eitaa logo
بسامد'
877 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
دلم میخواست پنج سالم بود و تو پارک به یه دختر رندوم میگفتم: سلام دختر خانوم بابام برام یه انگشتر صورتی خریده میای با هم دوست شیم؟
دوست داری چیزی بگی؟ https://daigo.ir/secret/11510385507
بسامد'
دوست داری چیزی بگی؟ https://daigo.ir/secret/11510385507
- چقدر غم دارن حرفات ... + هر پستی، یه شأن نزولی داره.
فرایندی به اسم انتظار.. شیرینی رو به تلخ هیجان آور این روزها. آمیخته به صبر و شور نتیجه ای شاد و پشت پرده ی یک هنر فروریخته از یک سایه، روح و شاید گفت یک هیچ!
بسامد'
دوست داری چیزی بگی؟ https://daigo.ir/secret/11510385507
- قلبم، روحم ،جسمم از نبودنش تیکه تیکه شده 🖤 ... همه ی ما یه "ضمیر متصل اش" داریم که بیچارمون کرده. مثلا همین من، توی روز اَلَست اون رو نشونم دادن که خر شدم.. وگرنه این دنیا، اومدن نداشت.
بسامد'
دوست داری چیزی بگی؟ https://daigo.ir/secret/11510385507
- حیفما یه ادمایی که قلبمون بازی گرفتن ک بخوان کوچیکمون کنن،غرورمون خورد کنن ... یه سری لکه‌ها پاک نمی‌شن، حتی با سرکه و الکل و آبلیمو. چه بخواد پارچه باشه، چه بخواد دل و قلب ادمیزاد. ولی شما غصه نخور، کوچیکا که خداشون بزرگه، کوچیک شده ها خداشون بزرگتر. دایورت کن به خودش، حل میشه.
من حاضرم خدا بگه "من بیام پیداش کنم کتک میخوری‌ها!"، ولی بیاد.
از بچگی یاد گرفتیم اونی که مهربونه، باید بهمون سواری بده.
مثل کسی هستم که فرق سرش شکسته. داغ، خون‌آلود، گیج و بی‌درد.