رژیم ما [پهلوی] اگر راستش را بخواهید یک رژیم شاهنشاهی سوسیالیستی انقلابی است و مسلّم طبق حسابهای مارکس چند هفته یا چند ماه دیگر بدل به یک رژیم شاهنشاهی کمونیستی خواهد شد.
از مقاله «نعل وارونه، انقلاب شاهانه»
#علی_شریعتی
#پهلوی
@Barlabeietarikh
شاه در هر حال کاپیتالیست نبود و بیشتر به نظر میرسید عقاید سوسیالیستی دارد. مثلاً درمورد مشارکت بخش خصوصی در سرمایهگذاریهای جدید قائل به این بود که گام اول را دولت بردارد و بعد بخش خصوصی وارد شود. مثلاً در مورد ذوبآهن معتقد بود بخش خصوصی در فاز اول نباید حضور داشته باشد و در مورد پتروشیمی هم چنین دیدگاهی داشت. مثلاً معتقد بود تولید مواد پایه پتروشیمی باید دست دولت باشد و بخش خصوصی اگر قرار است وارد شود از این مرحله به بعد باشد.
#علینقی_عالیخانی (وزیر اقتصاد دوره پهلوی)
#پهلوی
@Barlabeietarikh
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصاویری از اسرای شوروی که طی پیشروی برق آسای آلمان نازی در خاک شوروی به اسارت نازیها درآمدند. تعداد این اسرا به قدری زیاد بود که آلمانیها گاهی به آنها مانند حیوانات غذا میدادند.
طی ۵ سال جنگ جهانی دوم، مجموعا ۷ میلیون نفر از شوروی به اسارت نازیها درآمدند که ۳ میلیون نفر از آنها نظامی و ۴ میلیون نفر غیر نظامی بودند. همچنین ۲۷ میلیون نفر در شوروی، در طول جنگ با آلمان، کشته شدند.
#شوروی
#آلمان
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh
خیلی راه رفتم رسیدیم به یک مهمانخانه کثیفی که یک دکان عصافروشی و اشیائی که از چوب تراشیده ساختهاند، به شکل حیوانات و غیره، جعبه کوچک؛ خرازی چوب است. آنجا پیاده شده، یک عصای کثیف خریدم با یک آلبوم کوچک اشکال این شهر. اینجا معبد فرانشارد است که این مهمانخانه هم به این اسم موسوم است. قدری بالاتر رفتم به معبد رسیدیم حالا قراولخانه است. یک نفر سرباز زرنگی آمد لباس سبکی، یک پیراهن و غیره در تن داشت، یک تفنگ کوتاه دوشش بود، بلدی میکرد. یک نفر پیرزن هشتادساله هم که شغلش نشان دادن امکنه قدیمه این جنگل است و بسیار آرام و فصیح حرف میزد جلو افتاده، مکانها را نشان میداد. پیاده راه میرفتم - اسم این زن مَدَم بوو - تا رسیدیم به سنگهای عجیب که در راه بود. این زن پیر هر قدم که میرفت میایستاد با کمال آرامی میگفت: این سنگ به شکل کله استخوان آدم است، خلقت خداست نه مخلوق. بعد میرسیدیم به یک درخت بزرگ بلوط جنگلی، باز پیرزن آنجا میایستاد، بیان طولانی میکرد که این درخت را مادام منتنون که یکی از معشوقههای لوی پانزدهم بود، به دست خود کاشته است در اینجا. مغاری هم در اینجا بود، باز زن پیر در نزدیک مغار - یعنی شکاف سنگ - میایستاد، باز بیانی میکرد که مثلاً فلان پادشاه با زنش یا معشوقهاش نزدیک این مغاره نشسته، با هم عشقبازی کردهاند. باز میگذشتیم تا رسیدیم به جایی که قدری بلندی داشت و سنگهای تخته بزرگ در اینجاها خیلی بود، چشمانداز خوبی داشت یعنی به جنگل و قدری صحرا و غیره پیدا بود. پیرزن دیگر اینجا از تفصیل دادن و بیان حالات قدیم، داد مردی و مردانگی را داد، بهطوری که ما را ذله کرد. سرباز را فرستادم که بدو کالسکههای ما را بیاور این نزدیکیها، او رفت؛ پیرزن متصل از راههای دیگر جنگل میرود، از دور فریاد میزد که بیایید، اینجاها مغارهها و آثارهای قدیم است، مثلاً یک تختهسنگی بود، به تعجیل آمد گفت این تختهسنگ به قارچ میماند. هوا هم گرم بود، پشه زیادی هم توی جنگل بود؛ الحمدلله کالسکهها رسیدند، سوار شده از دست پیر عفریت خلاص شدیم.
جمادیالثانی ۱۲۹۵
سفر دوم فرنگ پاریس
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
فرض کنیم آن ۱۴۰۰۰ نفری که دوره قبل [مجلس ششم] به من رای داده بودند اینبار [مجلس هفتم] عقیدهشان نسبت به من عوض شده باشد؛ بر سر آن یک رأیی که خودم به نام خودم در صندوق انداختم چه آمد؟
سیدحسن مدرس خطاب به سرتیپ درگاهی؛ رئیس شهربانی
#سید_حسن_مدرس
#متفرقه
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
فرض کنیم آن ۱۴۰۰۰ نفری که دوره قبل [مجلس ششم] به من رای داده بودند اینبار [مجلس هفتم] عقیدهشان نسبت
پینوشت: سید حسن مدرس در دوره هفتم مجلس شورای ملی، در رقابت انتخاباتی شرکت کرد؛ اما پس از پایان رقابت انتخابات، حتی یک رأی هم به نفع او اعلام نشد که به دلیل مخالفتهای مکرر او با رضاشاه بود.
مجیدی [رئیس سازمان برنامه] درد دل عجیبی داشت که بودجههای عمرانی ارتش ۳۰۰٪ برای سال آینده اضافه شده و مخارج مستمر آنها ۲۰۰٪، و ۳۸ میلیارد ریال کسر بودجه سال آینده است. از من خواست که بعرض شاهنشاه برسانم. گفتم کار بودجه به وزیر دربار چه ربطی دارد؟ کار نخستوزیر است. گفت، جرأت نمیکند عرض کند.
۲۸ بهمن ۱۳۵۱
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
فرمودند پدر من هرگز سرما نمیخورد چون کمی تریاک میکشید.
۲۲ آذر ۱۳۴۹
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
سوار کالسکه شده راندیم رو به شهر. یک فرسنگ و نیم راه بود الی شهر، نیم فرسنگ هم الی حرم مبارک. دو فرسنگ راه میشد. راندیم به باغات رسیدیم. به کاروانسرای باباقدرت رسیدیم. جمعیت پیشوازی از هرجور خیلی بود. مردم مشهد هزار جور بودند، از هر طایفه. خلاصه نزدیک شهر سوار اسب شده، با سپهسالار صحبتکنان میراندیم. از دروازه پایین خیابان وارد شدیم. خیلی راه راست راندیم تا رسیدیم دم بست، آنجا پیاده شده، علمهای حضرت را آوردند بوسیدم. زیر نقارهخانه حضرت که بسیار مرتفع و بنای عالی است، جقّه[ی سلطنتی] را برداشته، کلاه متعارفی سر گذاشته داخل صحن شدیم؛ یعنی داخل بهشت شدیم. از آنجا اطاق به اطاق، صحن به صحن، تا وارد ضریح مبارکه شدیم. همه نوکرها بودند. حالتی دست داد که به وصف نمیآید.
سفرنامه خراسان-۱۲۸۴
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
ابوالفتحمیرزا سالارالدوله [پسر مظفرالدینشاه] همیشه با اروپاییان رفتاری دوستانه داشت و همواره میکوشید با فرهنگ و تمدن اروپایی بیشتر آشنا گردد. در اینجا (کرمانشاه) شخصیتهای زیادی که سالارالدوله را از نزدیک میشناختند اظهار میدارند که او یک تئوریسین ذهنگرا است و از قدرت سازماندهی برخودار نیست و نمیداند چگونه باید عملاً هدفش را دنبال کند. شاهزاده سالارالدوله به ناپلئون عشق میورزید و تمام آثارش را به زبان فرانسه، که آن را خوب میدانست خوانده بود. او همچنین به مطالعه کتب نظامی، بخصوص آنهایی که به کاربرد توپخانه مربوط میشد، علاقه وافری داشت.
از سفرنامه هوگو گروته، جغرافیدان و مردمشناس آلمانی
#هوگو_گروته
#قاجار
@Barlabeietarikh