eitaa logo
بسامد'
877 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
فرصت دوباره دادن مِثل خوندن یه کتاب میمونه که از قبل خوندیش و میفهمی آخرش چطوری تموم میشه..
-
کاش می‌شد بودنت رو کنسرو کرد.
امروز فهمیدم خیلی حرف برای نگفتن دارم.
زمانی دیگه برای موندن آدم‌ها نجنگیدم که فهمیدم خدا داره از دستم نجاتشون می‌ده. که فهمیدم لیاقتشون یه خانواده و عشق و رفاقت آروم و عادیه. نه من. نه منِ غیرعادی و دیوانه.
دلم میخواست پنج سالم بود و تو پارک به یه دختر رندوم میگفتم: سلام دختر خانوم بابام برام یه انگشتر صورتی خریده میای با هم دوست شیم؟
دوست داری چیزی بگی؟ https://daigo.ir/secret/11510385507