کاش دوتا بودم..
یکی عمرشو میزاشت رو عمرت،
یکی اونجوری که تو میخواستی زندگی میکرد...
یکی میموند و ساعت ها قربون صدقت میرفت،
یکی میرفت و به کارای دیگه میرسید..
یکی میموند پیش زندگیش؛
یکی میرفت پی زندگیش:))
#شایدمخاطبدار
هر رهگذری محرم اسرار نگردد،
صحرای نمکزار چمنزار نگردد،
هرجا که رسیدی رفاقت مکن ای دوست؛
هر بی سروپا یار وفادار نگردد...
نوشتنیها..!:)
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛ که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛
که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."
بعضی وقتا آدم با اینکه یه اتفاقی تو گذشته نزدیک افتاده و برای بقیه تعریف کرده بازم میخواد یه آدمی باشه که دوباره تمام اون اتفاق رو براش بگه و دوباره دربارش حرف بزنن..
این خاصیت رو زیاد دیدم تو آدما و بعد از یه مدت انگاری واقعا لازمه باز یه سری چیزارو تکرار کرد با اینکه تکراریه.
به تو از دور سلام،
به سلیمان جهان از طرف مور سلام..
به تو دور سلام؛
به حسین از طرف وصله ی ناجور سلام..!:)
#شبجمعه
آنقدر نوشتیم و خوانده نشد یا شایدم توجه نشد که دیگر عوض تمام حرف ها یک «باشهیاهیچی» نثار میکنیم و تا مدت ها سکوت...
نوشتنیها..!:)
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛ که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."
"و ما شب را به دلتنگیِ کسانی بیداریم؛
که جز ما،همهچیز را دوست داشتند.."