چه حال بی چارهای.
نه راه رفتن روشن است و نه چراغ اتاق؛
این ماجرا مرا به خیر و تو را به سلامت ببرد.
اگه میشد اینقدر نگاهت میکردم که دیگه رمقی واسه چشمام برای دیدن کسدیگه ای باقی نمونه.
انجمن نوازندگان مرده
مرا در آغوش بگیر،در آغوش بگیر که تا آخرین تار و پود وجودم را شعف بگیرد،مرا در آغوش بگیر تا عطر اینج
تن خستمو مرهم این زخمای بازت کن.