🟤سوریه در عصر ظهور
حدیث طلایی ورود به تحولات سال ظهور
#بخش_اول
طبق احادیث متعدد، اتفاقات و حوادث سوریه را شاید بتوان مهمترین، تأثیرگذارترین و متوقعترین رویدادهای آخرالزمانی دانست. جرقه آخرالزمان و پایان تاریخ سیاه، از منطقه شام و کشور سوریه زده میشود و آتش آن به سرعت شرق و غرب عالم را در می نوردد و خبر بزرگ آغاز عصر جدید اعلام می شود. خاورمیانه و حضور کشورهایی چون ایران، عراق، سوریه، حجاز، اردن، مصر، ترکیه و فلسطین در آن، در طول تاریخ، منشا حوادث و تحولات مهمی در دنیا بوده و مرکز بیشتر حوادث آخرالزمانی نیز خواهد بود. مهمترین این حوادث، حوادث "قبل از خروج سفیانی" و نیز "خروج سفیانی" است که براساس نصوص و احادیث معتبر، نقطه آغازین تحولات منجر به ظهور، خروج سفیانی از شامات و تسلط او بر سوریه، خواهد بود.
حال، آیا حوادث سوریه، همان حوادث نزدیک ظهور است یا ممکن است این حادثه نیز بدون هیچ ارتباطی با علائم مورد نظر روایات، رخ دهد و ارتباطی با حوادث مهدویت نداشته باشد؟ و اگر این اتفاقات رخ دهد و حوادث سوریه منجر به رویدادهای آخرالزمانی گردد؛ وظیفه ما چیست؟ و آیا به ظهور، نزدیک شده ایم یا ده ها و صدها سال دیگر نیز باید منتظر بمانیم؟!
در این نوشتار، سیر رویدادهای آخرالزمانی سوریه "قبل از خروج جریان سفیانی" بررسی شده و بدون هیچ تطبیق و قضاوتی، در انتظار تغییرات و تحولات مورد نظر در حدیث امام باقر(ع) که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، خواهیم بود و با نگاه آینده پژوهی، این حوادث را بررسی خواهیم کرد.
حوادث سوریه قبل از خروج سفیانی
طبق "حدیث جابر از امام باقر(ع) که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، رخ دادن مجموع "همه حوادث" در منطقه سوریه در فاصله "زمانی معین" و به "ترتیب" ذکر شده، سه شرط اساسی و کلید طلایی و بسیار مهم برای ورود به تحولات "حوادث سال ظهور" است؛ و لازم است، قبل از خروج سفیانی، سلسله حوادثی در سوریه، رخ دهد، از جمله:
... وَ يَجِيئُكُمُ الصَّوْتُ مِنْ نَاحِيَةِ دِمَشْقَ بِالْفَتْحِ وَ تُخْسَفُ قَرْيَةٌ مِنْ قُرَى الشَّامِ تُسَمَّى الْجَابِيَةَ وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِ دِمَشْقَ الْأَيْمَنِ وَ مَارِقَةٌ تَمْرُقُ مِنْ نَاحِيَةِ التُّرْكِ وَ يَعْقُبُهَا هَرْجُ الرُّومِ وَ سَيُقْبِلُ إِخْوَانُ التُّرْكِ حَتَّى يَنْزِلُوا الْجَزِيرَةَ وَ سَتُقْبِلُ مَارِقَةُ الرُّومِ حَتَّى يَنْزِلُوا الرَّمْلَةَ فَتِلْكَ السَّنَةَ يَا جَابِرُ اخْتِلَافٌ كَثِيرٌ فِي كُلِّ أَرْضٍ مِنْ نَاحِيَةِ الْعرب فَأَوَّلُ أَرْضِ تخرب، أَرْضُ الشَّامِ ... . (نعمانی، الغیبۀ، ص 279)
... صوتی بر دمشق همراه با فتح، دمیده می شود و زلزله ای در منطقه جابیه دمشق در سوریه، رخ خواهد داد و بخشی از مسجد اموی دمشق، تخریب خواهد شد ... آنگاه خروج کنندگانی از جانب ترکها، خروج خواهند کرد (ادعای استقلال مناطق کردنشین سوریه)؛ فتنه، اختلاف و قتل رومی ها (کشورهای غربی) را فراخواهد گرفت. برادران ترک، نیروهایی نظامی خویش را در الجزیرۀ سوریه ادامه می دهند (الجزیرۀ سوریه به مناطق متصل به مرز عراق اعم از الحسكۀ و دير الزور و الرقة در شرق سوریه، اطلاق می شود)؛ و خروج کنندگانی از رومیان هم در رمله (میناء اشدود فلسطین اشغالی) نیروی نظامی پیاده می کنند؛ در این سال، اختلاف و فتنه سراسر سرزمین های عربی را فرا گرفته است. و اولین سرزمینی که تخریب می شود، سرزمین شام (سوریه) است.
#ادامه_دارد
🟤سوریه در عصر ظهور
حدیث طلایی ورود به تحولات سال ظهور
#بخش_اول
طبق احادیث متعدد، اتفاقات و حوادث سوریه را شاید بتوان مهمترین، تأثیرگذارترین و متوقعترین رویدادهای آخرالزمانی دانست. جرقه آخرالزمان و پایان تاریخ سیاه، از منطقه شام و کشور سوریه زده میشود و آتش آن به سرعت شرق و غرب عالم را در می نوردد و خبر بزرگ آغاز عصر جدید اعلام می شود. خاورمیانه و حضور کشورهایی چون ایران، عراق، سوریه، حجاز، اردن، مصر، ترکیه و فلسطین در آن، در طول تاریخ، منشا حوادث و تحولات مهمی در دنیا بوده و مرکز بیشتر حوادث آخرالزمانی نیز خواهد بود. مهمترین این حوادث، حوادث "قبل از خروج سفیانی" و نیز "خروج سفیانی" است که براساس نصوص و احادیث معتبر، نقطه آغازین تحولات منجر به ظهور، خروج سفیانی از شامات و تسلط او بر سوریه، خواهد بود.
حال، آیا حوادث سوریه، همان حوادث نزدیک ظهور است یا ممکن است این حادثه نیز بدون هیچ ارتباطی با علائم مورد نظر روایات، رخ دهد و ارتباطی با حوادث مهدویت نداشته باشد؟ و اگر این اتفاقات رخ دهد و حوادث سوریه منجر به رویدادهای آخرالزمانی گردد؛ وظیفه ما چیست؟ و آیا به ظهور، نزدیک شده ایم یا ده ها و صدها سال دیگر نیز باید منتظر بمانیم؟!
در این نوشتار، سیر رویدادهای آخرالزمانی سوریه "قبل از خروج جریان سفیانی" بررسی شده و بدون هیچ تطبیق و قضاوتی، در انتظار تغییرات و تحولات مورد نظر در حدیث امام باقر(ع) که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، خواهیم بود و با نگاه آینده پژوهی، این حوادث را بررسی خواهیم کرد.
حوادث سوریه قبل از خروج سفیانی
طبق "حدیث جابر از امام باقر(ع) که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، رخ دادن مجموع "همه حوادث" در منطقه سوریه در فاصله "زمانی معین" و به "ترتیب" ذکر شده، سه شرط اساسی و کلید طلایی و بسیار مهم برای ورود به تحولات "حوادث سال ظهور" است؛ و لازم است، قبل از خروج سفیانی، سلسله حوادثی در سوریه، رخ دهد، از جمله:
... وَ يَجِيئُكُمُ الصَّوْتُ مِنْ نَاحِيَةِ دِمَشْقَ بِالْفَتْحِ وَ تُخْسَفُ قَرْيَةٌ مِنْ قُرَى الشَّامِ تُسَمَّى الْجَابِيَةَ وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِ دِمَشْقَ الْأَيْمَنِ وَ مَارِقَةٌ تَمْرُقُ مِنْ نَاحِيَةِ التُّرْكِ وَ يَعْقُبُهَا هَرْجُ الرُّومِ وَ سَيُقْبِلُ إِخْوَانُ التُّرْكِ حَتَّى يَنْزِلُوا الْجَزِيرَةَ وَ سَتُقْبِلُ مَارِقَةُ الرُّومِ حَتَّى يَنْزِلُوا الرَّمْلَةَ فَتِلْكَ السَّنَةَ يَا جَابِرُ اخْتِلَافٌ كَثِيرٌ فِي كُلِّ أَرْضٍ مِنْ نَاحِيَةِ الْعرب فَأَوَّلُ أَرْضِ تخرب، أَرْضُ الشَّامِ ... . (نعمانی، الغیبۀ، ص 279)
... صوتی بر دمشق همراه با فتح، دمیده می شود و زلزله ای در منطقه جابیه دمشق در سوریه، رخ خواهد داد و بخشی از مسجد اموی دمشق، تخریب خواهد شد ... آنگاه خروج کنندگانی از جانب ترکها، خروج خواهند کرد (ادعای استقلال مناطق کردنشین سوریه)؛ فتنه، اختلاف و قتل رومی ها (کشورهای غربی) را فراخواهد گرفت. برادران ترک، نیروهایی نظامی خویش را در الجزیرۀ سوریه ادامه می دهند (الجزیرۀ سوریه به مناطق متصل به مرز عراق اعم از الحسكۀ و دير الزور و الرقة در شرق سوریه، اطلاق می شود)؛ و خروج کنندگانی از رومیان هم در رمله (میناء اشدود فلسطین اشغالی) نیروی نظامی پیاده می کنند؛ در این سال، اختلاف و فتنه سراسر سرزمین های عربی را فرا گرفته است. و اولین سرزمینی که تخریب می شود، سرزمین شام (سوریه) است.
🟤جنگ جهانی، قبل از ظهور امام مهدی(عج)
#بخش_اول
🟠گفته شده است: یکسوم جمعیت دنیا در اثر مرگ سرخ (قتل و جنگ) یکسوم دیگر در اثر مرگ سفید (طاعون، بیماریهای واگیردار و حمله بیوتروریسم)، کشته خواهند شد.
🟠 گزاره حدیثی قتل و کشتار «نیمی از مردم جهان» در آخرالزمان
در حوادث قبل ظهور، از «هرجالروم»[1] و نیز اختلاف بین «بلوک شرق و غرب»[2]، سخن به میان آمده است؛ حال اگر اختلاف و قتل در بلاد روم جنگ بین غربیها[3] که در احادیث متعدد به طرق مختلف و موثق[4] با «سه سند معتبر»[5] گزارش شده است[6]، را به احادیث دیگر مبنی بر کشته شدن «دوسوم مردم دنیا»[7] قبل از ظهور امام عصر، ضمیمه کنیم؛ از اینرو، بسیاری از مردم جهان در اثر «مرگ سرخ» جنگ جهانی و «مرگ سفید» بیماریهای فراگیر، به قتل میرسند[8]
از امام صادق در کتاب کمالالدین صدوق و کتاب الغیبۀ طوسی،به سند معتبر، نقل شده است:
«لا يَكونُ هذَا الأَمرُ حَتّى يَذهَبَ ثُلُثَا النّاسِ، فَقيلَ لَهُ: إذا ذَهَبَ ثُلُثَا النّاسِ فَما يَبقى؟ فَقالَ: أما تَرضَونَ أن تَكونُوا الثُّلُثَ الباقِی»[9]
قيام امام مهدی، روى نمىدهد، تا آنكه دو سومِ مردم از ميان بروند؛ گفتيم:اگر دو سومِ مردم بروند،چه كسى باقى مىماند؟ فرمود: آيا راضى نمىشويد كه جزو يك سومِ باقىمانده باشيد؟
البته هرچند برخی تلاش کردهاند «یذهب» را به قرینه احادیث «تمحیص و غربله»، به معنای مردود شدن در فتنهها و خروج از دین و... قلمداد کنند و چنین استناد میکنند که در احادیث تعبیر «یذهب» آمده است و نه قتل و موت
حال اگر فرض بر این باشد کلام آنان صحیح و موجه جلوه میکند؛ لکن احادیث معتبری که تصریح در «قتل» دوسوم مردم دنیا قبل از ظهور دارد و «موت» و «یذهب» را در کنار هم قرار داده است را چگونه پاسخ میدهند؟ از امام صادق در کتاب کمالالدین صدوق، چنین نقل شده است:
«قُدّامَ القائِمِ مَوتَتانِ: مَوتٌ أحمَرُ و مَوتٌ أبيَضُ، حَتّى يَذهَبَ مِن كُلِّ سَبعَةٍ خَمسَةٌ، المَوتُ الأَحمَرُ السَّيفُ، وَ المَوتُ الأَبيَضُ الطّاعونُ»[10]
پيش از قائم، دو مرگ است: مرگ سرخ و مرگ سفيد، تا آن جا كه از هر هفت نفر، پنج نفر مىميرند. مرگ سرخ، كشته شدن با سلاح (خونریزی و جنگ) و مرگ سفيد، طاعون (کنایه از بيمارىهای واگیردار و سلاحهای بیولوژیک).
سند حدیث، معتبر است[11] و همه راویان، امامی و ثقه هستند
🟠 نشانه جنگ جهانی سوم و هرج الروم چیست؟
زندگی در کشورهای غربی، تا قبل از وقوع خسف دمشق از جهت امنیت، شاید اشکالی نداشته باشد.
اما به محض وقوع «خسف در سوریه» در منطقه جابیه و حرستا در نزدیک دمشق، نشانهای است برای هرج الروم.
و بهتر است بلکه برای حفظ جان شیعه و مومنین بلکه واجب است که برای مدتی کشورهای غربی را ترک کنیم.
زیرا، کشورهای غربی که تجربه دو جنگ جهانی را دارند، هیچ بعید نیست که جنگ جهانی سوم اتمی را نیز آغاز کنند.
🟠 عقیده مسیحیت انجیلی و «کشتار مردم»، قبل بازگشت مسیح
امیدوارم، این احادیث جعلی باشد (البته سندشان هم معتبر است) یا بداء شود که البته خود نوشتار مستقلی میطلبد.
البته خواب آشفته یهود و صهیونیسم مسیحی با پشتوانه عقیدتی جنگ آرماگدون ممکن است موجب قتل و کشتار وسیعی در جهان شود که بنا بر ادعای خودشان باید حداقل «نیمی از مردم جهان» به قتل برسند[12] تا مسیح، ظهور کند
الهیات آرماگدون، دستپروده کتاب تحریف شده تورات و انجیل است و از دیدگاه مسلمانان، معتبر نیست. اما اگر مسیحیان صهیونست، درصدد تعبیر این خواب آشفته جنگ آرماگدون برآیند،آنگاه این مساله از «نگاه علمی» و نوشتههای روی کاغذ، فراتر خواهد رفت و رنگ و بوی اقدام عملی به خود خواهد گرفت
اسلام صرفا از این نقشه شوم قتل و کشتار مردم، خبر داده است اما صهیونیسم مسیحی معتقد است باید مقدمات کشتار وسیعی جهانی را فراهم کنند.
#ادامه_دارد
🟠 پینوشت:
1. نعمانی، الغیبة، ص۳۰۵. طوسی، الغیبة، ص۴۶۱
2.نعمانی، الغیبة، ص۲۶۲. مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۳۵
3. «الهرج: الفتنة» (جوهری، الصحاح، ج۱، ص۳۵۰) و «القتال» (فراهیدی، العین، ج۳، ص۳۸۸)؛ «الهَرْجُ: شدَّة القتل و کثرته» (ابنمنظور، لسان العرب، ج۲، ص۳۸۹)
4.رستمی، بررسی توصیفی و تحلیلی کتاب الغیبة طوسی، ص۶۱-۶۵.
5. ریشهری، دانشنامه امام مهدی، ج۷، ص۱۲۵.
6.نجاشی، الرجال، ص۳۹۹،کشیّ، الرجال، ص۱۹۶
7. ریشهری، دانشنامه امام مهدی، ج۷، ص۲۸۹-۲۹۲
8.صدوق، کمالالدین و تمامالنعمة، ج۲، ص۶۵۵
9. صدوق، کمالالدین، ج۲، ص۶۵۶. طوسی، الغیبة، ص۳۳۹
10. صدوق، کمال الدین، ج۲، ص۶۵۵
11. ریشهری، دانشنامه امام مهدی، ج۷، ص۲۸۹
12. فصلنامه مشرق موعود، ش۴۱، ص۳۲۹ و ص۳۳۲ و ص۳۴۰ و ص۳۲۳-۳۴۷
🟤ترکیه در عصر ظهور
#بخش_اول
به نظر می رسد در حال حاضر در داخل و مرزهاي تركيه در راستاي تفكر احياي شكوه و عظمت امپراطوري عثماني بر كشورهاي مسلمان خاورميانه تحرکات جدی شكل گرفته است و همكاريهاي نزديك و تنگاتنگي ميان آمريكا و رژيم صهيونيستي و كشورهاي ضدمحور مقاومت در منطقه با تركيه در جريان است
از طرفی آمریکا و اسرائیل با همکاری ترکیه و گروه های تکفیری به دنبال ناامن کردن سوریه و قطع خط پشتیبانی از مقاومت لبنان هستند آنها همچنین به دنبال تشکیل نیروهای نیابتی در منطقه و جنگیدن به وسیله آنهاست، تا از هزینه های جنگ مستقیم اسرائیل با محور مقاومت خلاص شوند.
در كل آنچه كه قابل توجه و در خور تامل است، فعال شدن كشور تركيه در راستاي پيش بيني هاي انجام شده در روايات عصر ظهور مبني بر تقابل با سوريه و حتي حضور نظامي در اين كشور مي باشد كه اين پيش بيني روايات به خوبي در حال حاضر در حال شكل گيري بوده و احتمال تشديد و تحقق آن بسیار محتمل است.
ما در سلسله مباحثی برآنیم تا نقش تركها در تحولات عصر ظهور را بررسی کنیم، در روايات متعددي از طرف اهل بيت(ع) نقش تركها در تحولات عصر ظهور بيان گرديده است
پس از آن تركها وارد دمشق شوند و از آنجا به سوي جزيره بروند .... (غيبت شيخ طوسي 279، بشارت الاسلام ص 177)
یزید بن جابر و غیر او از رسولخدا (ص) روایت کرده که فرمود: طایفه ترک را دو خروج خواهد بود اول آنکه (با هر جا مصادف شوند) خراب میکنند دوم آنکه بسوی نهر فرات سرعت مینمایند.(ملاحم و الفتن باب 57 - ص 24)
برخي از محققين مانند علامه كوراني اعتقاد دارند كه تركها معناي گسترده اي دارند و مي توان آنها را از روسها در شمال تا برخي ملل اروپاي شرقي در غرب و همچنين قوم مغول و تاتار و البته تركهاي تركيه و آذربايجان منطبق دانست.
حضور تركها در مناطق مرزي در سوريه و جنگ بزرگ قرقيسيا
برخي از تحولاتي كه براي تحركات تركها پيش بيني شده است به خوبي با هجوم قوم مغول و تاتار بر كشورهاي اسلامي خاورميانه قابل تطبيق است، اما براي تركها در تحولات شام قبل از خروج سفياني مي توان دو نقش در نظر گرفت، يكي روايتي كه بيان مي كند تركها در سوريه و اطراف شهر دمشق حضور دارند و روايات ديگري كه بيان مي دارند تركها در جزيره كه مكاني است در حدفاصل عراق و سوريه و نزديك به قرقسيا حضور خواهند داشت كه علت آن آشكار شدن گنجي از طلا و نقره( و شايد نفت و اورانيم باشد) كه توسط رود فرات آشكار خواهد شد و چون در نزديكي خط مرزي سوريه و تركيه و عراق قرار دارد، كشمكش شديدي را ميان نيروهاي مختلف از جمله تركها و سفياني موجب مي گردد كه در نهايت به جنگ بزرگ قرقسيا ختم مي شود.
هرچند برخي فتنه هاي قبل از ظهور بيان شده توسط تركان را بتوان بر قوم مغول و تاتار منطبق دانست و يا فتنه هاي عمومي قبل از ظهور را به روسها و شوروي سابق منطبق كرد، ولي آنچه صحيح بن نظر مي رسد اين است كه حضور تركها در جزيره و جنگ بزرگ قرقيسا مرتبط با تركهاي تركيه باشد زيرا موقعيت مكاني و همچنين انگيزه بيان شده براي اين جنگ در روايات به خوبي با هم مرز بودن تركيه با جزيره و قرقسيا و انگيزه مادي و تملك بر آنها قابل درك است.
به هر حال تركها در تحولات سرزمين شام قبل از خروج سفياني و هنگام خروجش نقش مهمي ايفا مي كنند.
#ادامه_دارد
🟤ایران در عصر ظهور
ایرانیان زمینه ساز ظهور در کلام امام باقر(ع)
#بخش_اول
امام باقر(ع)، در وصف ایرانیان زمینه ساز ظهور، بشارتی اعجاب برانگیز، میفرمایند و ایرانیان و قوم سلمان فارسی را به فتحی عظیم و پیروزی بزرگ و درک محضر و حضور حکومت جهانی امام عصر، بشارت می دهند.
مرحوم نعمانی در کتاب الغیبۀ، از قول امام باقر، چنین نقل می کند:
کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَأَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ.
من به قومی، مىنگرم که از طرف مشرق زمین به پا مىخیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حکومت الهى تلاش مىکنند. بارها از متولیان، اجراء حق را خواستار مىشوند، امّا با بىاعتنایى مواجه مىشوند. وقتى که وضع را چنین ببینند، اسلحه های خود را به دوش مىنهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواستهشان اصرار مىورزند تا این که سردمداران حکومت نمىپذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مىگردند و کسى نمىتواند جلوگیرشان شود.
این حقجویان وقتى که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیهالسلام به کس دیگرى نمىسپارند. کشتههاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مىشوند.
در اینجا امام باقر علیهالسلام به ابو خالد کابلى، جملهاى زیبا فرمود که مىتواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد. آن حضرت فرمود: اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاََسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاَْمْرِ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم مىدارم.
این بخش از روایت، نشان می دهد بین حکومت ایرانیان زمینه ساز ظهور و قیام امام عصر، به اندازه عمر یک انسان معمولی، فاصله می باشد که امام باقر، چنین میفرمایند.
🟤ایران در عصر ظهور
ایرانیان زمینه ساز ظهور در کلام امام باقر(ع)
#بخش_اول
امام باقر(ع)، در وصف ایرانیان زمینه ساز ظهور، بشارتی اعجاب برانگیز، میفرمایند و ایرانیان و قوم سلمان فارسی را به فتحی عظیم و پیروزی بزرگ و درک محضر و حضور حکومت جهانی امام عصر، بشارت می دهند.
مرحوم نعمانی در کتاب الغیبۀ، از قول امام باقر، چنین نقل می کند:
کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یُعْطَوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَهُ فَلَا یُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوا فَلَا یَقْبَلُونَهُ حَتَّى یَقُومُوا وَ لَا یَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَأَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ.
من به قومی، مىنگرم که از طرف مشرق زمین به پا مىخیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حکومت الهى تلاش مىکنند. بارها از متولیان، اجراء حق را خواستار مىشوند، امّا با بىاعتنایى مواجه مىشوند. وقتى که وضع را چنین ببینند، اسلحه های خود را به دوش مىنهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواستهشان اصرار مىورزند تا این که سردمداران حکومت نمىپذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مىگردند و کسى نمىتواند جلوگیرشان شود.
این حقجویان وقتى که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیهالسلام به کس دیگرى نمىسپارند. کشتههاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مىشوند.
در اینجا امام باقر علیهالسلام به ابو خالد کابلى، جملهاى زیبا فرمود که مىتواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد. آن حضرت فرمود: اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَکْتُ ذلِکَ لاََسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاَْمْرِ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم مىدارم.
این بخش از روایت، نشان می دهد بین حکومت ایرانیان زمینه ساز ظهور و قیام امام عصر، به اندازه عمر یک انسان معمولی، فاصله می باشد که امام باقر، چنین میفرمایند.
🟤سفیانی
#بخش_اول
مواضع سفیانی در برابر اهل بیت علیهم السلام و شیعیان
راویان حدیث، در نفاق، بدرفتاری و دشمنی او با خدا، پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت مهدی علیه السلام اتفاق نظر دارند و روایاتی که در منابع شیعه و سنی درباره شخصیت و کردار او نقل شده یکسان یا نزدیک به هم است. از ابی قبیل روایت شده است که گفت: " سفیانی بدترین فرمانرواست، دانشمندان و اهل فضل را میکشد و از وجود آنها برای مقاصد خود
استفاده میکند. هر کس سرباز زند به قتل میرسد "[۲]
در جائی دیگر میگوید: سفیانی تا شش ماه کسانی را که نافرمانی کنند میکشد. با اره سر میبرد و در دیگها میپزد " [۳]
و از ابن عباس روایت شده است که گفت:
" سفیانی خروج کند و دست به کشتار زند او شکم زنان را به درد و اطفال را در دیگهای بزرگ بجوشاند. " [۴]
از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین انسان را دیده ای. او دارای رنگی بور و سرخ و بسیار کینه ای است، هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده و مکه و مدینه را ندیده است میگوید: پروردگارا انتقام من با آتش است. [۵]
طبق روایات، کینه او نسبت به اهل بیت علیهم السلام، از بارزترین ویژگیهای اوست، بلکه از روایات چنین برمیآید که نقش سیاسی او ایجاد فتنه مذهبی میان مسلمانان و تحریک اهل تسنن علیه شیعیان تحت شعار یاری سنیها است در حالی که او مزدور زمامداران کفر غربی و یهودیان است.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: ما و ابو سفیان دو خاندانیم که دشمنی ما بر سر خداست. ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها گفتند خدا
دروغ گفت. ابو سفیان به جنگ پیامبر برخاست و معاویه فرزند ابو سفیان به جنگ علی بن ابی طالب رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی علیه السلام پرداخت و سفیانی به مصاف با قائم علیه السلام برخیزد " [۶]
همچنین نقل شده که فرمود: گویا من سفیانی (یا رفیق او) را میبینم که در زمینهای سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده و منادی او ندا میدهد، هر کس سر یک تن از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش اوست، در این هنگام همسایه بر همسایه حمله برده و میگوید این شخص از شیعیان است. پس گردن او را میزند و هزار درهم جایزه میگیرد، آگاه باشید که در آن روز، فرمانروائی شما بدست حرامزادگان خواهد افتاد. و گویا هم اینک " شخص نقابدار " را میبینم. پرسیدم: شخص نقابدار کیست؟ فرمود: مردی است از شما که سخن شما را
میگوید، نقاب میپوشد، شما را گرد آورده و میشناسد اما شما او را نمیشناسید و مردان شما را یکایک با عیب جوئی بدنام میکند، آگاه باشید که او زنازاده ای بیش نیست[۷]
ما در لبنان، نمونههایی از این نقابداران را که مزدور یهودیانند، دیده ایم که به مناطق مسلمان نشینی که تحت نفوذ آنهاست وارد شده و در حالی که چهرههای سیاه خود را زیر ماسکهای سیاه رنگ یا رنگهای دیگر مخفی نموده اند مؤمنان را شناسائی و به همدستان خود معرفی و آنها را به قتل رسانده، یا دستگیر و زندانی می کنند. و سفیانی دست آموز آنهاست و نقابداران وی از نوع نقابداران همین گروه هایند.
در روایت دیگری آمده است: سواران سفیانی به جستجوی اهل خراسان میآیند و شیعیان آل پیامبر صلی الله علیه و آله را در کوفه می کشند، آنگاه اهل خراسان در جستجوی حضرت مهدی علیه السلام بیرون می آیند " [۸]
برخی از روایات رنگ پرچم سفیانی را سرخ عنوان کرده اند که نشانه سیاست
خونین او است، همچنانکه از امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده که فرمود: " برای آن نشانههایی است... خروج سفیانی با پرچم سرخ، که فرمانده اش مردی از قبیله " بنی کلب " است [۹]
#ادامه_دارد
پی نوشت
۲. نسخه خطی ابن حماد ص ۷۶.
۳. نسخه خطی ابن حماد ص ۸۰.
۴. نسخه خطی ابن حماد ص ۸۴.
۵. بحار: ۵۲ / ۳۵۴.
۶. بحار: ۵۲ / ۱۹۰.
۷. بحار: ۵۲ / ۲۱۵.
۸. نسخه خطی ابن حماد ص ۸۲.
۹. بحار: ۵۲ / ۲۷۳.
🟤سفیانی
#بخش_اول
خط و مشی سیاسی و فرهنگ سفیانی
روایات، نشان میدهند که سفیانی دارای فرهنگ و آموزش غربی است و چه
بسا بزرگ شده همانجا باشد. در کتاب " غیبت " شیخ طوسی از بشر بن غالب
به صورت مرسل [۱] روایت شده که گفت: سفیانی در حالی که نصرانی شده، صلیب بر گردن، از سرزمین رومیان می آید. او رئیس گروه است. [۲]
یعنی او در اصل مسلمان بوده، سپس مسیحی شده و از سرزمین غرب وارد شام
گشته و حرکت خود را آغاز میکند.
خط و مشی سیاسی او به غرب و یهودیان گرایش دارد و با حضرت که دشمن
غربی هاست به نبرد میپردازد و با ترکان یا هواداران ترکها که احتمالا روسها هستند
وارد جنگ می شود. سفیانی در حین نبرد با حضرت، از دمشق به رمله فلسطین
جایی که شورشیان رومی در آنجا فرود می آیند، پناه می برد.
و آشکار است که او بعنوان خط مقدم دفاع از یهودیان و رومیها وارد پیکار با
حضرت مهدی علیه السلام میشود. روایات از شکست یهودیان که با شکست سفیانی
ایجاد خواهد شد سخن گفته اند.
نشانه دیگر گرایش وی به غربیها این است که باقیمانده نیروهای سفیانی، پس
از شکست و کشته شدن او به سوی غرب می گریزند، آنگاه یاران امام مهدی علیه السلام آنها را بازگردانده و به قتل میرسانند.
از ابن خلیل ازدی، روایت شده است که گفت: از ابو جعفر (امام باقر علیه السلام) شنیدم که درباره این آیه شریفه که میگوید: (وقتی آنان عذاب ما را احساس کردند به ناگاه از آن گریختند. (به آنان گفته شود) فرار نکنید و به سوی آنچه در آن متنعم بودید و به سوی خانه هایتان
بازگردید. شاید از شما سؤال شود [۳] فرمود: " وقتی قائم قیام کند و سپاهی بسوی بنی امیه به شام گسیل دارد، آنان به سوی روم (غرب) گریزند رومیان به آنها گویند: ما، شما را به سرزمین خود راه ندهیم مگر اینکه به آئین مسیحیت درآئید، آنگاه صلیب به گردن خود آویزند و رومیان آنان را بپذیرند. وقتی یاران قائم علیه السلام به قصد نبرد با رومیان، رویاروی آنان فرود آیند، رومیان از آنها درخواست امان و صلح کنند اما یاران قائم گویند: امان ندهیم مگر افرادی که از ما نزد شماست به ما برگردانید.
سپس رومیان آنها را به یاران قائم علیه السلام باز گردانند و این است معنی فرموده خداوند: فرار نکنید و به سوی آنچه در آن متنعم بودید و به سوی خانه هایتان بازگردید. شاید مورد سؤال واقع شوید " سپس فرمود: او (حضرت) از آنها از گنجها سؤال کند. در حالی که بهتر از هر کس از آنها آگاه است، آنها این آیه را میخوانند: وای بر ما که سخت ستمکار بودیم، پیوسته این گفتارشان بود تا آن که ما همه را طعمه درو شده بی جان ساختیم، با شمشیر [۴]
و معنی این جمله که " هنگامی که یاران قائم رویاروی آنان قرار گیرند، آنها امان طلبند این است که یاران حضرت، نیروهای خود را در مقابل رومیان آماده میکنند و آنان را مورد تهدید قرار میدهند و مراد از بنی امیه یاران سفیانی است که در روایات دیگر بدان تصریح شده است.
ظاهرا غربیها مشاوران و فرماندهان سپاه سفیانی اند که دارای موقعیت سیاسی
خوبی هستند، از این رو ماجرا تا آنجا کشیده میشود که حضرت مهدی علیه السلام و یارانش، رومیان را در صورت تسلیم نکردن این افراد، تهدید به جنگ میکنند.
#ادامه_دارد
پی نوشت:
۱. روایت مرسل به روایتی گفته میشود که سند آن ذکر نشده باشد.
۲. غیبت طوسی ص ۲۷۸.
۳. انبیاء / ۱۲ - ۱۳.
۴. بحار: ۵۲ / ۳۷۷ و آیه مذکور: انبیاء / ۱۵.
🟤سفیانی
#بخش_اول
مواضع سفیانی در برابر اهل بیت علیهم السلام و شیعیان
راویان حدیث، در نفاق، بدرفتاری و دشمنی او با خدا، پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت مهدی علیه السلام اتفاق نظر دارند و روایاتی که در منابع شیعه و سنی درباره شخصیت و کردار او نقل شده یکسان یا نزدیک به هم است. از ابی قبیل روایت شده است که گفت: " سفیانی بدترین فرمانرواست، دانشمندان و اهل فضل را میکشد و از وجود آنها برای مقاصد خود
استفاده میکند. هر کس سرباز زند به قتل میرسد "[۲]
در جائی دیگر میگوید: سفیانی تا شش ماه کسانی را که نافرمانی کنند میکشد. با اره سر میبرد و در دیگها میپزد " [۳]
و از ابن عباس روایت شده است که گفت:
" سفیانی خروج کند و دست به کشتار زند او شکم زنان را به درد و اطفال را در دیگهای بزرگ بجوشاند. " [۴]
از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود: اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین انسان را دیده ای. او دارای رنگی بور و سرخ و بسیار کینه ای است، هرگز سر به بندگی خدا فرو نیاورده و مکه و مدینه را ندیده است میگوید: پروردگارا انتقام من با آتش است. [۵]
طبق روایات، کینه او نسبت به اهل بیت علیهم السلام، از بارزترین ویژگیهای اوست، بلکه از روایات چنین برمیآید که نقش سیاسی او ایجاد فتنه مذهبی میان مسلمانان و تحریک اهل تسنن علیه شیعیان تحت شعار یاری سنیها است در حالی که او مزدور زمامداران کفر غربی و یهودیان است.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: ما و ابو سفیان دو خاندانیم که دشمنی ما بر سر خداست. ما گفتیم خداوند راست گفت و آنها گفتند خدا
دروغ گفت. ابو سفیان به جنگ پیامبر برخاست و معاویه فرزند ابو سفیان به جنگ علی بن ابی طالب رفت و یزید پسر معاویه به نبرد با حسین بن علی علیه السلام پرداخت و سفیانی به مصاف با قائم علیه السلام برخیزد " [۶]
همچنین نقل شده که فرمود: گویا من سفیانی (یا رفیق او) را میبینم که در زمینهای سرسبز شما در کوفه اقامت گزیده و منادی او ندا میدهد، هر کس سر یک تن از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم پاداش اوست، در این هنگام همسایه بر همسایه حمله برده و میگوید این شخص از شیعیان است. پس گردن او را میزند و هزار درهم جایزه میگیرد، آگاه باشید که در آن روز، فرمانروائی شما بدست حرامزادگان خواهد افتاد. و گویا هم اینک " شخص نقابدار " را میبینم. پرسیدم: شخص نقابدار کیست؟ فرمود: مردی است از شما که سخن شما را
میگوید، نقاب میپوشد، شما را گرد آورده و میشناسد اما شما او را نمیشناسید و مردان شما را یکایک با عیب جوئی بدنام میکند، آگاه باشید که او زنازاده ای بیش نیست[۷]
ما در لبنان، نمونههایی از این نقابداران را که مزدور یهودیانند، دیده ایم که به مناطق مسلمان نشینی که تحت نفوذ آنهاست وارد شده و در حالی که چهرههای سیاه خود را زیر ماسکهای سیاه رنگ یا رنگهای دیگر مخفی نموده اند مؤمنان را شناسائی و به همدستان خود معرفی و آنها را به قتل رسانده، یا دستگیر و زندانی می کنند. و سفیانی دست آموز آنهاست و نقابداران وی از نوع نقابداران همین گروه هایند.
در روایت دیگری آمده است: سواران سفیانی به جستجوی اهل خراسان میآیند و شیعیان آل پیامبر صلی الله علیه و آله را در کوفه می کشند، آنگاه اهل خراسان در جستجوی حضرت مهدی علیه السلام بیرون می آیند " [۸]
برخی از روایات رنگ پرچم سفیانی را سرخ عنوان کرده اند که نشانه سیاست
خونین او است، همچنانکه از امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده که فرمود: " برای آن نشانههایی است... خروج سفیانی با پرچم سرخ، که فرمانده اش مردی از قبیله " بنی کلب " است [۹]
پی نوشت
۲. نسخه خطی ابن حماد ص ۷۶.
۳. نسخه خطی ابن حماد ص ۸۰.
۴. نسخه خطی ابن حماد ص ۸۴.
۵. بحار: ۵۲ / ۳۵۴.
۶. بحار: ۵۲ / ۱۹۰.
۷. بحار: ۵۲ / ۲۱۵.
۸. نسخه خطی ابن حماد ص ۸۲.
۹. بحار: ۵۲ / ۲۷۳.
🟤یمن درعصر ظهور
#بخش_اول
مروری بر آنچه در کتب تاریخی و روایی درباره یمن و یمنیها آمده، بیانگر آن است که این سرزمین، حامل فرهنگ و مردمی بس فرهیخته و محبوب نزد پیامبر اکرم (ص) و اهلبیت (علیهمالسلام) بوده است. آنچه توجه به یمن و یمنیها را این روزها دامن میزند، نقشی است که در روایات آخرالزمان و ظهور برای یمنیها مطرح شده است و این گمانهزنی را که شاید حوادث یمن، برگی دیگر از نزدیک شدن تحقق علائم حتمیه ظهور است، تقویت میکند.
افتخارات یمن قبل از اسلام
بنا بر تصریح قرآن و احادیث، اجابت پذیرش دعوت حضرت سلیمان از طرف بلقیس، ملکه سباء در کشور یمن، خود گواه روشنی بر پذیرش یکتاپرستی از طرف مردم یمن قبل از ورود اسلام به این سرزمین می باشد.
یمنیها، اولین قومی بودند که دعوت حضرت ابراهیم برای حج خانه خدا را اجابت کردند. مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی از امام باقر و یا امام صادق علیهما السلام روایت می کند که:
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ أَذَّنَ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَحُجُّوا هَذَا الْبَيْتَ ... وَ كَانَ أَوَّلُ مَنْ أَجَابَهُ مِنْ أَهْلِ الْيَمَن. (کلینی، كافي، ج 4، ص205)
ابراهیم علیه السلام مردم را به حج دعوت کرد و فرمود: ای مردم من ابراهیم خلیل الله هستم. خداوند به شما فرمان می دهد که حج این خانه (کعبه) را به جا آورید ... اولین کسانی که دعوت ابراهیم را اجابت کردند، گروهی از یمنی ها بودند.
ورود اسلام به یمن
تعلق و محبت یمن به اهل بیت، بر کسی پوشیده نیست، مردم یمن به دست مبارک امیر المؤمنین علی (ع)، به اسلام گرویدند و بیشتر طرفداران حضرت علی از قبیله هَمدان یمن بودند. (شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 62. مجلسی، بحار الانوار، ج 21، ص 36.) گویی چنین مقدر شده بود که مردم یمن، ایمان آورده به دست امیرمؤمنان علی(ع) باشند و نه شخص دیگری. البته یمنی ها، در دوره اموی و بنی امیه، تحت فشار بودند.
رسول گرامی اسلام(ص) درباره اهل یمن تعبیری دارند که بسیار والاست که می فرمایند: «هر کس مردم یمن را دوست بدارد، من را دوست داشته است و هر کس مردم یمن را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است.
مهاجرین یمنی، تشیع را به شهر قم در کشور ایران آوردند و تشیع شهر قم، به برکت اشعری های کشور یمن است. پیروان و اصحاب خاص پیامبر و امیرالمومنین، از جمله: اویس قرنی، مالک اشتر نخعی، حجر بن عدی، هانی بن عروۀ، کمیل بن زیاد، مقداد و 34 تن از شهدای کربلا و بخشی از توابین ... از یمن بوده اند. هم اکنون نیز اشعری های شهر قم در کشور ایران، و برخی از قبائل عراق و بویژه شیعیان خاندان عاملی در لبنان، اصالتا، یمنی هستند.
آیا حوثیهای زیدیه یمن به شیعیان امامی گرایش دارند؟
حوثی های یمن، از زیدیهای جارودی هستند. این دسته از زیدیها برخلاف دسته دیگر، مانند شیعه، ولایت و برائت دارند. در فقه زیدی، امام باید از نسل حسنین(ع)، عالم و قیام کننده به امر الهی، باشد. بعضی از یمنیها، چون هر سه شرط بالا را در امام خمینی(ره) میدیدند، اطاعت از ایشان را واجب میدانستند و اکنون نظیر این اعتقاد را نسبت به مقام معظم رهبری، آیه الله خامنه ای دارند. زیدی ها و بویژه حوثی های یمن، به شیعیان امامی، نگاه مثبتی دارند و ما را دوست دارند. حتی عده ای از آنها شیعه دوازده امامی شده اند.
حوثی های یمن، ادعای یمانی بودن ندارند
یمانی، قحطانی، منصور یمانی، و ناصر الامام مهدی(ع) تعابیر مختلفی از یک شخصیت است که قطعاً خواهد آمد. روایات درباره یمانی، در منابع سنّی و شیعی آمده و یمنیها به این شخصیت خیلی میبالند. برخی از کارشناسان مهدویت از جمله علامه کورانی معتقدند که یمانی، از یاران خاصّ امام (ع) و اطاعتش واجب است. او شش ماه قبل از ظهور، قیام می کند: «إذا ظهر الیمانی وجب على کلّ مؤمنٍ طاعته، فمن التوى علیه فهو إلى النار لأنّه یدعوا الى الحقّ و یدعوا إلی صاحبکم؛ هنگامی که یمانی آشکار شود، اطاعت از او بر هر فرد مؤمنی واجب است، پس هر که از او سر باز زند، به سوی آتش (دوزخ) است، زیرا او (یمانی) به جانب حق و به جانب صاحبتان [امام زمان(ع)] فرا میخواند».
این روایت تأکید خیلی شدیدی در تبعیت از یمانی دارد. حاکم علنی و نماینده رسمی و سخنگوی امام در این مقطع، یمانی است که با سپاهش برای فتح مکه اقدام میکند و پیروز میشود. اگر زمانی کسی ادعای یمانی بودن داشت، باید از او درخواست معجزه شود. علاوه بر آن یمانی در صنعا، در کشور یمن قیام میکند، نه حومه یمن و محل قیام الحوثی ها.
ادامه دارد
🟤 جنگ جهانی، قبل از ظهور/ عقیده مسیحیت و یهود صهیونیست و «کشتار مردم»
#بخش_اول
گزاره حدیثی قتل و کشتار «نیمی از مردم جهان» در آخرالزمان
در حوادث قبل ظهور، از «هرجالروم»[1] و نیز اختلاف بین «بلوک شرق و غرب»[2]، سخن به میان آمده است؛ حال اگر اختلاف و قتل در بلاد روم جنگ بین غربیها[3] که در احادیث متعدد به طرق مختلف و موثق[4] با «سه سند معتبر»[5] گزارش شده است[6]، را به احادیث دیگر مبنی بر کشته شدن «دوسوم مردم دنیا»[7] قبل از ظهور امام عصر، ضمیمه کنیم؛ از اینرو، بسیاری از مردم جهان در اثر «مرگ سرخ» جنگ جهانی و «مرگ سفید» بیماریهای فراگیر، به قتل میرسند[8]
از امام صادق در کتاب کمالالدین صدوق و کتاب الغیبۀ طوسی، به سند معتبر، نقل شده است:
«لا يَكونُ هذَا الأَمرُ حَتّى يَذهَبَ ثُلُثَا النّاسِ، فَقيلَ لَهُ: إذا ذَهَبَ ثُلُثَا النّاسِ فَما يَبقى؟ فَقالَ: أما تَرضَونَ أن تَكونُوا الثُّلُثَ الباقِی»[9]
قيام امام مهدی، روى نمىدهد، تا آنكه دو سومِ مردم از ميان بروند؛ گفتيم: اگر دو سومِ مردم بروند، چه كسى باقى مىماند؟ فرمود: آيا راضى نمىشويد كه جزو يك سومِ باقىمانده باشيد؟
البته هرچند برخی تلاش کردهاند «یذهب» را به قرینه احادیث «تمحیص و غربله»، به معنای مردود شدن در فتنهها و خروج از دین و... قلمداد کنند و چنین استناد میکنند که در احادیث تعبیر «یذهب» آمده است و نه قتل و موت.
حال اگر فرض بر این باشد کلام آنان صحیح و موجه جلوه میکند؛ لکن احادیث معتبری که تصریح در «قتل» دوسوم مردم دنیا قبل از ظهور دارد و «موت» و «یذهب» را در کنار هم قرار داده است را چگونه پاسخ میدهند؟ از امام صادق در کتاب کمالالدین صدوق، چنین نقل شده است:
«قُدّامَ القائِمِ مَوتَتانِ: مَوتٌ أحمَرُ و مَوتٌ أبيَضُ، حَتّى يَذهَبَ مِن كُلِّ سَبعَةٍ خَمسَةٌ، المَوتُ الأَحمَرُ السَّيفُ، وَ المَوتُ الأَبيَضُ الطّاعونُ»[10]
پيش از قائم، دو مرگ است: مرگ سرخ و مرگ سفيد، تا آن جا كه از هر هفت نفر، پنج نفر مىميرند. مرگ سرخ، كشته شدن با سلاح (خونریزی و جنگ) و مرگ سفيد، طاعون (کنایه از بيمارىهای واگیردار و سلاحهای بیولوژیک).
سند حدیث، معتبر است[11] و همه راویان، امامی و ثقه هستند[12]
نشانه جنگ جهانی سوم و هرج الروم چیست؟
زندگی در کشورهای غربی، تا قبل از وقوع خسف دمشق از جهت امنیت، شاید اشکالی نداشته باشد.
اما به محض وقوع «خسف در سوریه» در منطقه جابیه و حرستا در نزدیک دمشق، نشانهای است برای هرج الروم.
و بهتر است بلکه برای حفظ جان شیعه و مومنین بلکه واجب است که برای مدتی کشورهای غربی را ترک کنیم.
زیرا، کشورهای غربی که تجربه دو جنگ جهانی را دارند، هیچ بعید نیست که جنگ جهانی سوم اتمی را نیز آغاز کنند.
عقیده مسیحیت انجیلی و «کشتار مردم»، قبل بازگشت مسیح
امیدوارم، این احادیث جعلی باشد (البته سندشان هم معتبر است) یا بداء شود که البته خود نوشتار مستقلی میطلبد.
البته «خواب آشفته» یهود و صهیونیسم مسیحی با پشتوانه عقیدتی جنگ آرماگدون (جنگ اتمی بین خیر و شر)، ممکن است موجب قتل و کشتار وسیعی در جهان شود که بنا بر ادعای خودشان باید حداقل «نیمی از مردم جهان»، به قتل برسند[13] تا مسیح، ظهور کند[14].
الهیات آرماگدون، دستپروده کتاب تحریف شده تورات و انجیل است و از دیدگاه مسلمانان، معتبر نیست. اما اگر مسیحیان صهیونست، درصدد تعبیر این خواب آشفته جنگ آرماگدون برآیند، آنگاه این مساله از «نگاه علمی» و نوشتههای روی کاغذ، فراتر خواهد رفت و «رنگ و بوی اقدام عملی» به خود خواهد گرفت.
اسلام صرفا از این نقشه شوم قتل و کشتار مردم، خبر داده است اما صهیونیسم مسیحی معتقد است باید مقدمات کشتار وسیعی جهانی را فراهم کنند.
به تمام «مومنین و موحدان» در سراسر عالم، فوروارد بفرمایید.
پینوشت:
1. نعمانی، الغیبة، ص۳۰۵. طوسی، الغیبة، ص۴۶۱.مجلسی،بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۱۶ و ۲۵۳.نعمانی، الغیبة،ص۲۷۹. مفید، الإختصاص، ص۲۵۵.طوسی، الغیبة، ص۴۴۲.عیاشی،التفسیر، ج۱، ص۶۴. مجلسی،بحارالأنوار، ج۵۲،ص۲۳۷.
2. «اخْتَلَفَ أَهْلُ الْمَشْرِقِ وَ أَهْلُ الْمَغْرِبِ...وَ یَلْقَی النَّاسَ جُهْدٌ شَدِیدٌ مِمَّا یَمُرُّ بِهِمْ مِنَ الْخَوْفِ فَلَا یَزَالُونَ بِتِلْکَ الْحَالِ حَتَّی یُنَادِیَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاء»(نعمانی، الغیبة،ص۲۶۲.مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۳۵)
3. «الهرج: الفتنة»(جوهری، الصحاح،ج۱، ص۳۵۰) و «القتال» (فراهیدی، العین، ج۳، ص۳۸۸)؛«الهَرْجُ: شدَّة القتل و کثرته» (ابنمنظور، لسان العرب، ج۲، ص۳۸۹)؛ «فی الحدیث: قُدَّام الساعة هَرْج أی قِتال شدید» (ازهری، تهذیب اللغة، ج۶، ص۳۲). در منابع حدیثی فریقین نیز واژه «هرج» بیشتر بهمعنای قتل و جنگ، بهکار رفته است: «الهرج: القتل» (صدوق، معانی الأخبار، ص۳۵۷)
🟤یمن درعصر ظهور
#بخش_اول
مروری بر آنچه در کتب تاریخی و روایی درباره یمن و یمنیها آمده، بیانگر آن است که این سرزمین، حامل فرهنگ و مردمی بس فرهیخته و محبوب نزد پیامبر اکرم (ص) و اهلبیت (علیهمالسلام) بوده است. آنچه توجه به یمن و یمنیها را این روزها دامن میزند، نقشی است که در روایات آخرالزمان و ظهور برای یمنیها مطرح شده است و این گمانهزنی را که شاید حوادث یمن، برگی دیگر از نزدیک شدن تحقق علائم حتمیه ظهور است، تقویت میکند.
افتخارات یمن قبل از اسلام
بنا بر تصریح قرآن و احادیث، اجابت پذیرش دعوت حضرت سلیمان از طرف بلقیس، ملکه سباء در کشور یمن، خود گواه روشنی بر پذیرش یکتاپرستی از طرف مردم یمن قبل از ورود اسلام به این سرزمین می باشد.
یمنیها، اولین قومی بودند که دعوت حضرت ابراهیم برای حج خانه خدا را اجابت کردند. مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی از امام باقر و یا امام صادق علیهما السلام روایت می کند که:
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ أَذَّنَ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَحُجُّوا هَذَا الْبَيْتَ ... وَ كَانَ أَوَّلُ مَنْ أَجَابَهُ مِنْ أَهْلِ الْيَمَن. (کلینی، كافي، ج 4، ص205)
ابراهیم علیه السلام مردم را به حج دعوت کرد و فرمود: ای مردم من ابراهیم خلیل الله هستم. خداوند به شما فرمان می دهد که حج این خانه (کعبه) را به جا آورید ... اولین کسانی که دعوت ابراهیم را اجابت کردند، گروهی از یمنی ها بودند.
ورود اسلام به یمن
تعلق و محبت یمن به اهل بیت، بر کسی پوشیده نیست، مردم یمن به دست مبارک امیر المؤمنین علی (ع)، به اسلام گرویدند و بیشتر طرفداران حضرت علی از قبیله هَمدان یمن بودند. (شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 62. مجلسی، بحار الانوار، ج 21، ص 36.) گویی چنین مقدر شده بود که مردم یمن، ایمان آورده به دست امیرمؤمنان علی(ع) باشند و نه شخص دیگری. البته یمنی ها، در دوره اموی و بنی امیه، تحت فشار بودند.
رسول گرامی اسلام(ص) درباره اهل یمن تعبیری دارند که بسیار والاست که می فرمایند: «هر کس مردم یمن را دوست بدارد، من را دوست داشته است و هر کس مردم یمن را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است.
مهاجرین یمنی، تشیع را به شهر قم در کشور ایران آوردند و تشیع شهر قم، به برکت اشعری های کشور یمن است. پیروان و اصحاب خاص پیامبر و امیرالمومنین، از جمله: اویس قرنی، مالک اشتر نخعی، حجر بن عدی، هانی بن عروۀ، کمیل بن زیاد، مقداد و 34 تن از شهدای کربلا و بخشی از توابین ... از یمن بوده اند. هم اکنون نیز اشعری های شهر قم در کشور ایران، و برخی از قبائل عراق و بویژه شیعیان خاندان عاملی در لبنان، اصالتا، یمنی هستند.
آیا حوثیهای زیدیه یمن به شیعیان امامی گرایش دارند؟
حوثی های یمن، از زیدیهای جارودی هستند. این دسته از زیدیها برخلاف دسته دیگر، مانند شیعه، ولایت و برائت دارند. در فقه زیدی، امام باید از نسل حسنین(ع)، عالم و قیام کننده به امر الهی، باشد. بعضی از یمنیها، چون هر سه شرط بالا را در امام خمینی(ره) میدیدند، اطاعت از ایشان را واجب میدانستند و اکنون نظیر این اعتقاد را نسبت به مقام معظم رهبری، آیه الله خامنه ای دارند. زیدی ها و بویژه حوثی های یمن، به شیعیان امامی، نگاه مثبتی دارند و ما را دوست دارند. حتی عده ای از آنها شیعه دوازده امامی شده اند.
حوثی های یمن، ادعای یمانی بودن ندارند
یمانی، قحطانی، منصور یمانی، و ناصر الامام مهدی(ع) تعابیر مختلفی از یک شخصیت است که قطعاً خواهد آمد. روایات درباره یمانی، در منابع سنّی و شیعی آمده و یمنیها به این شخصیت خیلی میبالند. برخی از کارشناسان مهدویت از جمله علامه کورانی معتقدند که یمانی، از یاران خاصّ امام (ع) و اطاعتش واجب است. او شش ماه قبل از ظهور، قیام می کند: «إذا ظهر الیمانی وجب على کلّ مؤمنٍ طاعته، فمن التوى علیه فهو إلى النار لأنّه یدعوا الى الحقّ و یدعوا إلی صاحبکم؛ هنگامی که یمانی آشکار شود، اطاعت از او بر هر فرد مؤمنی واجب است، پس هر که از او سر باز زند، به سوی آتش (دوزخ) است، زیرا او (یمانی) به جانب حق و به جانب صاحبتان [امام زمان(ع)] فرا میخواند».
این روایت تأکید خیلی شدیدی در تبعیت از یمانی دارد. حاکم علنی و نماینده رسمی و سخنگوی امام در این مقطع، یمانی است که با سپاهش برای فتح مکه اقدام میکند و پیروز میشود. اگر زمانی کسی ادعای یمانی بودن داشت، باید از او درخواست معجزه شود. علاوه بر آن یمانی در صنعا، در کشور یمن قیام میکند، نه حومه یمن و محل قیام الحوثی ها.
ادامه دارد...