هدایت شده از بر لبهی تاریخ
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنرانی چرچیل در پارلمان بریتانیا، وقتی فرانسه سقوط کرده بود و بریتانیا تنها مانده بود!
ژوئن ۱۹۴۰؛ ارتشهای فرانسه و بریتانیا در نبرد فرانسه شکست سختی از آلمان خورده بودند. حالا بریتانیا با تنها ۳۰۰هزار سرباز در خاک خودش، باید در برابر ۳میلیون سرباز ورزیده آلمانی میایستاد.
در آن زمان، آمریکا رسماً بیطرف بود و شوروی نیز با آلمان پیمان صلح بسته بود. بریتانیا عملاً تنها بود.
با نگاه منطقی، امیدی نبود. اما چرچیل تسلیم را پایان کار ندانست. او میتوانست همانند آمریکا با آلمان نازی مدارا کند، اما راه جنگیدن را برگزید.
«موفقیت پایان نیست؛ شکست نیز پایان زندگی نیست؛ این شهامتِ ادامه دادن است که اهمیت دارد.»
— وینستون چرچیل
#چرچیل
#انگلیس
#جنگ_جهانی_دوم
@Barlabeietarikh
هدایت شده از بر لبهی تاریخ
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استالین در آستانهی سقوط مسکو
سال ۱۹۴۱، در حالیکه نیروهای آلمان نازی تنها چند کیلومتر با مسکو فاصله داشتند و تخلیهی شهر آغاز شده بود، استالین تصمیمی غیرمنتظره گرفت:
بهجای خروج از پایتخت، در روز سالگرد تأسیس اتحاد جماهیر شوروی و در میانهی رژهی سالانه ارتش، سخنرانی مشهوری انجام داد که بعدها به یکی از نمادهای مقاومت در برابر هیتلر بدل شد.
در آن مقطع، اگر آلمان به جای تمرکز بر جبههی اوکراین، بهسرعت تمام قوا را روی مسکو متمرکز میکرد، شاید امروز زبان دوم ما آلمانی بود، نه انگلیسی.
سال قبل از آن، شوروی در تلاشی استراتژیک، شرق لهستان و کشورهای حوزهی بالتیک را اشغال کرد تا میان خود و آلمان منطقهای حائل ایجاد کند.
اما پیروزی خیرهکنندهی ورماخت در فرانسه و تسخیر پاریس، شوک و ترس شدیدی در رهبری شوروی ایجاد کرد. منقول است که استالین در آن روزها گفته بود:
«آلمانیها حالا رو به ما خواهند کرد. آنها ما را زندهزنده خواهند خورد.»
در این شرایط، شوروی دست به هیچ اقدام تحریکآمیزی نزد.
حتی ویاچسلاو مولوتف، وزیر خارجهی وقت، در اقدامی مستأصل برای به تأخیر انداختن رویآورد آلمان به شرق، پیروزی ورماخت را رسماً به *گراف فن شولنبرگ*، سفیر آلمان در مسکو تبریک گفت؛ درحالیکه عملاً برای مقابله با آن هیچ آمادگی نداشتند.
شوروی میدانست که حملهی نازیها دیر یا زود اتفاق خواهد افتاد، اما امید داشت همانند جنگ جهانی اول، آلمان در جبههی غربی گیر کند و مجال حمله به شرق را پیدا نکند.
اما اینبار، تاریخ جور دیگری رقم خورد و استالین، تصمیم گرفت بماند و سخن بگوید.
#شوروی
@Barlabeietarikh
✍️ نگاهی به سریال «شوالیه هفت پادشاهی»؛ قهرمان شدن دشوار است اما پیچیده نیست!👇
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
✍️ نگاهی به سریال «شوالیه هفت پادشاهی»؛ قهرمان شدن دشوار است اما پیچیده نیست!👇 https://eitaa.com/Ba
✍️ نگاهی به سریال «شوالیه هفت پادشاهی»؛ قهرمان شدن دشوار است اما پیچیده نیست!
🔻یکی از کلیشههای ریشهدار در ذهن مردم، این باور است که قهرمانان همواره باید بیعیب، فرابشری و کامل باشند؛ گویی از آسمان فرو افتادهاند و نشانی از ضعف در آنها نیست. در آثار نمایشی کشور ما، بهویژه در سریالهای صدا و سیما، این الگو همچنان تکرار میشود.
اما روایت «سِر دانکن بلندقامت» با شکستن این کلیشه، قهرمانی را به تصویر میکشد که نه از نژاد اسطورهها، بلکه از میان انسانهای معمولی برخاسته است. او شاگرد و ملازم شوالیهای ولگرد و بیاعتنا به دنیا بود؛ پس از مرگ اربابش، شمشیر او را برمیدارد و با جسارتی کودکانه، خود را وارث شایستهی او میپندارد تا به راهی پرخطر قدم بگذارد.
🔻قهرمان این داستان، شخصیتی بینقص و آرمانی نیست؛ انسانی است با تمام ضعفها، تردیدها و انگیزههای مادی. هدف ابتداییاش ساده و زمینی است: پول درآوردن از طریق شرکت در جشنوارهی نبرد شوالیهها. اما در میانهی این مسیر، آنچه او را از دیگران متمایز میسازد، نه کمال اخلاقی مطلق، بلکه پایبندیاش به یک اصل بنیادین است: دفاع از بیدفاع در برابر ظلم. اصلی که هر شوالیهای برای شوالیه شدن، بر آن قسم یاد میکند.
این اصل ساده اما اصیل، یادگار تنها درسی است که از ارباب سابقش آموخته؛ مردی ولگرد و خسته که با وجود بیهدفی و سستی در زندگی، هرگز پیمان خود برای حمایت از مظلومان را زیر پا نگذاشت. همین وفاداری به سوگند بود که سرنوشت دانکن جوان را به او پیوند زد و مسیر قهرمانی تازهای را رقم زد.
🔻داستان، با نگاهی واقعگرایانه، قهرمان خویش را گاه در وضعیتهایی حقیر، رقتانگیز و حتی خندهدار نشان میدهد، اما در پس این رقت و سادگی، مفهومی عمیق نهفته است:
قهرمان بودن در جهان امروز، نه به معنای کمالگراییِ اخلاقی، بلکه به معنای وفاداری به اصولی ساده، در همهی زمانهاست. بسیاری از ما اصول اخلاقی ساده را میدانیم، اما در بزنگاهها، بهسادگی از آنها میگذریم؛ دانکن اما در سختترین شرایط، همان اصل ساده (دفاع از مظلوم) را نگه میدارد و همین وفاداری، او را از انسان معمولی به قهرمانی واقعی بدل میکند.
🔸در نهایت، پیام اثر، به شکل دلنشینی از ابتدا تا انتها به تدریج پرورش مییابد:
📍قهرمان شدن در دنیای پر از شرارت، گرچه دشوار است، اما پیچیده نیست. کافی است انسان، حتی در میانهی بحران، بر پای اصول ساده، بایستد همانگونه که «سِر دانکن بلندقامت» ایستاد.
#تحلیل
#سینما
#شوالیه_هفت_پادشاهی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
⚠️اینکه در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است، جای صحبت بسیاری وجود دارد (و به جایش، در این کانال هم صحبتهای فراوانی شده است) اما در زمان فعلی که اصل وطن در خطر است و هزاران جان در معرض از دست رفتن است، هیچ مدارایی با کسانی که با دشمن همکاری میکنند، جایز نیست.
⚔️سعی کنید بیشتر با ماشین در میادین حضور پیدا و پرچم حمل کنید. در صورتی که هرگونه اجتماع آشوبطلب و سربازان دشمن را دیدید که میخواهند کاری کنند (که بعید میدانم فعلا چنین جرئتی داشته باشند)، با همان ماشین به سمتشان برانید و همهشان را زیر بگیرید که خون این خائنان، هدر است. در این وضعیت، این خائنان، با مسعود رجوی هیچ فرقی ندارند.
📍خسته نشوید. امروز آفت ما، خستگی و روزمرگی است.
⚠️فردا، هیمهی چهارشنبهسوری، مزدورانی خواهند بود که بخواهند با استعمار کهن، برای تصرف وطنشان و کشتار هموطنانشان همدست شوند.
⚔️فردا و پسفردا خیابانها را بیشتر از روزهای قبل پر میکنیم.
سعی کنید بین تجمع زمینی و تجمع ماشینی جمع کنید...
⚠️یادتان باشد؛ امروز بین دوراهی جنگ داخلی و ثبات هستیم نه دوراهی تغییر نظام یا ثبات نظام...
پس اهمیت امشب و فردا شب را خوب برای دیگران هم تبیین کنید...
⚠️قبل از جنگ، تمامی سطوح مدیریت هم در حوزهی اجرایی و هم در حوزهی نظامی، غیر متمرکز شده است. (کما اینکه بارها توسط مسئولین، هم قبل از جنگ و هم بعد از جنگ، اعلام شد). این ترورها، ضربهای اساسی نخواهد بود.
تنها هنگامی ضربهی اساسی را میخوریم که مردم، میدان را رها کنند.
چه اینکه حتی اگر کسی هم ترور نمیشد و باز هم مردم میدان را ترک میکردند، باز ضربهی اساسی را میخوردیم...
📍میدان را ترک نکنید. فرماندهان این جنگ، شما و فرزندان شما هستید. برخی در خیابان، برخی پای موشک، برخی در استانداری و...
✍️ آیندهی ایران و توهم بازگشت پهلوی
📍بارها اشاره کردهام که با هیچ منطقی و در هیچ سناریویی، امکان بازگشت پهلوی به حکومت، وجود ندارد.
❌اما دلیل آن چیست؟
🔻جمهوری اسلامی و ولایت فقیه، میلیونها طرفدار جان بر کف دارد که صدها هزار نفر از آنها، (یعنی اعضای سپاه پاسداران) جوان، مسلح و آموزش دیده از نظر نظامی و عقیدتی هستند. (فارغ از جمعیت شبهنظامی بسیج و جمعیت غیر نظامی وفادار که حتی در بدترین دیدگاهِ واقعبینانه، میلیونها نفر میشوند) این سرمایه، یک شبه برای نظام به دست نیامده است بلکه حاصل بیش از ۴۰ سال کار فرهنگی از سطح دبستان و دبیرستان است؛ نظام فعلی شاید از نظر کمیّت طرفداران، دچار کاهش شده باشد اما از نظر کیفیت، ارتقاء بسیار قابل توجهی یافته است.
تفاوت اساسی جمهوری اسلامی، با ونزوئلا، عراق بعثی، لیبی و... در این است؛ در نتیجه، برگشت بیدردسر پهلوی، به هیچ وجه قابل تصویر نیست.
🔻حتی سناریوی جنگ داخلی، با این لحاظ که پهلوی، رهبری یکی از طرفین را بر عهده داشته باشد هم غیر قابل تصور است؛ زیرا هیچ گروه بزرگی در برخی مکانهایی که پتانسیل این اتفاق را دارند (در کردستان یا کرمانشاه یا سیستان و بلوچستان) حاضر نخواهد بود که اسلحه به دست بگیرد و زیر دست پهلوی، با حکومتی با این ابعاد، وارد جنگ خطرناک شود تا منافع آن در آخر، نصیب پهلوی شود.
اکثریت قاطع طرفداران پهلوی در کلانشهرهایی مانند تهران نیز (فارغ از کل تعداد آن)، طرفداران روزهای آسانی هستند. آنها منتظر هستند که آمریکا برایشان حکومت را ساقط کند، کشور را امن کند و سپس حکومت را بیدردسر به آنها تحویل دهد؛ چیزی که با حملهی هوایی، به هیچوجه قابل تحقق نیست.
🔻حتی با فرض محال، اگر پهلوی بتواند برگردد، تسلط آن بر حکومت با اینهمه اختلاف در میان قشر مخالف نظام، به هیچ وجه کار آسانی نخواهد بود. چه اینکه حتی در انقلاب سال ۵۷ که در ابتدا، همه گروههای مخالف شاه (حتی مجاهدین خلق و ملیمذهبیها) امام خمینی را رهبر بلافصل خود میدانستند و ایشان، تعداد بسیار زیادی فداییانِ جان بر کف داشت، حدود ۴ سال طول کشید تا اوضاع داخل، نسبتاً سامان یابد.
🔻طبیعتا با هر دیدگاهی، بازگشت پهلوی و تسلط آن بر حکومت در کوتاهمدت و حتی میانمدت، یک توهم است.
و دقیقا به همین دلیل است که دولت فعلی آمریکا با اینهمه طرحهای ابلهانه، حاضر نیست حتی نام پهلوی را به زبان بیاورد... زیرا در هر سناریویی، پهلوی یک عنصر بیمصرف است؛ علی الخصوص که دولت ترامپ به دنبال یک تغییر زودبازده است.
🔸(بایسته به ذکر است که پنجرهی توهمِ بازگشت پهلوی نیز برای همیشه، در حال بسته شدن است. خود پهلوی در حال پیر شدن است و فرزندان وی، به سختی میتوانند فارسی سخن بگویند. گرچه خود وی هم که توانایی صحبت دارد، مانند پدر و پدربزرگش، به بیگانگان دخیل بسته تا او را به قدرت برسانند و خودش کاریزمای لازم برای ایجاد یک حرکت بزرگ در کشور را ندارد.)
#تحلیل
#پهلوی
https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
✍️ از اُحد تا جنگ ۱۲ روزه ⚖️ در سنت دینی و تاریخی، همواره یک اصل بنیادین وجود دارد: قوانین هستی و س
این تحلیل برای ۱۰ روز قبل از جنگ بود که بازخوانی آن برای بعد از جنگ، خالی از لطف نیست👇
هدایت شده از بر لبهی تاریخ
✍️ از اُحد تا جنگ ۱۲ روزه
⚖️ در سنت دینی و تاریخی، همواره یک اصل بنیادین وجود دارد: قوانین هستی و سنتهای الهی، اهل تبعیض نیستند. تاریخ در عصر حضور معصومین و پس از آن، به وضوح نشان داده است که خداوند با هیچ جبههای، حتی جبههای که پیامبرش را در میان دارد، عقد اخوت نبسته است. پیروزی، نه پاداشِ صِرفِ بر حق بودن، بلکه ثمرهی رعایت اسباب و علل است.
🛡️ جنگ اُحد ماندگارترین درسنامه برای اثبات این مدعاست. مسلمانان، در حالی که از موهبت حضور مستقیم پیامبر (ص) بهرهمند بودند، تنها به دلیل رها کردن یک نقطهی استراتژیک و غفلت از انضباط نظامی، پیروزیِ قطعی را با شکستی تلخ عوض کردند. اساساً فلسفهی این دنیا بر آزمون استوار است؛ آزمونی که در آن نتیجهی اعمال، چه خوب و چه بد، به شکلی عریان خود را نشان میدهد. قرآن کریم وعده داده است که حتی شقیترین انسانها نیز پاداشِ نظم و تدبیر خود را در این دنیا خواهند دید و برعکس، جبههی حق در صورت کجروی، طعم تلخ ناکامی را خواهد چشید.
🔍 اگر بخواهیم این کبرای کلی را بر وقایع معاصر تطبیق دهیم، با تضادی تکاندهنده مواجه میشویم. دشمن صهیونیستی، به این قانونِ دنیوی (علت و معلول) آگاه است.
📑 در جریان جنگ ۳۳ روزه، وقتی یکی از مدرنترین ارتشهای جهان در برابر نیروهای چریکیِ فاقد هر نوع سلاح سنگین، زمینگیر شد، اسرائیل به جای پناه گرفتن در پشت توجیهات، یک کمیسیون فرا دولتی به نام «وینوگراد» را تشکیل داد. گزارش علنی این کمیسیون که در ۲ می ۲۰۰۷ منتشر شد، بیپرده، نخستوزیر وقت (ایهود اولمرت) و ژنرالهای ارتش را مقصر ناکامی در فرماندهی معرفی کرد. پیامد این شفافیت، استعفای وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک و چندین ژنرال ارشد بود. آنها متوجه شدند که برای بقا، باید جراحی انجام داده و استراتژی خود را به کلی تغییر دهند.
🚨 اما در سوی دیگر میدان، در دههی گذشتهی ایران، زنجیرهای از حوادث رخ داد که هر کدام به تنهایی برای یک شوک عظیم مدیریتی کافی بود:
۱. سرقت حجم بزرگی از اسناد هستهای از قلب پایتخت.
۲. خرابکاریهای پیاپی در تأسیسات حیاتی نطنز.
۳. ترور سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی.
۴. ترور دانشمند برجسته، شهید فخریزاده در منطقه آبسرد تهران (در حالی که حتی خودروی وی هم ضد گلوله نبود).
۵. عملیات پیچیده و وسیع پیجرهای آلوده.
۶. ترور شهید اسماعیل هنیه در قلب تهران و در یک مکان تحت حفاظت.
۷. از دست رفتن ۳۸ فرمانده رده اول (از جمله ۴ نفر با درجه سرلشکری) و ۱۱ دانشمند تراز اول تنها در چند روز.
📍پرسش اساسی اینجاست: آیا این حجم از فجایع امنیتی، مقتضی تشکیل یک کمیسیون عالی و مستقل برای شناسایی ریشههای نفوذ و قصور نبود؟ آیا مبارزه با دشمنی مانند آمریکا که فقط بودجهی نظامی آن، بیش از ۳ برابر کل حجم دلاری کل اقتصاد ماست، مقتضی هوشمندی امنیتی و احتیاط بیشتر برای پیشگیری از فجایع امنیتی نبود؟ بسیاری از این ضربات، نه حاصلِ قدرتِ لایتناهی دشمن، بلکه نتیجهی رخنه در ساختار و اطمینانِ کاذب بود. وقتی از قصور عوامل داخلی چشمپوشی میشود و به جای بازنگری در ساختارها، به تسلیت و لفظ بسنده میکنیم، در واقع در حال نقضِ همان سنت الهی هستیم که در اُحد جاری شد.
🚩 چشمپوشی از ضعفهای ساختاری به بهانهی حفظ روحیه یا مصلحت، بزرگترین بیمصلحتی است. همین رویکرد موجب شده تا ضربات، لایه به لایه عمیقتر شوند، تا جایی که امروز کشور با یک تهدید وجودی جدی مواجه شده است. دشمنی که میبیند برای اشتباهاتِ بزرگ، توبیخ و تغییرِ بزرگی در کار نیست، برای ضربهی بعدی جریتر میشود.
💡 باید بپذیریم که جبههی حق بودن، به معنای مصونیت از خطا نیست. خداوند به تلاش، انضباط، شفافیت و برخورد با قاصران پاداش میدهد، نه به صرف انتساب به حق.
#تحلیل
#متفرقه
@Barlabeietarikh