eitaa logo
بنده امین من
7هزار دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
3.6هزار ویدیو
61 فایل
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨ 🔹ان شاالله در این کانال، مفاهیم تربیتی هفت سال دوم، یعنی دوران بندگی را تقدیم خواهیم کرد. 🔹اجرای جدول فعالیتی جهت نهادینه کردن رفتار صحیح در فرزند و ... ✔️کانال اصلی👇 @Javaher_Alhayat
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شب شام غریبان حسین است🕯 تمام عرش در دامان حسین است🥀 دگر این شب سحر از پی ندارد🕯 که خورشید جهان بی سر حسین است🥀 امشب درخانه مان شام غریبان خانوادگی داشتیم 🖤 قبول باشه🖤 لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
1_1130253333.mp3
5.49M
🎧سالار زینب، حسین جان... بچه های خوب و مهربون! 🌹 💚یادتون باشه از ته دل های پاک‌تون برای ظهور فرزند امام حسین علیه السلام خیلی دعا کنید. 💚آخه میدونید که، امام زمان مهربان ما بعد از ظهورشون انتقام خون امام حسین علیه السلام رو می‌گیرند. 🙏🏻 اللهم عجل لولیک الفرج 🌎مزد عزاداریها؛ ظهور منتقم خون امام حسین علیه السلام ٠•••🏴╣ •°🕯️°• ╠🏴•••٠ لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿ 🔚2488🔜
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
☹ دلم نمی خواد ☹ مبینا از تخت خواب‌ش بلند شد و رفت پیش مادر بزرگ. مادر بزرگ گفت : سلام مادر صبحت بخیر ؟ 😚😊 مبینا در جواب مادربزرگ فقط سری تکان داد. مادر گفت : مبینا! جواب سلام واجبه مامان 😕 نمی خوای دست و صورتت رو بشوری؟🤨 مبینا فقط گفت : دلم نمی‌خواد . 😕 رفت سر سفره نشست و شروع کرد به صبحانه خوردن🍳🧃🍽 وقتی خواست از سر سفره پاشه مادر گفت : مبینا! همون سفره رو جمع کن ، میخوام برم خرید. 😉 مبینا بدون توجه به مادر گفت : دلم نمی‌خواد.😕 مادر ناراحت شد و خودش سفره رو جمع کرد . مبینا داخل کوچه رفت تا دنبال دوستش بگردد و با او بازی کند ؛ سمت خانه حنانه رفت و زنگ در را زد 👆 حنانه در را باز کرد و مبینا را دید ، لبخندی زد و پیش مادرش رفت و اجازه گرفت تا همراه مبینا بیرون بازی کند .😃 مادرش که اجازه داد توپش را برداشت و بیرون آمد ⚽️ چند دقیقه بعد، ستاره هم همراه پدرش از مغازه نانوایی به سمت خانه آمدند ، و او هم همراه بچه ها شد . 🙂 تصمیم بر این شد که وسطی بازی کنند ولی در بین بازی توپ از زمین خارج شد و در باغچه افتاد 🪴 حنانه به مبینا گفت : مبینا جون! توپم رو میدی؟ 🤨😄 مبینا گفت : دلم نمی‌خواد .😕 حنانه ناراحت شد و خودش توپش را برداشت ‌. ☹ شروع کردند به ادامه بازی که مادر ستاره آمد و او را برد ، چون قرار بود به خانه خالهِ‌ی ستاره بروند 👱🏻‍♀️👩🏻‍🦳👩🏻‍🦰 حالا فقط حنانه مانده بود با مبینا 🥲 مبینا گفت : حنانه ! توپت را بذار خونه و بیا قایم باشک . 😌 حنانه در جواب گفت : دلم نمی‌خواد . 😏 مبینا از حرف حنانه جا خورد و کمی ناراحت شد 😦 قهر کرد و به خانه آمد. رو به مادربزرگش گفت: مامان‌جون! میشه باهام بازی کنی؟ 🥺 مامان‌بزرگ با لحن مرموزانه ای گفت : دلم نمی‌خواد .😏😄 مبینا کمی ناراحت شد ، پیش مادرش رفت و گفت : مامان !!؟ میشه برای ناهار قورمه سبزی درست کنی؟🥺 مادر گفت: دلم نمی‌خواد. 😎 مبینا از دست همه حسابی کفری شده بود . 😤🤧 پیش داداش میثم رفت و گفت : داداشی!!!! باهام بازی میکنی؟🥺 داداش میثم به مادر و مادر‌بزرگ نگاهی کرد ؛ نقشه را فهمید😁 و با بی محلی گفت : دلم نمی‌خواد😏🤗 مبینا داخل اتاقش رفت . رو به کوله پشتی‌اش گفت : میشه باهام بازی کنی ؟🥺 هیچ کس باهام بازی نمیکنه !🤕🤧 کوله پشتی گفت : دلم نمی‌خواد.😒  و توی کمد پرید ‌. مبینا ، ناراحت روی تختش دراز کشید و به کار های بدش فکر کرد 🤔😔 او فهمید که اگر هی نمی‌گفت دلم نمی‌خواهد و نمی‌خواهم ، همه به حرفش گوش میکردند😦 برای همین بیرون رفت و از حنانه و مادر و مادربزرگش معذرت خواهی کرد . مادرش برای ناهار قرمه سبزی درست کرد و بعد از ظهر او با ستاره و حنانه بدون هیچ دعوایی بازی کردند. 😊 داستان ارسالی من 👆 حوریا فعال پارسا ، ۱۲ ساله از مشهد مقدس ممنونم از شما 🌸🌸 لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
5.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ یا اباعبدالله! ما دیر رسیدیم، ما را تحویل بگیر ... لینک کانال۸ تا۱۴سال جهت نشر🔰 ✿○○••••••══ @farzandetanhamasiry8_14 ═══••••••○○✿ 🔚2489🔜
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم‌ الله الرحمن الرحیم🍃