اینقدر خستهم که خدا میدونه.
دلم میخواد همین الان غش کنم و بخوابم.
امروز خیلی مفید واقع شدم.
از 9 صبح تا 7 و نیم 4 تا کلاس دانشگاه داشتم( حدودا 6 ساعت) رفتم و توو سه تاش مشارکت داشتم.
کارای امروزم رو یکی یکی تیک زدم( چندتا کوچولو مونده).
3 سری سوالات ریاضی رو آپلود کردم( سخت ترین بخش امروز)
اتاقمو مرتب کردم.
اهااا pv ها رو سین زدم.
یکمم فیلم دیدم...
[چایینعنا]
روز سوم: تموم کردن دوره آفلاینی که خیلی وقت پیش شروعش کرده بودم. * فقط امتحاناش مونده💆🏻♂.
روز چهارم:
مرتب کردن اتاق+ طرح و آپلود سوالای ریاضی
ناشناس رو که چک میکنم میبینم بهبه چه هنرمندایی داریم.
راستشو بخوایید من اصلا توو کیک و شیرینی پختن استعداد ندارم، البته بیشتر از استعداد نداشتن، حوصلهش رو ندارم.
وقتیم با بچهها درست میکنیم، من اونیم که داره چایی میذاره باهاش بخوریم یا اونیم که رو اپن نشسته و آهنگ میذاره و نظارت.
امشب برای بار nام مطمئن شدم خدا حواسش بهم هست و نشونهها رو برام میفرسته. میفرسته تا دلمو گرم کنه و مطمئنترم کنه.