چشمات رو ببند و با ما همراه شو.....
توی یه شهر بازی کسل کنده داری می چرخی تا شاید یه بازی جالب پیدا کنی وقتی داری می چرخی نظرت به یه پروانه سفید جلب میشه تو اونو دنبال میکنی و قتی زیر پات رو نگاه میکنی که تو ی یه کلبه چوبی هستی این کلبه خیلی کوچک و جالبه توش پر کتاب و یه میز با یک قلم کاغذ رو به روی تو یه پنجره هست و یه جای خواب وقتی داری با دقت دور و برت رو نگاه میکنی یه دونه در هست که تو به هر جایی که فکر کنی می تونی بری
هرگاه انسان باتمام وجود چیزی رابخواهد،
خواسته ی او در روح جهان متولد شده
و تمام جهان در جهت تحقق خواسته اش،
او را یاری خواهند کرد
کیمیاگر