eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلمی جالب از سخنرانی تاریخی هیتلر قبل از جنگ جهانی دوم @Barlabeietarikh
سالی ناصرالدین شاه به مرض سختی مبتلا گردیده بود که معالجه اش در تهران میسر نگردید. نذر کرد در صورتی که بهبودی یابد پانزده روز کفشداری و جاروب کشی صحن مقدس امام رضا علیه السلام را به عهده گیرد لذا وقتی که سلامتی برای او حاصل شد، نذر خود را به جا آورد و به این مناسبت نیز شعری سروده و دستور داد آن را بالای کفشکن حرم مطهر حضرت رضا این کتیبه کنند و آن شعر این است : کجا هوای شهنشاهی زمین دارم که کفش داری سلطان هشتمین دارم سزد که فخر کنم بر شهان به روز جزا به کفشداری سلطان دین امام رضا دیوان ناصرالدین شاه ص ۱۸۳، تصحیح جواد معصومی @Barlabeietarikh
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان یک قتل عام وحشتناک! قتل عام خانواده‌ی سلطنتی رومانوف، یکی از غم‌انگیزترین و هولناک‌ترین وقایع قرن بیستم است؛ رویدادی که نه‌تنها نقطه‌ی پایان دودمانی سیصدساله در روسیه بود، بلکه سرآغازی خونین برای دوره بربریّت کمونیستی به‌شمار می‌رود. در بامداد ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۸، نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه، به همراه همسرش الکساندرا، پنج فرزند جوان و کودک‌سالشان (اولگا، تاتیانا، ماریا، آناستازیا و آلکسی) در زیرزمین خانه‌ای در شهر یکاترینبورگ به طرز فجیعی به قتل رسیدند. این خانواده، پس از کناره‌گیری نیکلای از سلطنت در جریان انقلاب فوریه ۱۹۱۷، مدتی در بازداشت خانگی بودند و سرانجام در اوج جنگ داخلی روسیه، به دستور مستقیم شورای منطقه‌ای بلشویک‌های اورال، تیرباران شدند. قتل‌عام با بی‌رحمی تمام انجام شد. ابتدا با شلیک گلوله به‌سوی والدین آغاز شد، اما گلوله‌ها به‌علت جواهرات پنهان‌شده در لباس دختران، نتوانستند بلافاصله جان آن‌ها را بگیرند. سربازان با سرنیزه، ضربات متعدد به پیکر فرزندان وارد کردند و گفته می‌شود اتاق زیرزمین، صحنه‌ای از فریاد، دود، خون، و وحشت شد. این اقدام، گرچه از نظر بلشویک‌ها گامی ضروری برای جلوگیری از بازگشت سلطنت تلقی می‌شد، در سطح بین‌المللی بازتابی منفی و تکان‌دهنده داشت. بسیاری از کشورها آن را نه صرفاً قتل سیاسی، بلکه جنایت علیه بشریت خواندند. آنچه باقی مانده، نه‌فقط خاطره‌ی پایانی تلخ برای یک خانواده، بلکه نمادی از بربریّت کمونیست‌ها است. پی‌نوشت: جالب است که اغلب قاتلین این خانواده، خود قربانی قتل شدند و بعضی از آن‌ها توسط خود حکومت اعدام شدند @Barlabeietarikh
جناب وزیرخارجه امروز صریح و در کمال سختی به وزیر مختار[بریتانیا] بگو، البته به همین عبارت که می‌نویسم بگو؛ که شاه می‌گوید، من می‌توانم از سلطنت خود بگذرم، لیکن نمی‌توانم از یک وجب خاک و متعلقات سرخس بگذرم. @Barlabeietarikh
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاریخچه امپراتوری روم به کنار، معماری امپراتوری روم، شکوه و جلال بی نظیری در کل تاریخ دنیای باستان دارد. @Barlabeietarikh
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تاریخچه‌ی کوتاه از امپراتوری عثمانی تا تجزیه شدن بعد از جنگ جهانی اول @Barlabeietarikh
هدایت شده از بر لبه‌ی تاریخ
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استالین در آستانه‌ی سقوط مسکو سال ۱۹۴۱، در حالی‌که نیروهای آلمان نازی تنها چند کیلومتر با مسکو فاصله داشتند و تخلیه‌ی شهر آغاز شده بود، استالین تصمیمی غیرمنتظره گرفت: به‌جای خروج از پایتخت، در روز سالگرد تأسیس اتحاد جماهیر شوروی و در میانه‌ی رژه‌ی سالانه ارتش، سخنرانی مشهوری انجام داد که بعدها به یکی از نمادهای مقاومت در برابر هیتلر بدل شد. در آن مقطع، اگر آلمان به جای تمرکز بر جبهه‌ی اوکراین، به‌سرعت تمام قوا را روی مسکو متمرکز می‌کرد، شاید امروز زبان دوم ما آلمانی بود، نه انگلیسی. سال قبل از آن، شوروی در تلاشی استراتژیک، شرق لهستان و کشورهای حوزه‌ی بالتیک را اشغال کرد تا میان خود و آلمان منطقه‌ای حائل ایجاد کند. اما پیروزی خیره‌کننده‌ی ورماخت در فرانسه و تسخیر پاریس، شوک و ترس شدیدی در رهبری شوروی ایجاد کرد. منقول است که استالین در آن روزها گفته بود: «آلمانی‌ها حالا رو به ما خواهند کرد. آن‌ها ما را زنده‌زنده خواهند خورد.» در این شرایط، شوروی دست به هیچ اقدام تحریک‌آمیزی نزد. حتی ویاچسلاو مولوتف، وزیر خارجه‌ی وقت، در اقدامی مستأصل برای به تأخیر انداختن روی‌آورد آلمان به شرق، پیروزی ورماخت را رسماً به *گراف فن شولنبرگ*، سفیر آلمان در مسکو تبریک گفت؛ درحالی‌که عملاً برای مقابله با آن هیچ آمادگی نداشتند. شوروی می‌دانست که حمله‌ی نازی‌ها دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد، اما امید داشت همانند جنگ جهانی اول، آلمان در جبهه‌ی غربی گیر کند و مجال حمله به شرق را پیدا نکند. اما این‌بار، تاریخ جور دیگری رقم خورد و استالین، تصمیم گرفت بماند و سخن بگوید. @Barlabeietarikh