2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛳⛴🛥🛫.... همۀ کشتیهای نظامیتان را بیاورید،
... اینجا؛ ما اتکا به خدا داریم🌴
▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🎙
🚩 مملکتی که پشتوانه غیبی دارد، شکست ندارد.
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🛳⛴🛥🛫.... همۀ کشتیهای نظامیتان را بیاورید، ... اینجا؛ ما اتکا به خدا داریم🌴 ▫️▫️▫️▫️▫️
🔸خاطرهای آیتالله طالقانی
از روزهای حساس انقلاب ۵۷
#بخوانید 👇👇
➖ آقای «مرتضاییفر» مکبّر نماز جمعه تهران در طی مصاحبهای با مجله سپاه در اوایل انقلاب میگوید:
🎙 ما روز ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ در منزل #آیت_الله_طالقانی نشسته بودیم. به ایشان گفتند: «امام پیام داده که مردم در خانههای خود نمانند، بیرون بریزند و به حکومت نظامی اهمیت ندهند»!!
🔹 آقای طالقانی گفت: امام مدت ۱۵ سال از ایران دور بودهاند و توجه ندارند که این دژخیمان رژیم چه بیرحم هستند. اگر مردم بیرون بریزند، همه را قتل عام میکنند؛ بنابراین صلاح در آن است که در منازل و خانهها بنشینیم، ببینیم عاقبت کار چه میشود؟
🔸 بعد مرحوم طالقانی حدود نیم ساعت، تلفنی با امام گفتگو کرد تا شاید امام را قانع کند که مردم را از خانههایشان بیرون نیاورند. ما حرفهای ایشان را شنیدیم که سعی داشت امام را هرطور شده، از تصمیم خود مبنی بر بیرون آمدن مردم از خانهها و اهمیت ندادن به حکومت نظامی، مُنصرف نماید. تا اینکه آقا گوشی را گذاشت و در گوشهای زانوانش را بغل گرفت و ساکت ماند! ...حتی سرش را روی زانوانش تکیه داد و به فکر فرو رفت!
▪️ ما با خود گفتیم حتماً امام حرفی زده و مثلاً به ایشان گفته شما دخالت نکنید و ...؛ بنابراین آقای طالقانی ناراحت شده است. امّا چیزی نگفتیم تا اینکه ایشان یک دفعه سر از زانوانش برداشت و به حال طبیعی و عادی برگشت. سؤال کردیم: «آقا چه شده؟ آیا امام به شما پرخاش کردند یا حرفی گفتند که شما ناراحت شدید؟» آقای طالقانی گفت: «نه، نه، اصلاً مسئله این نیست. من اصرار کردم که امام اعلامیههایش را پس بگیرد و امام هرچه میگفت، من قانع نمیشدم، در آخر فرمود: «آقای طالقانی! اصرار نکن! احتمال بده که ﴿این دستور از طرف امام زمان (عج) است!﴾»... تا امام این جمله را گفت، من به خود لرزیدم و بیاختیار گوشی را گذاشتم و حالم دگرگون شد!».
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 کار بزرگی که ایران و جمهوری اسلامی قرار است انجام دهد را از زبان "دیوید مناشری(یهودی) بنیانگذار مرکز مطالعات ایران در دانشگاه تلآویو بشنوید!
🎥 حتما تا انتها #ببینید 👆 که چطور سران یهود و جبهه کفر، متوجه اهداف نهایی جمهوری اسلامی ایران شده اند اما برخی مسولان در داخل کشور، هنوز هم به این فهم نرسیده اند.
🌷شهادت : ۲۴ بهمن ۱۳۶۴
فاو، عملیات والفجر هشت
به یاد امام و شهدا
به یاد بسیجی گمنام
مهاجر الی الله
ا🇮🇷 "شهید سید جمال حسینی"
📽 فیلمبردار و عکاس لشگر ۲۷ حضرت محمّد رسول الله (ص)
دلاوری از نظام آباد تهران
مزار : گلزار شهدای بهشت زهرا {س}
قطعه ۵۳ / ردیف ۹۲ / شماره ۱
هدیه به همهٔ شهدای والفجر هشت :
سراپا وسعت دریا گرفتند
همان مردان كه در دل جا گرفتند
تمام خاطرات سبزشان ماند
به بام آسمان، مأوا گرفتند
چه شد اى دل، كه در این راه رفته
جواز وصل را بى ما گرفتند
مگر مردان، غریبى می پسندند
غریبانه ره دریا گرفتند
نثار شهدایی که در دل دریا و سیاهی شب
به روشنایی شهادت و وصال کربلا رسیدند
به یاد شهید سید جمال حسینی
🚩 الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِین
.✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
✅روبیکا https://rubika.ir/DefaeMoqaddas
✅تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
🌷 ۲۴ بهمن ۱۳۶۴ - شهادت نوجوان بسیجی محمودرضا استادنظری
▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩
🌹شهید نوجوان ۱۶ ساله که مثل یک عارف پخته ۷۰ ساله با خدا مناجات کرده :
🤲 خدایا ! تو با بندگانت نسیه معامله می کنی و گفتی: ای بنده، تو عبادت کن، پاداشش نزد من است در قیامت...
🔸 اما شیطان همیشه نقد معامله کرده با بندگانت و می گوید: گناه کن و در عین حال مزه اش را به تو می چشانم..!
🔹 پس خدا! برای خلاصی از این هوس ها، تو مزه عبادتت را به من بچشان که بالاترین و شیرین ترین مزه هاست...!
🌷شهید محمود رضا استاد نظری
🌱 ولادت: ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۸ ، تهران
🕊 شهادت: ۲۴ بهمن ۱۳۶۴
عملیات والفجر۸ ،فاو
گردان حمزه لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص)
مزار: بهشت زهرا (س) قطعه 27 ردیف 3 شماره 11
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
دفاع مقدس
🌷 ۲۴ بهمن ۱۳۶۴ - شهادت نوجوان بسیجی محمودرضا استادنظری
✍️ نوشته شهید استادنظری 👇👇
#بخوانید
🌴 مناجات عارفان
آقا؛
دوست دارم گوشه ای بنشینم و زیر لب صدایت کنم. چشمانم را به نقطه ای خیره کنم، تو هم مقابلم بنشینی و متوجه ات شوم. هی نگاهت کنم. آنقدر که از هوش بروم. بعد به هوش بیایم و ببینم سرم روی دامن شماست. حس کنم بوی خوش از نسیم تنت به مشامم می خورد. آن وقت با اشتیاق در آغوشت بگیرم و بعد ... تو با دست های خودت، اشک های مرا پاک کنی ...
مولای من؛
سرم را به سینه ات قرار دهی، موهایم را شانه کنی. آن وقت احساس کنم وصال حقیقی عاشق و معشوق روی داده. بعد به من وعده شهادت بدهی. آن وقت با خیال راحت در آتش عشق مثل شمع بسوزم و آب شوم، روی دامانت بریزم و هلاک شوم و جان دهم ...
دوست دارم وقتی نگاهم می کنند و باهام گرم می گیرند و میل با هم بودن را دارند، احساس غرور و خودپسندی و بزرگی و خوب بودن و برتری نکنم. در عوض بترسم و شرم کنم از آن روزی که پیش همین دوستان پرده را بالا زنی و مرا پیش چشم پاکشان افشا کنی. آن وقت من از خجالت بگویم: یا لیتنی کنتُ ترابا ... ای کاش من خاک بودم ...
خدایا؛
به من لیاقت خوب بودن دادی و این طور بین دوستان نشانم دادی، پس لیاقت حقیر شمردن خود در مقابل آن بزرگان را هم بده تا گمراه نشوم ...
خدایا؛
من از روشنی روز فرار کردم و به سیاهی شب پناه آورده، به این امید که در پناه تو باشم و با تو درد دل کنم ... مرا از تاریکی شب چه باک و ترس که سیاهی را در درون سینه ام دارم و در تاریکی شب می نشینم که در تاریکی، سیاهی قلبم را پاک کنی.
خدایا؛
تو با بندگانت نسیه معامله می کنی و گفتی: ای بنده، تو عبادت کن، پاداشش نزد من است در قیامت.
اما شیطان همیشه نقد معامله کرده با بندگانت و می گوید: گناه کن و درعین حال مزه اش را به تو می چشانم ...!
پس خدا؛ برای خلاصی از این هوسها، تو مزه عبادتت را به من بچشان که بالاترین و شیرین ترین مزه هاست.
شهید محمودرضا استادنظری ولادت: 11 اردیبهشت 1348 تهران شهادت: 24 بهمن 1364 عملیات والفجر 8 فاو
مزار: بهشت زهرا (س) قطعه 27 ردیف 3 شماره 11
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
اینجا بیت شهداست🌷
🌱 نشر مطالب، صدقه جاریه است
👇👇
دفاع مقدس
بیا باهم گناه کنیم‼️
بسیحی شهید محمودرضا استادنظری. متولد: 1348 شهادت 24 بهمن 1364 عملیات والفجر 8 در فاو
مزار: بهشت زهرا (س) قطعه 27 ردیف 3 شماره 11
خیلی دوست داری شهید بشی؟
خیلی علاقه داری به شهدا بپیوندی؟
خیلی مشتاقی مثل شهدا زندگی کنی؟
خیلی منتظری با شهادت از دنیا بری؟
خب کاری نداره که
چرا این قدر خودت رو عذاب میدی؟
می خوای سه سوته مثل شهدا بشی؟
فقط یک شرط داره
اونم اینه که هیچی نگی
فقط گوش کنی
فکر کنی
و عمل کنی.
وگرنه اصلا از این جا به بعد رو نخون
راضی نیستم.
خب حالا برای اینکه شهبد بشیم
باید ...
یک کار خیلی بد بکنیم
گناه
بله درست خوندی
گناه
برای اینکه شهید بشی
باید گناه بکنی
ولی نه مثل گناهان امروز من و ما
گناهی همرنگ گناه شهدا
درست مثل خودشون
هر گناهی که اونا می کردن.
بگرد ببین شهدا چه گناهانی داشتند
و امروز من و تو چه گناهانی، روزمرگی زندگیمون شده.
خب حالا آماده ای برات بگم؟
شهدا چه گناهی می کردند؟
طرف هنوز 15 سالش تموم نشده بود
یعنی مکلّف نبود و اگر فرض بر محال نماز بومیه اش را نمی خوند، کسی نمی تونست بهش بگه چرا؟!
نصفه شب، توی اردوگاه کارون خرمشهر، می رفت توی قبری که کنده بود، نمازشب می خوند و های های گریه می کرد
نه، شب احیاء نبود
برای اونا، هر شب خدا احیاء بود و در محضر دوست.
گفتم که دقیقا باید مثل اونا عمل کنی وگرنه ...
خب حالا تا اینجاش رو اومدی، سکوت کن و بقیش رو با دقت بخون:
توی نمازشبش گریه می کرد، زار می زد که:
خدایا گناهان منو ببخش!
گناه؟
تو بچه 14-15ساله؟
اونم توی جبهه؟
اختلاس کردی؟
مال حروم خوردی؟
نامحرم؟
حلال و حروم؟
آخه تو چیکار کردی که داری برای بخشش اون، این طوری زار میزنی که نخلستان های کارون مثل نخلستان های کوفه زار زار می گریند؟
"دیشب می خواستم نمازشب بخونم، خواب موندم."
ای وای ...
"دیروز نماز ظهرم رو اول وقت نخوندم ..."
یاالله
این گناهان توست بچه؟
پس ما چی بگیم؟
هیچی نگو
به تو چه بقیه چه گناهانی می کنند!
بجای اینکه این قدر با ذره بین به این اون نگاه کنی و گناهانشون رو کشف کنی و هوار هوار راه بندازی
یک بار بدون نیاز به ذره بین و عینک، با چشم دل، یک نگاه بنداز به درون خودت
غیبت
تهمت
دروغ
تمسخر
اهانت
و ...
من که خیلی از اینها توی کوله ام دارم
پس چیکار کنیم تا نوع و وزن گناهانمون با گناهان اون بچه 14 ساله برابری کنه؟!
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
حمید داودآبادی
┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
هدایت شده از دفاع مقدس
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 #اشتیاق_روح_عاشق 💕
📽 تصاویری بسیار دیدنی و خاطره برانگیز از جبهه های حق علیه باطل در دوران دفاع مقدس با گفتاری زیبا و شنیدنی از سید شهیدان اهل قلم #شهید_مرتضی_آوینی
🎙 او هم جوان است ، اما جوانی را محمل غفلتزدگی نكرده است. آنسان كه مقابل تو ایستاده ، با آن جراحت عمیق در دست راست و خستگی توصیفناپذیر كسی كه پهنای اروندرود را با دست چپ شنا كرده باشد ، اما اشتیاق روح ، او را از خویشتن كنده است و با تو نه از درد و خستگی ، كه از عشق می گوید.
بسیجی خود را در نسبت میان مبداء و معاد می بیند و انتظار موعود ، و با این انتظار ، هویت تاریخی انسان را باز یافته است و خود را از روزمرگی و غفلت ملازم با آن رهانده. او آسایش تن را قربانی كمال روح كرده است و خود را نه در روز و ماه و سال و شهر و كوچه و خیابان ، كه در فاصلهی میان مبداء و موعود تاریخ باز شناخته است.
خدایا ! وقتی انسان این بچههای بسیجی را میبیند كه با چه اطمینانی از بهشت و دوزخ سخن میگویند ، از خودش شرمنده میشود. آن وقت ما چطور خود را روشنفكر بدانیم و این واژه را با خود حمل كنیم ؟ پس چرا ما به خود مغروریم..؟ آخر چه داریم..؟ ذرهای از صفا و خلوص این مردم ، ای برادر، برای من و تو كتابی است كه تا آخر عمر هم نخواهیم توانست كه بخوانیم.
خدایا ! چه كنم..؟ چرا من نمیتوانم مانند این مردم عاشق باشم..؟ عاشق تو..! عشقی كه منتهای آمال من است...
🌿 دوران دفاع مقدس