eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
نقل شده است که در شبی، مردی مقتدر و ناشناس وارد کاروانسرایی شد. بی‌هیچ تشریفات و تنها، فرمان داد: «برای من چنگال مهیا کن.» صاحب کاروانسرا پرسید: «چنگال چیست؟» پاسخ شنید: «ده تخم‌مرغ را نیمرو کن، سپس عسل بر آن‌ها بریز.» غذا فراهم شد. مرد با آرامش خورد و مدتی خوابید و برخاست، چند سکه‌ی طلا پرداخت و گفت: «پس از من، سپاهی بزرگ از این مسیر خواهد گذشت. به آنان بگو که اینجا توقف نکنند. دو منزل جلوتر، من برایشان تدارک دیده‌ام.» کارواندار با تعجب، سیمای مرد و گفتارش را به یاد سپرد. اما زمانی که نقش زرین سکه‌ها را نگریست، دریافت که مهمان شبانه، کسی جز نادرشاه افشار، فاتح بزرگ خراسان و برافرازنده‌ی دوباره‌ی پرچم اقتدار ایران پس از افول صفویه نبوده است. نادرشاه، با تبار نظامی و روحیه‌ای جنگاور، از مردان کم‌نظیر تاریخ ایران است. او ارتشی منظم و پرتدبیر آفرید که نه‌تنها شورش‌های داخلی را سرکوب کرد، بلکه در فتوحات خارجی نیز دست بالا یافت. مهم‌ترین پیروزی او، فتح هند و تصرف دهلی در سال ۱۷۳۹ میلادی بود که با خود، گوهرهایی چون تخت طاووس و الماس کوه نور را به ایران آورد و نام ایران را به‌عنوان قدرتی مهابت‌انگیز در شرق تثبیت کرد. شخصیت نظامی و هوشمندی راهبردی نادر، چنان درخشان بود که قرن‌ها بعد، ناپلئون بناپارت – امپراتور افسانه‌ای فرانسه – او را ستایش می‌کرد و تز افسری خود را در دوره تحصیل خود، در مورد لشگرکشی‌های نادرشاه نوشت. @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
نقل شده است که در شبی، مردی مقتدر و ناشناس وارد کاروانسرایی شد. بی‌هیچ تشریفات و تنها، فرمان داد: «ب
پی‌نوشت: نادرشاه اگرچه در طول عمر و مخصوصا سال‌های پایانی، گرفتار سفاکی و خشونت بود، اما میراث نظامی و سیاسی‌اش، تا نسل‌ها بعد از او، الهام‌بخش قدرت، شجاعت، و بلندپروازی بود. او مردی بود که ایرانِ فروپاشیده را از دل هرج‌ومرج برکشید، پرچم آن را تا هند و قفقاز و سواحل خلیج فارس برافراشت، و همچون شهابی در آسمان تاریخ درخشید؛ کوتاه، پرنور و سهمگین.
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلمی جالب از سخنرانی تاریخی هیتلر قبل از جنگ جهانی دوم @Barlabeietarikh
سالی ناصرالدین شاه به مرض سختی مبتلا گردیده بود که معالجه اش در تهران میسر نگردید. نذر کرد در صورتی که بهبودی یابد پانزده روز کفشداری و جاروب کشی صحن مقدس امام رضا علیه السلام را به عهده گیرد لذا وقتی که سلامتی برای او حاصل شد، نذر خود را به جا آورد و به این مناسبت نیز شعری سروده و دستور داد آن را بالای کفشکن حرم مطهر حضرت رضا این کتیبه کنند و آن شعر این است : کجا هوای شهنشاهی زمین دارم که کفش داری سلطان هشتمین دارم سزد که فخر کنم بر شهان به روز جزا به کفشداری سلطان دین امام رضا دیوان ناصرالدین شاه ص ۱۸۳، تصحیح جواد معصومی @Barlabeietarikh
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان یک قتل عام وحشتناک! قتل عام خانواده‌ی سلطنتی رومانوف، یکی از غم‌انگیزترین و هولناک‌ترین وقایع قرن بیستم است؛ رویدادی که نه‌تنها نقطه‌ی پایان دودمانی سیصدساله در روسیه بود، بلکه سرآغازی خونین برای دوره بربریّت کمونیستی به‌شمار می‌رود. در بامداد ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۸، نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه، به همراه همسرش الکساندرا، پنج فرزند جوان و کودک‌سالشان (اولگا، تاتیانا، ماریا، آناستازیا و آلکسی) در زیرزمین خانه‌ای در شهر یکاترینبورگ به طرز فجیعی به قتل رسیدند. این خانواده، پس از کناره‌گیری نیکلای از سلطنت در جریان انقلاب فوریه ۱۹۱۷، مدتی در بازداشت خانگی بودند و سرانجام در اوج جنگ داخلی روسیه، به دستور مستقیم شورای منطقه‌ای بلشویک‌های اورال، تیرباران شدند. قتل‌عام با بی‌رحمی تمام انجام شد. ابتدا با شلیک گلوله به‌سوی والدین آغاز شد، اما گلوله‌ها به‌علت جواهرات پنهان‌شده در لباس دختران، نتوانستند بلافاصله جان آن‌ها را بگیرند. سربازان با سرنیزه، ضربات متعدد به پیکر فرزندان وارد کردند و گفته می‌شود اتاق زیرزمین، صحنه‌ای از فریاد، دود، خون، و وحشت شد. این اقدام، گرچه از نظر بلشویک‌ها گامی ضروری برای جلوگیری از بازگشت سلطنت تلقی می‌شد، در سطح بین‌المللی بازتابی منفی و تکان‌دهنده داشت. بسیاری از کشورها آن را نه صرفاً قتل سیاسی، بلکه جنایت علیه بشریت خواندند. آنچه باقی مانده، نه‌فقط خاطره‌ی پایانی تلخ برای یک خانواده، بلکه نمادی از بربریّت کمونیست‌ها است. پی‌نوشت: جالب است که اغلب قاتلین این خانواده، خود قربانی قتل شدند و بعضی از آن‌ها توسط خود حکومت اعدام شدند @Barlabeietarikh
جناب وزیرخارجه امروز صریح و در کمال سختی به وزیر مختار[بریتانیا] بگو، البته به همین عبارت که می‌نویسم بگو؛ که شاه می‌گوید، من می‌توانم از سلطنت خود بگذرم، لیکن نمی‌توانم از یک وجب خاک و متعلقات سرخس بگذرم. @Barlabeietarikh
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاریخچه امپراتوری روم به کنار، معماری امپراتوری روم، شکوه و جلال بی نظیری در کل تاریخ دنیای باستان دارد. @Barlabeietarikh
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاریخچه‌ی کوتاه از امپراتوری عثمانی تا تجزیه شدن بعد از جنگ جهانی اول @Barlabeietarikh