ادوارد: میدونی آنا
آدم ها چندین دسته اَن
دسته ای که از تنهایی "فراری" اَن
و تصمیم میگیرن که یکی رو دوست داشته باشن
دسته ی دوم نمی تونن از تنهایی فرار کنن
و از طرف یکی دوست داشته میشن
و دسته ی سوم...
آنا(با لبخند) : و دسته ی سوم چی...؟!
ادوارد : اونا تو هیچ دسته ای نیستن
میدونی آنا
اونا واقعا "تنها"ن
#حمید_جدیدی
از عطر بهار نارنج های حیاطمان،
نویدی از عشق می رسد!
به گمانم خوشبختی،
اینبار پشت در خانهی ماست...
| مسلم خزایی |
نگاهش
به نوبرانه های گیلاس بود
گفت من تجربه کرده ام
هیچ جا به
زیبایی آغوش کسی که
دوستش داری نیست...
| وحید قرقانی |
یک روز میبینم بگردی سخت دنبالم
اینها همه بازی تقدیر است، میفهمی؟
روزی که برگردی نه میگریم نه میخندم
روزی که برگردی دلم پیر است، میفهمی؟!
| محمدحسین سرخوش |
آه از آن نگاه
واژه میشوم، مرا مرور میکند
سنگ میشوم، مرا بلور میکند
شیشه میشوم، ز من عبور میکند...
| عبدالجبار کاکایی |
جنگل
رد پای باران است
ویرانه
رد پای طوفان
من رد پای توام
همیشه پشت در خانه ات
تمام می شوم
| علیرضا راهب |
"تو از کِی عاشقی؟"
این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریهام فهمید، مدتهاست.. مدتهاست..
هدایت شده از 'جٰــاودان 𓍼ֶָ֪
•🌱📼•
"تو از کِی عاشقی؟"
این پرسش آیینه بود از من
خودش از گریهام فهمید، مدتهاست.. مدتهاست..
#فاضل_نظری
توبه کردم که
قلم دست نگیرم اما
هاتفی گفت که این بیت
شنیدن دارد ،
و خدا خواست که
یعقوب نبیند یک عمر
شهر، بی یار، مگر
ارزش دیدن دارد !
- جنابِ شهریار
کاش
میفهمیدی
آدم
از یک جا به بعد
کنار میکشد
اهلی خودش میشود؛
مگر یک آدم
چقدر
میتواند
مهربان باشد
و تو
هی سیلی بزنی
به احساسش!
#امير_وجود
@Sad_Sleep