امروز خیلی فراز و نشیب داشت. خیلی خسته شدیم. وقتی قیافه یگانه و فاطمه رو میدیدم، یاد شب اول و سوم پیاده روی اربعین میفتادم. قشنگ پیرشون درامده بود:)
مطلقا از ثانیهای که رسیدن تا وقتی برگشتم نان استاپ کار کردن:)))))
نمیدونم سرماخوردگیه یا بدنم خالی کرده.
هرچی که هست، کاش نبود. الان اصلا وقتش نیست.
توو افکارم غرق شده بودم به خودم اومدم دیدم وسط بازارم. فراموش کرده بودم که دانشگاه پیاده بشم.
اوضاع جوری که باورم نمیشه این افتضاحات وجود داره برای برنامهای که از مرداده داریم برنامه ریزی میکنیم و هی کنسل میشه.
در حالی که توو مطب دکتر نشستم و دارم اشهدم رو میخونم از درد؛ زنگ زده، سعی میکنه راهحل بده؛ حضور داشته باشه و بار از روی دوشمون برداره. تهشم رفتاری داره که بیسابقه بود و تکیهگاه رو معنا کرد.
نوبتم شده ولی چون دارم با تلفن صحبت میکنم و قیافم توو همه منشی صبر میکنه تلفنم تموم بشه. دکتر میگه شغلت چیه دانشجویی؟ میخندم میگم آره دانشجو ام. میگه دانشجو باید تفریح کنه چرا اینقدر سرت شلوغه. به خودم میام و یادم میفته که از وقتی نوبتم شده ده دقیقهای گذشته و دکتر منتظرم بوده...
میشینیم با دکتر راجع به مسائل مختلف صحبت میکنیم. ازش میخوام معجزه کنه و زود خوب شم. نه میتونم این حال رو تحمل کنم نه فرصتش رو دارم. میگه روند درمانش 21 روز طول میکشه و من حتی فردا 8 و نیم هم وقت ندارم با این حال باشم. سرم و آمپول و یه گونی دارو میده، موارد خونگی میگه تا زود خوب شم و بدون اینکه بهم بگه گواهی استراحت مینویسه، بهش میخندم که من باید زود خوب شم استراحت چیه؟ میگه تارهای صوتیت هم آسیب دیده، استراحت نکنی بدتر میشی. میخندم و میگم دوباره بنویسید برای هفته بعد، هفته بعد استراحت میکنم. وسط صحبتاش چندباری گوشیم زنگ میخوره، عذرخواهی میکنم که بتونم جواب بدم. دیر وقت بود و بیمارا تموم شده بود، آخرین نفر بودم. میشینه نصیحت کردنم، حرفاش منطقیه و همینکه منطقیه باعث میشه نتونم چیزی بگم. میگه سرم رو بیا بزن که همینجا استراحت کنی بعد هرکار دوست داشتی بکن مثلا استراحته زیاد.
[چاینعنا]
در حالی که توو مطب دکتر نشستم و دارم اشهدم رو میخونم از درد؛ زنگ زده، سعی میکنه راهحل بده؛ حضور دا
هنوز پنج دقیقه ای از سرم نگذشته بود که همونجا خوابم برد. اومدم خونه و چشمام باز نمیشه و خوابم میاد. بخوابم کارام میمونه و کار کنم فردا رو نمیکشم. دوراهی بدی گیر افتادم. پس نه میخوابم نه کار میکنم.