eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
808 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
خط‌آهن ۸۶۵ مایلی که قرار است ۱۶۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد، تقریباً سه برابر درآمد سالانه ایران، یعنی گران‌تر از تمام مستحدثات مدرن دیگر هزینه در بر خواهد داشت. هیچ کشور خارجی حق مالکیت بر هیچ‌کدام از بخش‌های این خط را ندارد، هیچ وامی از خارج پذیرفته نمی‌شود. این خط‌آهن که به عنوان یک خط‌آهن راهبردی طراحی شده تا ایرانیان بتوانند از تهاجم احتمالی بریتانیا از خلیج‌فارس و تهاجم روسیه از ناحیه جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان جلوگیری کنند، به شکل دقیقی از تمام شهرهای بزرگ ایران به جز تهران عبور نمی‌کند! مناطق حاصل‌خیزتر کشور را دور می‌زند، از رودخانه‌های عریض می‌گذرد، از گذرگاه‌های کوهستانی به ارتفاع ۷۲۰۰ فوت عبور می‌کند، وارد تونل‌های متعدد شده و به هیچ خط خارجی متصل نمی‌شود. مهندسان خارجی که به این استراتژی علاقه‌ای نداشتند، با پوزخند گفتند که این راه‌آهن «از هیچ‌جا به هیچ‌جا» می‌رود. در این بهار، مهندسان اسکاندیناوی برای اتمام شکاف ۲۰۰ مایلی تا پیش از پاییز، شیفت‌های کاری خود را دو برابر کردند تا اعلی‌حضرت بتواند به‌زودی با قطار از املاک خود در دریای کاسپین به زمین‌هایش در خلیج فارس سفر کند. چند صد مایل ابتدایی اسباب‌بازی گران‌قیمت ریلی شاه با مالیات سنگین بر چای، نوشیدنی محبوب ایرانیان، تأمین اعتبار شد. وقتی که این مالیات نتوانست پولی کافی برای این کار فراهم کند، حجم زیادی از ذخایر نقره ایران فروخته شد. ریال ایران بیش از نیمی از ارزش خود را از دست داد (امروز در حدود ۶ و نیم سنت ارزش دارد)، که منجر به ایجاد انحصارات دولتی در واردات و صادرات، ممنوعیت ورود یا خروج پول کاغذی یا نقره ایران شد. قیمت مواد غذایی دو برابر و مالیات سه برابر شد. برای تحقق تعهدات تسویه حساب، مقادیر زیادی غلات، برنج، میوه‌های خشک، که برخی از آن‌ها برای مصرف داخلی مورد نیاز بودند، صادر شد. در یک منطقه، اعلی‌حضرت امر کرد که به جای گندم، پنبه کشت شود! در پی خشکسالی محصول پنبه از بین رفت و در اتفاقی ناگوارتر، بازار جهانی پنبه در آن زمان سقوط کرد. برای توده مردم ایران این به معنای محرومیت شدید، و برای بازدیدکنندگان خارجی صحنه‌هایی که در روستاهای ایران می‌دیدند تکان‌دهنده بود؛ مردان فراموش‌شده. مسئولان شرکت نفت آنگلو-ایرانی گزارش دادند که قادر به خرید سبزیجات برای کارکنان خود نیستند. قیمت مرغ به سطحی رسیده بود که یادآور روزهای اولیه جنگ نفت بود، گوشت‌های دیگر نیز در دسترس نبودند. تخم‌مرغ‌ها به سرعت کمیاب و غیرقابل تهیه شدند. هیچ‌کدام از کارمندان شرکت نفت آنگلو-ایرانی از این کمبود مواد غذایی رنج شدیدی متحمل نمی‌شدند، زیرا این شرکت ثروتمند که سه سال پیش از فروش نقدی نفت به ایتالیای درگیر جنگ سود برده بود، می‌توانست مقادیر انبوهی از مواد غذایی کنسروشده را وارد کند.  اما در سرتاسر جنوب غربی ایران، آنچه که سال‌ها قحطی مزمن بوده، حال تبدیل به قحطی شدید و کشنده شده است. شهروندان ایرانی لاغر و ضعیف را می‌توان دید که در خیابان و جلوی در خانه‌ها نشسته‌اند، پوستشان تقریباً به استخوان‌هایشان چسبیده است، چشمانشان از حدقه بیرون زده است، و حتی توان کافی برای دور کردن مگس‌هایی که بدنشان را پوشانده‌اند، ندارند. تعداد زیادی گدا به مسافرانی که وارد می‌شوند خوش‌آمد می‌گویند. گیاه خشخاش همچنان رشد شدیدی دارد، گیاهی که در برابر خشکسالی مقاوم و از حملات ملخ‌ها در امان است. علی‌رغم رونق و شکوفایی ظاهری تهران، در هفتۀ گذشته همه‌‌چیز در ایران وضعیت خوبی نداشت. اینکه فرصت اندکی برای بروز آشفتگی‌های آشکار وجود داشت، ناشی از این واقعیت بدیهی بود که شاه کنترل کامل و سفت و سختی بر ارتش دارد و نیرویی متشکل از ۲۰۰۰۰ نفر با بهترین لباس‌ها، بهترین تغذیه و پردرآمدترین سربازان خود را در تهران نگه می‌دارد. این هفته، مردان دیکتاتور سخت‌گیر در حال گشت‌زنی در منازل واقع در مسیر سفر احتمالی او بودند و به شهروندان گوشزد می‌کردند که پرچم‌ها را به نمایش بگذارند و بنرهایی را آویزان کنند. از گزارش مجله TIME در سال ۱۹۳۸ در باب پروژه گران و عجیب راه‌آهن سراسری @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
⚔️فرماندهان نظامی بزرگ| بخش سوم: ژولیوس سزار 🗡️قسمت دوم: طلوع یک دیکتاتور فتح گال (فرانسه امروزی)
ادمین: داستان نبرد آلسیا و رویارویی ژولیوس سزار با وِرسینگِتُریکس، فرمانده گال‌ها، برای من شخصاً بسیار جذاب بود؛ اما بازخورد مخاطبان نشان می‌دهد که علاقه‌شان، بیشتر به خاطرات رجال سیاسی ایران و مباحث مرتبط با جنگ جهانی دوم است. به همین دلیل، در قسمت بعدی به ادامه‌ی جزئیات این نبرد نخواهم پرداخت و مجموعه را با قسمت پایانی و روایت سقوط ناگهانی ژولیوس سزار، به پایان می‌برم. (اگر وقت کنم، یکشنبه یا دوشنبه) @Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
ادمین: داستان نبرد آلسیا و رویارویی ژولیوس سزار با وِرسینگِتُریکس، فرمانده گال‌ها، برای من شخصاً بسی
انیمیشن معروف اَستِریکس، در مورد داستان نبرد گال‌ها (قبایل فرانسوی) بر علیه رومیان است. @Barlabeietarikh
عرض کردم دکتر علی امینی پیش من به خداحافظی آمده بود که به اروپا برود. می‌گفت در سلام عید نوروز، شاهنشاه به من که از طرف رجال تبریک عرض کردم، فرمودند: «حالا دنیا روی ما حساب می‌کند.» خوب اگر اینطور است چرا شاهنشاه در مساله اعراب و اسرائیل فشاری به شوروی و آمریکا وارد نمی‌آورند که این کار به جایی برسد؟ بعد هم واقعاً آمریکایی‌ها که اینقدر به ما احتیاج دارند چرا چنین باجی به اعلیحضرت همایونی نمی‌‌دهند؟ شاهنشاه خندیدند. فرمودند: پس معلوم می‌شود باور امینی شده که دنیا روی ما حساب می‌کند. ۲۸ اردی ۱۳۵۲ @Barlabeietarikh
ملکه فوزیه (همسر اول محمدرضاشاه) خوشگل بود، خیلی خوشگل بود. اما کمرو بود، خیلی کمرو بود. خیلی خجالتی بود. خیلی هم همه اذیتش می‌کردند. کسی را هم نداشت می‌دانی، یک عیب بزرگی این بود که مادرش، چیزی از خودشان برایش نگذاشته بود. این یک دختر تک‌تنها را فرستاده بود به ایران، مملکت غریب، شوهر تازه، قوم‌وخویش شوهر، بساط و این‌ها، آدم شوهر، به قول اصفهانی‌ها. خلاصه، خیلی وضعیتش ناراحت بود. دفعه اول که موقع جنگ ۱۹۴۶ بود، این‌طورها، جنگ تمام شد، رفت به مصر. دیگر برنگشت. هرچه کردند برنگشت و تقاضای طلاق کرد و طلاق دادند. خاطرات شفاهی صفیه فیروز، از فعالان جنبش زنان ایران @Barlabeietarikh
معمولاً اوایل تابستان‌ها روزی از حاج آقا محمّد آقازاده مقداری طالبی برای آقا (آیت الله بروجردی) هدیه آورده بودند. یک صیفی‌کاری هم همه‌ساله از صیفی‌کاریِ خودش یک کیسه خیار نذر داشت که می‌آورد. از مِلک شخصی آقا هم مقداری انگور یاقوتی آورده بودند که موقع ناهار از یک‌یک آن‌ها مقداری سر سفره حاضر شده بود. موقع ناهار، آقا قدری ناراحت بود، ولی کلمه‌ای نفرمود. خانم سؤال کرد: گویا آقا قدری ناراحت است، دلیل آن چیست؟ آقا می‌فرماید: نصرت‌خانوم، کی دیدید در سفره‌ی من سه نوع میوه باشد؟! مردم قم بیچاره هستند، طلبه‌های قم یک نوع میوه نمی‌توانند تهیّه کنند. خانم عرض کرد: آقا، من آن‌ها را نخریدم، یکی مال ملک خودتان است، طالبی را حاج آقا محمّد آقازاده فرستاده، خیار را هم یک صیفی‌کار همه سال نذر دارد. آقا می‌فرمایند: هر چه هست و از هر کجا آمده فرقی ندارد؛ شما می‌توانید سر سفره‌ی غذای من فقط یک نوع میوه بگذاری؛ هر نوع که خود دوست داری من هم همان را دوست دارم و می‌خورم، نه بیش‌تر؛ بقیّه را بفرست برای افرادی که میوه نمی‌توانند تهیّه کنند. خاطرات محمدرضا زعفرانی، کارگزار بیت آیت‌الله بروجردی @Barlabeietarikh
اگر فتواهای علمای نجف نبود، کمتر کسی به یاری مشروطه می‌شتافت. همان ستارخان بارها این را به زبان می‌آورد که من حکم علمای نجف را اجرا می‌کنم. @Barlabeietarikh
شاهنشاه دستوراتی فرمودند که به وزارت خارجه بگویم. فرمودند: به وزارت خارجه گفته‌ام که هیچ مقامی غیر از خود من حق ندارد در کارهای وزارت خارجه مداخله کند. حتی گفته‌ام برادر هویدا که نماینده ما در سازمان ملل است حق ندارد به نخست‌وزیر گزارش دهد. حتی تلفنی کند. او را توبیخ کردم که چرا به برادرت گزارش‌های وزارت خارجه را می‌دهی؟ ۱۵ اسفند ۱۳۵۲ @Barlabeietarikh
تصاویری از انیس‌الدوله، همسر بسیار محبوب ناصرالدین‌ شاه که در خاطرات شاه بسیار یاد شده است. البته محبوب‌ترین همسر ناصرالدین شاه، جیران (خدیجه خانم تجریشی) بود اما بعد از مرگ زودهنگام وی، انیس‌الدوله جای او را تا حدودی در دل شاه گرفت. @Barlabeietarikh
🇷🇺 کاریکاتور شوروی با انتقاد از تسلیح مجدد آلمان غربی 🔻این کاریکاتور که توسط یولی گانف در سال ۱۹۵۳ طراحی شد، کُنراد آدناور (صدراعظم آلمان غربی) را در حال لباس پوشاندن به مردی خشن‌ با یونیفرم نازی نشان می‌دهد. 🔻در پایین تصویر سمت راست، کتاب «نبرد من» دیده می‌شود و خنجری در چکمه سرباز که واژه «انتقام» بر روی آن حک شده است. کاغذ لای کتاب نیز عبارت «پیمان عمومی» را نشان می‌دهد که احتمالاً به پیمان امضا شده در سال ۱۹۵۲ اشاره دارد که به اشغال آلمان غربی پایان داد. 🔻آدناور یکی از مدافعان سرسخت ادغام آلمان غربی در بلوک غرب بود و تحت نظارت او، کشورش در سال ۱۹۵۵ مجدداً تسلیح شد و به ناتو پیوست. او اغلب در تبلیغات آن زمان شوروی و بلوک شرق، به عنوان یک نازی شرور به تصویر کشیده می‌شد. @Barlabeietarikh