بر لبهی تاریخ
واقعهٔ مشهد (کشتار مسجد گوهرشاد)، واقعهٔ بسیار فاجعهای بود که بسیاری از مردم ایران تلف شدند و حتی ش
صبح شنبه در رکاب شاهنشاه مشهد رفتیم. روز وفات حضرت امام رضا بود. مردم در صحن کهنه عزاداری میکردند. شاهنشاه به یک غرفه تشریف بردند و جمعیت را نگاه کردند. یک دفعه تمام صحن پرجمعیت شد، شاید قریب شصت هزار نفر گرد آمدند، بلافاصله عزاداری را فراموش و شروع به احساسات برای شاه کردند، تماشایی بود. خاطرم آمد در همین صحن سربازان رضاشاه مردم را که بر عليه رفع حجاب و متحدالشکل شدن لباس تظاهر میکردند به مسلسل بستند و دویست نفر کشته شد - در سال ۱۳۱۴.
۲۷ اردی ۱۳۴۸
#اسدالله_علم
#پهلوی
#رضاخان
@Barlabeietarikh
گشتاپو؛ بادکنکی مملو از پروپاگاندا، بیوزن از هوش اطلاعاتی!
در نگاه اول، گشتاپو (سازمان اطلاعات و پلیس امنیتی آلمان نازی)، بهعنوان دستگاهی هولناک و مخوف شناخته میشود؛ اما در واقعیت، از منظر عملکرد اطلاعاتی و امنیتی واقعی، سازمانی بهغایت ناکارآمد بود.
گشتاپو بیش از آنکه بر تحلیل، دقت و اطلاعات راهبردی متکی باشد، بر ترور روانی، شکنجه و سرکوب کور تکیه داشت. بسیاری از اطلاعاتی که جمعآوری میکرد، از راه بازجوییهای خشن، خبرچینیهای عمومی و فضای پر از هراس بهدست میآمد و از دقت و صحت عملیاتی بسیار کمی برخوردار بود.
در نقطه مقابل، سازمان اطلاعات بریتانیا، با ساختاری منظم، روشمحور و حرفهای، به یکی از ستونهای اصلی پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم بدل شد.
بریتانیا تقریباً تمام جاسوسهای آلمان در خاک خود را شناسایی و به مأمور دوجانبه تبدیل کرد.
عملیات Double Cross (القای اطلاعات مهندسی شده) نمونهای درخشان از مهارت انگلیسیها در فریبدادن اطلاعاتی آلمان بود.
پروژه بلچلی پارک، با رمزگشایی ماشین انیگما (دستگاه رمزنگاری ارتباطی نازیها)، دست بالا را در میدان اطلاعاتی برای متفقین به ارمغان آورد.
در آستانه عملیات نرماندی، آلمانها کاملاً فریب خورده بودند؛ زیرا اطلاعاتی که از طریق گشتاپو به آنها میرسید، حاصل عملیات مهندسیشدهی اطلاعاتی بریتانیا بود.
در نهایت، آنچه گشتاپو را به سازمانی شکستخورده بدل کرد، اتکای مطلقش به پروپاگاندا و خشونت بود؛ نه تحلیل. تجربهی جنگ جهانی دوم نشان داد که پیروزی نه با رعب، که با دقت و طراحی اطلاعاتی حاصل میشود.
#آلمان
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
فیلمی جالب از سخنرانی تاریخی هیتلر قبل از جنگ جهانی دوم #هیتلر @Barlabeietarikh
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باز هم سخنرانی دیگری از هیتلر که ظاهراً مربوط به رژهی معروف نورنبرگ است.
#هیتلر
#آلمان
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
تجمع با شکوه ۷۰۰ هزار نفری حزب نازی در نورنبرگ - ۱۹۳۷ در سال ۱۹۳۷، نورنبرگ برای پنجمین بار پیاپی، م
توضیحات در خصوص رژهی معروف نورنبرگ☝️
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رونالد ریگان، رئیسجمهور پیشین آمریکا، به خاطر سبک منحصربهفرد و صمیمانهاش در سخنرانیها شهرت داشت. او که پیشتر بازیگر سینما و مجری رادیو بود، از مهارتهای نمایشی و بیانی خود برای نزدیک شدن به مردم بهره میگرفت. ریگان علاقه خاصی به داستانگویی، استفاده از حکایات روزمره و حتی جوکهای سیاسی داشت و از این ابزارها برای سادهسازی پیچیدهترین مفاهیم سیاسی بهره میبرد.
او معتقد بود که سیاست نباید فقط زبان نخبگان باشد، بلکه باید برای عموم مردم قابلفهم و ملموس باشد. به همین دلیل، اغلب در سخنرانیهایش با لبخند، شوخی و لحن خودمانی، مسائل اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی را بیان میکرد. این سبک نهتنها باعث محبوبیت گستردهاش شد، بلکه در پیشبرد سیاستهایش نیز مؤثر بود.
ریگان نمونهای نادر از رهبرانی بود که قدرت کلام را نه فقط برای اقناع، بلکه برای ایجاد رابطه عاطفی با ملت به کار میگرفت.
#ریگان
#آمریکا
@Barlabeietarikh
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این صحنه که اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، آهنگی از امینم (یکی از مشهورترین و محبوبترین رپرهای دنیا) را در میتینگ انتخاباتی «کامالا هریس» اجرا کرد، بیتردید یکی از لحظات پر سر و صدای فضای سیاسی ایالات متحده بود.
حمایت باراک اوباما از کامالا هریس با خواندن آهنگی از امینم، و ورود مستقیم امینم به میدان رقابت، تلاشی آشکار برای بهرهگیری از سرمایه فرهنگی در سیاست بود. این حرکت، بیش از آنکه ناظر به اقناع نخبگان سیاسی یا اقشار خاکستری جامعه باشد، مخاطبش طبقهای از جوانانِ رسانهمحور بود که با نمادهای فرهنگی بیشتر ارتباط میگیرند تا استدلالهای سیاسی.
اما شکست کامالا هریس در مقابل ترامپ نشان داد که سیاست، صرفاً میدان نمایشهای نمادین نیست. انتخابات آمریکا بهویژه در سالهای اخیر، بیش از هر چیز متکی به صداقت ادراکی نامزدها، قدرت میدانداری گفتمانی و توان مقاومت در برابر حملات روانی است و ترامپ در این میدان دست بالا را داشت: او قصه خودش را داشت و مخاطب خودش را میشناخت.
در واقع، شکست هریس نه از فقدان حمایت فرهنگی، بلکه از نبود عمق در پیوند با بدنهی اجتماعی و ضعف در هویت سیاسیاش بود. فرهنگسازی بدون ریشه در واقعیت اجتماعی، اغلب شبیه به بادکنکیست که در میدان سیاست، دیر یا زود خواهد ترکید.
#آمریکا
#انتخابات
@Barlabeietarikh
رضاخان اصلاً سخنران خوبی نبود، اصلاً نمیدانست چکار میکند. مثلاً فرض کنید دفعهٔ اول که کابینهاش را در مجلس معرفی کرد میگوید من رئیسالوزرا و وزیر جنگ، آقای ذکاءالملک وزیر مالیه و بقیه را ایشان میگوید دیگر! اینکه برنامه[ی دولت] بداند، اینها را دیگر نمیتوانست. سواد هم نداشت. خیلی خیلی کم میتوانست بخواند. بنظرم نباید اینرا پردهپوشی کرد.
#محمود_فروغی
#رضاخان
#پهلوی
@Barlabeietarikh
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ملکهای که با کشورش ازدواج کرد
الیزابت اول، یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ انگلستان، از سال ۱۵۵۸ به مدت ۴۵ سال بر این کشور حکومت کرد. او دختر هنری هشتم و آن بولین بود؛ دختری که در کودکی، پدرش آرزوی داشتن پسر برای جانشینی را در سر داشت. اما تاریخ ورق خورد و همین دختر، روزی بر تخت سلطنت نشست.
الیزابت نهتنها توانست ثبات سیاسی را به کشور بازگرداند، بلکه انگلستان را از یک قدرت درجهدوم به کشوری تأثیرگذار در اروپا تبدیل کرد. در دوره سلطنت او، نیروی دریایی انگلستان شکست سختی به armada (ناوگان شکستناپذیر اسپانیا) وارد کرد؛ رویدادی که موازنه قدرت در اروپا را تغییر داد. (اسپانیا در آن دوران، قدرتمندترین کشور دنیا بود)
او هرگز ازدواج نکرد و خود را «همسر ملت» خواند. همین استقلال رأی و وفاداری به تاجوتخت بود که باعث شد به لقب «ملکه باکره» شناخته شود. اما این لقب فقط نمادی از تجردش نبود؛ پشت آن، زنی باهوش، سیاستورز، محکم و با اعتمادبهنفس ایستاده بود.
دوره سلطنت او به «عصر الیزابت» شهرت یافت؛ عصری طلایی برای هنر، ادبیات، اقتصاد، سیاست و شکلگیری حس غرور ملی در انگلستان.
#انگلستان
#الیزابت
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
ملکهای که با کشورش ازدواج کرد الیزابت اول، یکی از برجستهترین چهرههای تاریخ انگلستان، از سال ۱۵۵۸
پینوشت: وسعت امپراتوری اسپانیا در آن دوران (قرن ۱۶)
از بمب تزار تا قرن هفدهم؛ زنجیرهای چند صد ساله از علم
وقتی در تاریخ علم دقیق میشویم، گاهی به نکات شگفتانگیزی میرسیم. یکی از این موارد، زندگی ایگور کورچاتوف، فیزیکدان سرشناس شوروی و طراح «بمب تزار» (قویترین سلاح هستهای تاریخ) است.
جالب آنکه اگر مسیر علمی کورچاتوف، استادش، و استادِ استادش را به عقب دنبال کنیم، به قرن هفدهم میلادی، یعنی دوران صفویه در ایران، میرسیم!
در آن دوران، سنت پایاننامهنویسی و حل مسئله، بهعنوان شرط فارغالتحصیلی، در مراکز علمی اروپا جا افتاده بود و نسل به نسل ادامه یافته بود.
این یعنی، بزرگترین فناوری نظامی قرن بیستم، ریشه در یک سنت علمی مکتوب و منظم دارد که بیش از ۳۰۰ سال تداوم داشته است.
این زنجیرهی علمی - از استاد به شاگرد - در اروپا آنقدر نهادینه شده بود که محور اصلی آموزش، «پژوهش مسئلهمحور» بود؛ نه صرفاً حفظ مطالب.
این عمق سنت پژوهشی، از دلایل اصلی پیشرفت علمی اروپا و شکوفایی فناوریهای نو بود؛ سنتی که متأسفانه در بسیاری از کشورها در حوزهی علوم جدید، از جمله ایران، وجود نداشت.
کورچاتوف و بمب تزار فقط نماد یک موفقیت علمی نیستند؛ بلکه محصول درختی هستند که ۳۰۰ سال پیش، در فضای آموزش پژوهشمحور کاشته شده بود.
#علم
#ایران
@Barlabeietarikh