eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
817 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️ آینده‌ی ایران و توهم بازگشت پهلوی 📍بارها اشاره کرده‌ام که با هیچ منطقی و در هیچ سناریویی، امکان بازگشت پهلوی به حکومت، وجود ندارد. ❌اما دلیل آن چیست؟ 🔻جمهوری اسلامی و ولایت فقیه، میلیون‌ها طرفدار جان بر کف دارد که صدها هزار نفر از آن‌ها، (یعنی اعضای سپاه پاسداران) جوان، مسلح و آموزش دیده از نظر نظامی و عقیدتی هستند. (فارغ از جمعیت شبه‌نظامی بسیج و جمعیت غیر نظامی وفادار که حتی در بدترین دیدگاهِ واقع‌بینانه، میلیون‌ها نفر می‌شوند) این سرمایه، یک شبه برای نظام به دست نیامده است بلکه حاصل بیش از ۴۰ سال کار فرهنگی از سطح دبستان و دبیرستان است؛ نظام فعلی شاید از نظر کمیّت طرفداران، دچار کاهش شده باشد اما از نظر کیفیت، ارتقاء بسیار قابل توجهی یافته است. تفاوت اساسی جمهوری اسلامی، با ونزوئلا، عراق بعثی، لیبی و... در این است؛ در نتیجه، برگشت بی‌دردسر پهلوی، به هیچ وجه قابل تصویر نیست. 🔻حتی سناریوی جنگ داخلی، با این لحاظ که پهلوی، رهبری یکی از طرفین را بر عهده داشته باشد هم غیر قابل تصور است؛ زیرا هیچ گروه بزرگی در برخی مکان‌هایی که پتانسیل این اتفاق را دارند (در کردستان یا کرمانشاه یا سیستان و بلوچستان) حاضر نخواهد بود که اسلحه به دست بگیرد و زیر دست پهلوی، با حکومتی با این ابعاد، وارد جنگ خطرناک شود تا منافع آن در آخر، نصیب پهلوی شود. اکثریت قاطع طرفداران پهلوی در کلان‌شهرهایی مانند تهران نیز (فارغ از کل تعداد آن)، طرفداران روزهای آسانی هستند. آن‌ها منتظر هستند که آمریکا برایشان حکومت را ساقط کند، کشور را امن کند و سپس حکومت را بی‌دردسر به آن‌ها تحویل دهد؛ چیزی که با حمله‌ی هوایی، به هیچ‌وجه قابل تحقق نیست. 🔻حتی با فرض محال، اگر پهلوی بتواند برگردد، تسلط آن بر حکومت با اینهمه اختلاف در میان قشر مخالف نظام، به هیچ وجه کار آسانی نخواهد بود. چه اینکه حتی در انقلاب سال ۵۷ که در ابتدا، همه گروه‌های مخالف شاه (حتی مجاهدین خلق و ملی‌مذهبی‌ها) امام خمینی را رهبر بلافصل خود می‌دانستند و ایشان، تعداد بسیار زیادی فداییانِ جان بر کف داشت، حدود ۴ سال طول کشید تا اوضاع داخل، نسبتاً سامان یابد. 🔻طبیعتا با هر دیدگاهی، بازگشت پهلوی و تسلط آن بر حکومت در کوتاه‌مدت و حتی میان‌مدت، یک توهم است. و دقیقا به همین دلیل است که دولت فعلی آمریکا با اینهمه طرح‌های ابلهانه، حاضر نیست حتی نام پهلوی را به زبان بیاورد... زیرا در هر سناریویی، پهلوی یک عنصر بی‌مصرف است؛ علی الخصوص که دولت ترامپ به دنبال یک تغییر زودبازده است. 🔸(بایسته به ذکر است که پنجره‌ی توهمِ بازگشت پهلوی نیز برای همیشه، در حال بسته شدن است. خود پهلوی در حال پیر شدن است و فرزندان وی، به سختی می‌توانند فارسی سخن بگویند. گرچه خود وی هم که توانایی صحبت دارد، مانند پدر و پدربزرگش، به بیگانگان دخیل بسته تا او را به قدرت برسانند و خودش کاریزمای لازم برای ایجاد یک حرکت بزرگ در کشور را ندارد.) https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
✍️ از اُحد تا جنگ ۱۲ روزه ⚖️ در سنت دینی و تاریخی، همواره یک اصل بنیادین وجود دارد: قوانین هستی و س
این تحلیل برای ۱۰ روز قبل از جنگ بود که بازخوانی آن برای بعد از جنگ، خالی از لطف نیست👇
هدایت شده از بر لبه‌ی تاریخ
✍️ از اُحد تا جنگ ۱۲ روزه ⚖️ در سنت دینی و تاریخی، همواره یک اصل بنیادین وجود دارد: قوانین هستی و سنت‌های الهی، اهل تبعیض نیستند. تاریخ در عصر حضور معصومین و پس از آن، به وضوح نشان داده است که خداوند با هیچ جبهه‌ای، حتی جبهه‌ای که پیامبرش را در میان دارد، عقد اخوت نبسته است. پیروزی، نه پاداشِ صِرفِ بر حق بودن، بلکه ثمره‌ی رعایت اسباب و علل است. 🛡️ جنگ اُحد ماندگارترین درس‌نامه برای اثبات این مدعاست. مسلمانان، در حالی که از موهبت حضور مستقیم پیامبر (ص) بهره‌مند بودند، تنها به دلیل رها کردن یک نقطه‌ی استراتژیک و غفلت از انضباط نظامی، پیروزیِ قطعی را با شکستی تلخ عوض کردند. اساساً فلسفه‌ی این دنیا بر آزمون استوار است؛ آزمونی که در آن نتیجه‌ی اعمال، چه خوب و چه بد، به شکلی عریان خود را نشان می‌دهد. قرآن کریم وعده داده است که حتی شقی‌ترین انسان‌ها نیز پاداشِ نظم و تدبیر خود را در این دنیا خواهند دید و برعکس، جبهه‌ی حق در صورت کج‌روی، طعم تلخ ناکامی را خواهد چشید. 🔍 اگر بخواهیم این کبرای کلی را بر وقایع معاصر تطبیق دهیم، با تضادی تکان‌دهنده مواجه می‌شویم. دشمن صهیونیستی، به این قانونِ دنیوی (علت و معلول) آگاه است. 📑 در جریان جنگ ۳۳ روزه، وقتی یکی از مدرن‌ترین ارتش‌های جهان در برابر نیروهای چریکیِ فاقد هر نوع سلاح سنگین، زمین‌گیر شد، اسرائیل به جای پناه گرفتن در پشت توجیهات، یک کمیسیون فرا دولتی به نام «وینوگراد» را تشکیل داد. گزارش علنی این کمیسیون که در ۲ می ۲۰۰۷ منتشر شد، بی‌پرده، نخست‌وزیر وقت (ایهود اولمرت) و ژنرال‌های ارتش را مقصر ناکامی در فرماندهی معرفی کرد. پیامد این شفافیت، استعفای وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک و چندین ژنرال ارشد بود. آن‌ها متوجه شدند که برای بقا، باید جراحی انجام داده و استراتژی خود را به کلی تغییر دهند. 🚨 اما در سوی دیگر میدان، در دهه‌ی گذشته‌ی ایران، زنجیره‌ای از حوادث رخ داد که هر کدام به تنهایی برای یک شوک عظیم مدیریتی کافی بود: ۱. سرقت حجم بزرگی از اسناد هسته‌ای از قلب پایتخت. ۲. خرابکاری‌های پیاپی در تأسیسات حیاتی نطنز. ۳. ترور سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی. ۴. ترور دانشمند برجسته، شهید فخری‌زاده در منطقه آبسرد تهران (در حالی که حتی خودروی وی هم ضد گلوله نبود). ۵. عملیات پیچیده و وسیع پیجرهای آلوده. ۶. ترور شهید اسماعیل هنیه در قلب تهران و در یک مکان تحت حفاظت. ۷. از دست رفتن ۳۸ فرمانده رده اول (از جمله ۴ نفر با درجه سرلشکری) و ۱۱ دانشمند تراز اول تنها در چند روز. 📍پرسش اساسی اینجاست: آیا این حجم از فجایع امنیتی، مقتضی تشکیل یک کمیسیون عالی و مستقل برای شناسایی ریشه‌های نفوذ و قصور نبود؟ آیا مبارزه با دشمنی مانند آمریکا که فقط بودجه‌ی نظامی آن، بیش از ۳ برابر کل حجم دلاری کل اقتصاد ماست، مقتضی هوشمندی امنیتی و احتیاط بیشتر برای پیشگیری از فجایع امنیتی نبود؟ بسیاری از این ضربات، نه حاصلِ قدرتِ لایتناهی دشمن، بلکه نتیجه‌ی رخنه در ساختار و اطمینانِ کاذب بود. وقتی از قصور عوامل داخلی چشم‌پوشی می‌شود و به جای بازنگری در ساختارها، به تسلیت‌ و لفظ بسنده می‌کنیم، در واقع در حال نقضِ همان سنت الهی هستیم که در اُحد جاری شد. 🚩 چشم‌پوشی از ضعف‌های ساختاری به بهانه‌ی حفظ روحیه یا مصلحت، بزرگترین بی‌مصلحتی است. همین رویکرد موجب شده تا ضربات، لایه به لایه عمیق‌تر شوند، تا جایی که امروز کشور با یک تهدید وجودی جدی مواجه شده است. دشمنی که می‌بیند برای اشتباهاتِ بزرگ، توبیخ و تغییرِ بزرگی در کار نیست، برای ضربه‌ی بعدی جری‌تر می‌شود. 💡 باید بپذیریم که جبهه‌ی حق بودن، به معنای مصونیت از خطا نیست. خداوند به تلاش، انضباط، شفافیت و برخورد با قاصران پاداش می‌دهد، نه به صرف انتساب به حق. @Barlabeietarikh
سلسله پهلوی را می‌توان نادرترین سلسله سلطنتی در تاریخ ایران دانست؛ چرا که نه بر پایه فتوحات و گسترش قلمرو و نه با هوش سیاسی و مدیریتی به قدرت رسید، بلکه کاملاً با دخالت خارجی بر تخت پادشاهی نشست. محمدرضا پهلوی نیز که می‌توانست صرفاً بر اساس وراثت و بدون دخالت انگلیس به سلطنت برسد، با حمله متفقین مجبور شد با دادن تعهدات سنگین به انگلیس، جایگاه ولی‌عهدی را حفظ کند. همچنین پس از روی کار آمدن مصدق و ملی شدن صنعت نفت، باز هم با دخالت آمریکا و انگلیس به سلطنت بازگشت. حال پسر او (رضا پهلوی) نیز برای بازگرداندن سلطنت، دست به شلوار ترامپ برده است. شایان تأمل آنکه ترامپ حاضر به نام بردن او در جمع و حتی صرف چند دقیقه برای دیدار با او نیست؛ چرا که می‌داند حتی اگر ایران به کلی از هم بپاشد، باز هم وی شانس بازگشت به سلطنت را ندارد. با این حال، وی همچون پدرانش ناامید نشده و با حالتی عاجزانه به دنبال پایی است که ببوسد، در آرزوی روزی که شاید روزی دوباره قدرتی به دست آورد. ای کاش سلسله پهلوی آن‌قدر برای من اهمیت داشت که بتوانم تاریخ دقیق روی کار آمدن آن‌ها را به تفصیل شرح دهم. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
سلسله پهلوی را می‌توان نادرترین سلسله سلطنتی در تاریخ ایران دانست؛ چرا که نه بر پایه فتوحات و گسترش
زندگی سر سلسله‌ی خاندان‌های بزرگ سلطنتی رو حتما مطالعه کنید. بعد آن را با پهلوی مقایسه کنید. ۱. شاه اسماعیل صفوی ۲. نادرشاه افشار ۳. کریم‌‌خان زند ۴. آقا محمدخان قاجار
⚠️ به یاد داشته باشید و به دیگران هم بگویید که مسئله‌ی امروز ما، صرفاً مسئله‌ی حفظ کشور نیست. مسئله‌ی حفظ جان و امنیتِ عزیزانمان در میان است. برای دشمن، به هیچ وجه مهم نیست که حکومت، در چه فرایند از هم بپاشد؛ برای آنان مهم این است که صرفاً این اتفاق بیفتد. همه‌ی سناریوهای احتمالی نشان می‌دهد در صورتی که چنین چیزی اتفاق بیفتد، فرایند آن، بدون جنگ داخلی نخواهد بود و در جنگ داخلی، هیچ فردی امنیت ندارد؛ بدون اینکه عقیده‌ی وی اهمیت داشته باشد. 📍پس خیابان را خالی نکنید... مجالی به آشوب‌طلبان و جاسوسان بدهید، دومینوی آشوب خواهد افتاد. ⚔️ راهپیمایی خودرویی، به اندازه‌ی راهپیمایی پیاده، اهمیت دارد. با هر اجتماعِ آشوب‌گری، برخورد مرگبار انجام بدهید... امروز، هیچ رحمی به کسانی که قصد جان و امنیت عزیزان ما را کرده‌اند، جایز نیست.
بر لبه‌ی تاریخ
⚠️ به یاد داشته باشید و به دیگران هم بگویید که مسئله‌ی امروز ما، صرفاً مسئله‌ی حفظ کشور نیست. مسئله‌
🔻 البته برنامه‌ی نیروهای امنیتی نیز همین است؛ برخورد مرگبار با کسانی که بخواهند برای دشمن، فرش پهن کنند...
بر لبه‌ی تاریخ
⚠️ به یاد داشته باشید و به دیگران هم بگویید که مسئله‌ی امروز ما، صرفاً مسئله‌ی حفظ کشور نیست. مسئله‌
این‌ها کودکانی هستند که در این چند روز، فقط در تبریز شهید شدند... ما به خون قاتلان خارجی آنان و همدستان داخلیشان تشنه‌ایم...
✍️سال‌هاست که از سوی دلسوزان، هشدارهای جدی در خصوص وجود باگ‌های امنیتی بزرگ در سیستم حفاظتی کشور داده شده است. برخی از این حفره‌ها، با رعایت پروتکل‌های ابتدایی قابل پیشگیری بودند. در حالی که انتظار می‌رفت با توجه به توانمندی‌های تکنولوژیکی دشمنانمان، سختگیرانه‌ترین چارچوب‌های حفاظتی را رعایت کنیم، اما متأسفانه، حتی ساده‌ترین اصول حفاظتی نیز در خلال تعارفات معمول فامیلی و دوستی، نادیده گرفته شد. بارها در این کانال و در فرصت‌های دیگر، نمونه‌های مختلفی از این سهل‌انگاری‌ها را بررسی کرده‌ایم. اما این بار، به ساده‌ترین و ملموس‌ترین مثال بسنده می‌کنیم: امروز، اگر فردی در میان آشنایان، دوستان یا خانواده شما در سازمان سپاه مشغول به کار باشد، در بسیاری از موارد، حتی رسته شغلی او را نیز می‌دانید. به عنوان مثال، ممکن است بدانید که آن فرد در رسته‌ی هوافضا مشغول به فعالیت است. در موارد وخیم‌تر، حتی در حوزه‌های امنیتی، دوستان و بستگان درجه یک و دو، از برخی جزئیات کار وی مطلع هستند. حال تصور کنید یکی از اعضای خانواده، به دلیل کهولت سن، بی‌اطلاعی یا سهل‌انگاری، در حین یک تماس تلفنی، این مسائل را مطرح کند. امروزه بر همگان روشن است که تلفن‌های همراه، به سادگی می‌توانند به دستگاه‌های شنود و ردیاب GPS تبدیل شوند و داده‌های آن‌ها توسط هوش مصنوعی مورد رصد و کنترل قرار گیرد. در چنین شرایطی، حتی اگر فرد مورد نظر به خودی خود قابل ردیابی نباشد، به راحتی از طریق اعضای خانواده‌اش، هدف ردیابی قرار می‌گیرد. طبیعتاً با تکرار این ردگیری‌ها، می‌توان از طرق دیگر (مانند هک دوربین‌های نظارتی شهری یا استفاده از جاسوس‌های میدانی) به راحتی محل کار و تردد احتمالی وی را شناسایی کرد. ممکن است این سوال مطرح شود که چنین سطح سختگیرانه‌ای از پروتکل‌های حفاظتی، در بسیاری از کشورهای دیگر سابقه ندارد. اما نکته اینجاست که وقتی شما با کشورهایی درگیر هستید که در لبه تکنولوژی جاسوسی، دسترسی‌های امنیتی، شنود و هوش مصنوعی قرار دارند، چاره‌ای جز این ندارید که سطح حفاظت خود را متناسب با آن ارتقا دهید. برخی از اینکه چگونه دشمن در شهرهای مختلف، از محل سکونت نیروهای بالادستی و میانی اطلاع دارند، تعجب می‌کنند اما با این وضعیت، از نظر من، جای هیچ تعجبی وجود ندارد. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
پی‌نوشت: از فردا، ان‌شاءالله، کانال به سبک سابق خود برمی‌گردد. گرچه در خلال آن نیز به مسائل جنگ خواهیم پرداخت.
در عملیات آمریکا در حمایت از مردم ایران، تعداد کشته‌شدگان غیر نظامی، از کشته‌شدگان نظامی بیشتره! وای بر مغز کسانی که این شبکه رو تماشا می‌کنن! https://eitaa.com/Barlabeietarikh
دیشب تا صبح بیدار بودم؛ [چون] وقت خواب چشمم به خبر مبادله‌ی اسناد هیرمند (که نتیجه‌ی آن، کوتاه شدن دست ایران از رود هیرمند بود،) بین وزیر خارجه و سفیر افغانستان افتاد. آن‌چنان ناراحت شدم که با قرص خواب هم، خواب سنگین چندساعته بر چشمم نیامد. به محض آن‌که اندکی به هوش می‌آمد، این کابوس مرا در خود فرو می‌برد. مدتی راه رفتم، مدتی فکر کردم، چندین دفعه استعفا از خدمت نوشتم، باز پاره کردم. فکر می‌کردم کار گذشته را استعفای من دوا نمی‌کند، جز آن‌که باری بر دوش شاهنشاهِ عزیزم بیفزایم و ناراحتش کنم،‌ نتیجه‌ی دیگری به دست نمی‌آمد. تیر از شصت گذشته است، دیگر هیچ. هزار بار به نعیم خان (نماینده افغانستان در مذاکرات هیرمند) درود فرستادم و به دولت لعنت. مردکه مثل شیر آمد و تهدید کرد که اگر می‌خواهید کمک به ما را در گروِ آب هیرمند نگاه دارید، ما کمک نمی‌خواهیم. و این بدبخت‌ها آن‌قدر از چپ‌گرایی (کمونیسم) افغانستان ترسیدند که همه‌ی شرایط را قبول کردد و بالاخره دیشب [ضربه‌ی] آخر را زدند. کسی چه می‌داند؟ شاید هم از ارباب‌های نامرئی دستور ارتکاب این خیانت را داشتند. به هر حال به شاهنشاه و کشور خیانت بزرگی شد که دیگر جبران‌پذیر نیست. به حدی بدحال بودم که به دفتر کار خودم هم نرفتم. یک‌سر به سراغ یار و شراب شتافتم. مدتی شراب خوردم و گریه کردم و او ندانست چرا؟ فقط چون مرا منقلب یافته بود او هم بالطبع گریه می‌کرد! البته آثار این خیانت ده تا پانزده سال دیگر ظاهر می‌شود که من مرده‌ام. ولی مثل این است که یک قطعه گوشت بدن مرا بریده و پیش چشم من جلوی سگ انداخته‌اند. عصری در منزل ماندم و خودم را با کارهای دانشگاه امیر شوکت‌الملک علم سرگرم ساختم. هنوز هم در فکر ماندن یا رفتن هستم. فقط در این فکرم که شاه محبوب و معبود خود را چگونه رها کنم و از این عمل من چه عاید می‌شود؟ مدت ماموریت سفیر افغانستان در ایران تمام شده، وقت خداحافظی خواسته است. دلم یارای پذیرفتن او را نمی‌دهد. ۱۷ خرداد ۱۳۵۶ https://eitaa.com/Barlabeietarikh