eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق چون در سینه ام بیدار شد از طلب پا تا به سر ایثار شد این دگر من نیستم،من نیستم حیف ازآن عمری که بامن زیستم :)
از تو ممنونم ، تنها كسی هستی كه وقتی آخرِ پيامهام برای تو می نويسم: " مواظبِ خودت باش " می فهمی كه دارم ميگم كه چقدر دوسِت دارم : )
چشم باز کن حال و روزم را ببین در میان غصه ها غم های بسیار خورده ام..
گفتی ‌دعایم‌‌ میکنی ؟ گفتم‌ خدا می‌خواهمش... گفتی ‌نمی‌خواهد ‌تو هم با این عبادت کردنت !
ئا.jpg
حجم: 83.2K
وقتی میپرسه حالت چطوره؟
خنده های از ته دلم‍ را گوشه کنارهای وجودت جا گذاشته‌ام‍ . گر بشود بار دگر باز به دیدنم‍ بیا تا به بهانه ی انها چشمانت را باز بیینم‍... :)
ولی از پاییز فقط سرماخوردگیش به مارسید که..
یادم نمیکنی و از یادم نمیروی یادت بخیر، یار فراموش کار من!
گفتم شرابِ وصل به اوباش می‌دهند؟! با خنده گفت :بنده‌ی او باش، می‌دهند
هدایت شده از 𝒎𝒐𝒃𝒉𝒂𝒎|ܩࡅߺ߲ܣܩܢ‌‌
توانایی اینو دارم که ساعت ها بشینم و به چشمای قشنگت فکر کنم