eitaa logo
بسم الله القاصم الجبارین
3.1هزار دنبال‌کننده
124هزار عکس
132هزار ویدیو
213 فایل
﷽ ڪد خدا را بـرسانید زمـان مستِ علے اسٺ مالڪ افـتاد زمـین تیـغ ولـے دستِ علے اسٺ #انتقام_سخت ✌️🏻 #شهادتت_مبارک_سردار_دلها 💔
مشاهده در ایتا
دانلود
قنوتت بوی خدا میداد تو که چادر مادرت زهرا را گرفتی و پر کشیدی دست ما را هم بگیر علمدار😔 شبتون بهشت🌺
۱۲ اسفند ۱۳۹۸
شکر لله شيعه اي نامي شديم اهل جمهوري اسلامي شديم از خميني درس عشق آموختيم در تنور جنگ و جبهه سوختيم بيعتی کرديم بـا سيـد علی راه حق در قول و فعلش منـجلی🌹
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
یک بار رو به من گفت از غیب خبر داره! گفتم یعنی چی؟ گفت: آخه من یه خوابی دیده بودم که این خواب را تا به حال برای کسی تعریف نکردم اما... پرسیدم چه خوابی؟ حاج حسین گفت چندی قبل خواب را که پیغام را برایم آورد و گفت تو شهید نمی شوی دیدم. در خواب به شهید کاظمی گفتم یه دعا کن من هم بیام پیش شما و خدا مرا به شما برسونه ولی شهید کاظمی دعا نکرد،گفتم من دعا میکنم آمین بگو و بعد گفتم خدایا منو به شهدا برسون باز هم شهید کاظمی آمین نگفت و فقط شهید کاظمی به صورتم نگاه کرد و خندید.حاج قاسم از کجا فهمیده که بهم گفت اگر آن کسی که باید برایت دعا کند،دعا کند شهید می شوی.حاج حسین درست کمتر از یک ماه قبل از شهادتش به مزار شهید کاظمی می رود و آنجا با پدر و مادر این شهید دیدار می کند.حاج حسین آنجا از مادر شهید کاظمی میخواهد برای عاقبت بخیر شدنش دعا کند و مادر شهید کاظمی در حالی که دست هایش را رو به آسمان می گیرد از خدا عاقبت بخیری حاج حسین را می خواهد و دعا می کند.و اینگونه اثر می کند دعای شهید کاظمی از زبان مادرش و حاج حسین یکماه بعد در سوریه شهید می شود. عاشقان سردار سلیمانی
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔺توصیه شهید حاج قاسم سلیمانی به دخترش پس از رفتار ناحق یک استاد دانشگاه
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
💠وظیفه ما و همه دست اندرکاران است که به این مردم خدمت کنیم و در غم و شادی ومشکلات آنان شریک باشیم که گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به مردم وجود داشته باشد. 📚صحیفه نور، جلد ١٧،صفحه ٢٠٢ 🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
🍃💙 چه آرزوهای قشنگی می کردند و چقدر زیبا اجابت می شد...💌 🍃💙 آرزو کرده بود: "بدست شقی ترین انسانهای روی زمین یعنی کشته بشم" و حالا دست اونهاست... 🍃💙 . از خدا خواسته بود: "مثل مولایم بدون سر وارد بشم" ترکش خمپاره سرش رو برد... 🍃💙 . همیشه می گفت: "دوست دارم مثل حضرت زهرا گمنام باشم" سالها پیکرش بود... 🍃💙 می گفت از خدا خواستم: "بدنم حتی یک وجب از خاک زمین رو اشغال نکنه" آب دجله او رو برای همیشه با خودش برد... 🍃💙 .حاج_آقا_ابوترابی در مسیر پیاده روی مشهد می گفت آرزو دارم: "در جاده (مشهد) از دنیا برم" تو همون مسیر خدا بردش و روز شهادت امام رضا در جوار امام رضا دفن شد... 🍃💙 حاج حسین یکتا: میخواستن؛ میشد... میخوایم! نمیشه.. چه کار کردیم با این دل ها..
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
✨  یادم هست سال آخر بود، از آنجا که با باطن پاک رضا آشنا بودم خانمی را از نزدیکانمان برایش نشان کرده بودیم😍و اصلاً فکرش را نمی کردم خودش قصد ازدواج داشته باشد. اما از انجا که خدا به قول معروف در و تخته را با هم جوش می دهد.😉 یک شب با برادر و خانواده اش جلوی در خانه ما آمدند و ما هم شدیم واسطه این ازدواج خدایی و با هم رفتیم خواستگاری.💐  شاید باورتان نشود ولی همان شب همه ی هماهنگی ها انجام شد. اما کمتر از دو ماه از این ماجرا نگذشته بود که رضا به رفقایش پیوست.💔  بعدها همسرش می گفت: در همان ایام کوتاه یک بار به من گفت من مطمئناً شهید می شوم🕊 و ازدواجم هم وسیله ایست برای رسیدنم به این هدف.  راوی: برادر میرطاهری 🌹
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
🌙 من چِرا بر تَنت قبا نشُدم؟... 🙃♥️ 😌🌸
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
🎥 آخرین شب زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی به روایت سید حسن نصرالله و ماجرای عجیب آخرین عکسهایی که به درخواست حاج قاسم گرفته شد....
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
4_5805175052513052294.mp3
13.5M
🎤حاج حسین سیب سرخی 🎵شور_سردار دل ها....... 🌹 حاج_قاسم_سلیمانی
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 روایت سیدهاشم الحیدری از علاقه بسیار سیدحسن نصرالله به شهید حاج قاسم سلیمانی 🔹سیدحسن نصرالله گفت: اگر عزرائیل از من بپرسد جان تو را بگیرم یا جان حاج قاسم را، سریع می‌گویم جان من را بگیر...
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 سلامتی این آقای حکیم، بصیر، شجاع، عالم و خار چشم دشمنان صلوات🌹 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هر سال این روز ها من مهمانِ شما بودم اما حالا که تقدیر به است امسال را شما مهمان دلم باشید ؛ میزبان شماست دلم ، در دلِ همین شهر گوشه همین اتاق ... حالا همین جا برایم شلمچه و طلاییه است ! + برای دلتنگ هایِ راهیان نور . . .
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
••• «حاج‌آقاپناهیان‌ میگفت: توےدلت‌بگو↓ حسین(ع)نگاهم‌میڪنھ عباس(ع)نگاهم‌میڪنھ حتےاگـرم‌اینطورنباشھ؛ خــــدابھ‌حسیــن‌‌میگھ: (♥️) نگاھ‌ڪـــن‌این‌بندھ‌من.. خیلــےدلــش‌خـــوشھ ناامیدش‌نڪن‌‌‌‌...🌱(: »
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
حاج حسین یکتا هرگاه مایل به گناه بودی این سه نکته را فراموش مکن : ⇦خدا می‌بیند ⇦ملائک می‌نویسد ⇦درهرحال مرگ می‌آید.. ؟! شهدا حواسشون به اعمالشون بود🌹
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
🔹 روایتی از پدر « محمد ، چهار بار به عراق و بعـد از آن به ســوریـه رفت من عمل قلب باز انجام داده بودم و حالم مسـاعد نبود😥 ، گفتم : شمـا به اندازه خودت رفتی نرو... می‌ گفت : « پنج پسر دارید پـدر ! نمی‌خواهید خمس‌شان را در راه حضرت زینب (س) بدهید؟ تا شمـا راضـی نباشیـد ، بی‌بی زینب(س) من را طلب نمی‌کند 😞 عراق شیعه زیاد دارد و دفاع می‌کنند می‌خواهم برای دفاع از ناموس ائمه (ع) به ســـوریه بروم .»👌 پای من را بوسید و گفت راضی باشید و از من دل بکنید. من هم قول می‌دهم شفایتان را از ائمه (ع) بگیرم...❤️ رفت و شفــــای من را هم گرفت. 🌹✌️
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
📸سلفی با شهید قاسم سلیمانی در حاشیه مراسم ترحیم پدر سردار امیرعلی حاجی‌زاده...
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
🔰روز ولادت آقا (صلوات الله علیه) بود و رمز ما یا ابوالفضل (علیه السلام). محل کارمان هم بود. اولین شهید🌷 کشف شد. شهید ، گردان امام محمدباقر (صلوات الله علیه)، گروهان حبیب و از بچه های کاشان. گفتیم اگر شهید بعدی هم اسمش ابوالفضل بود، این جا گوشه ای از آقا ابوالفضل (علیه السلام) است. 🔰رفتم پشت بیل و زمین را کندم⛏ که بچه ها پریدند داخل چاله. خیلی عجیب بود. یک از مچ قطع شده که داخل مشتش، جیره های شب عملیات (پسته و ...) مانده بود. آب زلالی💧 هم از حفره خاکریز بیرون می ریخت. گفتیم آب از قمقمه ای است که کنار پیکر شهید🌷 است؛ اما قمقمه خشک خشک بود. 🔰با پیدا شدن پیکر⚰ آب قطع شد🚱 وقتی را استعلام کردیم، دیگر دنبال آب نبودیم، جواب را گرفتیم. شهید گردان امام محمدباقر (صلوات الله علیه)، گروهان حبیب که او هم بچه کاشان بود. پی نوشت: در تصویر رو میبینید که به خاطر همین عنایت قمر بنی هاشم ابالفضل(ع) به نام نامی ایشان نام گذاری شد.
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
حاج قاسم سید نبود آیت الله نبود دکتر نبود مهندس نبود کلا هم توی عمرش دو تا پست بیشتر نداشت یعنی توی رزومه‌ی مسئولیتی ش هم عناوین متعدد نبود حاج قاسم فقط یه چیز داشت: اخلاص! فقط با همون اخلاص قلب میلیون‌ها نفر رو تسخیر کرد 🌷
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
درد بی درمان شنیدی؟ حال من یعنی همین! بی تو بودن درد دارد میزند من را زمین 🌿
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
❤️🍃 میان آفتاب های همیشه زیبائی تــو لنگریست نگاهت شکست ستمگری ست و چشمانت با من گفتند که فـردا روز دیگری ست .....
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
💠فرمانده شجاع 🔸در یکی از عملیات ها در شهر ، تکفیری ها با موشک های🚀 پیشرفته ی (کورنت) و (تاو) ادوات زرهی را به آتش🔥 می کشیدند. به همین خاطر هیچ تانک و نفربری جرات و قدرت نداشت❌ 🔹همانجا بود که به خبر دادند که چند نفر از رزمندگان زخمی شده اند💔 ولی با وجود این موشک ها امکان جابجایی نیست 🔸آقا مهدی بدون تردید و مصلحت اندیشی سوار یک شد و به سراغ بچه ها رفت🚑 این در حالی بود که هرلحظه ممکن بود مورد اصابت موشک💥 قرار بگیرد و زنده در بسوزد 🔹رفت و همه ی را یکی یکی سوار نفر بر کرد و به بیرون آورد😍✌️
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
✍شهید حاج قاسم سلیمانی: " افراد پاک دست و معتقد و خدمتکار به ملت را به کار گیرید، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند، خاطره خان های سابق را تداعی می‌کنند..." پ.ن: امروز جای تو خالی‌ست.... 📚قسمتی از وصیتنامه
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
🔺 تقریظ حاج قاسم سلیمانی بر کتاب نخل سوخته 🍀حسودیم می شود این کتاب را کسی دیگر بخواند و حسین را بیشتر از من دوست داشته باشد. میخواهم او تنها در قلب من باشد، همه سرمایه ام دوستی اوست. حسین عزیز من، عشق حسین فاطمه در قلب من ابدی است، مطمئنم هر عارف وارسته پیر مورد احترامی که این کتاب را بخواند سر به بیابان می گذارد. ▪️برادرتان قاسم سلیمانی ...................................... کتابی از سرگذشتِ کسی‌که به او می‌خوردند! این کتاب به بیان زندگی نامه و خاطرات زندگی سردار شهید محمدحسین یوسف اللهی جانشین فرمانده واحد اطلاعات و عملیات لشکر 41 ثارالله می پردازد. این بزرگ کسی است که وصیت می‌کند که در کنار او دفنش کنند، که همین هم به وقوع پیوست!
۱۳ اسفند ۱۳۹۸
😄😄😄 آخ جان گیلاس حسینیهٔ گردان خصوصاً در زمستان و با سرد شدن هوا، حکم صحرای عرفات را داشت. خلوتی برای بیتوته کردن. در تمامی ساعت‌های شبانه‌روز هر وقت به آنجا می‌رفتی در گوشه و کنار آن اورکت یا پتویی به سر کشیده در حال راز و نیاز با خدای خود بود. همراه دو نفر از دوستان (البته از سرما) به حسینیه پناه بردیم. خلوت بود. جز یک نفر که در گوشه‌ای چمباتمه زده و پشت به در ورودی مشغول ذکر و فکر بود. احدی نبود. سلامی دادیم و نشستیم. تازه چشممان داشت گرم می‌شد که یک‌مرتبه آن اخوی عابد و زاهد از جا جست و با صدای بلند و بی‌خبر از حضور ما گفت: «آخ جان گیلاس! این‌یکی دیگر سیب نبود.» بله، کاشف به عمل آمد که رفیق ما از شر وسواس خناس به حسینیه گریخته و سرگرم کارشناسی کمپوت‌های اهدایی بوده است.😜 فرهنگ جبهه، شوخ طبعی‌ها، ج۳ ص۸۳
۱۳ اسفند ۱۳۹۸