eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
لبخند می‌زنیم که : «رنجیده‌ست...» ؛ گاهی ترور ، شلّیکِ حرفهای نسنجیده‌ست .
هدایت شده از - ۅیـࢪان -
- با صدایِ پر از بغض می‌گفت : ‹ بیا من سرمو بزارم رویِ پات بعد تو ؛ با سر انگشتات یه سری مسیر . . مبهم و دایره وار رویِ پیشونیم طی کن ! › "چون خیلی خسته‌ام . . - vιιʀᴀɴ -
چاله ی ''گونه'' ببوسیدم و بعدش لب ناب کاش هر لحظه از این چاله به آن چاه افتم
هدایت شده از پرازهیچ'؛
از خوردن بستنی قیفی ... در خیابان ... خجالت نکش از اینکه بایستی ... و از سوژه ای که خوشت آمده ... عکس بگیری! از اینکه بنشینی ... کنار کودک فال فروش ... و با او درد و دل کنی... از اینکه وسط پیاده رو... البته اگر مامور نبود !... عشقت را در آغوش بگیری.. از اینکه در کوچه .. با بچه ها دنبال بازی کنی از ابراز علاقه کردن به کسی که ... دوستش داری از عصبانی شدن.. از بلند خندیدن از گریه کردن های بی دلیل... از کنار گذاشتن آدم هایی که ... تو را نمی فهمند خجالت نکش! عمر هیچ کس ... قرار نیست جاودانه باشد برای خودت زندگی کن! میدانی چیست رفیق؟ خواهی نشوی همرنگ... رسوای جماعت شو...
بسامد'
از موسیقی می‌ترسم! چون نمی‌دانم می‌خواهد مرا به کجای خاطراتم ببرد.. -فرانتس کافکا
دوست داشتن عضوی از بدن است ! درد میگیرد ، زخم میشود ، میشکند فقط از بین نمیرود ! میماند بدخیم میشود . صد سال سیاه هم که بگذرد آدم میمیرد اما دوست داشتنش کم نمی آورد .
وای‌بَرتلخیِ‌فرجامِ‌رَعیـت‌پسری كه‌بخواهددلی‌ازدخترِیك‌خان‌ببرد:))
هدایت شده از - خانوم‌ِناقِص !'
-
هدایت شده از هیچ²
بیمارِ سکوتِ تو ام ، بیشتر خفه شو.
هدایت شده از _ شهر بی بی _