eitaa logo
دفاع مقدس
4.8هزار دنبال‌کننده
25.4هزار عکس
16.1هزار ویدیو
1.3هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
دفاع مقدس
📚 خاطرات مهدی شیرانی نژاد از دوران ۸ سال دفاع مقدس که بصورت کتاب در آمده است بخشی از کتاب👇👇
📢 فایل های صوتی زیر صدای صحبت های رحیم صفوی (جانشین فرمانده سپاه) است با رضا سیف اللهی و شهید خرازی ◽️ در سنگر فرماندهی یا مرکز پیام، صدای مصطفی ربیعی(مسئول مخابرات سپاه) و مهدی شیرانی نژاد نیز شنیده می شود 🎤 در آخر مکالمه، رحیم صفوی، ربیعی و شیران را مخاطب قرار داده و من باب تذکر، سفارشی به آنها می کند... ⏳ دوران 💠 👇👇
دفاع مقدس
📷 #عکس_زیرخاکی ⚪️ در بین افراد سلاح برنو به دست: از راست، نفر دوم: محسن شهپری نفر سوم: مهدی شیرا
www.Aviny.compiran-toop-khane-01.mp3
زمان: حجم: 1.8M
📢 سنگر مخابرات توپخانه --- صدایی که از طرف مقابل، در حال انتقال پیام از طریق بیسیم می باشد، مربوط به منصور شیرانی نژاد (برادر مهدی شیرانی) است. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🎞👆 برشی از مستند «روایت فتح» ؛ ساخته،: شهید مرتضی آوبنی: 🎙 . . . همین بیعت بین امام و امت است كه این جوانان اصفهانی و ما را، در سنگر مخابرات توپخانه گرد آورده است. مكالماتی كه در این بي‌سیم‌ها رد و بدل مي‌شود با همه‌ی دنیا متفاوت است و نشان از اسلام دارد. رجعت به مبانی اعتقادی اسلام بزرگ‌ترین وظیفه‌ای است كه اكنون بر گردن ماست و این رجعت مستمر، همه‌ی حیات ما را رفته رفته دگرگون خواهد ساخت و بدان معنا و مفهوم دیگری خواهد بخشید. مسئول مخابرات توپخانه مي‌گفت: «ما رمیت اذ رمیت و لكن الله رمی.» این خداست كه توپ‌ها را هدایت مي‌كند و بر آنجا كه باید فرود مي‌آورد، و این اعتقاد همه‌ی ماست. كجاست آن گوش شنوایی كه بشنود آوای تسبیحی را كه از نای بلند توپ‌های ما بر مي‌آید؟ ما لاجرم با همان اسلحه‌ای مي‌جنگیم كه شیاطین برای غلبه بر حق ساخته‌اند، اما اگر هنوز كسی هست كه در حقیقت راه ما تردید دارد بدینجا بیاید. در گوشه‌ی سنگر مخابرات توپخانه یكی از برادران به نماز ایستاده و در قنوت به معراج رفته است و خشوع فقیرانه‌ی او مجرای وسیعی است كه نصرت كریمانه‌ی حق را بر ما نازل مي‌گرداند.
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚪️ سالروز آغاز عملیات کربلای چهار 🎞 سفارشات محسن رضایی (فرمانده سپاه) از طریق بیسیم به شهید حسین خرازی(فرمانده لشگر ۱۴ امام حسین-ع) 🎙 او از خرازی می خواهد به نیروهای لشکر ۴۱ ثارالله (بفرماندهی حاج قاسم سلیمانی) و لشگر ۳۱ عاشورا (بفرماندهی امین شریعتی) کمک کند تا بتوانند از مواضع تعیین شده عبور کنند دوران جنگ تحمیلی
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اشک های شهید احمد کاظمی در جلسه توجیهی عملیات کربلای ۴ 📍اوایل دی ماه سال ۶۵؛ گمرک خرمشهر،مقر لشکر هشت نجف اشرف در این جلسه پیش از صحبت های شهید کاظمی یکی از مداحان ذکر مصیبتی داشته است. ◾️شهید کاظمی می گوید: روز اولی که به منطقه آمدیم و قرار شد ماموریتی را آغاز کنیم... ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی .... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
هدایت شده از دفاع مقدس
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شهید کاظمی و مسئولین لشگر ۸ نجف در سنگر فرماندهی عملیات کربلایی ۴ / زمستان ۶۵ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🎥 شهید کاظمی و مسئولین لشگر ۸ نجف در سنگر فرماندهی عملیات کربلایی ۴ / زمستان ۶۵ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع م
⌛️ سالروز عملیات کربلایی ۴ 👇👇 🔴 ⚪️ خاطره ای هولناک و نفس گیر👇 🖌... چند روزی به آغاز عملیات کربلای چهار مانده بود. شهید ابراهیم اصغری، کادر اطلاعت--عملیات لشگر عاشورا؛ نگران از لو رفتن معبرهای عملیات بود. از تاریکی شب استفاده کرد و تک و تنها وارد رودخانه اروند شد. برخلاف جریان آب شنا کرده و برای شناسایی خطوط دشمن به سمت مواضع آنان رفت. آرام و بی صدا معبرها، موانع و استحکامات دشمن را یک به یک از نظر می گذراند و بررسی می کرد تا اینکه به روبروی کارخانه پتروشیمی عراق در نزدیک بصره رسید ، به سرش زد که سری هم به داخل کارخانه زده و از محل استقرار نیروهای دشمن و مواضع و تجهیزات شان اطلاعاتی به دست آورد . با احتیاط از آب خارج شد و تجهیزات غواصی را گوشه‌ای پنهان کرده و آرام و بی سر و صدا وارد محوطه کارخانه شده و تا پاسی از شب ، همه جای کارخانه را حسابی گشته و با دقت به گوشه و گوشه اش سرک کشید و از محل تجمع و سنگرهای دفاعی و اجتماعی عراقی ها اطلاعات لازم را برداشت و عکس برداری کرد و نزدیکی های سحر برای بازگشت به سمت ساحل رودخانه آمد . باید پیش از روشن شدن هوا و شروع جذر آب، بر می‌گشت. لب رودخانه، آماده حرکت شد که یکدفعه سر و کله قایق های گشتی‌ عراق پیدا شده که با نورافکن، ساحل و اطراف خطوط دفاعی و داخل موانع را می گشتند!! اوضاع اصلاً خوب نبود ، اگر گیر عراقی‌ها می‌افتاد ، کارش تمام بود و عملیات هم حتماً لو می‌رفت ، چاره ای نداشت ، باید تا رفتن نیروهای گشتی پنهان می شد ، سریع عقب کشیده و در زیر یکی از خودروهای پارک شده در داخل کارخانه پناه گرفته و با دلهره فراوان منتظر آرام شدن اوضاع شد . عراقی ها دست بردار نبودند و یکسره داخل موانع و ساحل رودخانه را بررسی کرده و بالا و پائین می رفتند ، لحظه به لحظه رنگ آسمان در حال تغییر بود و روشنایی داشت جای تاریکی را می گرفت . انتظار طولانی شده و کم کم هوا روشن شد و دیگر امکان به آب زدن و برگشتن کاملآ از میان رفت ، چاره ای نبود، باید در همان اطراف جان پناهی امن یافته و تا فرارسیدن تاریکی شب از نظرها پنهان می شد ، فوری جستی زد و به داخل محوطه پتروشیمی برگشته و با احتیاط به دنبال جایی خلوت و مطمئن برای پنهان شدن برگشت. عراقی ها دیگر بیدار شده و در محوطه کارخانه مشغول رفت و آمد هستند ، اوضاع بسیار خطرناک بود. آنها بقدری زیاد بودند که به هر طرف رو می کردی با تعدادی از آنها روبرو می شدی!! او بالاخره به یکی از دودکش‌های بزرگ و بلند کارخانه رسیده و شتابان داخلش خزیده و بعد از وارسی داخل آن و بالا رفتن از پله های فلزی ، یک جای مناسب با دید کافی در اواسط دودکش پیدا کرد و مستقر شد . تا رسیدن شب و بالا آمدن آب ، زمان زیادی باقی مانده بود و باید به نحوی خودش را مشغول می کرد. ابتدا سوراخی در بدنه دودکش پیدا کرد که کاملاً به محوطه پتروشیمی دید داشت و بخوبی می توانست تحرکات عراقی ها را ببیند ، مدتی با دوربین، زوایای مختلف کارخانه و رفت و آمد نیروهای دشمن را نگاه کرد، یادداشت زبرداشته و عکس می گرفت. تا اینکه آرام آرام چشمان خسته اش بسته شد و به خواب رفت. بعداز ظهر با سر و صدای نیروهای عراقی که برای دیدن فیلم، مقابل درب سینمای پتروشیمی جمع شده اند بیدار شد و مشغول تماشای شلوغ کاری و مسخره بازی های سربازان عراقی!! لوله فلزی دودکش با کوچکترین حرکتی نالان شده و سر و صدا می کرد. سعی کرد از جا نجنبد و بی حرکت، نماز ظهر و عصر را سرجایش خواند....و دوباره بخواب رفت. غروب آفتاب با نسیم خنک اروندرود بیدار شد و بعد از خواندن قصد خروج از پناهگاه کرد. از تاریکی شب استفاده نمود و شریع خود را به رودخانه اروند رسانیده و به آب زد . عرض رودخانه را شنا کرد و وقتی به موقعیت خودی رسید، با چهره‌های نگران و متعجب همسنگران و همرزمانش مواجه شد.... او شروع به شرح ماوقع کرد و به آنها توضیح داد که علت بازنگشتنش در آن شب چه بود!!!! ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 🌷غواص خط شکن لشگر ۳۱ عاشورا، شهید ابراهیم اصغری، از رزمندگان و فرماندهان حماسه ساز در دوران وی در عملیات بعدی (کربلایی پنج) مزد جهاد فی سبیل الله خویش را گرفت و هم آغوش ملائک تا محضر دوست پر کشید🕊🕊 (راوی: همرزم شهید) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی .... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
دفاع مقدس
⌛️ سالروز عملیات کربلایی ۴ #بخوانید 👇👇 🔴 #در_دل_دشمن ⚪️ خاطره ای هولناک و نفس گیر👇 🖌... چند روز
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍ دست نوشته ای بسیار زیبا و خواندنی از سردار بسیجی، رزمنده بی باک و غواص دلاور، شهید ابراهیم اصغری : 🖌... دلم برای آن خاکریزها و گرد و غبار ناشی از انفجار گلوله ها.. دلم برای منورها ، برای گلوله های رسام که دل تاریک شب را می شکافند و انفجارها که سکوت شب را می شکند... دلم برای فریاد الله اکبر ، دلم برای شهدا ، برای انسانهای مخلص ، برای خاکهای خونین ، برای صدای نوحه بسیجی های عاشق حسین (ع) ، برای صدای سینه زنی ، برای خنده ها و گریه های عارفان عاشق خدا ، برای صدای قرآن ، برای زمزمه ی راهیان خط مقدم ، برای بوسه ها و خداحافظی ها تنگ شده است ..... دوران جنگ تحمیلی
هدایت شده از دفاع مقدس
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | جلسه توجیهی فرماندهان تیپ های لشکر ۲۵ کربلا قبل عملیات کربلای چهار با حضور شهیدان: - محمدحسن طوسی - شهید حاج حسین بصیر ... و سردار مرتضی قربانی (فرمانده لشگر) - سردار عین الله عمرانی - سردار کمیل کهنسال - برادرعلی نقی اباذری - برادر حسین مویدی - و دیگر فرماندهان لشکر خط شکن ۲۵ کربلا 🌴 دوران ⌛️ ۳ دیماه ۱۳۶۵ -- سالروز عملیات کربلایی ۴ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی .... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas ✅ روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas ✅ تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas