بر لبهی تاریخ
و میخوام به همین مناسبت یادی کنم از بازی باشکوهِ:
Total war Rome: Hannibal at the gates
(جنگ تمام عیار روم؛ هانیبال، پشت دروازهها)
که باعث آشنایی و علاقهمندی من در کودکی، نسبت به نبردهای پونی و تاریخ امپراتوری کارتاژ شد.
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگاهی کوتاه و آهنگین به تاریخ مالکیت سرزمین فلسطین
#فلسطین
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
"ما میدانستیم که دنیا مثل قبل نخواهد بود. چند نفر خندیدند، چند نفر گریه کردند، بیشتر مردم ساکت بودن
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کینهی لوئیس استراوس (Lewis Strauss) از رابرت اوپنهایمر (مخترع بمب اتمی در آمریکا)، یکی از مهمترین و در عین حال تلخترین نمونههای تقابل علم و سیاست در تاریخ معاصر آمریکاست. ماجرایی که اوج آن به دهه ۱۹۵۰ بازمیگردد و سرنوشت حرفهای پدر بمب اتم را برای همیشه دگرگون کرد.
استراوس، یک تاجر موفق و چهرهای سیاسی با نفوذ بود که از سوی رئیسجمهور ترومن به ریاست کمیسیون انرژی اتمی آمریکا (AEC) منصوب شد. اوپنهایمر، در مقابل، نابغهای علمی، ریشهدار در فضای روشنفکری، و به شدت مورد توجه رسانهها و محافل آکادمیک. در چندین نشست، این دو بارها با هم درگیر شدند؛ از جمله بر سر موضوع گسترش سلاحهای هیدروژنی.
اما ریشهی کینهی شخصی استراوس احتمالاً به جلسهای در کنگره بازمیگردد، جایی که اوپنهایمر در حضور حضار، استراوس را با طعنه تحقیر کرد و سواد علمی او را به سخره گرفت. گفته میشود از آن پس، استراوس با جدیت تمام به دنبال نابود کردن اعتبار اوپنهایمر برآمد.
در اوج دوره مککارتیسم و ترس از نفوذ کمونیسم، استراوس توانست پرونده امنیتی اوپنهایمر را باز کند. با طرح اتهاماتی در خصوص ارتباطات گذشتهی او با افراد مشکوک به کمونیسم، زمینهی یک «دادگاه امنیتی» فراهم شد؛ دادگاهی که با شهادتهای هدایتشده و فضای امنیتی، در نهایت منجر به لغو مجوز امنیتی اوپنهایمر در سال ۱۹۵۴ شد.
در این دادگاه، اوپنهایمر نهتنها قدرت نفوذ در سیاستگذاریهای هستهای را از دست داد، بلکه از جایگاه قهرمان ملی به چهرهای مطرود تنزل یافت.
(ادامه در پیام بعدی)
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
کینهی لوئیس استراوس (Lewis Strauss) از رابرت اوپنهایمر (مخترع بمب اتمی در آمریکا)، یکی از مهمترین
سالها بعد، بسیاری از اسناد نشان داد که استراوس نقش کلیدی در تضعیف و تخریب اعتبار اوپنهایمر داشته است. شخصیت سیاسی استراوس و بیرحمیاش در برخورد با رقبای فکری، باعث شد حتی در روند تأیید صلاحیت او برای وزارت بازرگانی آمریکا در دوران آیزنهاور، سنا به او رأی اعتماد ندهد.
در سال ۲۰۲۲، دولت آمریکا رسماً حکم آن دادگاه امنیتی را ناعادلانه خواند و اعتبار علمی و شخصیتی اوپنهایمر را بازگرداند.
#آمریکا
#اوپنهایمر
@Barlabeietarikh
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🪶 یکی از تأثیرگذارترین مراثی عصر جاهلی، شعری است که حارث بن عباد در سوگ فرزندش بجیر سروده؛ شعری که اخیراً مشاری العفاسی آن را به شکلی درخشان در قالب یک انشوده اجرا کرده است.
اما فراتر از زیبایی شعر و اجرای العفاسی، آنچه این قطعه را ویژه میکند، زمینهی تاریخی آن است: جنگ مشهور «بسوس» میان دو قبیله بزرگ عرب، بکر و تغلب که حدود ۴۰ سال پیش از ظهور اسلام رخ داد و نسلهایی را درگیر خونخواهی کرد.
آغاز ماجرا به کشته شدن جسّاس از قبیله بکر توسط کُلیب، سردار قبیله تغلب بازمیگردد. مهلهل (برادر کُلیب)، مردی عیاش و بیمسئولیت، پس از قتل برادر، تغییر میکند و برای انتقام، جنگی را آغاز میکند که به تدریج سراسر شبهجزیره را درگیر میسازد.
در خلال این نبردها، بجیر فرزند حارث بن عباد (از سران قبیله بکر)، به دست مهلهل کشته میشود. حارث که ابتدا مایل به صلح بود، با شنیدن خبر کشته شدن فرزندش، تصمیم به انتقام میگیرد و شعری میسراید که بعدها در تاریخ ادب عرب به عنوان یکی از مراثی برجسته جاهلی شناخته شد. در بخشی از این مرثیه میگوید:
"قَرِّبا مَربِطَ النّعَامَةَ منی…"
(افسار «نعامة» را برایم بیاورید...)
نعامة، اسب مشهور و افسانهای حارث بود که نامش با شجاعت و انتقام در هم آمیخته بود.
(ادامه در پیام بعدی)
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
🪶 یکی از تأثیرگذارترین مراثی عصر جاهلی، شعری است که حارث بن عباد در سوگ فرزندش بجیر سروده؛ شعری که ا
اما سوگ و خونخواهی تا کجا باید ادامه مییافت؟ حارث سوگند خورده بود که دست از جنگ نمیکشد، مگر آنکه زمین با او سخن بگوید. قوم او که از ادامهی خونریزی خسته شده بودند، تدبیری به کار بستند: چالهای کندند، مردی را در آن پنهان کردند، و وقتی حارث از آنجا میگذشت، مرد پنهانشده خطاب به او گفت: «ای حارث! جنگ را رها کن... خون قومت را حفظ کن!»
قوم گفتند: "زمین با تو سخن گفت؛ پس سوگندت ادا شد." حارث ناچار به پذیرش صلح شد.
اما روایت، پایانی عجیب دارد...
روزی حارث به مردی ناشناس برخورد. از او خواست که مهلهل را نشان دهد. آن مرد (که خود مهلهل بود)، پرسید: "اگر مهلهل را به تو نشان دهم، در امانم میداری؟"
حارث سوگند خورد که امانش دهد. مرد پاسخ داد: "من همان مهلهلم..."
حارث، با وجود خشم عمیق و سالها خونخواهی، به عهدش وفا کرد و جان مهلهل را بخشید.
این داستان، ترکیبی است از مرثیه، سوگ، عهد، خشم و در نهایت گذشت... روایتی که قرنها بعد، هنوز الهامبخش است.
#جاهلیت
#عرب
@Barlabeietarikh
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به تصویر کشیدن روم باستان با هوش مصنوعی
#روم
@Barlabeietarikh
زیارت سیدالشهدا علیهالسّلام را کردم. نماز خواندم. توی ضریح مقدس رفتم. خط جناب امیر را بالای ضریح گذاشتم. قرآن خط امام زینالعابدین کوچک بود توی ضریح حضرت بود میرزاحسن آورد زیارت کردم. یک قرآن بزرگی - خیلی بزرگ - که در هند تمام شده است محمدعلیخان افتخارالدولهٔ هندی که یکی از راجهها یا شاهزادگان هند بوده است - و در آخر در کربلا مجاور بوده همین جا مرده است - او گذاشته است. عجب چیزی است همچه قرآنی در دنیا کسی تمام نکرده است از خط و تذهیب و پرکاری چیز غریبی است. بنای گنبد بقعهٔ متبرکهٔ امام حسین اولاً از آلبویه بوده بعد از خلافت عباسیه مخفف و مختصر ساخته بودند. آقامحمدخان مرحوم از نو ساخته بزرگ کردند، گنبد را طلا کردند. نقرهٔ ضریح از خاقان مغفور (فتحعلی شاه) است. طلای منارهها که از نصف بالا است از زن خاقان مرحوم - از دختر مصطفیخان عمو - آینه را مردم به شراکت ساختهاند. نقرهٔ ضریح حضرت عباس از والدهٔ شاه مرحوم (محمد شاه) است اما نقرهاش بسیار نازک است که همه ریخته است.
خاطرات ناصرالدین شاه-سفر عتبات
۱۲۸۷ قمری
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
صاحب کتاب ناسخ التواریخ، چون معاصر با پادشاهان قاجار بوده تاریخ را طوری نوشته که مطابق میل آنها بوده است. فتحعلی شاه از آن طرف، شهرهای ایران را از دست میداد، او میگوید: «در ذکر جهانگشایی خاقان فتحعلی شاه». کدام جهانگشایی؟! درباره امیرکبیر که ناصرالدین شاه او را میکشد، میگوید به فلان بیماری مبتلا شد، شکمش آماس کرد و مرد؛ نمینویسد که امیرکبیر را کشتند.
کتاب فلسفه تاریخ (ج۱) اثر شهید مطهری
#شهید_مطهری
#ناسخ_التواریخ
@Barlabeietarikh
مظفرالدین شاه سخت به روضه علاقه داشت و اغلب شبهای دوشنبه و چهارشنبه برای او روضه می خواندند. وقتی به سفر اروپا رفت یک سید بحرینی روضه خوان مخصوص همراه او بود. از محرم تا بیستم رجب ۱۳۲۰ (حدود۶ ماه) طبق آماری که من استخراج کردهام، بیشتر از ۵۴ بار در اروپا برای او روضه خوانده شده است.
کتاب حماسه کویر
#محمد_ابراهیم_باستانی
#مظفرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
«در نیاوران خودم انداختهام!»
ناصرالدینشاه در نیاوران، دوربین را کاشته، جلوی آن نشسته و ژست کتاب خواندن گرفته، بعد از خودش عکس انداخته است. زیر عکس هم لوکیشن را نوشته. کارهایی که آشنا به نظر میرسد اما بیش از ۱۲۵ سال از آن میگذرد.
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh