eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
815 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
پی‌نوشت: از فردا، ان‌شاءالله، کانال به سبک سابق خود برمی‌گردد. گرچه در خلال آن نیز به مسائل جنگ خواهیم پرداخت.
در عملیات آمریکا در حمایت از مردم ایران، تعداد کشته‌شدگان غیر نظامی، از کشته‌شدگان نظامی بیشتره! وای بر مغز کسانی که این شبکه رو تماشا می‌کنن! https://eitaa.com/Barlabeietarikh
دیشب تا صبح بیدار بودم؛ [چون] وقت خواب چشمم به خبر مبادله‌ی اسناد هیرمند (که نتیجه‌ی آن، کوتاه شدن دست ایران از رود هیرمند بود،) بین وزیر خارجه و سفیر افغانستان افتاد. آن‌چنان ناراحت شدم که با قرص خواب هم، خواب سنگین چندساعته بر چشمم نیامد. به محض آن‌که اندکی به هوش می‌آمد، این کابوس مرا در خود فرو می‌برد. مدتی راه رفتم، مدتی فکر کردم، چندین دفعه استعفا از خدمت نوشتم، باز پاره کردم. فکر می‌کردم کار گذشته را استعفای من دوا نمی‌کند، جز آن‌که باری بر دوش شاهنشاهِ عزیزم بیفزایم و ناراحتش کنم،‌ نتیجه‌ی دیگری به دست نمی‌آمد. تیر از شصت گذشته است، دیگر هیچ. هزار بار به نعیم خان (نماینده افغانستان در مذاکرات هیرمند) درود فرستادم و به دولت لعنت. مردکه مثل شیر آمد و تهدید کرد که اگر می‌خواهید کمک به ما را در گروِ آب هیرمند نگاه دارید، ما کمک نمی‌خواهیم. و این بدبخت‌ها آن‌قدر از چپ‌گرایی (کمونیسم) افغانستان ترسیدند که همه‌ی شرایط را قبول کردد و بالاخره دیشب [ضربه‌ی] آخر را زدند. کسی چه می‌داند؟ شاید هم از ارباب‌های نامرئی دستور ارتکاب این خیانت را داشتند. به هر حال به شاهنشاه و کشور خیانت بزرگی شد که دیگر جبران‌پذیر نیست. به حدی بدحال بودم که به دفتر کار خودم هم نرفتم. یک‌سر به سراغ یار و شراب شتافتم. مدتی شراب خوردم و گریه کردم و او ندانست چرا؟ فقط چون مرا منقلب یافته بود او هم بالطبع گریه می‌کرد! البته آثار این خیانت ده تا پانزده سال دیگر ظاهر می‌شود که من مرده‌ام. ولی مثل این است که یک قطعه گوشت بدن مرا بریده و پیش چشم من جلوی سگ انداخته‌اند. عصری در منزل ماندم و خودم را با کارهای دانشگاه امیر شوکت‌الملک علم سرگرم ساختم. هنوز هم در فکر ماندن یا رفتن هستم. فقط در این فکرم که شاه محبوب و معبود خود را چگونه رها کنم و از این عمل من چه عاید می‌شود؟ مدت ماموریت سفیر افغانستان در ایران تمام شده، وقت خداحافظی خواسته است. دلم یارای پذیرفتن او را نمی‌دهد. ۱۷ خرداد ۱۳۵۶ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
خدایا چه شب بدی است، دارم دیوانه می‌شوم. امشب شهناز وارد شد. خودم به فرودگاه رفتم و او را برداشته به
موضوع ازدواج والاحضرت شاهدخت شهناز با خسرو جهانبانی را عرض کردم. فرمودند: «اجازه دادم، چاره نیست، می‌گویند شهناز آبستن هم هست.» من از قیافه شاه خیلی متاثر شدم ولی به روی خودم نیاوردم و تصمیم گرفتم دیگر هرچه زودتر کارها را روبه‌راه کنم. فقط پرسیدم: «عقد در کجا باشد؟» فرمودند: «در سفارت ما در پاریس.» دیگر ادامه ندادم که بیش‌تر باعث تاثر شاه بشوم. بلافاصله دنبال کار رفتم، و کار هم در ۱۱ فوریه انجام گرفت. ۱۰ بهمن ۱۳۴۹ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
هدایت شده از توییتر انقلابی
تو تاکسی ، نونوایی ، محل کار ، مترو و هر جای دیگه اگه دیدید کسی داره از پهلوی و ترامپ دفاع می‌کنه یه جوری برینید بهش که دیگه نتونه گوه خوری کنه! 🗣 مصطفی گرجی ☫ @twtenghelabi
بر لبه‌ی تاریخ
تو تاکسی ، نونوایی ، محل کار ، مترو و هر جای دیگه اگه دیدید کسی داره از پهلوی و ترامپ دفاع می‌کنه یه
البته نظر شخصی خود من اینه که بدون مقدمه، بزنید تو گوش کسی که از ترامپ دفاع می‌کنه. اشخاصی که از پهلوی حمایت می‌کنن، صرفاً اکسیژن هدر میدن اما اشخاصی که از ترامپ حمایت می‌کنن، مثل طاعون هستند؛ بهشون امیدی نیست. باید سوزونده بشن.
✍️ترامپ و بازی خطرناک با نظم بین‌المللی آمریکایی برای دهه‌ها، رؤسای جمهور آمریکا یک هدف ثابت داشتند: آمریکا را رهبر نظم بین‌المللی نشان بدهند. این تصویر برخلاف تصور عموم مردم، صرفاً تبلیغاتی نبود؛ یک سرمایه‌گذاری راهبردی بود. آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم فهمید اگر قواعد بازی جهانی را خودش بنویسد و نهادهایش را شکل بدهد - از سازمان ملل و نهادهای مالی تا پیمان‌های امنیتی و رژیم‌های حقوقی - قدرتش پایدارتر، ارزان‌تر و کم‌هزینه‌تر اعمال می‌شود. اما چرا آمریکا این‌قدر برای حفظ این نظم ظاهری پول خرج می‌کرد؟ زیرا نظم بین‌المللی برای واشنگتن مثل یک اهرم چندمنظوره عمل می‌کرد: ۱. مشروعیت‌سازی برای قدرت قدرتِ صرف، مقاومت می‌سازد. اما قدرتی که پشت آن قانون، نهاد، ائتلاف و روایت اخلاقی باشد، آسان‌تر پذیرفته می‌شود. وقتی آمریکا خودش را مدافع صلح، حقوق بشر، تجارت آزاد و امنیت جمعی معرفی می‌کرد، بخشی از هزینه‌های سیاسی اقداماتش را با همین روایت می‌پرداخت. ۲. تقسیم هزینه‌های سیاسی و امنیتی و اقتصادی با دیگران رهبری نظم یعنی دیگران هم در نگهداری نظم مشارکت کنند: متحدان پول می‌دهند، نیرو می‌دهند، تحریم‌ها را همراهی می‌کنند، استانداردها را می‌پذیرند؛ این یعنی آمریکا لازم نیست همه بار را تنها به دوش بکشد. ۳. کنترل رقبا از مسیر قواعد نهادها، فقط تابلو نیستند؛ ابزار مهارند. وقتی تجارت جهانی، سرمایه‌گذاری، فناوری و امنیت در قالب قواعد تعریف می‌شود، بالا آمدن رقیب، بدون پذیرش قواعد آمریکایی، سخت‌تر می‌شود یا دست‌کم، قابل مدیریت‌تر. ۴. در اختیار گرفتن اقتصاد جهانی برای اقتصاد آمریکا اقتصاد آمریکا از ثبات نسبی، جریان آزاد سرمایه و دلارِ مسلط سود می‌برد. نظم، ریسک تغییر نظام فعلی اقتصاد جهانی را کاهش می‌دهد و این یعنی تضمین تسلط فدرال رزرو بر سیستم‌های اقتصادی دنیا. اما راست‌گرایی افراطی و یا همان ترامپیسم آمریکایی، یک چرخش جدی است. ترامپ (به عنوان یک رویکرد سیاسی، نه فقط یک فرد) به جای رهبری از طریق قواعد، به سمت چانه‌زنی از طریق فشار می‌رود. البته نه اینکه آمریکا همیشه اخلاق‌محور بوده؛ اما تفاوت اینجاست که قبلاً حداقل تلاش می‌کرد میان منافع سخت و پوشش اخلاقی - حقوقی یک پل بزند. حالا آن پل دارد خراب می‌شود. وقتی از اقداماتی مثل حمایت بی‌قید و شرط لفظی و عملی از جنگ و کشتار در غزه، تعرفه‌های سنگین و جنگ تجاری، وادار کردن کشورها به سرمایه‌گذاری اجباری در آمریکا، تهدید کشورها برای تصاحب منابع انرژی دیگران (مانند ونزوئلا)، ایجاد سازوکارهای موازی با سازمان ملل برای دور زدن آن (مانند شورای صلح غزه)، خروج از ده‌ها نهاد و توافق‌ بین‌المللی و اقدام نظامی بدون اجماع یا توجیه پذیرفته‌شده بین‌المللی صحبت می‌شود، تمامی دنیا این پیام را دریافت می‌کنند: «قواعد اگر به نفع ماست، محترم است؛ اگر نه، دور زده می‌شود.» این تغییر، فقط یک تغییر تاکتیکی نیست؛ یک سیگنال خطرناک و راهبردی به کل جهان است. نتیجه این تغییر نیز فروپاشی ظاهری اخلاق جهانی است. البته جهان هیچ‌وقت کاملاً اخلاقی نبوده، اما یک چیز وجود داشت: ظاهرِ پایبندی به اصول. همین ظاهر هم کارکرد داشت. کشورها برای توجیه کارشان مجبور بودند در چارچوب‌هایی مثل حقوق بین‌الملل، قطعنامه‌ها، نهادها و افکار عمومی حرف بزنند. این، مثل ترمز عمل می‌کرد. حتی اگر ترمز کامل نباشد، نبودنش یعنی سراشیبی. وقتی قدرت مسلط خودش علناً این ترمز را بی‌اعتبار کند، دو اتفاق می‌افتد: ۱. سیاست خارجی کشورها عریان‌تر و بی‌پرده‌تر می‌شود دیگر لازم نیست کسی وانمود کند برای اصول وارد عمل شده. کافی است بگوید منافع ملی. همین. ۲. کشورها به سمت نسخه‌های کوچک ترامپ حرکت می‌کنند اگر قاعده‌ای نباشد، هرکس به اندازه قدرتش حق می‌گیرد. این یعنی رقابت تسلیحاتی، ائتلاف‌های موقت و معامله‌گری بی‌ثبات. 📍جهانِ «هرکس برای خودش» در افق ۱۰ الی ۱۵ سال اگر اقتصادها بزرگ‌تر شوند، فناوری‌های نظامی و سایبری ارزان‌تر و در دسترس‌تر شود (که در افق ۱۰ الی ۱۵ سال اینکار انجام خواهد شد) و نهادها هم تضعیف شوند، انگیزه برای رفتارهای پرخطر بالا می‌رود؛ البته نه لزوماً جنگ‌های تمام‌عیار جهانی، بلکه درگیری‌های منطقه‌ای بیشتر، تجاوزهای محدود، عملیات‌های نیابتی، ترورهای هدفمند، جنگ سایبری و تصاحب منابع همه، با این منطق که «می‌شود، پس انجامش می‌دهیم». و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نظم بین‌المللی قرار بود از آن جلوگیری کند: «اینکه قدرت تنها معیار حق نباشد.» https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
✍️ترامپ و بازی خطرناک با نظم بین‌المللی آمریکایی برای دهه‌ها، رؤسای جمهور آمریکا یک هدف ثابت داشتند
📍تیتر نشریه اکونومیست با تصویری از رئیس‌جمهور چین و ترامپ: «وقتی دشمنت در حال اشتباه کردن است، هرگز دخالت نکن.» https://eitaa.com/Barlabeietarikh
عرض کردم: «نوروز نزدیک می‌شود و سرکار فریده خانم (مادر فرح پهلوی) یکی از دو موضوع را انتظار دارند: یا مقام والاحضرتی و یا نشان خورشید. اجازه مرحمت فرمایید انجام شود.» فرمودند: «من با علیاحضرت هم صحبت کردم. ایشان هم تعجب دارند که این درویش خانم (لقب مادر فرح) این چیزها را برای چه می‌خواهد.» عرض کردم: «تعجب می‌کنم که نظر علیاحضرت این است، چون من یقین داشتم که ایشان در حضور علیاحضرت هم استدعا کرده‌اند.» فرمودند: «اتفاقا نه، این‌طور نیست. حالا بیاییم و به او نشان خورشید بدهیم. آن وقت جواب مادرم را که البته خواهرم شمس به شدت تحریک خواهد کرد چه بدهیم؟ باز یک دردسر اضافی برای خودمان درست کنیم؟» دیدم درست می‌فرمایند و واقعا چه گرفتاری‌های این مرد بزرگ دارد. عرض کردم: «هر قدر هم از من گله بکند دیگر من در این خصوص عرضی به خاکپای مبارک نخواهم کرد.» عرض کردم: «قطبی (برادر فرح) برادرشان هم می‌خواهد سفیر سیار بشود.» فرمودند: «واقعا تعجب می‌کنم.» در عین حال من از عکس‌العمل علیاحضرت شهبانو در تعجب هستم. ۲۴ اسفند ۱۳۵۴ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
شاهنشاه در خصوص این که بی‌جهت آمریکایی‌ها و انگلیس‌ها نفت خاورمیانه را از کشورهایی مثل کویت ابوظبی و لیبی می‌برند مدتی بحث فرمودند که واقعاً صحیح است. من عرض کردم سیستم کاپیتالیستی غیر از این نمی‌تواند باشد، تمام صحبت منافع است. فرمودند چرا نسبت به ناصر (رئیس جمهور وقت مصر) این همه مراعات می‌کنند و نفت لیبی را به او داده اند؟ عرض کردم شاید زورشان به او نمی‌رسد چون پیش ملت خود محبوبیت دارد یا این که چنان که قدیمی‌ها می‌گویند او هم سم دارد، یعنی نوکر غرب است و به ظاهر دوست شوروی. ۸ فروردین ۱۳۴۹ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
ایادی، طبیب مخصوص پایین آمد. مرا به گوشه‌ای خواست و در گوشم گفت باید پروفسور ژان‌برنار، طبیب متخصص خون را از فرانسه بخواهی که بیاید شاهنشاه را معاینه کند. گفتم برای چه؟ نگفت، فقط گفت لازم است... باری در هواپیما نشستیم. من مدتی در اضطراب بودم، فکر می‌کردم خدایا اگر این مرد از بین رفت، چه به روز کشور خواهد آمد؟ می‌اندیشیدیم که چه طور بلافاصله با مداخله اجانب در امور خودمان مواجه هستیم. یکی هویدا یا هویداها را باد می‌کند، دیگری باد به آستین فلان ژنرال می‌کند، آن دیگری در محافل زنانه علیاحضرت رخنه می‌کند و باز اگر به این جا ختم شود جای شکرش باقی است. می‌ترسم اصلاً مسئله منتفی باشد، نه از تاک نشانی بماند و نه از تاک نشان. ۲۰ فروردین ۱۳۵۳ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
کمکی هم که شاهنشاه پیشنهاد فرموده‌اند به کشورهای عقب‌افتاده شود در نامه همفری که توضیح فرموده‌اند کاملاً منعکس است. عرض کردم این همه دنیا ما را تجلیل می‌کند. متاسفانه در داخله به واسطه غفلت متصدیان نه گوشت در دسترس مردم هست، نه شکر، نه گوشت مرغ و مردم خیلی ناراضی هستند و این صحیح نیست. آخر چرا این پیش‌بینی‌ها را نمی‌کنند؟ همه چیز هم گران شده. تعجب است که شاهنشاه تمام گوش کردند ولی همان طور که چشمشان را روی هم گذاشته بودند اصلاً باز نکردند و یک کلمه جواب ندادند. ۲۳ فروردین ۱۳۵۳ https://eitaa.com/Barlabeietarikh