eitaa logo
دفاع مقدس
4هزار دنبال‌کننده
17.7هزار عکس
11.5هزار ویدیو
1هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅ مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست، سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته، سراسر از ذکر ﴿یالیتناکنامعک﴾ لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند
مشاهده در ایتا
دانلود
7.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کشف پیکر های شهدای تازه تفحص شده منطقه علمياتي كله قندی مهران مربوط به عملیات والفجر سه تاریخ تفحص: ۲۴ فروردین ۱۴۰۱ 🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس" https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk ▫️ دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
💠 رأس شهید 🌴 منطقه عملیاتی والفجر سه - جبهه مهران - مرداد 1362 🌷شهید بی سر، حسن منصوری، معاون تدارکات لشکر 5 نصر- استان خراسان 📷👆 محل دفن سر از تن جدای شهید منصوری- او در 16مرداد 1362 در اثر بمباران‌ هوایی‌ دشمن‌ و اصابت‌ راکت‌ در منطقه‌ مهران‌ به‌ شهادت‌ رسید. پیکرش‌ با تنی‌ بی‌ سر به‌ تربت‌ حیدریه‌ انتقال‌ داده‌ شد و در بهشت‌ عسکری‌ در کنار دیگر شهدای‌ انقلاب و دفاع مقدس‌ به‌ خاک‌سپرده‌ شد. 🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس" https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk ▫️ دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
دفاع مقدس
💠 رأس شهید #حسن_منصوری 🌴 منطقه عملیاتی والفجر سه - جبهه مهران - مرداد 1362 🌷شهید بی سر، حسن منصوری
🌷 شهید حسن منصوری سومین‌ فرزند خانواده‌ی‌ منصوری‌ که در دهمین‌ روز از ماه‌ بهمن‌ سال‌1332 در شهر تربت‌ حیدریه‌ به‌ دنیا آمد، از سوی پدر و مادرش حسن نام‌گرفت. کودکی‌ حسن‌ درخانه‌ی‌ مستأجری‌ و با دسترنجی‌ که‌ پدر از درآمد کار شش‌ ماهه‌ در سال‌ به‌دست‌ می‌آورد، سپری‌ شد. از رهگذر عشق‌ و علاقه‌ای‌ که‌ پدر به‌ شرکت در جلسات‌ قرآن‌‌خوانی‌ داشت‌، «حسن‌» با قرآن‌ آشنا شد. کودک‌ شوخ‌ و پر جنب‌ وجوش‌ خانواده‌ی‌ منصوری‌ پس‌ از گذراندن‌ دوره‌ی‌ ابتدایی‌ و چند سال‌ آغازدوره‌ی‌ دبیرستان‌ ترک‌ تحصیل‌ کرد و برای‌ کمک‌ به‌ پدر به‌ مغازه‌ی‌شیشه‌فروشی‌ او رفت‌. در آن زمان به‌ دلیل کثرت سربازها «حسن منصوری» که در سن خدمت قرار داشت از سربازی معاف‌ شد و در بیست‌ و سه‌سالگی‌ ازدواج‌ کرد. او در همان‌ سال‌های‌ قبل‌ از انقلاب‌ وارد فعالیت‌های‌ مذهبی‌ شد و یک‌ انجمن‌ ضدبهاییت‌ تشکیل‌ داد. پرداختن‌ به‌ورزش‌ باستانی‌ از سرگرمی‌های‌ خاص‌ او در این‌ سال‌ها بود. با شروع‌انقلاب اسلامی‌ در کار انتقال‌ اعلامیه‌ها از منزل‌ آیت‌الله شیرازی‌ از مشهد به‌ تربت‌حیدریه‌ نقش‌ مؤثّری‌ داشت‌. او یک‌ بار در حین فرار از دست‌ مأموران‌ شاه در محل‌ روستای‌ امام‌ تقی‌ که حد فاصل تربت و مشهد است با ماشین‌ چپ‌ کرد اما اعلامیه‌ها را به‌سرعت‌ جمع‌آوری‌ کرد و خودش‌ را به‌ تربت‌ رساند. او در برپایی‌ تظاهرات‌، مقابله‌ با مأموران‌ رژیم‌ پهلوی‌، سرنگونی‌ مجسمه‌ی‌ شاه‌ و تصرف‌ شهربانی‌ در روز دی‌ 1357 فعالیت‌ چشمگیری‌ داشت‌. حسن‌ منصوری‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ وارد کمیته‌ انقلاب‌ شد و پس‌ از چندی‌ در شمار مؤسسین‌ سپاه‌ پاسداران‌ تربت‌ حیدریه‌ قرار گرفت‌ و به‌عنوان‌ مسوول‌ تدارکات‌ فعالیت‌ خود را آغاز نمود. دی‌ ماه‌ 1361 زمانی بود که او به‌ جبهه‌ اعزام‌ شد و مسؤولیت معاون تدارکات‌ لشکر پنج‌ نصر را به عهده گرفت. وی پس‌ از مدتی‌ به‌ تربت‌ حیدریه‌ بازگشت‌ اما در خرداد 1362 دوباره به‌ منطقه‌ جنوب‌ اعزام‌ شد و مسؤول تدارکات‌ سپاه‌ هشتم‌ گردید. منصوری‌ در «فتح‌المبین» و عملیات «والفجر3» شجاعت‌ها از خود به یادگار گذاشت و سرانجام‌ در 17 مرداد 62 در اثر بمباران‌ هوایی‌ دشمن‌ و اصابت‌ راکت‌ در منطقه‌ مهران‌ به‌ شهادت‌ رسید. 🕊🕊 ▫️ دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
دفاع مقدس
🌷 شهید حسن منصوری سومین‌ فرزند خانواده‌ی‌ منصوری‌ که در دهمین‌ روز از ماه‌ بهمن‌ سال‌1332 در شهر تر
📷 شهید معاون لجستیک لشکر 5 نصر- استان خراسان 🌷 شهادت: عملیات والفجر سه - جبهه مهران - مرداد 62 پیکر بی‌ سر شهید به تربت‌ حیدریه‌ انتقال‌ یافت و در بهشت‌ عسکری‌ در کنار دیگر شهدای‌ انقلاب و دفاع مقدس‌ آرام گرفت. ▫️ دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
17.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 فیلم کامل| خاطره نوجوان رزمنده از امداد غیبی در عملیات والفجر۳ 🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱▫️🌱ا 🌴 عملیات والفجر ۳ در ساعت ۱۱ شب ۷ مرداد ماه سال ۱۳۶۲ با رمز مقدس (یاالله، یاالله، یاالله) در جبهه غرب واقع در منطقه عمومی مهران توسط ۳۲ گردان پیاده، زرهی و مکانیزه و چهار گردان توپخانه رزمندگان اسلام آغاز و به مدت دو هفته انجام شد. دوران 🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس" https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk ▫️ دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1 تلگرام https://t.me/Defa_Moqaddas ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
دلاورمردِ جبهه ها و بی سر حسین مهردادی از شجاع اطلاعات عملیات لشکر امیرالمومنین(ع) : مرداد ماه 1362 مهران عملیات والفجر سه. ▫️ دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
🌷 ۸ مرداد ۱۳۶۲ — سالروز شهادت علی ماهانی فرمانده واحد مخابرات لشکر ۴۱ ثارالله (ع) کرمان 🌴 از یاران حاج قاسم سلیمانی در دوران دفاع مقدس 🌱 ولادت : ۱۳۳۶ - کرمان 🕊 پرواز: ۱۳۶۳/۰۵/۰۸ — عملیات والفجر۳ — آزادسازی مهران ▪️مفقودالاثر، بازگشت پیکر : سال ۱۳۷۶ اونقدر با اسم بی‌ بی انس گرفته بود که اگه توی بهترین لحظه‌های زندگیش از حضرت فاطمه (س) می‌گفتی شروع می‌کرد به اشک ریختن ... یه روز رفتم تو اتاقش دیدم واسه خودش مجلس روضه گرفته از حضرت‌زهرا (س) می‌خوند و گریه می کرد پرسیدم: « علی چرا گریه می‌کنی؟؟ » گفت: " برای مظلومیت حضرت زهرا (س) شما هم وقتی من شهید شدم ، بیایید سرِ خاکم و روضه حضرت زهرا رو بخونید. 🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس" https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk ▫️ دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
دفاع مقدس
🌷 ۸ مرداد ۱۳۶۲ — سالروز شهادت علی ماهانی فرمانده واحد مخابرات لشکر ۴۱ ثارالله (ع) کرمان 🌴 از یارا
6.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 | علی آقا؛ سخنان شهید حاج قاسم سلیمانی در رابطه با شهید علی ماهانی از فرماندهان لشکر ۴۱ ثارالله (ع) کرمان 🔹انتشار به‌مناسبت سالروز شهادت رزمنده عارف علی ماهانی — ۸ مرداد ۱۳۶۲ - عملیات والفجر ۳ - منطقه مهران 🔺رفیق حاج قاسم... 🔹شهید مستجاب الدعوه، حافظ قرآن، انیس مساجد و اسوه اخلاق؛ سردار شهید علی ماهانی 🔹حاج‌قاسم سلیمانی پیش او دو زانو می‌نشست. 🔹شهیدی که با لب تنشه به شهادت رسید و همواره دست و پای زخمی و مجروح خودش رو پنهان می کرد. 🎞 سردار سلیمانی: برادری داشتیم به نام علی ماهانی خیلی آدم مقدسی بود. این آقای ماهانی یه زخمی در دستش و شبیه آن در پایش داشت و همیشه آن را مخفی می کرد که تظاهر به این زخم نکرده باشد (اینها خیلی حرف هست برادرا خیلی خودسازی میخواهد) آن وقت این فرد در والفجر ۳ در میدان مین ماند(رفت روی مین) آمدند تا به مجروحین آب بدهند اول رفتند به سمت علی ماهانی ، تا به او آب بدهند... نخورد! گفت به فلانی بدهید ... دادند و بازهم که برگشتند باز علی آقا آب نخورد و گفت به فلانی بدهید! همینجور به همه آب دادند و وقتی برگشتند به سمت علی، شهید شده بود.... آن وقت ما در موضوعات مادی و موضوعاتی که خیلی ارزشی ندارد چه رقابت هایی میکنیم... در موضوعاتی که حیات ما به آن بستگی ندارد و ناجی جان ما نیست... در چیزهایی که یه ذره ما را بالا میبرد ... از نظر رتبه یا درجه یا هر چیز دیگری... چه رقابت های می کنیم! 🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس" https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk ▫️ دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
دفاع مقدس
🌷 ۸ مرداد ۱۳۶۲ — سالروز شهادت علی ماهانی فرمانده واحد مخابرات لشکر ۴۱ ثارالله (ع) کرمان 🌴 از یارا
🌷خاطره ای از شهید علی ماهانی: به سنگر اپراتوری مخابرات رفته بودم . دیدم علی آقا یک دستش را روی پوتین گذاشته و نخی را به سوزن کرده و با دست دیگرش در حال دوختن پوتین است . چون یک پایش پاشنه نداشت ، چوبی تراشیده بود و گذاشته بود جای پاشنه اش ، و این چوب که کار پاشنه را می کرد گاهی کج می شد و موجب پاره شدن وصله ته پوتین می گردید . لذا دائما ًدر حال وصله کاری بود . با این وضعیت با اصرار زیاد به او گفتم : علی آقا توی انبار پوتین هست ، شما چرا با این زحمت داری پوتین می دوزی؟ چند سال داری این پوتینُ به پا می کنی؟ حال بگذارش کنار ، می رویم شهر می دهیم کفاشی درستش کنه ، هر چه گفتم قبول نکرد. رفتار او ، آدم را یاد مولا علی (ع)می انداخت ، که کفش پاره اش را وصله مجدد می زد . (راوی : رزمنده، محمد رضا ایرانمش) 🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱🌷🌱ا 🕊 ۸ مرداد ۱۳۶۲ - سالروز شهادت علی ماهانی، از فرماندهان لشکر ۴۱ ثارالله (ع) کرمان — عملیات والفجر ۳ - منطقه مهران 🌴 گروه واتساپ "دفاع مقدس" https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk ▫️ دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1
دفاع مقدس
🌷خاطره ای از شهید علی ماهانی: به سنگر اپراتوری مخابرات رفته بودم . دیدم علی آقا یک دستش را روی پوتی
🌴 علی آقا مسؤل مخابرات لشگر ثارالله بود. ‏روزی دیدم مظلومانه ایستاده سر جاده و دو سه دستگاه بی سیم تعمیری هم همراهش است. هوا آنقدر گرم بود که در همان چند دقیقه که ایستادیم، ‏انگار بدنمان را در گرما تفت دادند . گفتیم: علی آقا، ‏الحمدالله ,واحد مخابرات که ماشین دارد؛ بخصوص برای کارهای تعمیری! چرا استفاده نمیکنی؟ خدا نکرده مریض میشی! ⚡️‏بدون اینکه بخواهداظهار وجودی بکند،‏خیلی خودمانی و صمیمی گفت: نیازی نیست اخوی. ما که وقت داریم،‌ سوار یکی از ماشینهای تو راهی می شویم. یک گردشی می کنیم، ‏بنزین بی‌خودی هم دود نمی شود!! (راوی: رزمنده، حمید شفیعی) ا🌱🌿🌱🌿🌱🌿🌱 🌷تو کجا بودی؟؟ ⁉️ما کجاییم؟؟ 👣دوازه نفر بودند که رفتند قله را آزاد کنند.محمود اخلاقے شهید شد. علے آقا هم زخمے شد.وقتے برگشتیم علے آقا گفت:مےدونم چرا شهید نشدم وقتے مےرفتیم بالای قله یه چشمه ی آب دیدم.با خود گفتم وقتے برگشتم، این جا آب تنے مےکنم. همین به دنیا باعث شد زخمے شوم ولے... 🌴 گروه واتساپ دفاع مقدس ۱ https://chat.whatsapp.com/C2cmirle7r2I68ULVJglLk 🌿 دفاع مقدس ۲ https://chat.whatsapp.com/KcGc5RPIVyd2LU8tjcgZK1