7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚔️آخرین روز امپراتوری بیزانس در ۲۹ می ۱۴۵۳، به روایت هوش مصنوعی
تصور کنید روی دیوارهای قسطنطنیه ایستادهاید؛ دیوارهایی که هزار سال دوام آوردند… اما حالا شکافته شدهاند.
سربازان عثمانی از شکافی ۶۰ متری هجوم میآورند.
پرچمهای هلال سرخ جای عقاب بنفش را میگیرند.
امپراتوری روم، که ۲۲۰۶ سال پیش آغاز شد، اینجا به پایان میرسد.
#عثمانی
#روم
@Barlabeietarikh
فردا باز جریان [مذاکرات با نفتیها] را به عرض رساندم. میخواستم سر شام عرض کنم، ممکن نشد چون دکتر اقبال رئیس شرکت ملّی نفت ایران حضور داشت و نمیشد در حضور او صحبت کرد. واقعاً کارهای کشور ما نوع خاصی است و شاهنشاه در اداره کشور نوع مخصوص خودشان را دارند که ملائک آسمان هم نمیتوانند سر درآورند. مثلاً رئیس شرکت نفت چرا نباید در مذاکرات نفت وارد بشود؟ خدا میداند و شاه و بس!
۲۶ اردی ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
ساعت شش و نیم باید برویم به کریستالپاله مهمان ولیعهد (بریتانیا) هستم به شام و آتش بازی. وقتی به در عمارت رسیدیم دیدم مردم ده پشته بیست پشته ایستادهاند. قریب سه کرور نفر آدم بدون اغراق ایستاده بودند، دیگر سوراخی نمانده بود، جای خالی کسی نمیتوانست نشان بدهد، تمام این مردم با لباسهای تمیز قشنگ بودند، یک نفر که لباس کثیف در بر داشته باشد دیده نمیشد. چهارصد هزار از این مردم دختر بودند از سن 4 سالگی الی هفده سالگی، موهایشان افشان است، همه خوشگل.
ولیعهد، زنش، اعیان و اشراف همه حاضر بودند، وارد به چند دالان شدیم که اکسپوزیسیون گل سرخ بود، قریب به دو هزار گل به انواع مختلف ملاحظه کردیم، گل بود به اندازه یک دوری [بشقاب] درختهای مجلسی شلیل، آلبالو و گیلاس دیده شد.
یک حالت و عالم غریبی بود که نمیتوان گفت و نوشت، اگر انسان میخواست سیصد هزار دختر خوشگل منتخب میکرد، خیلی اوضاع غریبی بود، همان قسم تماشا میکردیم. مثل دریا آدم موج میزد، فوارههای بلند خوب دیده میشد. آن گلی که در سینه داشتم از بالکن در میان جمعیت انداختم که قریب ده هزار نفر هجوم آوردند و همدیگر را میزدند فریاد میکردند و از دست یکدیگر میربودند، حقیقتا یک نوع احترام بود نسبت به ما و خیلی خوب و به موقع انداخته بودم. خیلی خیلی تماشا کردم.
ذیالقعده سال 1306
سفر سوم فرنگ
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ | بخش سوم: ژولیوس سزار
(قسمت اول)
گایوس ژولیوس سزار در ۱۲ ژوئیه سال ۱۰۰ پیش از میلاد، در شهر روم متولد شد. او به خاندان «جولیا» (Julia) تعلق داشت؛ یکی از کهنترین خاندانهای اشرافی جمهوری روم که ادعا میکردند تبارشان به الههی ونوس میرسد. این پیوند اسطورهای، جایگاه نمادین و سیاسی ویژهای به خاندان جولیا میبخشید و از همان آغاز، نام سزار را با مفهوم قدرت گره میزد.
🔹پدرش، گایوس ژولیوس سزار سِنیور، بهعنوان فرماندار استان آسیا خدمت کرده بود و مادرش، آئورلیا کوتیا، زنی بانفوذ، سختگیر و خوشنام در جامعهی روم بود. سزار در خانوادهای اشرافی اما نه بسیار ثروتمند رشد کرد؛ محیطی که او را از نوجوانی با ساختار پیچیدهی سیاست، مذهب و سنتهای جمهوری روم آشنا ساخت.
🔺ورود به سیاست و ارتش
🔸در جوانی، سزار با کورنلیا، دختر لوسیوس کورنلیوس چینا ــ از رهبران جناح عوامگرا ــ ازدواج کرد. این تصمیم، او را در تقابل مستقیم با دیکتاتور وقت روم، لوسیوس کورنلیوس سولا، قرار داد. سولا از سزار خواست همسرش را طلاق دهد؛ اما سزار نپذیرفت. در نتیجه، حکم تبعید و حتی اعدام او صادر شد. با وساطت بستگان بانفوذ، این حکم لغو شد، اما سزار برای مدتی روم را ترک کرد و راهی شرق مدیترانه شد تا در ارتش خدمت کند.
(ادامه👇)
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ | بخش سوم: ژولیوس سزار (قسمت اول) گایوس ژولیوس سزار در ۱۲ ژوئیه سال ۱۰۰ پیش
🔹سزار در مأموریتهای نظامی در آسیای صغیر، شجاعت و توانایی خود را نشان داد و بهدلیل دلاوری در میدان نبرد، نشان افتخار نظامی دریافت کرد. پس از بازگشت به روم، مسیر رسمی سیاسی خود را آغاز نمود:
ابتدا کوئستور (مسئول امور مالی و قضایی استانها)، سپس اِدیل (ناظر جشنها و ساختمانهای عمومی)، و در نهایت پرایتور، یکی از بالاترین مقامات قضایی جمهوری.
🔸در این دوران، سزار با برگزاری جشنهای پرهزینه، نمایشهای گلادیاتوری و توزیع غلات، حمایت تودههای مردم را بهدست آورد. سخنرانیهای پرشور و حمایت از اصلاحات اجتماعی، او را به چهرهای محبوب در میان عوام تبدیل کرد؛ محبوبیتی که بعدها به یکی از مهمترین منابع قدرت او بدل شد.
🔺تشکیل اتحاد سهگانه (تریومویرات اول)
🔸در سال ۶۰ پیش از میلاد، سزار با دو چهرهی قدرتمند دیگر روم، پومپی کبیر (فرماندهی بزرگ نظامی) و مارکوس لیسینیوس کراسوس (ثروتمندترین مرد روم)، وارد یک اتحاد سیاسی غیررسمی شد؛ اتحادی که به «تریومویرات اول» یا «مثلث اول» شهرت یافت.
🔹پومپی نفوذ نظامی گسترده داشت و کراسوس قدرت مالی عظیمی در اختیار داشت. سزار، با محبوبیت مردمی و مهارت سیاسی، حلقهی اتصال این دو بود. اگرچه این اتحاد شکل قانونی نداشت، اما عملاً سیاست جمهوری روم را تحت کنترل خود گرفت و توازن قدرت سنتی را بر هم زد.
🔸نتیجهی مستقیم این اتحاد، انتخاب سزار به مقام کنسولی در سال ۵۹ پیش از میلاد بود؛ بالاترین مقام اجرایی جمهوری. او در این دوره، قوانینی برای توزیع زمین میان سربازان، اصلاحات مالی، و کاهش فشار بر طبقات پایین تصویب کرد. پس از پایان کنسولی، سزار بهعنوان فرماندار گالیا منصوب شد؛ جایی که فتوحات نظامی او، مسیر تاریخ روم را برای همیشه تغییر داد.
🔹تشکیل تریومویرات اول، نقطهی آغاز تمرکز واقعی قدرت در دستان ژولیوس سزار بود؛ تمرکزی که بهتدریج به رقابت با پومپی، فروپاشی جمهوری، و در نهایت جنگ داخلی انجامید.
منابع:
ژولیوس سزار، اثر دان ناردو به ترجمه شهربانو صارمی
تاریخ روم (مومسن)، نوشته تئودور مومسن
(ادامه دارد...)
#روم
#ژولیوس_سزار
@Barlabeietarikh
عریضهای دختری از ایطالیا نوشته بود با عکس خودش که خیلی خوشگل بود؛ حکیم خواند، بامزه بود. اسمش contece velleda بود.
ذیحجه ۱۲۸۹
#ناصرالدین_شاه
#قاجار
@Barlabeietarikh
به عرض رساندم باید از طرف دفتر مخصوص به دولت ابلاغ شود آن منافعی که کارخانه قند تربتجام عاید سازمان گسترش [و نوسازی صنایع] میکند، در بودجه بگنجانند که کارخانه را سازمان مذکور بتواند به آستان قدس بفروشد. فرمودند: «خیر! گفتم امسال بهرهبرداری کنند، پس از بهرهبرداری به شما بدهند.» عرض کردم: این کار را یکسال عقب میاندازد، برای اینکه ما باید زراعت امسال را تحت نظر بگیریم و اقدام کنیم و به این صورت نمیشود. فرمودند: «چرا نمیشود؟ شما زراعت چغندر را از امسال تحت نظر بگیرید.» عرض کردم: اداره کارخانه با دیگری و زراعت با دیگری نمیشود، به علاوه تا این کارخانه و کارخانه تربت حیدریه یکی نشود، اصولاً برای بلژیکیها صرفه ندارد آنجا را تحویل بگیرند. فرمودند: «خیر! البته که میشود، زیرا من امر میدهم.» عرض کردم: کار اقتصادی با امریه جور در نمیآید، این کار را برای صرف مالی میکنیم، نه به منظور دم و دستگاه راه انداختن. فرمودند: «من میگویم میشود.» دیگر من چیزی عرض نکردم.
۲۷ اردیبهشت ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
پریشب، جائی در پاریس در منزل یکی از ایرانیانِ خیلی معتبر، موعود بودم به شام.چ و اجزاء مجلس مرکب بودند از ۱۲ نفر. سه زن - یکی ایرانی و دوی دیگر غیرایرانی - و مرد، تمام ایرانی. تمام صحبت چهار ساعته آن شب از امور مادی یا معنوی (و بیشتر مادی) اروپایی گذشت و هیچ صحبت از چیزهای راجع به ایران اصلاً نبود. از جمله صحبت از کورها افتاد. هر کسی حکایتی از یک کوری از کورهای فرنگی نمود که چقدر هوش و حافظه و لامسه و غیره از قوای آنها شدید و قوی بوده است و چقدرها زیاد باسواد بودهاند. من به این مناسبت گفتم که ما هم در ایران یک شاعر بزرگ داشتهایم که چندین صدهزار شعر از درجه اول شعر گفته است و ساززن درجه اول نیز بوده است و اسمش رودکی است.
به سر مبارک سرکار قسم است و به قول نواب والله و بالله و تالله که صیغه قسم است و به مرگ دخترکم، از این دوازده نفر حضار هیچکس مطلقاً و اصلاً - از آن رئیس مجلس پنجاه و چند ساله گرفته تا آن سه زن که جای خود دارند - اسم رودکی در تمام عمرش به گوشش نرسیده بود!
از نامه محمد قزوینی (ادیب معروف) به سید حسنتقیزاده
#محمد_قزوینی
#متفرقه
@Barlabeietarikh
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ| بخش سوم: ژولیوس سزار
🗡️قسمت دوم: طلوع یک دیکتاتور
فتح گال (فرانسه امروزی)
🔸در سال ۵۸ ق.م. سزار بهعنوان پروکنسول گالیا منصوب شد؛ استانی وسیع که بخشهایی از فرانسه، بلژیک، سوئیس و آلمان کنونی را در بر میگرفت. گال مجموعهای از قبایل مستقل و پرتنش بود که گاه با هم درگیر و گاه در تقابل با روم قرار داشتند.
🔹طی هشت سال (۵۸–۵۰ ق.م.) سزار مجموعهای از لشکرکشیها را سامان داد که به «جنگهای گالی» شناخته میشوند. او قبایل مختلف را شکست داد، شورشها را سرکوب کرد و نفوذ روم را تا رود راین گسترش داد؛ فتوحاتِ او پایههای قدرت رومی را در اروپای غربی محکم کردند و نامش را بهعنوان قدرتی نظامی تثبیت نمود.
سبک فرماندهی
🔸سزار گزارشهای خود را در مجموعهای کوتاه و هدفدار بهنام «Commentarii de Bello Gallico» نوشته است؛ یادداشتهایی نظامی که به زبان ساده و در سوم شخص نگاشته شده تا هم به مردم و هم به نخبگان روم گزارش دهد. این متون امروز منبع دست اول و نمونهای از نثر کلاسیک لاتین بهشمار میآیند.
🔹رویکرد نظامی او مبتنی بر سرعت عمل، انعطافپذیری و بهرهگیری از مهندسی نظامی بود: ساخت پلها، سنگربندیها و محاصرههای هوشمندانه. در نبردهایی مانند آلسیا (۵۲ ق.م.)، سزار با نبوغ و سرعت عمل خارق العاده، توانست ارتش بسیار بزرگ ورسیگتریکس (فرمانده گالها) را محاصره و تسلیم کند. این پیروزی چنان شگفتانگیز بود که مردم در روم، روزها مشغول جشن و شکرگزاری بودند.
(ادامه👇)
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ| بخش سوم: ژولیوس سزار 🗡️قسمت دوم: طلوع یک دیکتاتور فتح گال (فرانسه امروزی)
محبوبیت میان سربازان و مردم
🔸سزار فرماندهی بود که در کنار سربازان میزیست: با آنها غذا میخورد، در سرما و سختی همراهشان بود و شخصاً در میدان حضور مییافت؛ همین رفتار، وفاداری عمیق لژیونها (سربازان نخبه ارتش روم) را برای او بههمراه آورد.
🔹در روم، پیروزیها، غنائم و جشنهای پیروزی تصویر یک قهرمان ملی را از سزار ساخت. توزیع غلات و نمایشهای عمومی محبوبیت او را میان مردم گسترش داد و این حمایت مردمی عاملی تعیینکننده در رقابتهای سیاسی او با پومپه و اشرافگرایان شد.
🔸جنگهای گالی علاوه بر گسترش سرزمین روم، سزار را به یک نیروی بیبدیل نظامی و سیاسی تبدیل کردند؛ زمینهای که نهایتاً او را به عبور از روبیکن و آغاز جنگ داخلی سوق داد.
🗡️بحران جمهوری و عبور از روبیکن
اختلاف با سناتورها و پومپی
🔸پس از بازگشت از گال در سالهای پایانی دوره فرمانداری، سزار بهعنوان یکی از قدرتمندترین مردان روم مطرح بود؛ اما قدرت نظامی و محبوبیت او برای سنای محافظهکار قابل پذیرش نبود. پومپه، که زمانی متحد سزار بود، بهتدریج به رقیب او تبدیل شد. در سال ۵۰ ق.م. سنای روم از سزار خواست که ارتش خود را منحل کند و بدون نیرو به روم بازگردد؛ درخواستی که عملاً به معنای خلع قدرت و احتمال محاکمه او بود.
🔹سزار حاضر به تسلیم کامل اختیارات نظامی نشد؛ ترس از حذف سیاسی و تهدیدات علیه جان و موقعیتش او را به تصمیمی خطیر رساند.
عبور از رود روبیکن
🔸در ژانویه ۴۹ ق.م.، سزار با لژیونهای وفادارش به رود روبیکن رسید؛ مرز قانونی میان استان تحت فرمان او و خاک روم. عبور از روبیکن بدون اجازه سناتورها بهمعنای اعلان جنگ علیه جمهوری بود. او پیش از عبور گفت: «Alea iacta est» (تاس ریخته شد!) این جمله نماد تصمیمنهایی و بیبازگشت او شد.
🔹پس از عبور، بسیاری از شهرها بیجنگ تسلیم شدند و پومپه و طرفدارانش به یونان گریختند تا ارتش تازهای سازمان دهند.
آغاز جنگ داخلی
🔸عبور سزار از روبیکن آغازگر جنگ داخلیای بود که تا ۴۵ ق.م. ادامه یافت و سرنوشت جمهوری روم را تغییر داد. با ترکیبِ وفاداری لشکرها، سرعت عمل نظامی و بهرهبرداری از حمایت مردمی، سزار توانست رقبایش را یکییکی شکست دهد و گامبهگام نحوۀ حکمرانی روم را دگرگون سازد.
🔹این درگیریها بیش از آنکه صرفاً رقابتی میان دو فرمانده باشند، بازتاب بحران ساختاری جمهوری و انتقال قدرت از نهادهای سنتی به فرد مقتدر بودند؛ فرایندی که در نهایت پایههای گذار جمهوری روم به امپراتوری روم را بنیان نهاد.
(ادامه دارد)
منابع:
ژولیوس سزار، اثر دان ناردو به ترجمه شهربانو صارمی
تاریخ روم (مومسن)، نوشته تئودور مومسن
#روم
#ژولیوس_سزار
@Barlabeietarikh
خطآهن ۸۶۵ مایلی که قرار است ۱۶۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد، تقریباً سه برابر درآمد سالانه ایران، یعنی گرانتر از تمام مستحدثات مدرن دیگر هزینه در بر خواهد داشت. هیچ کشور خارجی حق مالکیت بر هیچکدام از بخشهای این خط را ندارد، هیچ وامی از خارج پذیرفته نمیشود. این خطآهن که به عنوان یک خطآهن راهبردی طراحی شده تا ایرانیان بتوانند از تهاجم احتمالی بریتانیا از خلیجفارس و تهاجم روسیه از ناحیه جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان جلوگیری کنند، به شکل دقیقی از تمام شهرهای بزرگ ایران به جز تهران عبور نمیکند! مناطق حاصلخیزتر کشور را دور میزند، از رودخانههای عریض میگذرد، از گذرگاههای کوهستانی به ارتفاع ۷۲۰۰ فوت عبور میکند، وارد تونلهای متعدد شده و به هیچ خط خارجی متصل نمیشود. مهندسان خارجی که به این استراتژی علاقهای نداشتند، با پوزخند گفتند که این راهآهن «از هیچجا به هیچجا» میرود. در این بهار، مهندسان اسکاندیناوی برای اتمام شکاف ۲۰۰ مایلی تا پیش از پاییز، شیفتهای کاری خود را دو برابر کردند تا اعلیحضرت بتواند بهزودی با قطار از املاک خود در دریای کاسپین به زمینهایش در خلیج فارس سفر کند. چند صد مایل ابتدایی اسباببازی گرانقیمت ریلی شاه با مالیات سنگین بر چای، نوشیدنی محبوب ایرانیان، تأمین اعتبار شد. وقتی که این مالیات نتوانست پولی کافی برای این کار فراهم کند، حجم زیادی از ذخایر نقره ایران فروخته شد. ریال ایران بیش از نیمی از ارزش خود را از دست داد (امروز در حدود ۶ و نیم سنت ارزش دارد)، که منجر به ایجاد انحصارات دولتی در واردات و صادرات، ممنوعیت ورود یا خروج پول کاغذی یا نقره ایران شد. قیمت مواد غذایی دو برابر و مالیات سه برابر شد. برای تحقق تعهدات تسویه حساب، مقادیر زیادی غلات، برنج، میوههای خشک، که برخی از آنها برای مصرف داخلی مورد نیاز بودند، صادر شد. در یک منطقه، اعلیحضرت امر کرد که به جای گندم، پنبه کشت شود! در پی خشکسالی محصول پنبه از بین رفت و در اتفاقی ناگوارتر، بازار جهانی پنبه در آن زمان سقوط کرد. برای توده مردم ایران این به معنای محرومیت شدید، و برای بازدیدکنندگان خارجی صحنههایی که در روستاهای ایران میدیدند تکاندهنده بود؛ مردان فراموششده. مسئولان شرکت نفت آنگلو-ایرانی گزارش دادند که قادر به خرید سبزیجات برای کارکنان خود نیستند. قیمت مرغ به سطحی رسیده بود که یادآور روزهای اولیه جنگ نفت بود، گوشتهای دیگر نیز در دسترس نبودند. تخممرغها به سرعت کمیاب و غیرقابل تهیه شدند. هیچکدام از کارمندان شرکت نفت آنگلو-ایرانی از این کمبود مواد غذایی رنج شدیدی متحمل نمیشدند، زیرا این شرکت ثروتمند که سه سال پیش از فروش نقدی نفت به ایتالیای درگیر جنگ سود برده بود، میتوانست مقادیر انبوهی از مواد غذایی کنسروشده را وارد کند. اما در سرتاسر جنوب غربی ایران، آنچه که سالها قحطی مزمن بوده، حال تبدیل به قحطی شدید و کشنده شده است. شهروندان ایرانی لاغر و ضعیف را میتوان دید که در خیابان و جلوی در خانهها نشستهاند، پوستشان تقریباً به استخوانهایشان چسبیده است، چشمانشان از حدقه بیرون زده است، و حتی توان کافی برای دور کردن مگسهایی که بدنشان را پوشاندهاند، ندارند. تعداد زیادی گدا به مسافرانی که وارد میشوند خوشآمد میگویند. گیاه خشخاش همچنان رشد شدیدی دارد، گیاهی که در برابر خشکسالی مقاوم و از حملات ملخها در امان است. علیرغم رونق و شکوفایی ظاهری تهران، در هفتۀ گذشته همهچیز در ایران وضعیت خوبی نداشت. اینکه فرصت اندکی برای بروز آشفتگیهای آشکار وجود داشت، ناشی از این واقعیت بدیهی بود که شاه کنترل کامل و سفت و سختی بر ارتش دارد و نیرویی متشکل از ۲۰۰۰۰ نفر با بهترین لباسها، بهترین تغذیه و پردرآمدترین سربازان خود را در تهران نگه میدارد. این هفته، مردان دیکتاتور سختگیر در حال گشتزنی در منازل واقع در مسیر سفر احتمالی او بودند و به شهروندان گوشزد میکردند که پرچمها را به نمایش بگذارند و بنرهایی را آویزان کنند.
از گزارش مجله TIME در سال ۱۹۳۸ در باب پروژه گران و عجیب راهآهن سراسری
#تایم
#رضاشاه
#پهلوی
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ| بخش سوم: ژولیوس سزار 🗡️قسمت دوم: طلوع یک دیکتاتور فتح گال (فرانسه امروزی)
ادمین: داستان نبرد آلسیا و رویارویی ژولیوس سزار با وِرسینگِتُریکس، فرمانده گالها، برای من شخصاً بسیار جذاب بود؛ اما بازخورد مخاطبان نشان میدهد که علاقهشان، بیشتر به خاطرات رجال سیاسی ایران و مباحث مرتبط با جنگ جهانی دوم است.
به همین دلیل، در قسمت بعدی به ادامهی جزئیات این نبرد نخواهم پرداخت و مجموعه را با قسمت پایانی و روایت سقوط ناگهانی ژولیوس سزار، به پایان میبرم. (اگر وقت کنم، یکشنبه یا دوشنبه)
@Barlabeietarikh