eitaa logo
< ڪریپت‌ِذِهن! >
105 دنبال‌کننده
34 عکس
1 ویدیو
0 فایل
چمدان‌بسته‌ام‌از‌هرچه‌منم‌، دل‌بکنم مهجور سابق
مشاهده در ایتا
دانلود
دیوانه نبودی، نه به اندازه‌ی کافی هر شب ننشستی که خیالات ببافی بی حدّی غم، شوق رسیدن به تو را برد هرگز نشود اشک به دیدار تلافی بعد از تو نفهمید کسی عمق غمم را من ماندم و یک سینه پر از حرف اضافی من ماندم و یک حسرت و یک قصه‌ی کوتاه من ماندم و یک خنده و یک گریه و یک آه فرق است میان من و تو، ساده بگویم من بنده‌ی مضمونم و تو بند قوافی…
گر چه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت وز دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت شد دل‌آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت حاش لله که وفای تو فراموش کند سخن مصلحت‌آمیز کسان گوش کند ؛ وحشی بافقی
تو دروغ میگویی تا من خوشحال شوم من احمق می شوم تا تو دلگیر نشوی
چنان دل بسته ام کردی که با چشم خودم دیدم خودم میرفتم اما سایه ام با من نمی آمد ؛ بنیامین دیلم
در دل دردیست از تو پنهان که مپرس تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس با این همه حال و در چنین تنگدلی جا کرده محبت تو  چندان که مپرس …
آه اگر باز به سویم آیی دیگراز کف ندهم آسانت ترسم این شعله ی سوزنده عشق آخر آتش فکند بر جانت ؛ فروغ‌ فرخزاد
در دل دردیست از تو پنهان که مپرس تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس با این همه حال و در چنین تنگدلی جا کرده محبت تو  چندان که مپرس