انسان اگر دهات ایران را گردش کند میفهمد که ظلم یعنی چه؟ بیچارگان سوخته و برشته در یک خانه تمام لباسشان به قیمت جُل یک اسب آقایان نیست. یک ظرف مس برای طبخ ندارند. ظرف ها از گِل ساخته، خودشان با این که شب و روز در گرما و سرما در زحمت و عذاب کارند، نان جو به قدر سیر خوردن ندارند. سال به سال، شش ماه به شش ماه گوشت به دهنشان نمیرسد.
خاطرات حاجسیاح، ص۱۳۷
#حاج_سیاح
#قاجار
@Barlabeietarikh
✍️ پارادایم جدید قدرت
یک اصل پذیرفتهشده در مطالعات استراتژیک وجود دارد: نیروهای نظامی، پیشران و مالکانِ لبهی تکنولوژی هستند. تاریخ تحولات تکنولوژیک نشان میدهد که ابزارهای بنیادین عصر مدرن، پیش از ورود به بازارهای تجاری، در آزمایشگاههای دفاعی صیقل یافتهاند.
امروز اگرچه توجه افکار عمومی و تحلیلهای رسانهای همچنان بر قدرت سخت یعنی موشکهای بالستیک، ناوهای هواپیمابر و جنگندههای نسل پنجم متمرکز است، اما واقعیتِ میدان نبرد در حال جابهجایی به لایههای عمیقتری است. در دکترینهای نوین، مخربترین سلاح دیگر یک پرتابه نیست، بلکه الگوریتمهای پردازش و استنتاج است.
توانایی استدلال منطقی و تحلیل داده در نسخههای عمومی و تجاری هوش مصنوعی (مانند Gemini یا ChatGPT) به سطحی رسیده است که طبق آمارهای عملکردی، از ۹۰ درصد تواناییهای تحلیل انسانی پیشی گرفته است. اما نکتهی کلیدی اینجاست:
وقتی ابزارهای در دسترس عموم با محدودیتهای اخلاقی و پردازشی، چنین خروجی دقیقی ارائه میدهند، سیستمهای اختصاصی و طبقهبندیشده در مراکز فرماندهی قدرتهایی نظیر ایالات متحده (پنتاگون) یا چین، در چه سطحی از پیشبینی و مدیریت بحران عمل میکنند؟
در معماری نبردهای مدرن، تجهیزات نظامی پیشرفته دیگر ابزارهای مستقلی نیستند؛ آنها صرفاً چرخدندهها در یک شبکه وسیع محسوب میشوند. هوش مصنوعی در اینجا نقش محور مرکزی را ایفا میکند که تمامی اجزا (چرخدندهها) را هماهنگ میسازد:
تجمیع دادههای ناهمگن: ترکیب همزمان تصاویر ماهوارهای، سیگنالهای راداری و اطلاعات جاسوسی میدانی.
کاهش نرخ خطا در استنتاج: تبدیل اقیانوسی از دادههای خام به نقشه راه عملیاتی در کسری از ثانیه.
بهینهسازی پدافند و آفند: هدایت خودکار لایههای دفاعی و تهاجمی بر اساس اولویتبندی تهدیدات لحظهای.
اگرچه هوش مصنوعی هنوز در انعطافپذیری و خلاقیتِ شهودی با ذهن انسانهای نابغه، فاصله دارد، اما در میدان نبرد، فاکتور تعیینکننده، مقیاس و سرعت است. در جایی که مغز بیولوژیک انسان تحت فشار عصبی و محدودیت زمان دچار خطای شناختی میشود، ماشین با تکیه بر کمیتی عظیم، سناریوهای بهینه را با دقتی ریاضیاتی استخراج میکند.
در عصر حاضر، پیروزی در منازعات لزوماً نصیب طرفی نمیشود که تعداد شلیک بیشتری دارد، بلکه متعلق به طرفی است که چرخه تصمیمگیری کوتاهتر و محور پردازش قدرتمندتری در اختیار دارد. ما وارد عصری شدهایم که در آن، قدرتِ محاسباتی، مستقیماً به قدرتِ سیاسی و نظامی ترجمه میشود.
#تحلیل
#متفرقه
@Barlabeietarikh
عرض کردم: کاخ علیاحضرت ملکه پهلوی در چالوس آماده شده و خیلی قشنگ است، به خصوص که منظره بسیار عالی دارد. فرمودند: راستی زمین آن مال کیست؟ عرض کردم: زمین مال غلام است. فرمودند: نه، این نمیشود. عرض کردم: غلام هر چه دارم متعلق به اعلیحضرت همایونی است، به علاوه این زمینی است که خودتان مرحمت فرموده بودید. فرمودند، کی دادم؟ عرض کردم: خیلی قبل. فرمودند: لابد از ما خریدی. عرض کردم، به قیمت بسیار بسیار ناقابل که اصولا قابل بحث نیست. به علاوه غلام معتقدم که العبد بما فی یده کان لمولاه. عرض کردم، باغات اطراف را تا مساحت ۱۵۰ هزار متر به نام شاهنشاه خریدم. فرمودند: پولش را از کجا آوردی؟ عرض کردم، از بانک عمران گرفتم. فرمودند: مخارج ساختن کاخ مادرم را که می دهد؟ عرض کردم: تا حالا که خود غلام دادهام. خندیدند. عرض کردم: اگر نظر مبارک باشد، سه چهار تا اتاق بیخ گوش نوشهر برای گردش رفتن شاهنشاه درست می کنم. بعد که علیا حضرت ملکه پهلوی اظهار علاقه فرمودند که میخواهم نزدیک شاهنشاه در تابستان محلی داشته باشم و اصرار می فرمودند و شاهنشاه هم تایید فرمودند. عرض کردم همین را بزرگتر و مجللتر برای علیا حضرت درست میکنم. تمام تصمیم همین بود، حالا هم خیلی بزرگ و پر خرج نشده، اما بسیار زیباست. عمارتهای اطراف را هم که با پول شاهنشاه میسازم. خیلی اظهار مرحمت فرمودند. عرض کردم: اما کاخ شاهنشاه در نوشهر، فکر نمی کنم سه سال دیگر هم آماده بشود، به علاوه نسبت به عظمت این کاخ، زمین و باغ ندارد. والاحضرت اشرف در تمیشان [در ۵ کیلومتری شهر نور مازندران در کنار دریای خزر] باغ یک میلیون متری گرفته اند، همچو باغی برای کاخ لازم بود. فرمودند: میخواهم زمین چه کنم؟ یک طرف دریا و یک طرف کوه را که میبینم. ماشاء الله به این عظمت و بی اعتنایی به مال!
۲۲ آذر ۱۳۵۵
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
صبح شرفیاب شدم. باز هم شاهنشاه را کسل دیدم. علت را جویا شدم، فرمودند: این افراد خانواده ما همگی خُل هستند! به خاطرم این شعر حافظ رسید ولی جرئت نکردم عرض کنم! راست، چون سوسن و گل، از اثر صحبت پاک/ بر زبان بود مرا، آن چه تو را در دل بود!
۱۳ مرداد ۱۳۴۸
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
سرکار فریده خانم (مادر فرح پهلوی) هدیهای برای ندیمه خودشان، خانم سپهبد هاشمی نژاد خریده و پول آن را که مبلغ قابل توجهی بود، به دربار حواله دادهاند. [شاهنشاه] فرمودند: خوب، ناچاریم بدهیم. زندگی درویشی لازمهاش این است (با لبخند)، چه باید کرد؟
۱۵ فروردین ۱۳۵۵
✍️پینوشت: درویش خانوم، لقب مادر فرح پهلوی بود اما اینکه چرا چنین لقبی داشت، ظاهراً مربوط میشود به پیشینهی خاندان وی و البته از ظاهر خاطرات اسدالله علم برمیآید که خود درویش خانوم هم روی این لقب اصرار داشته است.
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
سرکار فریده خانم (مادر فرح پهلوی) هدیهای برای ندیمه خودشان، خانم سپهبد هاشمی نژاد خریده و پول آن را
صورت حساب پنج روزه سفر رومانی سرکار فریده خانم را تقدیم کردم که در یک کشور کمونیستی ۲۰۰ هزار تومان [۳۰ هزار دلار] شده است. شاهنشاه خندیدند. فرمودند: خوب لازمهی درویشی است. اگر این ادعاها را نکنند، انسان حرفی ندارد، ولی با این ادعاهای درویشی کشنده میشود.
۶ آبان ۱۳۵۵
✍️پینوشت: علت تاکید علم بر «یک کشور کمونیستی» این است که در کشورهای کمونیستی، رستوران و امکانات تفریحی و مراکز خرید خاصی وجود نداشت اما با این حال، چنین هزینهای به وجود آمده است.
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
سطح اطلاعات :) #متفرقه @Barlabeietarikh
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منبع مطالعاتی: اکسپلور اینستاگرام :))
#متفرقه
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
منبع مطالعاتی: اکسپلور اینستاگرام :)) #متفرقه @Barlabeietarikh
✍️البته میتوان تمام وقت و انرژی را صرف تمسخر «نسل زد» کرد؛ کاری که اخیراً بین قشر انقلابی، به یک رویهی رایج و حتی سرگرمکننده تبدیل شده است. اما این خندهها، صدای واقعی بحران را خفه میکند.
به جای این فرافکنی، وقت آن نرسیده که از خودمان بپرسیم: چه «نااولویتهایی» را به جای «اولویت» قرار دادیم که کار به اینجا رسید؟
وقتی جای فرع و اصل عوض شود، خروجیاش نسلی میشود که به دلیل فقدان مطالعه و مبانی، به سیاهیلشگر هر جریانِ بیریشه و هر لیدرِ کور و کچلی تبدیل میشود. مشکل از آنها نیست؛ مشکل از نقشه راهی است که ما ترسیم کردیم.
#متفرقه
@Barlabeietarikh
برای موفقیت در امر نفت جشن و چراغانی شروع شده و پشتیبانیهای لوس و خنک شبیه کارهای مصدق. امروز در مجلس آنقدر تملّق گفتند که من به حال تهوع افتادم. واقعاً شاه ادعای خدایی نمیکند، مرد بسیار بزرگی است و یک انسان واقعی...
ما ایرانیها اسکندر را با تملّق به روزی انداختیم که تمام سران لشکرش را کشت که تملّق او را نمیگفتند.
۳ مرداد ۱۳۵۲
#اسدالله_علم
#پهلوی
@Barlabeietarikh
من خیلیها را دیدم که کار سخت زیادی انجام میدادند، اما کار سخت به موفقیت منجر نمیشد. موفقیت نه به دانش تو بستگی داشت و نه به میزان سختکوشیات. در واقع، همان کارگران ساختوساز خیابان تلگراف در آن زمان را نگاه کن؛ از ساعت هفت صبح میآمدند و ۱۲ ساعت کار میکردند، اما نه شاد به نظر میرسیدند و نه موفق. از کارم در مدرسه دالتون خیلی چیزها یادگرفتم و یکی از مهمترین درسها این بود که در نهایت، نه اینکه تو کی هستی، بلکه اینکه با چه کسانی ارتباط برقرار میکنی تعیینکننده است.
جفری اپیستین در مصاحبهای با دیوید بنک در سال ۲۰۰۳
پینوشت: اپیستین در ابتدای کارش، یک معلم ساده در دبیرستان بود که بعدها به خاطر عملکرد ضعیف، از آن اخراج شد. (وی حتی مدرک دانشگاهی هم نداشت) اما با همین ارتباطاتی که میگوید، به جایی رسید که برای خود جزیرهی اختصاصی خرید!
#جفری_اپیستین
#متفرقه
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
@Barlabeietarikh
✍️نبرد با نمادها و گریز از واقعیتها!
اخیراً در جشنهای پیروزی ۲۲ بهمن، ویدیوهایی از آتش زدن مجسمهای بدترکیب، منسوب به «بعل» منتشر شد؛ اقدامی که موجی از تحسینها و البته برخی ملامتها را در پی داشت. اما ورای این هیاهو، از نظر من، یک پرسش بنیادین وجود دارد: فایدهی واقعی این عمل چیست و ما دقیقاً در حال مبارزه با کدام دشمن هستیم؟
از اواخر دهه هشتاد، جریانی در فضای فکری و سیاسی ایران جان گرفت که گویی رسالتش پیدا کردن زیر بغل مار در هر واقعهای بود. این جریان با نگاهی شبهعلمی و خرافی، همواره به دنبال یافتن نخی میان اتفاقات است تا از آن طنابی قطور ببافد و به خورد افکار عمومی بدهد.
این گرایش، (که امروز با رواج راستگرایی افراطی در آمریکا و جهان به یک اپیدمی جهانی هم تبدیل شده) ناخودآگاه، جوانان متعهد و انقلابی را به سوی نگاههای نماد زده و در نهایت خرافی سوق میداد.
البته نمادگرایی، خود به خود بد نیست - و دین هم در مواردی از آن بهره میبرد (مثلاً رمی جمره) - اما وقتی نماد و نمایش، جای تحلیلِ عقلانی را میگیرد، خطرناک میشود.
«بعل» واقعی، آن مجسمهی بزشکلِ دوشاخ نیست که با جرقهای خاکستر شود. اگر به دنبال بتهایی هستیم که باید در هم شکسته شوند، باید به واقعیتهای سخت زندگی امروز نگاه کنیم.
«بعل» واقعی، اینستاگرام و تلگرامی هستند که در سایهی غفلت و بیبرنامگی نهادهای حکمرانی ما در دههی نود، بدون رقیب رشد کردند. آنها امروز به تودههای سرطانی در اقتصاد و فرهنگ ما تبدیل شدهاند که چنان در تار و پود جامعه نفوذ کردهاند که مدیریتشان ناممکن شده است. در حالی که کشوری مانند چین، با پاسخگویی به موقع و صحیح به نیاز مردم و جایگزینی هوشمندانه، از رشد این تومورهای بدخیم جلوگیری کرد.
«بعل» مدیریت ناکارآمد صداوسیما و نهادهای فرهنگی است که با دهها شبکه و بودجهای کلان، در انحصاری ۱۰۰ درصدی به سر میبرد، اما خروجی فرهنگیاش حتی به اندازه یک صدم بودجهاش بر باورهای مردم اثرگذار نیست.
«بعل» واقعی، همین پارادوکسِ حکمرانی ماست؛ مدلی که در کلام، پنجه در پنجهی ابرقدرتها میاندازد، اما در مقام عمل، با کرختی و بیخیالیِ یک دولتِ بیمسئله اداره میشود. ما همواره فرزندِ زمانهی خود نیستیم؛ در حوزهی تکنولوژی و زیرساخت، استراتژی ما همیشه واکنشِ پسینی است. یعنی صبر میکنیم تا قافیه را کاملاً ببازیم و زمین بازی واگذار شود، آنوقت تازه به فکرِ چاره میافتیم.
(مقایسهی وضعیت ایران با کشوری مانند تایوان تاملبرانگیز است. تایوان زیر سایهی تهدید دائمی جنگ زندگی میکند و تقریباً هیچ کشوری آن را به رسمیت نمیشناسد، اما این کشور اهمیت راهبردی خود را از طریق تکنولوژی به آمریکا و اروپا تحمیل کرده است.)
باید بپذیریم که موتور محرکِ جریانات جهانی، بیش از آنکه نقشههای پنهانِ یک گروه خاص و طلسمهای پنهان باشد، پول است. نفوذ عمیق لابیهای خاص در سیاست خاورمیانهایِ آمریکا نیز از مسیر همین قدرت مالی میگذرد.
اینکه در جریانات جهانی، مسائل واضح و ساختارهای قدرت را رها کنیم و به دنبال نخهای ریز و نمادهای شیطانی بگردیم، راحتترین و در عین حال ابلهانهترین کار ممکن است. دشمن را نه با آتش زدن مجسمهی یک بُز بدترکیب و نه حتی با صِرف سوزاندن پرچم، که با حکمرانی هوشمند میتوان عقب راند.
#تحلیل
#متفرقه
@Barlabeietarikh