eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
809 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
اخراج خداداد فرمانفرمائیان به این دلیل بود که وقتی قیمتِ نفت از چند سنت در بشکه به چند دلار بالا رفت شاه به خداداد که رئیس سازمان برنامه بود دستور داد که چون پول داریم برنامه ۵ساله را دو برابر کنید و او گفت نمی‌شود که یک برنامه به هم بافته شده را یک مرتبه دو برابر کنیم. برنامه‌ها با ظرفیت‌های اجرائی بهم پیوسته هستند و اگر یک مرتبه تمام برنامه را دو برابر کنیم گلوگاه‌های زیادی پیدا می‌شود. شاه او را اخراج کرد و برنامه‌ها دو برابر شد و مدیران اجرائی نتوانستند برنامه‌ها را اجرا کنند. سفارشات کالا به قدری شد که بنادر ایران ظرفیت ترخیص نداشتند و کشتی‌ها تا چند ماه در خلیج فارس در انتظار می‌ماندند تا نوبت آنها برسد. وقتی هم که کالا ترخیص میشد کامیون کافی نبود که کالا را به شهرستان‌ها ببرد. خلاصه مدیران اجرائی نتوانستند برنامه‌های خود را اجرا کنند. سازمان بازرسی شاهنشاهی همه را به محاکمه کشید. روزها تلویزیون محاکمه مدیران اجرائی و وزرا را نشان میداد. استحکام سلطنت متزلزل شد تا روزی که نخست‌وزیر [هویدا] و چندین وزیر زندانی شدند و کار از کار گذشت. از خاطرات دکتر رضا نیازمند، معاون وزیر اقتصاد @Barlabeietarikh
روزی که ما تمدن داشتیم، پادشاه ما کوروش بزرگ منشور حقوق بشر را صادر کرد، مردمان آنها [انگلیسی‌ها] از درخت بالا می‌رفتند. دهه‌ی ۱۳۵۰ @Barlabeietarikh
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍مسئله‌ یهود در ایدئولوژی هیتلر👇 @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
📍مسئله‌ یهود در ایدئولوژی هیتلر👇 @Barlabeietarikh
📍مسئله‌ یهود در ایدئولوژی هیتلر برای تحلیل علمی جایگاه «مسئله یهود» در منظومه‌ی فکری آدولف هیتلر، لازم است ابتدا بستر تاریخی اروپا بررسی شود. یهودستیزی در اروپا پدیده‌ای ناگهانی یا منحصر به قرن بیستم نبود، بلکه تداوم یک سنت تاریخی طولانی محسوب می‌شد که ریشه‌های آن به قرون وسطی و منازعات الهیاتی میان مسیحیت و یهودیت بازمی‌گشت. پایبندی شدید یهودیان به هویت نژادی خود و مقصر دانسته شدن آن‌ها در مورد قتل مسیح در اندیشه‌ی مسیحیت، از مهم‌ترین ریشه‌های اختلاف مسیحیت و یهودیت در قرون وسطی و قرون پیش از آن بود. در ساختار اجتماعی اروپای پیشامدرن، محدودیت‌های قانونی اعمال شده از سوی کلیسا و حکومت‌ها (مانند ممنوعیت تملک زمین یا عضویت در اصناف برای یهودیان و ممنوعیت ربا برای مسیحیان)، یهودیان را به سمت مشاغل مالی و تجاری سوق داد. با گذشت زمان و سکولار شدن جوامع اروپایی در قرن نوزدهم، این تمایز مذهبی به تدریج جای خود را به تمایز نژادی و تئوری‌های اقتصادی داد. اما نقطه‌ی تمایز ایدئولوژیک هیتلر و با تئوری‌های یهودستیزانه‌ی دیگر، در نحوه صورت‌بندیِ دشمن بود. هیتلر در تحلیل ژئوپلیتیک و اقتصادی خود، یهودیت را با دو نیروی مسلط و ظاهراً متضادِ قرن بیستم پیوند زد: «سرمایه‌داری مالی بین‌المللی» و «مارکسیسم». در نگاه نخست، این یک پارادوکس سیاسی به نظر می‌رسد، اما در چارچوب تئوریک هیتلر، این دو نیرو کارکردهای متفاوتی از یک استراتژی واحد تلقی می‌شدند. هیتلر در تبیین اقتصادی خود، میان دو نوع سرمایه تفکیک قائل بود: «سرمایه مولد و ملی» که مبتنی بر صنعت و تولید داخلی بود، و «سرمایه سوداگر و انگل‌وار» که مبتنی بر بورس‌بازی و بهره بانکی بود. او گروه دوم را به یهودیان (امثال خاندان یهودی روتشیلد) نسبت می‌داد و استدلال می‌کرد که بانکداران بین‌المللی با استفاده از ابزارهای مالی، استقلال اقتصادی دولت‌ - ملت‌ها را سلب کرده و آن‌ها را در شبکه‌ای از دیون جهانی گرفتار می‌کنند. هم‌زمان، او جنبش‌های چپ‌گرا را نیز در همین پازل تحلیل می‌کرد. با ارجاع به تبار یهودی کارل مارکس و حضور برخی چهره‌های یهودی در رهبری انقلاب‌های بلشویکی (مانند تروتسکی در روسیه یا کورت آیسنر در آلمان)، هیتلر مفهوم «بلشویسم یهودی» را تئوریزه کرد. در این قرائت، اگر سرمایه‌داری ابزاری برای «تسلط از بالا» و از طریق اقتصاد بود، مارکسیسم ابزاری برای «نفوذ از پایین» و از طریق جنگ طبقاتی محسوب می‌شد. بنابراین، در مدل تحلیلی هیتلر، سرمایه‌داریِ لیبرال و کمونیسمِ انترناسیونال، نه دو دشمن، بلکه دو بازوی یک اَنبر بودند. طبق این تئوری، هدف نهایی این استراتژی دوگانه، تضعیف ساختارهای ملی، نژادی و فرهنگیِ ملت‌ها بود تا زمینه برای یک هژمونی جهانی فراهم شود. این دیدگاه باعث شد تا در دکترین نازی، مبارزه با یهودیان نه صرفاً یک امر نژادی، بلکه به عنوان پیش‌شرطی ضروری برای نجاتِ هم‌زمانِ اقتصاد جهانی و ملی از چنگال سوداگری مالی و نجاتِ جامعه از خطر فروپاشی کمونیستی تعریف شود. @Barlabeietarikh
📍توضیحی کوتاه برای همراهان گرامی کانال محتوای این کانال از سه بخش اصلی تشکیل شده است: ۱) خاطرات و روایت‌های دست‌اول ۲) اطلاعات و نکات تاریخی ۳) تحلیل‌های شخصی نویسنده مسیر این کانال بر موضوعاتی متمرکز است که کمتر در فضای عمومی مطرح شده‌اند؛ مسائلی در سطح داخلی یا جهانی؛ مسائلی که در عین اهمیت، معمولاً در حاشیه مانده‌اند. نویسنده با پرهیز از مطالب زرد و کلیشه‌ای، تلاش می‌کند زوایای کمتر گفته‌شده تاریخ ایران و جهان را با رعایت بی طرفی، روشن‌تر کند. هدف از راه‌اندازی این کانال، تنها اشتراک دانش و بازگو کردن بخش‌های کمتر شنیده‌شده‌ی تاریخ است؛ نه انگیزه مادی. اگر به محتوای کانال علاقه دارید، قدردان خواهیم بود اگر آن را با دیگران نیز به اشتراک بگذارید تا این مسیر آگاهی‌رسانی، گسترده‌تر شود. @Barlabeietarikh
اگر احوالات شهر لندن یا انگلیس را می‌خواستم بنویسم مفصلاً باید یک تاریخ بزرگی از انگلیس بنویسم؛ حقیقتاً وضع انگلیس همه چیزش با نظم و قاعده و خوب است، از آبادی و تمول مردم و تجارت و صنعت و کار کردن و پی کار رفتن، اول ملت است. سفر اول فرنگ @Barlabeietarikh
باید برویم برلن. رسیدیم به گار برلن. فرمان‌فرما و همه صاحب‌منصبان، کل اعیان و اشراف شهر حاضر بودند. ۴ خواهر هم حاضر بودند، در کمال لطافت. بعد از تعارفات سوار واگون شدیم. در راه افتادن ترن، ۴ خواهر به‌خصوص یکی که از همه بهتر است وداع بسیار شیرینی کردند که افسوس داد به طرفین و مثل برق از نظرها غایب شدند و ما رفتیم رو به برلن؛ آن‌ها ماندند عقب. عکس‌های خود را فرستاده بودند، در واگون آوردند. خلاصه افسوس‌خوران می‌رفتیم. جمادی‌الاول ۱۲۹۵ سفر دوم فرنگ @Barlabeietarikh
رضاخان تریاک می‌کشید؛ ولی ظاهراً حالت تجویز و معالجه داشت. گویا شخصی به او گفته بود اگر هر روز این مقدار معیّن تریاک بکشی از همه مرض‌ها مصون می‌مانی به شرطی که منظور لذت ‌بردن از تریاک نباشد. او نیز همیشه این برنامه را با دقّت انجام می‌داد و متصدّی این کار نیز فرد مشخصی بود. از خاطرات حسین فردوست @Barlabeietarikh
⚔️جنگ صلیبی سوم؛ آخرین پرده (بخش سوم و آخر) @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
⚔️جنگ صلیبی سوم؛ آخرین پرده (بخش سوم و آخر) با ورود صلیبیون به شهر عکا، میان فرماندهان آن‌ها درباره تقسیم نواحی مختلف شهر اختلافاتی پدید آمد. ریچارد، لئوپولد اتریشی را رنجاند و فیلیپ دوم فرانسه نیز که احساس می‌کرد دِین خود را در جنگ صلیبی ادا کرده و هم‌زمان بیمار شده بود، در اوت عازم فرانسه شد. هرچند نیروهای انگلیسی و فرانسوی از خروج فیلیپ ناخشنود بودند، اما این رخداد عملاً فرماندهی عملیات را به‌طور کامل در اختیار ریچارد قرار داد. نخستین و تنها نبرد بزرگ میان سپاه صلاح‌الدین و نیروهای جنگ صلیبی سوم در ۷ سپتامبر ۱۱۹۱، در آرصوف رخ داد. در این نبرد، نبوغ نظامی ریچارد باعث شد مسلمانان شکست سختی خورده و عقب‌نشینی کنند، در حالی که تلفات نیروهای او بسیار اندک بود. پس از آرصوف، صلاح‌الدین ترجیح داد دیگر وارد نبرد مستقیم با ریچارد نشود. ریچارد نیز به‌سرعت شهر یافا را بازپس گرفت و آن را پایگاه اصلی خود قرار داد. سپس کنترل صلیبیون بر سواحل شام را تثبیت کرد و عسقلان را دوباره ساخت و مستحکم نمود. ریچارد دو بار صلیبیون را تا نزدیکی اورشلیم (بیت‌المقدس) پیش برد، اما هر دو بار مجبور شد در آستانه شهر عقب‌نشینی کند. او به‌درستی می‌دانست بدون کنترل مناطق پشت‌جبهه، نگه‌داشتن شهر برای مدت طولانی ممکن نیست. این تصمیم هرچند از نظر نظامی منطقی بود، میان سربازان صلیبی محبوبیتی نداشت. پیشنهاد ریچارد که نیروها به‌جای اورشلیم، به مصر (مرکز قدرت صلاح‌الدین) حمله کنند نیز با مخالفت اکثریت روبه‌رو شد. پس از بازگشت فیلیپ به فرانسه، او با وجود نهی کلیسا، به سرزمین‌های ریچارد حمله کرد و غنائم زیادی کسب کرد. از سوی دیگر پیام‌های فوری از انگلستان به ریچارد می‌رسید و خواستار بازگشت او بود. ریچارد در این مدت در تماس مداوم با صلاح‌الدین و برادرش العادل بود و پیشنهادهای متعدد صلح – حتی با طرح ازدواج بین افراد خانواده‌ی دو پادشاه – میان دو طرف رد و بدل می‌شد. رابطه میان ریچارد و صلاح‌الدین بر پایه احترام متقابل شکل گرفته بود. سرانجام، در ۲ سپتامبر ۱۱۹۲، پیمان صلح سه‌ساله‌ای میان دو طرف امضا شد. طبق آن: ساحل از یافا تا شمال در اختیار مسیحیان باقی ماند؛ اما عسقلان باید پس از تخریب استحکاماتش به صلاح‌الدین بازگردانده می‌شد؛ زائران نیز حق داشتند آزادانه به اماکن مقدس رفت‌وآمد کنند. ریچارد در ۹ اکتبر سرزمین مقدس را ترک کرد، اما کشتی‌اش در راه آسیب دید و سرانجام به دست لئوپولد اتریشی، دشمن قدیمی‌اش، اسیر شد. جنگ صلیبی سوم در دستیابی به هدف نهایی خود، یعنی بازپس‌گیری اورشلیم، شکست خورد؛ اما در جنبه‌های دیگر موفقیت‌های مهمی به همراه داشت. بسیاری از فتوحات صلاح‌الدین پس از نبرد حِطّین از دست رفت. ریچارد، پیش از ترک شام، پذیرفت که «گی لوزینیان» (آخرین پادشاه مسیحی اورشلیم) – که تقریباً همه بارون‌ها حمایت‌شان را از او قطع کرده بودند – برکنار شود و کنراد پادشاه جدید اعلام گردد. با این حال، اندکی بعد کنراد به دست اعضای فرقه اسماعیلیه نزاری ترور شد. ایزابل، همسر او، به ازدواج «هنری شامپاین» درآمد و «گی» نیز حکومت قبرس را به عنوان جبران دریافت کرد؛ جایی که برخلاف کارنامه ضعیفش در اورشلیم، بسیار موفق‌تر عمل کرد. در نهایت، گرچه ریچارد نتوانست اورشلیم را بازپس بگیرد، اما توان و ثبات مسیحیان شرق را بازیابی کرد و آنان را از فروپاشی کامل پس از پیروزی‌های صلاح‌الدین نجات داد. @Barlabeietarikh