گفتا که میبوسم تو را، گفتم تمنا میکنم؛
گفتا اگر بیند کسی،
گفتم که حاشا میکنم...🤌"
- سیمین بهبهانی -
گرچه این شهر شلوغ است ولی باور کن ؛
انچنان جای تو خالیست صدا میپیچد ...
ماه که در اسمان نباشد ؛ خورشید که قهر کند ؛ ابرها میآیند ..
ابر ها میآیند و دسته جمعی گریه میکنند ؛ با تمام شدن گریهشان خودشان نیز تمام میشوند ..!
عاشقی را خوب بلدند . در هجر چونان میسوزند و شیون و زاری میکنند و میبارند ؛
و چونان جار میزنند و غرش میکنند که تمام عالم متوجه میشوند ماه با اسمان قهر است !
آسمان زیبا ناز میکشد ..
آسمان از هر راهی برای این که دل معشوقه اش را بدست بیاورد استفاده میکند .
گریهی ابرها بروی تک تک مردم شهر سرازیر میشود . ابرهای اسمان تمام شدند اما ابرهای گلوی شهر تازه راه خودشان را پیدا کرده اند ..
نمی دانم ...
حالا که زمین خیس است از گریهی ابرهای گلوی آسمان است یا گلوی مردم شهر ؟
همه مان ماهی را گم کرده ایم ..
پیداست ! حاضر است و همیشه و هرجا مارا میبیند ..
مراقبمان است!
به واسطه اش رحمت الهی بر سرمان نازل میشود و به برکت وجودش گیاهان رشد میکنند و به حیوانات و انسان ها روزی میرسد .
اصلا تمام عالم برای و به برکت او زنده است ..
ما نمیبینماش ..
گم کردیمش .. ماهمان با ماه اسمان فرق میکند .
ماهمان با ما قهر نیست ..
این ما هستیم که ابر کشیده به رویش و در فراقش میسوزیم و میباریم ..
باید تکانی به خود دهیم و اجازه بدهیم نورش را کامل تر برویمان بتاباند .
منتظر است ... در سنت ما منتظر گذاشتن جایز نیست ..
باید برخیزیم و غبار دلهایمان را بشوییم .
غبار شهر را باران شست ؛ این بار نوبت ماست تا غبارِ شهر دلهایمان را بشوییم و نورش را از پشت پنجره های کثیفِ قلبمان واضح ببینیم ؛ تا ماهمان هویدا گردد ؛ تا که مهدیموعود〔عج〕ندا دهد :
<<اَلا یا اَهلَ العالَم ، اَنا المَهدی ..:)>>
_ حسین زاده _
enc_17392955411079802018572.mp3
زمان:
حجم:
2.5M
خورشید فقط ثابت بود؛
آنقدر به گردش چرخید،
آنجا حرکت پیدا کرد '🌞'
گفته بودم که تــو را دوست ندارم دیگـر
درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد"💔
- احسانافشاری -
دﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ . . . !
ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ . . .
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ
ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ
ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ !
ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ . . .
ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ گل بود
ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ !
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ
ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود . . . !
آنکه تو را میخواهد
به هر بهانه ای میماند ...
-|#حسین_پناهی..
-|anche_nagooftam ..
کیمیا رجبی چقدر قشنگ میگه:
«شب هنگام، تکههای شکستهات را بههم بچسبان تا صبح دوباره همانی شوی که بودی؛
قوی، استوار و شجاع.»✨