eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
بر لبه‌ی تاریخ
بسیاری تصور می‌کنند اعزام دانشجو به اروپا و تأسیس دانشگاه در ایران، پدیده‌ای متعلق به دوره‌ی پهلوی ا
نمونه‌هایی از رجال فرهیخته و تحصیل‌کرده در عصر قاجار: میرزا حسین‌خان سپهسالار /تحصیلات مقدماتی در دارالفنون و ادامه تحصیل در اروپا مسلط به زبان‌های عربی و انگلیسی دارای مناصب متعدد از جمله: ۱. کارپرداز ایران در بمبئی ۲. ژنرال کنسول ایران در تفلیس ۳. سفیر کبیر ایران در استانبول ۴. وزیر عدلیه، وزیر جنگ، سپهسالار و صدراعظم ۵. حاکم خراسان ابوالقاسم‌خان ناصرالملک /نخستین ایرانی دانش‌آموخته‌ی دانشگاه آکسفورد مسلط به زبان‌های فرانسوی، عربی و ترکی سمت‌های کلیدی: ۱. حاکم کردستان ۲. وزیر مالیه و وزیر خارجه ۳. رئیس‌الوزرا ۴. نایب‌السلطنه‌ی ایران پرنس رضا ارفع‌الدوله /مسلط به زبان‌های روسی و فرانسوی سمت‌های کلیدی: ۱. ژنرال کنسول ایران در تفلیس ۲. وزیر مختار ایران در سن‌پطرزبورگ و استانبول ۳. وزیر عدلیه ۴. نماینده‌ی ایران در جامعه‌ی ملل @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
این نمونه‌ها نشان می‌دهد که توسعه آموزش مدرن، دیپلماسی بین‌المللی، و نهادسازی نوین، پیش از پهلوی آغاز شده بود و برخلاف تصور رایج، رجال اندیشمند و تحصیل‌کرده‌ی بسیاری در دوران قاجار تربیت شدند که در زمینه‌های اداری، حقوقی و بین‌المللی نقش مهمی ایفا کردند. @Barlabeietarikh
[در جنگ روس و عثمانی] هفت نفر پاشای معتبر کشته شده است، با قبح و جهل شکست خورده‌اند. تنها خود مختارپاشا با دهل دریده و ... پاره و بر شلوار ... ، می‌گویند خودی به قلعه‌ی قارص انداخته است؛ شکست عظیمی خورده‌اند. شوال ۱۲۹۴ @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
[در جنگ روس و عثمانی] هفت نفر پاشای معتبر کشته شده است، با قبح و جهل شکست خورده‌اند. تنها خود مختارپ
📜 جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷–۱۸۷۸) در دورانی که امپراتوری عثمانی در سراسر بالکان و قفقاز دچار بحران و ضعف بود، روسیه به بهانه‌ی حمایت از مسیحیان عثمانی و با هدف تحقق جاه‌طلبی‌های امپراتوری، در ۲۴ آوریل ۱۸۷۷ به این کشور اعلان جنگ داد. قوا امپراتوری روسیه: ۱۸۵٬۰۰۰ نفر در ارتش دانوب، ۷۵٬۰۰۰ نفر در ارتش قفقاز مجموع:۲۶۰٬۰۰۰ امپراتوری عثمانی: ۷۰٬۰۰۰ در قفقاز مجموع ۲۸۱٬۰۰۰ جبهه‌ها و نبردهای کلیدی: روس‌ها با عبور از دانوب به نیگاپول (نیکوپول) رسیدند؛ در نبرد نبرد نیگاپول، ارتش عثمانی با شکست مواجه و ۷۰۰۰ نیرویش اسیر شد. در دژ اشپیژکا، نبردهای چهارگانه‌ای رخ داد؛ مقاومت نیروهای روس و بلغار همراه با داوطلبان، راه را برای آنان باز کرد. در قفقاز نیز، روس‌ها پس از نبرد کارس موفق به تصرف آن شهر شدند که پیروزی مهمی در این جبهه بود. نتایج و پیامدها: استقلال رسمی رومانیا، صربستان و مونته‌نگرو و استقلال عملی بلغارستان از عثمانی. عثمانی قلمروهایی مانند کارس و باتوم را به روسیه واگذاشت. در معاهده سن استفانو (مارس ۱۸۷۸)، روسیه پیش‌بینی کرده بود که بلغارستان به عنوان یک دولت بزرگ تحت حمایت روسیه تشکیل شود. اما پس از آن، قدرت‌های اروپایی با برگزاری «کنگره برلین» (ژوئیه ۱۸۷۸) به تجدید نظر در مفاد این معاهده پرداختند. در نتیجه، برخی از تصمیمات معاهده سن استفانو تغییر کرد، اما همچنان عثمانی به‌طور قابل توجهی تضعیف شد. اهمیت تاریخی: پایان دوره‌ای طولانی از تسلط عثمانی در بالکان. برافراشته شدن دوباره پرچم روسیه تا سواحل جنوبی دانوب و اطراف دریای سیاه. @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
📜 جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷–۱۸۷۸) در دورانی که امپراتوری عثمانی در سراسر بالکان و قفقاز دچار بحران و
در جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷–۱۸۷۸)، نبردهای مهم و تعیین‌کننده‌ای در دو جبهه‌ی اصلی (بالکان و قفقاز) رخ داد که هرکدام نقش مهمی در تضعیف قدرت نظامی و سیاسی امپراتوری عثمانی داشتند. در ادامه، به مهم‌ترین این نبردها اشاره می‌شود: ۱. نبرد پلونا (Pleven / Plevna) زمان: تابستان تا زمستان ۱۸۷۷ مکان: شهر پلونا (امروزه در بلغارستان) شرح: یکی از سرسخت‌ترین و طولانی‌ترین محاصره‌های این جنگ بود. نیروهای عثمانی به فرماندهی عثمان پاشا در برابر ارتش روسیه و رومانی مقاومت کردند. پس از چندین حمله ناکام روس‌ها، نهایتاً پلونا در دسامبر ۱۸۷۷ سقوط کرد. تسلیم عثمان پاشا، ضربه‌ی بزرگی به روحیه‌ی عثمانی وارد کرد. ۲. نبرد شیپکا (Shipka Pass) زمان: چند مرحله بین ژوئیه و دسامبر ۱۸۷۷ مکان: کوهستان شیپکا، بلغارستان شرح: تنگه‌ی کوهستانی استراتژیکی که نیروهای روس و داوطلبان بلغار در آن در برابر حملات سنگین عثمانی دفاع کردند. مقاومت قهرمانانه در شیپکا یکی از نقاط عطف جنگ و عامل کلیدی در حفظ برتری روسیه در بالکان بود. ۳. نبرد قُرْس (Kars) زمان: نوامبر ۱۸۷۷ مکان: شرق آناتولی (منطقه قفقاز) شرح: قلعه‌ی قارص یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های عثمانی در شرق بود. پس از محاصره‌ای سخت، در ۱۸ نوامبر ۱۸۷۷ به‌دست نیروهای روسیه افتاد. سقوط این قلعه موجب تثبیت برتری روسیه در جبهه قفقاز شد. ۴. نبرد اردهان (Ardahan) زمان: مه ۱۸۷۷ شرح: یکی از نخستین حملات موفق روسیه در جبهه قفقاز بود. نیروهای روس در اردهان پیروز شدند و راه را برای پیشروی به سوی قارص و ارزروم هموار کردند. (ادامه👇) @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
در جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷–۱۸۷۸)، نبردهای مهم و تعیین‌کننده‌ای در دو جبهه‌ی اصلی (بالکان و قفقاز) ر
. ۵. سقوط صوفیه و پیشروی تا دروازه‌های استانبول پس از سقوط پلونا و دیگر مواضع دفاعی عثمانی، روس‌ها توانستند در زمستان ۱۸۷۸ به نزدیکی استانبول (استانه) برسند. این پیشروی شدید باعث شد عثمانی درخواست صلح کند و معاهده سن استفانو منعقد شود. این نبردها نه‌تنها توان دفاعی امپراتوری عثمانی را در هم شکست، بلکه باعث برانگیخته شدن نگرانی قدرت‌های اروپایی (به‌ویژه بریتانیا و اتریش) از گسترش نفوذ روسیه شد و به برگزاری کنگره برلین برای بازنگری در نتایج جنگ انجامید. @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
در جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷–۱۸۷۸)، نبردهای مهم و تعیین‌کننده‌ای در دو جبهه‌ی اصلی (بالکان و قفقاز) ر
. علل شکست امپراتوری عثمانی در جنگ ۱۸۷۷–۱۸۷۸ با روسیه، مجموعه‌ای از عوامل نظامی، سیاسی، اقتصادی و ساختاری بود که در کنار هم، زمینه‌ساز فروپاشی سنگین این امپراتوری در برابر ارتشی مدرن‌تر و منسجم‌تر شدند. مهم‌ترین علل عبارت‌اند از: ۱. ضعف ساختاری ارتش عثمانی ارتش عثمانی علی‌رغم داشتن نیروی انسانی زیاد، فاقد تجهیزات مدرن، آموزش منسجم و فرماندهی کارآمد بود. بسیاری از افسران آن تجربه‌ی لازم برای جنگ‌های نوین را نداشتند. ساختار نظامی، قدیمی و از هم گسیخته بود. ۲. فساد اداری و بی‌کفایتی فرماندهان نظام دیوانی عثمانی به‌شدت فاسد بود و بسیاری از منابع نظامی حیف‌ومیل می‌شد. برخی از فرماندهان عالی‌رتبه نیز بی‌کفایت و منفعل بودند، مانند مختار پاشا که در قارص شکست سختی خورد. ۳. نارضایتی قومی و شورش‌های داخلی در بسیاری از مناطق بالکان، اقلیت‌های مسیحی (بلغار، صرب، ارمنی و ...) نسبت به حکومت عثمانی نارضایتی داشتند و به روس‌ها تمایل نشان دادند یا حتی به آنها کمک کردند. عثمانی از درون تضعیف شده بود. ۴. قدرت نظامی و دیپلماسی برتر روسیه روسیه نه‌تنها از نظر نظامی سازمان‌یافته و پیشرفته بود، بلکه توانست با جذب کمک‌ از داوطلبان بلغار و رومانیایی، جبهه متحدی بسازد. همچنین در سطح بین‌المللی، فضای دیپلماتیک به‌نفع روس‌ها پیش رفت. ۵. مشکلات اقتصادی شدید عثمانی در آستانه‌ی ورشکستگی قرار داشت. دولت توان تأمین هزینه‌های سنگین جنگ را نداشت و سربازان از نظر تدارکاتی و مالی در وضعیت بسیار بدی بودند. ۶. فقدان رهبری سیاسی مؤثر سلطان عبدالحمید دوم تازه به قدرت رسیده بود و با بحران جانشینی، بی‌ثباتی در دربار، و فقدان استراتژی بلندمدت مواجه بود. تصمیم‌گیری‌های ناگهانی و ناسازگاری میان نخبگان سیاسی، وضعیت را بدتر کرد. در مجموع، شکست عثمانی نتیجه‌ی تاریخی انباشته‌ای از ضعف‌های مزمن در ساختار نظامی و سیاسی این امپراتوری بود که در برابر روسیه‌ی نوسازی‌شده و انگیزه‌مند، تاب نیاورد. @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
ناپلئون و عباس‌میرزا؛ داستان یک همکاری سودمند اروپا از زمان ناپلئون، دارای تحصیلات آکادمیک پیشرفته‌
. پی‌نوشت: قبلاً در این پیام اشاره کردم که روسیه، از پیش از زمان فتحعلی‌شاه، مدارس مفصل نظامی داشت و افراد، از زمان نوجوانی در آن به تحصیل امور نظامی پرداخته و جدیدترین متدهای نظامی در آن آموزش داده می‌شد.
مستند جذاب و تحسین‌شده‌ی «جنگ جهانی دوم به روایت رنگی» (World War II in Colour) یکی از بهترین و جامع‌ترین بازسازی‌های تصویری از بزرگ‌ترین جنگ تاریخ بشر است. این مجموعه مستند که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، با بهره‌گیری از فیلم‌های آرشیوی واقعی و بازسازی آن‌ها به صورت رنگی، مخاطب را عمیقاً در فضای دهه‌ی ۱۹۴۰ و وقایع جنگ دوم جهانی غرق می‌کند. این مستند در قالب 13 قسمت تولید شده و وقایع کلیدی جنگ جهانی دوم را به‌صورت خطی و تحلیلی روایت می‌کند؛ از ظهور هیتلر و حمله به لهستان، تا نبرد استالینگراد، حملات هوایی لندن، جبهه‌ی آفریقا، روز دی (D-Day)، فتح برلین و بمباران اتمی ژاپن. برای کسانی که به تاریخ معاصر، نظامی‌گری، و سیاست بین‌الملل علاقه‌مندند، «World War II in Colour» نه‌فقط یک مستند، بلکه یک کلاس تاریخ بصری است که وقایع را ملموس، واقعی و انسانی به نمایش می‌گذارد. @Barlabeietarikh
واقعهٔ مشهد (کشتار مسجد گوهرشاد)، واقعهٔ بسیار فاجعه‌ای بود که بسیاری از مردم ایران تلف شدند و حتی شهرت داشت که اینها زنده زنده به گور کشیدند [که] دیگر کاری ندارم. در آنموقع راجع‌به این موضوع یک سر و صدای بین‌المللی پیدا شد. [موضوع اجبارِ] برداشتن کلاه و سپس عوض کردن شاپو و کلاه فرنگی سر گذاشتن بود و هنوز به [کشف] حجاب نرسید بود. مساله در جامعهٔ ملل و هم در جهان اسلام -[با اینکه] آنموقع قدرت امروز را نداشت- مطرح شد. کار به جایی رسید که یک بازخواستی از دولت ایران شد. از خاطرات شفاهی محمود فروغی(فرزند محمدعلی فروغی) @Barlabeietarikh