eitaa logo
دانلود
دوستم فردا عمل داره، براش دعا می‌کنید؟🤍
لبتابم از سرشبه هرکار می‌کنم روشن نمیشه🌹.
[چای‌نعنا]
لبتابم از سرشبه هرکار می‌کنم روشن نمیشه🌹.
حتی👹وقت👹نکردم👹ببرم👹درستش👹کنم👹فردام👹تعطیله👹.
تغییر کردن سخته، درد داره، جون کندن میخواد. چه بسا این تغییر گروهی باشه.
علارغم اینکه امروز بیش از 12 ساعت درگیر بودم. میبینم یسری کارا تیک نخورده:))))) سردمه خیلی سردمه. اونقدری که دست و پام یخه و تموم وجودم میلرزه. گوشیمو برم میدارم و میرم زیر پتو. توو گالریم دور میزنم دنبال آدرسی که از اینستا شات گرفته بودم. میرسم به عکسای تهران. تلفیق از غم و لبخند میشم:))))
💔.
بعدشم نشستم و به رسم همیشه برنامه‌هامو گفتم و ازش خواستم 6 ماه بعدم رو اون بالا حواسش باشه و واسطه بشه:) امیددارم که زودتر از 6 ماه دیگه بتونم برم ولیخب همیشه اینطور بوده که هر دیدنی قول 6 ماه تا یکسال آیندم رو میگرفتم:))))))
این عکسمو خیلی دوست دارم.
رفتم جاهایی که توو جنگ رمضان آسیب دیده:))))) حرفایی شنیدم و چیزایی دیدم که قلبم مدام میگفت کرچ💔.
زنگ زدن یه خبر خوب بهم دادن، رفتیم شیرینی فروشی و این عکس یادگاری از اینکه "تلاش بی‌نتیجه نمیمونه" گرفتیم. البته اون روزا نبودم توو گوشی وگرنه اینجام حرکتی میزدم^^
سر ظهری توو جمکران یه خادم این رو بهم داد. وقتی داشتیم میرفتیم داخل مسجد، یه تسبیح دست خانومه دیدم. دلم خواست که کاشکی از خونه تسبیح آورده بودم بجای صلوات شمار. تسبیح رو میتونستم متبرک هم بکنم و این صحبتا. بچه‌ها صدام زدن یادم رفت ادامه افکارم. می‌خواستیم برگردیم خیلی عجله داشتیم به چندتا چالش خوردیم و بعد من عینکم رو دراوردم چون عصبی بودم. و ناگهان آقای خادم کلی تسبیح داد که یکی بردارم و منم اولینی که اورد رو برداشتم. 5 نفر بودیم به دوستام شکلات داد به من تسبیح:))))))
آقا خیلی خوشحالممم:))) تصمیم گرفتیم که بین این همه مشغله تفریحی بیاییم شمع درست کنیم😭😭. قالب شمع‌های خوشگل خوشگل سفارش دادیم. نشستیم برنامه ریزی کردیم چه سبکی کار کنیم و چطوری باشن^^ حالا وسایلش بر‌سه بهتون نشون میدمم😌.