eitaa logo
بسامد'
875 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
248 ویدیو
17 فایل
_ روایت‌های طبقه‌بندی نشده. ‏ در حوالیِ روزمرگی.
مشاهده در ایتا
دانلود
لینکو ندارم بزارین
هدایت شده از روح!
غم نخوری،غم میخورتت
ب مامانم ک نگا میکنم با خدم میگم اگ منو نداش قطعا خوشحال تر بود :))))💔🚶🏻‍♀️
یه دیالوگی بود که میگفت:
بسامد'
یه دیالوگی بود که میگفت:
چه شکستی بزرگتر از اینکه بعد از گذروندن این همه وقت پای ینفر، بفهمی چقدر باهات غریبست" و چه آدمایی که تو خیالِ خودمون باهاشون زندگی میکردیم ولی واسشون هیچی نبودیم جز یه آدم معمولی.
بسامد'
ما دو سرویم در آغوش هم افتاده به خاک چشم بگشا که گره خورده به هم ریشۀ ما:)))))
و چه جایِ امنی است آغوشِ کسی کهِ بی واهمهِ دوستَت دارد؛♥️
شب برای بعضی آدمها وقتِ خواب نیست. بهانه ای ست تا چشم روی هم بگذارند و جایی حوالیِ میعادِ بغض با پلکهای بسته آرام و پاورچین به ملاقاتِ "او" که ندارند بشتابند.
تمامِ دلتنگى هايم را برايش نوشته ام؛ خط به خط... روز به روز... ساعت به ساعت... اما ميترسم! ميترسم از اينكه بخواند و با پوزخندى از كنارش رد شود! ميترسم از اينكه بخواند و با يك "مرسى" گفتن، تمامِ تصوراتم را خراب كند! ميترسم از اينكه يك نفر قبل از من، تمامِ اينها را برايش گفته باشد! شجاعتم تا همين حد بود؛ "برايش نوشتن" من جراتِ ارسالش را ندارم!
سعی کنین جهت گیریای سیاسیتونو خیابون بگیرید... اینجا جای این‌حرفا نی تو خیابون و واقعیتم عملیش میکنیم اما کی تعیین میکنه جاشه یا نه؟