شهید محمودرضا بیضائی
🍃سلام بر شهید احمد محمد مشلب.... تولد زمینی شدنت مبارک ایهاالشهید🌸❤️ #شهید_احمد_محمد_مشلب @Beyzai
🌺قسمتی از وصیت شهید احمدمحمدمشلب...🌺
خدا تو را کمک کند ای امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)!ما انتظار او را نمی کشیم او انتظار ما را می کشد و وقتی خودمان را درست کنیم و اصلاح کنیم بعد از ساعاتی ظهور می کند.
مهم ترین موضوع این است که دختران و زنان حجاب خود را حفظ کنند.و دختری که بیرون می آید و به صورت عادی و بدون زینت در برابر دیدگان مردم برود و نگاه هایش را به زمین بدوزد و احترام حجاب و عبایش را نگه دارد.🌹
@Beyzai_ChanneL
یکی تو استخر فرح میمیره می گن کشتنش یکی هم بعد ده سال عکسشو منتشر کردن میگن ببینید چقدر پیر شده!
انتظار داشتن اون مرحوم بعد هشتاد و اندی سال اصلا نمیره، این بنده خدا هم بعد ده سال لابد جوونتر بشه
#ميرحسين_موسوي
@Beyzai_ChanneL
.
💠 بیست و شش:
🌷 این رفتوآمدها به سوریه و به نوعی فکر کردنش درباره مقاومت اسلامی روحیات او را جور دیگری کرده بود. این اواخر من از اینکه آدمی مثل او عاقبت در این مسیر شهید میشود و این شهادت قریبالوقوع است، مطمئن شده بودم.
چیزهایی در حرکات و سکناتش در این اواخر ظاهر شده بود که مشخص بود حالش متفاوت است. من حتی دو مرتبه در میان زیارت از او طلب شفاعت کردم اما پاسخم را به سکوت گذراند. نه جواب منفی و نه جواب مثبت، هیچکدام را نداد؛ میتوانست از سر شکسته نفسی یا تواضع بگوید مثلا «ای بابا ما که لیاقت نداریم» یا «ما کجا، این حرفها کجا؟!» اما حتی این را هم نگفت. فوقالعاده مکتوم بود.
اما این اواخر برای من و اطرافیان معلوم بود که او بالأخره روزی در این مسیر شهید میشود. این اواخر یک روز به تبریز آمده بود و در منزل پدر مهمان بودیم همه. همسرم آنجا به من گفت که مطمئن است محمودرضا شهید میشود و این در چهرهاش پیداست.
من این را به یقین میگویم که استعداد شهادت پیدا کرده بود. او از همان اول که در مسیر جهاد فیسبیلالله فکر و حرکت کرد هدفش جهاد در راه خدا تا نائل شدن به شهادت بوده و غیر از آن، هدف دیگری نداشته است. تمام کارها و برنامهریزیهایی که در این مدت کرده بود، فقط در این مسیر بوده است. صرفاً برای جهاد و شهادت در راه خدا کار میکرد و البته این را تا لحظه شهادت کتمان کرد.
خیرگزاری تسنیم
#برای_محمودرضا
☝️🏻☝️🏻 تعقیب سلسله ی خاطرات
کپی مطلب با ذکر صلوات برای شادی روح شهید بیضائی عزیز، بلامانع است.
@Beyzai_ChanneL
جمـعه ها،بغـض من انگارگلـــو گیـرتراست😔
فڪروذهنــم،به تووچشم تو درگیرتراست😭
مثل هـرجمــعه دلــــــم حس عجیبـی دارد💔
حس دیدارتواین جمعه ڪمی بیشـتراست
#اللهـــــم_عــجل_لولیڪـــــ_الفـــرج🙏
التماس دعای فرج
@Beyzai_ChanneL
#خواهرشهید
تا میخواهیم برای مجید گریه کنیم، خندهمان میگیرد.😊
داداش مجید شیرینی خانه است. شیرینی محله، حتی آوردن اسمش همه را میخنداند. اشکهایشان را خشک میکند تا دوباره دورهم شیرینکاریهای مجید را مرور کنند.
عطیه خواهر مجید درباره شوخطبعی مجید میگوید: «نبودن مجید خیلی سخت است؛ اما مجید کاری با ما کرده که تا از دوری و نبودنش بغض میکنیم و گریه میکنیم یاد شیطنتها و شوخیهایش میافتیم و دوباره یکدل سیر میخندیم. مجید کارهای جدیاش هم خندهدار بود. از مجید فیلمی داریم که همزمان که با موبایلش بازی میکند برای همرزمهایش که هنوز زندهاند روضههای بعد از شهادتشان را میخواند. همه یکدل سیر میخندند و مجید برای همه روضه میخواند و شوخی میکند؛ اما آخرش اعصابش به هم میریزد. مجید شبها دیروقت میآمد وقتی میدید من خوابم محکم با پشت دست روی پیشانی من میزد و بیدار میکرد. این شوخیها را با خودش همهجا هم میبرد. مثلاً وقتی در کوچه دعوا میشد و میدید پلیس آمده. لپ طرفین دعوا را میکشید. لپ پلیس را هم میکشید و غائله را ختم میکرد. یکبار وقتی دید دعوا شده شیشه قلیانش را آورد و محکم توی سرش خورد کرد همه که نگاهش کردند خندید. همین قصه را تمام کرد و دعوا تمام شد. هرروز که از کنار مغازهها رد میشد با همه شوخی میکرد حالا که نیست. همه به ما میگویند هنوز چشمشان به کوچه است که بیاید و یک تیکهای بیندازد تا خستگیشان در برود.»
🌺
#شهیدمجیدقربانخانی
@Beyzai_ChanneL