیرون، الانم نمیذاره واردش شم
اکانت دومی که داشتم هم ساسپنده🦕
زندگی زیباست🦕
هدایت شده از پیام بچه ها:)🤝😎
📪 پیام جدید
سلام میشه سه تا الهی به رقیه بگید
یکی از عزیزام بیمارستانه...
#دایگو
Bahar | بــــــــهـار 🌱
نمیدونم دوباره کی، شاید چند روز دیگه و شاید چند ماه .. اما یه روزی دوباره میام اینجا، چون به معنای و
روزای اول فکر نمیکردم که اینطور پیش بره
فکر نمیکردم همچین جمع قشنگی ساخته بشه
و اصلا تصور نمیکردم باهاتون رفیق شم!
از ۸ خرداد ۴۰۳ که این کانال رو زدم تا الان بیش از یکسال گذشته
شاید قابل درک نباشه و شاید حتی خندتون بگیره اما خیلی وابسته شدم به این فضا و به آدماش
حس میکنم اینجا واقعی تر از زندگی واقعیم(!) ظاهر شدم و این برام خوشاینده
دلم خیلی تنگ میشه واسه قرآن حفظ کردن دسته جمعی مون، واسه پیام فرستادناتون توی ناشناس، واسه اینکه گیر بدین که چند سالته؟ ..
و واسه همه ی بچه هایی که توی این مدت باهم رفیق شدیم و خیلی چیزای دیگه ..
امشب فهمیدم واژه "خداحافظی" چقد میتونه ترسناک و غم انگیز باشه
ولی گریزی ازش نیست، پس به خدا میسپارمتون:)
بی معرفتیه اگه اسم نبرم ..
فاطمه ها، محیا، عطرین، عسل، الهه، علوی، زهرا، مائده، بهار، بابونه، نازنین، نگین، مهدیه و خیلیااای دیگه که اسمتون رو نمیدونم، تو این مدت باهاتون #زندگی کردم؛
دوستای خیلی خوبی بودید و خواهید بود^^
پیاماتون رو از روی نوتیف میخونم و هی مرددم و نمیدونم اصن دارم چیکار میکنم
ولی سریعتر خداحافظی میکنم که گیر نکنم یه وقت:)
ناشناس رو پاک نمیکنم، بدونین که اگه جواب نمیدم ولی پیامتون رو میخونم
اما پیویم هست و سعی میکنم جواب بدم