شجاعت اصحاب امام حسین علیه السلام (مناسبتی)
و قاتلهم أصحاب الحسين قتالا شديدا، و أخذت خيلهم تحمل و إنما هم اثنان و ثلاثون فارسا، و أخذت لا تحمل على جانب من خيل أهل الكوفة إلا كشفته، فلما رأى ذلك عزرة بن قيس- و هو على خيل أهل الكوفه- أن خيله تنكشف من كل جانب، بعث الى عمر بن سعد عبد الرحمن ابن حصن، فقال: أ ما ترى ما تلقى خيلي مذ اليوم من هذه العدة اليسيرة! ابعث اليهم الرجال و الرماه، فقال لشبث بن ربعي: ألا تقدم إليهم؟! فقال: سبحان الله! أ تعمد الى شيخ مضر و اهل المصر عامة تبعثه في الرماة! لم تجد من تندب لهذا و يجزي عنك غيرى! قال: و ما زالوا يرون من شبث الكراهة لقتاله...
قال: و دعا عمر بن سعد الحصين بن تميم فبعث معه المجففة و خمسمائة من المراميه، فأقبلوا حتى إذا دنوا من الحسين و أصحابه رشقوهم بالنبل، فلم يلبثوا ان عقروا خيولهم، و صاروا رجّالة كلهم... قال: و قاتلوهم حتى انتصف النهار أشد قتال خلقه الله
تاريخ الطبري ج٥ ص٤٣٦ _٤٣٨ عن أبي مخنف، نظيره: أنساب الأشراف ج٣ ص٤٠١_٤٠٢، الإرشاد ج٢ ص١٠٤
(ابومخنف گوید): و یاران حسین (ع) با آنان جنگی سخت کردند، و سواران آنان شروع به حمله کردند در حالی که تنها سی و دو سوار بودند، و به هر سویی از سواران اهل کوفه که حمله میبردند، آنان را پراکنده میساختند. پس چون عزرة بن قیس - که فرمانده سواران اهل کوفه بود - دید که سوارانش از هر جانب پراکنده میشوند، عبدالرحمن بن حصن را نزد عمر بن سعد فرستاد و گفت: آیا نمیبینی که سواران من از امروز از این عدّه اندک چه میکِشَند؟! پیادگان و تیراندازان را به سوی آنان بفرست. پس [عمر بن سعد] به شبث بن رِبعی گفت: آیا به سوی آنان پیش نمیروی؟ گفت: سبحان الله! آیا میخواهی بزرگ [قبیله] مُضَر و [رئیس] عموم اهل شهر را در میان تیراندازان بفرستی؟! آیا کسی جز من را نیافتی که برای این کار بگماری و از جانب تو کفایت کند؟! گفت: و پیوسته از شبث کراهت از جنگ با او را میدیدند...
گفت: و عمر بن سعد، حُصَین بن تمیم را فراخواند، پس با او، سواران زرهپوش و پانصد تن از تیراندازان را فرستاد. پس آمدند تا چون به حسین (ع) و یارانش نزدیک شدند، آنان را به تیرها باریدند، پس دیری نپایید که اسبان آنان را پِی کردند، و همگی پیاده شدند... گفت: و با آنان جنگیدند تا نیمروز، سختترین جنگی که خدا آفریده است.
قال: و كان نافع بن هلال الجملي قد كتب اسمه على أفواق نبله، فجعل يرمى بها مسومة و هو يقول: أنا الجملي، أنا على دين علي.
فقتل اثنى عشر من أصحاب عمر بن سعد سوى من جرح، قال:
فضرب حتى كسرت عضداه و أخذ أسيرا، قال: فأخذه شمر بن ذي الجوشن و معه أصحاب له يسوقون نافعا حتى أتى به عمر بن سعد، فقال له عمر بن سعد: ويحك يا نافع! ما حملك على ما صنعت بنفسك؟! قال: أن ربى يعلم ما أردت، قال: و الدماء تسيل على لحيته و هو يقول: و الله لقد قتلت منكم اثنى عشر سوى من جرحت، و ما ألوم نفسي على الجهد، و لو بقيت لي عضد و ساعد ما أسرتمونى، فقال له شمر: اقتله أصلحك الله! قال:
أنت جئت به، فإن شئت فاقتله، قال: فانتضى شمر سيفه، فقال له نافع:
أما و الله ان لو كنت من المسلمين لعظم عليك أن تلقى الله بدمائنا، فالحمد لله الذى جعل منايانا على يدي شرار خلقه، فقتله.
تاريخ الطبري ج٥ ص٤٤١_٤٤٢ عن أبي مخنف
(ابومخنف) گفت: و نافع بن هلال جَمَلی نام خود را بر سرِ پیکانهای تیرهایش نوشته بود، پس آنها را نشاندار شده، پرتاب میکرد و میگفت: من جَمَلی هستم، من بر دین علی (ع) هستم.
پس دوازده تن از یاران عمر بن سعد را کشت، غیر از آنان که زخمی کرد. گفت:
پس [با او] جنگیدند تا آنکه بازوهایش شکسته شد و اسیر گردید. گفت: پس شمر بن ذی الجوشن او را گرفت و همراه با یارانش، نافع را میراندند تا او را نزد عمر بن سعد آوردند. عمر بن سعد به او گفت: وای بر تو ای نافع! چه چیز تو را واداشت به آنچه با خودت کردی؟ گفت: همانا پروردگارم میداند چه قصد کردهام.
گفت: و خون بر ریشش جاری بود و او میگفت: به خدا سوگند که دوازده تن از شما را کشتم، غیر از آنان که زخمی کردم، و نفس خود را برای [این] تلاش سرزنش نمیکنم، و اگر برای من بازو و ساعدِ [دست] باقی مانده بود، مرا اسیر نمیکردید.
پس شمر به او گفت: او را بکش، خدا تو را اصلاح کند! گفت:
تو او را آوردهای، اگر میخواهی او را بکش. گفت: پس شمر شمشیرش را کشید، نافع به او گفت:
اما به خدا سوگند اگر تو از مسلمانان بودی، بر تو سخت میآمد که خدا را با [ریختن] خونهای ما ملاقات کنی. پس سپاس خدایی را که مرگ ما را به دست بدترین آفریدگانش قرار داد. پس او را کشت.
#محرم
#متفرقه
@Barlabeietarikh
21.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امپراتوری کارتاژ هزار سال قبل از میلاد از نظر هوش مصنوعی
کارتاژ (Carthage) شهری باستانی در شمال آفریقا و در نزدیکی تونس امروزی بود که توسط فینیقیها در سده ۹ پیش از میلاد بنیانگذاری شد. این شهر بهتدریج به یکی از بزرگترین قدرتهای دریایی و تجاری جهان باستان تبدیل شد و با روم، قدرت نوظهور مدیترانه، وارد رقابت شد.
کارتاژ و روم سه جنگ پونی را پشت سر گذاشتند که طی آنها، ژنرال مشهور کارتاژی، هانیبال، با عبور از آلپ، روم را به خطر انداخت. اما در نهایت، روم پیروز شد و در جنگ سوم پونی (۱۴۶ ق.م) شهر کارتاژ را کاملاً نابود کرد. این پایان کارتاژ و آغاز سلطهی بلامنازع روم بر مدیترانه بود.
از نظر نظامی، کارتاژ ارتشی مزدورمحور داشت که از سربازان گوناگون از مناطق مختلف استفاده میکرد. ناوگان دریایی آنها بسیار قدرتمند بود و در جنگهای پونی با روم، بارها برتری دریایی خود را نشان دادند. با این حال، وابستگی بیش از حد به مزدوران و فقدان انسجام داخلی، در نهایت به ضعف نظامی و سقوط کارتاژ انجامید.
#کارتاژ
#روم
@Barlabeietarikh
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدترین بخشِ خیانت، آن است که هرگز از سوی دشمن صورت نمیگیرد؛ بلکه از جانب نزدیکترین افراد رخ میدهد.
یکی از مصادیق بارز این حقیقت تلخ، پروندهی نفوذ تاریخی جوزف پیستون، مأمور ویژهی افبیآی، است که با نام مستعار دانی براسکو، در دههی ۱۹۷۰ به درون ساختار پیچیدهی مافیای ایتالیایی آمریکا نفوذ کرد.
پیستون با ایفای نقش یک جواهرفروش، توانست اعتماد اعضای خاندان جنایی بونانو را جلب کرده و به یکی از نیروهای مورد اعتماد آنان تبدیل شود. اطلاعاتی که او در طول این نفوذ ششساله بهدست آورد، منجر به دستگیری بیش از ۲۵۰ نفر از اعضای مافیا شد و یکی از بزرگترین ضربات تاریخ بر پیکرهی جنایت سازمانیافته در ایالات متحده وارد آمد.
آنچه بیش از همه این عملیات را پیچیده و تأثیرگذار میسازد، نه فقط گستردگی دستگیریها، بلکه ضربهی روانی و اعتمادشکنیای بود که پیستون در میان اعضای مافیا ایجاد کرد. یکی از اعضای بلندپایه بعدها اعتراف کرد:
«برای ما، دردناکتر از بازداشت، این بود که دانی براسکو... مأمور فدرال بود.»
نمونهای آشکار از آنکه خیانت، زمانی که از میان خودیها برمیخیزد، عمیقترین زخمها را بهجا میگذارد.
پینوشت: سکانس، مربوط به فیلم معروف «دانی براسکو» است.
#مافیا
#آمریکا
@Barlabeietarikh
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇩🇪⚔🇬🇧 فیلم ساخته شده توسط هوش مصنوعی از بمباران نیروی هوایی آلمان بر علیه شهر لندن در طی جنگ جهانی دوم.
از ۷ سپتامبر ۱۹۴۰، عملیات موسوم به بلیتز (Blitz) توسط نیروی هوایی آلمان نازی (لوفتوافه) علیه بریتانیا آغاز شد. شهر لندن، به عنوان نماد مقاومت انگلیس، هدف اصلی این حملات بود.
در جریان این عملیات، ۵۷ شبانهروز پیاپی پایتخت بریتانیا زیر آتش سنگین بمباران قرار گرفت.
گرچه آلمانها امیدوار بودند با این حملات، دولت بریتانیا را به تسلیم وادار کنند، اما مقاومت مردم و دولت چرچیل مانع از تحقق این هدف شد. با این حال، بلیتز تلفات انسانی و ویرانی عظیمی برجای گذاشت:
بیش از ۴۱ هزار نفر از غیرنظامیان جان باختند؛
حدود ۱۳۹ هزار نفر مجروح شدند؛
زیرساختهای شهری، خانهها، کارخانهها و بناهای تاریخی به شدت آسیب دیدند.
با وجود این فشار سنگین، بلیتز به یکی از نمادهای ایستادگی مردم لندن در برابر ماشین جنگی نازی بدل شد و روحیهی مقاومت ملی را در بریتانیا تقویت کرد.
#بریتانیا
#آلمان
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
داستان ناپلئون و ایران؛ روایتی از یک فرصت تاریخی و عقبماندگی ایران در دورهی فتحعلیشاه و در بحبوح
عهدنامه ترکمانچای
پیشزمینه تاریخی
پس از شکست ایران در جنگ دوم ایران و روسیه (۱۸۲۶–۱۸۲۸ میلادی) در دوران قاجار، دولت ایران ناچار شد برای پایان جنگ، پیمانی با روسیه تزاری امضا کند. این پیمان در ۱ اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی (۲۱ فوریه ۱۸۲۸) در روستای ترکمانچای بین نمایندگان فتحعلیشاه و امپراتور روسیه بسته شد
مفاد و پیامدهای عهدنامه
بر اساس این قرارداد، ایران متعهد شد به موارد زیر:
- واگذاری خانات ایروان، نخجوان و بخشهایی از تالش به روسیه
- پرداخت ۱۰ کرور تومان (حدود ۵ میلیون تومان آن زمان) بهعنوان غرامت جنگی به روسیه
- محدود شدن حق کشتیرانی ایران در دریای خزر؛ فقط روسیه اجازه کشتی جنگی داشت
- پذیرش کاپیتولاسیون (مصونیت قضایی برای اتباع روس در ایران)
- تضمین ولیعهدی عباس میرزا توسط روسیه
#ایران
#روسیه
#فتحعلی_شاه
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
عهدنامه ترکمانچای پیشزمینه تاریخی پس از شکست ایران در جنگ دوم ایران و روسیه (۱۸۲۶–۱۸۲۸ میلادی) در
تأثیرات بلندمدت
- از دست رفتن حدود ۲۵۰ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران
- افزایش نفوذ سیاسی و نظامی روسیه در منطقه
متن اصلی این قرار داد در حال حاضر در اسناد رسمی وزارت امورخارجه روسیه وجود دارد و در زمان فروپاشی امپراطوری روسیه و رویکار امدن شوروی، پیشنهادی مطرح شد مبنی بر باز پس گیری زمین های جدا شده که با مخالفت روسها مواجه شد
تصویر: مناطق زرد با عهدنامه گلستان جدا شد و قرمز با عهدنامه ترکمانچای
#ایران
#روسیه
#فتحعلی_شاه
@Barlabeietarikh
گر دعوت دوست میشنودم آنروز
من گوی مُراد میربودم آنروز
آنروز که بود روز هَل مِن ناصر
ای کاش که «ناصرِ» تو بودم آنروز
از دیوان شعر ناصرالدین شاه
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
نامه ابن زیاد به عمر بن سعد
سپس عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد نامه نوشت: اما بعد، پس همانا من تو را سوی حسین نفرستادم تا دست از او برداری و زمان بر او بگذرانی و نه اینکه او را نوید سلامت و جاویدی دهی! و نه اینکه برای او نزد من شفیع و میانجی باشی!
بنگر! اگر حسین و یارانش بر حکم، گردن نهادند و تسلیم شدند، پس آنها را در حالیکه تسلیم اند سوی من بیاور و اگر اباء کردند و نپذیرفتند، پس به سوی آنها هجوم آر تا اینکه آنها را بکشی و مُثله کنی (تکه تکه کنی) چرا که آنها به این کار سزاوارند.
پس چون حسین کشته شد، بر سینه و پشتش اسب بتازان، چرا که او عاقّ، مشاقّ (أهل شقاق)، قاطع (برنده پیوند) و ظَلوم (بسیار ستمگر) است .
و گمان ندارم که اینکار، پس از مرگ زیانی رساند، ولی این پیمانی است که با خود بسته ام که چون او را بکشم، اینکار را با او بکنم.
اگر فرمان ما را انجام می دهی، تو را پاداش شخص شنوای فرمانبردار دهیم و اگر نپذیری پس کار ما و لشکر ما را وا نِه و بین سپاه، و شَمِر بن ذی الجوشن را رها کن، چرا که ما، او را به کار خویش فرمان داده ایم. والسلام.
تاريخ الطبري ج٥ ص٤١٥ عن أبي مخنف عن أبي جناب الكلبي.
#مناسبتی
#متفرقه
@Barlabeietarikh
انقلاب روسیه | ولادیمیر لنین. پارت اول
(این پادکست، برخلاف برخی از پادکستهای زرد، حاوی اطلاعات بسیار خوبی درباره انقلاب کمونیستی ۱۷ اکتبر و لنین است)
#شوروی
#لنین
@Barlabeietarikh