برادرِ کوچک.
. . یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا، آمِنُوا ... ﴿۱۳۶﴾
این آیه رو میشه اینجوری ترجمه کرد:
- ای کسانی که در ظاهر ایمان آورده اید، به حقیقت و از ته قلب هم ایمان بیاورید ...
شما: مثلا ببین ما امروز برا بسیج و فعالیتاش یه جلسه داشتیم حالا گفتن گزارش اینو بفرستید چی بنویسم؟ مثلا بنویسم بسم الله، درفلان تاریخ ما جلسه داشتیم؟ همین؟
بنده: خب ببینید بستگی داره، صورت جلسه ها متفاوت هستند با هم، معمولا اوایل به نویسنده گزارش میگن که چجوری بنویسه
کلیت اینه که باید بنویسید در جلسه ای که برگزار شد چه گذشت؟
مدل ما اینطوری بود که خود نویسنده باید توی تمام جلسات حضور میداشت، سر جلسه تمام جزئیات بحث رو تو یه کاغذ به صورت سریع، کلی و مختصر مینوشت
بعد از جلسه همون یادداشت ها رو سازماندهی میکرد، یعنی میومد به نوشته ها نظم و ترتیب میداد، اگر متنی ناقص بود کامل میکرد و بعد از اتمام هم تحویل میداد.
برادرِ کوچک.
شما: مثلا ببین ما امروز برا بسیج و فعالیتاش یه جلسه داشتیم حالا گفتن گزارش اینو بفرستید چی بنویسم؟ م
اون جزئیات جلسه که شما گفتی هم؛
مثل موضوع و هدف جلسه، تاریخ و ... رو هم که معمولا ابتدای برگه مینویسن.
سلام خدمت اون بزرگواری که گفت شما هنوز بچه ای زودته در مورد ازدواج صحبت کنی
عزیز، اولا نه فقط این بحث بلکه اکثر بحث هایی که مطرح شده و جواب داده شده صرفا نظر شخصی من نیست و همه درس هایی است که شخصا با تحقیق و پرسش کسب کردم ...
من استاد دارم، مشاور دارم و الحمدالله که هر ساعت با هم در ارتباطیم ...
دوما بعید میدونم این موضوع رو درک کرده باشید، سن صرفا یک عدده، اونی که مهمه عقل هستش، من که ادعایی ندارم، هر حرفم ذره ای غلط بود بفرمایید سراپا گوشم، اگر نقدتون درست بود اصلاح کنم.
من که کودک، باشه، حضرت علی میگه به گفته بنگر، نه گوینده.